رفراندوم: توهمات و واقعیتها

گفتگو با علی جوادی

جوانان كمونیست: اخیرا تعدادی از عناصر دوم خردادی طرحی پیرامون رفراندوم برای تغییر قانون اساسی مطرح كرده اند. چهارچوب و كلیات این طرح چیست؟

علی جوادی : طراحان این پروژه خواهان برگزاری یك رفراندوم بمنظور تغییر قانون اساسی هستند. از قرار سئوال رفراندوم این است: قانون اساسی رژیم اسلامی آری یا نه؟ در بیانیه این طرح آمده است: "تجربه هشت سال گذشته نشان میدهد كه وجود قانون اساسی و ساختاركنونی، امكان اصلاح كشور در هیچ جهتی متصور نیست." تغییر قانون اساسی را "گام اول" در تعیین نظام دلخواه" مردم اعلام كرده اند. خواهان نظامی "بر اساس حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی و ایجاد روابط مسالمت آمیر با جامعه جهانی و تكیه بر ارزشهای فرهنگی و اقتصادی ایران" هستند. و در حال حاضر مشغول امضا جمع كردن برای این پروژه در اینترنت هستند. طراحان این پروژه (علی افشاری، رضا دلبری، ناصر زرافشان، محمد محسن سازگارا، اكبر عطری، مهرانگیز كار، محمد ملكی و عبدالله مومنی) عمدتا از عناصر شناخته شده دوم خردادی هستند.

جوانان كمونیست: بعدا به بررسی این طرح میپردازیم. مقدمتا این اولین باری نیست كه طرح رفراندوم مطرح میشود. تاریخچه "رفراندوم" در شرایط حاضر چیست؟ تفاوت این طرح با طرحهای گذشته چیست؟ چرا اكنون از استقبالی در میان نیروهای ملی اسلامی و ناسیونالیستهای پرو غربی برخوردار شده است؟

علی جوادی : همینطور است كه میگوئید. این اولین باری نیست كه طرح رفراندوم در اشكال مختلف توسط نیروهای دوم خردادی و دست راستی در اپوزیسیون مطرح شده است. اكثریت دوم خردادیهای شكست خورده به این صف تعلق دارند. كسانی كه تا دیروز در صف حامیان جناحی از رژیم قرار داشتند، كسانیكه پرچم دفاع از جناح "مترقی" رژیم اسلامی و سید خندان را در دست داشتند، هر كدام امروز به اشكال مختلف طرح رفراندوم را به میان كشیده اند. البته همانطور كه دوم خرداد مدافعین شاه پرست خود را نیز داشت، در صف رفراندوم چی ها نیز برخی نیروهای سلطنت طلب و مشروطه خواه و از جمله بقایای نظام سلطنت نیز دیده میشوند. از محس سازگارا و حشمت طبرزدی و عباس امیر انتظام گرفته تا رضا پهلوی و دفتر تحكیمی ها و نیروهای ملی – اسلامی از جمله جبهه ملی و اكثریتی ها و جمهوریخواهان جملگی به این صف تعلق دارند.

تنوع اشكال رفراندوم نیز حداقل به میزان نیروهای شكست خورده دوم خردادی است. رفراندوم برای اصلاح قانون اساسی و محدود كردن اختیارات ولایت فقیه. رفراندوم برای تغییر قانون اساسی. رفراندوم برای تغییر رژیم اسلامی تحت نظارت خود رژیم اسلامی. رفراندوم برای تغییر رژیم اسلامی زیر نظر سازمان ملل. رفراندوم برای تعیین نظام آتی تحت حاكمیت رژیم اسلامی.

این طرح تفاوت چندانی با طرحهای قبلی در زمینه رفراندوم ندارد. آنچه این طرح را از طرحهای سابق جدا میكندد، مقبولیت و یا جذابیت خاص سئوال و یا سناریویی نیست كه در آن مستتر است بلكه شرایط سیاسی و موقعیت رژیم در شرایط كنونی در صحنه بین المللی است. عقب نشینی رژیم در قبال فشار بین المللی و مشخصا توافق با طرح اتحادیه اروپا مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم و موقعیتی كه اتحادیه اروپا پس از آن كسب كرد یكی از مولفه های اصلی در جان دادن به این طرح است.

شاید بپرسید كه توقف غنی سازی و توافق با اتحادیه اروپا چگونه وارد این معادله و ارزیابی سیاسی میشود؟ توافق بر سر توقف غنی سازی اورانیوم و عدم ارجاء پرونده رژیم اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل در روابط بین المللی به معنای دست بالا پیدا كردن سیاست و قدرت عمل این نیرو در قبال تحولات ایران است. جمهوری اسلامی برای خنثی كردن و فشار دیپلماتیك و تهدیدهای نظامی و سیاست رژیم چنج هیات حاكمه آمریكا به اتحادیه اروپا نیازمند است. و این نیاز به اتحادیه اروپا امكان برتر و موقعیت ویژه ای در معامله و زد و بند با رژیم اسلامی را میدهد. از طرف دیگر عامل تغییر و فشار در این پروژه مردم نیستند. برعكس مردم باید تماشاچی باشند. نتیجتا فشار اتحادیه اروپا و قدرت مانور و بند و بست این نیرو با رژیم اسلامی تعیین كننده است. این موقعیت ویژه رژیم و اتحادیه اروپا توسط نیروهای دوم خردادی به درستی درك شده است. نتیجتا دو باره طرح رفراندوم را مطرح كردند. این بار نه برای آشتی اسلام با دمكراسی و حقوق بشر بلكه طرحی با خود بسته بندی حقوق بشر. هدفشان ترغیب این نیرو برای اعمال فشار به رژیم اسلامی برای قبول تغییراتی در رژیم بمنظور جلوگیری از انقلاب و تحولاتی است كه كمونیستها و طبقه كارگر را در صدر اعتراضات جامعه قرار میدهد. این از اركان سیاست بورژوازی جهانی در تحولات حاضر است.

جریانات سلطنت طلب و مشروطه خواهی هم كه انگشت خود را بر پای این طرح گذاشته اند در این تشخیص موقعیت سیاسی بین المللی با شكست خوردگان دوم خردادی شریكند. حساب روی برگ قدرت مانور اتحادیه اروپا نقطه مشترك نیروهای گرد آمده به دور این طرح است. بنظرم این عوامل را باید جزیی از اقبال و شلوغ بازی سیاسی پیرامون این طرح به حساب آورد.

جوانان كمونیست: اجازه دهید به بررسی نقد طرح بپردازیم. رفراندوم برای تغییر قانون اساسی، ایجاد مجلس موسسان، رای مردم، نقد شما چیست؟ حكومتی بر مبنای حقوق بشر كه صدها بار از حكومت فعلی مطلوب تر است؟

علی جوادی : مسلما حكومت مبتنی بر حقوق بشر بمراتب از چنین رژیمی مطلوب تر است. اما مساله اینجاست كه این نیروها و این پروژها ربطی به اراده مردم حقوق شهروندی و آزادیهای سیاسی بی قید و شرط ندارند. بعلاوه اراده مردم، حقوق بشر و دمكراسی ظاهر و كاغذ كادوی بسته بندی این طرح است. مدافعین رژیم دوم خردادی و جناح "مترقی" اسلام و حواریون خاتمی و یا سازمان دهندگان حزب رستاخیز و نظام استبداد سلطنتی را هر چند كه در اپوزیسیون رژیم اسلامی قرار داشته باشند، نمیتوان هوادار رای و اراده مردم قلمداد كرد.

در نقد این طرح به دو نكته باید اشاره كرد. ١- توهم پراكنی نسبت به رژیم آدمكشان اسلامی، ٢_ تلاش مذبوحانه برای كنترل و مهار اعتراضات رادیكال مردم به ستوه آمده.

این طرح بر یك دروغ بزرگ نسبت به ماهیت رژیم آدمكشان اسلامی استوار شده است. و آن پذیرش و تن دادن رژیم به رای و آرای مردم است. تبلیغ این طرح مستلزم عوامفریبی عظیمی نسبت به ماهیت رژیم اسلامی است. ظاهرا من و شما باید بپذیریم كه نظام جمهوری اسلامی بدون آن كه مردم به زور متوسل شوند از سر راه مردم برای تحقق آزادی و برابری و ایجاد یك جامعه باز و امروزی كنار خواهد رفت. ایكاش چنین پروژه ای عملی بود. ایكاش میشد بدون اینكه خونی از دماغی ریخته شود اسلحه را از دست آدمكشان اسلامی خارج كرد. سران رژیم را به جرم جنایت علیه مردم به پشت میز محاكمه قرار داد. برابری زن و مرد را اعلام كرد. اعلام كرد كه اعمال آپارتاید جنسی جرم است. تبعیض جرم است. ایكاش میشد با یك رای گیری بساط اعدام و شكنجه و زندان را برچید. تمام احزاب را آزاد اعلام كرد. حق اعتصاب و تظاهرات و تشكل را جزء حقتوق پایه ای و تخطی ناپذیر مردم قلمداد كرد. ایكاش میشد دست مذهب را با یك رای گیری و در یك رفراندوم از زندگی مردم كوتاه كرد. بساط اعدام و سنگسار و شلاق و شكنجه را برچید. كار مزدی و بردگی و استثمار را دون شان انسان اعلام كرد. ایكاش میشد در فردای رفراندوم فرضی جامعه ای را بنا نهاد كه آزادی و برابری ورفاه و سعادت از اصول تخطی ناپذیر آن باشند. اگر چنین پروژه ای عملی بود ما كمونیستهای كارگری را جامعه در پیشاپیش صف مدافعان رفراندوم میدیدید.

اما واقعیت چیست؟ رژیم اسلامی، رژیم صد هزار اعدام، رژیم سركوب و ترور و خشونت و بی حقوقی مردم بسادگی و بدون اعمال زور در مقابل اراده مردم تسلیم نخواهد شد. چنین رژیمی بسادگی تن به هیچ رفراندومی برای تغییر مبانی سیاسی – حكومتی جامعه نمیدهد. در فردای فرضی چنین رفراندومی اسلحه هایش را زمین نخواهد گذاشت. زندانهایش را خراب نخواهد كرد. بساط سنگسار و شلاق و اعدام را جمع نخواهد كرد. چنین رژیمی به مردم اجازه نخواهد داد تا آزادانه برای آلترناتیو مطلوبشان تبلیغ كنند. نشریه تكثیر و توزیع كنند. سخنرانی كنند و بسیج كنند. كیست كه نداند رژیم اسلامی با مسالمت در برابر اراده اكثریت عظیم جامعه برای تغییر نظام كنار نخواهد رفت؟ اگر رژیم اسلامی در پس یك اعتراض ساده یا مطالبه كارگر برای پرداخت حقوق عقب افتاده كارگران را با هلكوپتر به رگبار می بندد، و تا كنون چوبه های دارش را در تمامی پهنای جامعه گسترده است، نتیجتا تن دادن به رفراندوم برای تغییر قانون اساسی و یا كنار گذاشتن ولایت فقیه حكومت خدا علیه مردم رویای كودنانه ای بیش نیست. رفراندوم برای تغییر رژیم اسلامی پروژه ای خیالی و عوامفریبانه است. عملی نیست. رویایی است.

از طرف دیگر تلاش برای كنترل و مهار اعتراضات رادیكال مردم ركن دیگر این پروژه است. در این طرح مردم جایی ندارند. و این ویژگی و خصلت عمومی این طرح است. نقش مردم، نقش سیاه لشكر است. باید مردم را بی وظیفه كرد تا بتوان كنترلشان كرد. باید بی توقع و چشم انتظارشان كرد تا بتوان فریادهایشان را خاموش كرد. این جریانات نتوانستند با یك جنبش ارتجاعی از جنس دوم خرداد اعتراضات مردم را مهار كنند. سیاست چانه زنی از پایین دوم خرداد عملا به عبور از خاتمی انجامید. میدانند كه هر گونه اعتراض اجتماعی بسرعت رادیكال و تهاجمی میشود. بستری برای قدرتگیری و گسترش نفوذ اجتماعی چپ و كمونیسم و آزادیخواهی میشود. میدانند كه مردم معترض در خیابان بسرعت شعارهای رادیكال و آزادیخواهی سر میدهند. سرنگونی رژیم را فریاد میزنند. قوانین اسلام را زیر پا له میكنند. از اینرو تنها چاره شان كنار زدن و حاشیه ای كردن كل اعتراض مردم ازصحنه تحولات اجتماعی است. طرح رفراندوم علیرغم بسته بندی ظاهری آن عملا منجر به قیچی كردن و خفه كردن مبارزات مردم خواهد شد. تنها در این صورت قادر به كنترل مردم معترض خواهند شد. كنترل و خفه كردن اعتراضات مردم یك غیر ممكن سیاسی است.

جوانان كمونیست: آیا فقط به غیر واقعی بودن وغیر ممكن نبودن این پروژه نقد دارید یا افق و چهارچوبی هم كه طرح میشود مورد نقد شماست؟

علی جوادی : نه، بهیچوجه. اگر حتی پروژه این جریانات عملی و ممكن بود. اگر حتی سناریویی كه در دست دارند قابل تحقق بود، اركان نقد ما به آن تفاوتی نمیكرد. ما سوسیالیستیم. ما منتقد كار مزدی و استثمار انسان از انسان در جامعه هستیم. ما آزادیخواه و برابری طلبیم. ما ریشه و علل مصائب بیشمار مردم را میشناسیم. ما علت فقر و محرومیت را میدانیم. ما خواهان نظامی آزاد و برابر برای همگان در جامعه هستیم. ما مینی مالیست نیستیم. به كم رضایت نمیدهیم. تمام آزادی را میخواهیم. تمام برابری را میخواهیم. جامعه آزاد كمونیستی تنها واقعیتی است كه میتواند به آرمان آزادی و برابری انسانها به معنی واقعی كلمه جامه عمل بپوشاند. ما برای دنیایی تلاش میكنیم كه هر كس به اعتبار انسان بودن به یكسان از كلیه مواهب زندگی و محصولات تلاش همگان برخوردار شود. ما منتقد پایه ای نقطه نظرات جنبشهایی هستیم كه این پروژه بخشی از عملكرد امروزین آن است.

در بررسی جنبشهای اجتماعی گاها كلماتی اهداف جنبشی را به روشنی بیان میكنند. "تمامیت ارضی"، "ارزشهای فرهنگی و اقتصادی ایران"، ای نمفاهیم بیان فشرده اهداف جنبشی ناسیونالیستی و دست راستی و محافظه كار هستند. در بررسی اهداف اجتماعی این جنبش ادبیات حزب ما بسیار غنی است. اهداف این جنبش برای ما شناخته شده و معلوم است.

جوانان كمونیست: معنای عملی و واقعی این طرح چیست؟ ارزیابی شما از اهداف سیاسی این طرح چیست؟ این طرح چه اهدافی را دنبال میكند؟

علی جوادی: در سطح كلی هدف این نیروها به لحاظ سیاسی تدارك و ایجاد آمادگی در میان صفوف بورژوازی بمنظور مقابله با طبقه كارگر و كمونیسم و انقلاب است. این نیروها هدفشان اصلاح و تعدیل و حتی تغییر رژیم بمنظور جلوگیری و مقابله با انقلابی است كه جامعه دستخوش آن خواهد شد. تلاش برای تغییر رژیم و ایجاد آمادگی در صفوف بورژوازی و طبقه حاكمه هدفی است كه این نیروها دنبال میكنند. تكاپوی این نیروها نه از سر دلسوزی برای مردم بلكه بخاطر مقابله با صف آزادیخواهی و كمونیسم و قطب چپ و رادیكال در جامعه است. رژیم اسلامی باید به كناری زده شود چرا كه كارایی لازم برای سركوب كمونیسم و كارگر را ندارد. این جوهر تلاش این قطب اپوزیسیون است. تجدید آرایش بورژوازی برای مقابله با كارگر و كمونیسم و حزبش.

جوانان كمونیست : رفراندوم و مجلس موسسان چه ارتباطی با خواست آزادی و برابری و سرنگونی رژیم اسلامی دارند؟

علی جوادی : درست در نقطه مقابل آن در صفوف اپوزیسیون قرار دارند. طرحی بمنظور مقابله با این خواست پایه ای و بیان شده چپ جامعه هستند. اگر آزادی و برابری پرچم مردم آزادیخواه و برابری طلب و كلا چپ جامعه است در نقطه مقابل رفراندوم و سازش و بند و بست راه كارهای اپوزیسیون ملی اسلامی و اپوزیسیون دست راستی و محافظه كار است.

جوانان كمونیست: دو باره نیروهای نا متنجانس ملی اسلامی و برخی از نیروهای سلطنت طلب و مشروطه خواه به گرد پرچمی واحد جمع شده اند. ارزیابی شما چیست؟ چه اهداف مشتركی این نیروها را به هم نزدیك و دور هم در این شرایط جمع میكند؟ تفاوتها چیست؟

علی جوادی: این نیروها به دو جنبش اجتماعی متفاوت اما به لحاظ طبقاتی یكسان تعلق دارند. ناسیونالیسم پرو غربی و ناسیونال اسلامی دو جنبش بورژوازی در جامعه هستند. هر دو مدافع نظام سرمایه داری. هر دو رو در روی انقلاب. هر دو ضد آزادی و برابری انسانها. هر چند كه مختصات نظامی كه در پی تحقق آن هستند تفاوتهای آشكاری دارد. اما آنچه این نیروها را در این شرایط در كنار هم قرارمیدهد رو در رویی با انقلاب است. مصون داشتن اركان حاكمیت طبقاتی، كنترل و مهار اعتراضات مردم و كانالیزه كردن آن در جهت امیال جنبشهای طبقات دارا و سرمایه در جامعه از اهداف سیاسی مشتركی كه گرد هم آیی این نیروها را ممكن میكند. در یك كلام حفظ حاكمیت سرمایه در مقابله با انقلابی كه برای تحقق اهدافش باید بنیانهای نظام سرمایه داری را نابود كند فصل مشترك این جنبشها را در مقابله با كارگر و كمونیسم و پرچم آزادی و برابری تشكیل میدهد.

جوانان كمونیست: عامل "معتبر" بودن دوم خرداد نیرویی در درون حاكمیت رژیم اسلامی بود. نیرویی كه به اصطلاح میتوانست عامل تعدیل و تغییر رژیم از درون باشد. نیروی محركه این پروژه چیست؟ به چه امید بسته اند؟

علی جوادی : مردم توجهی به این پروژه نخواهند كرد. اسیر توهمات و سیاهی لشكرشان نخواهند شد. خودشان هم میدانند. از این رو به عامل فشار و اهرم اتحادیه اروپا در این برهه دل بسته اند. اگر در پروژه دوم خرداد نقش جناح خاتمی و جناحی در درون رژیم محوری و عامل اعتبار این جنبش در جامعه بود، در این پروژه امكانات اتحادیه اروپا، چراغ سبز این جریانات و مراودات آنها با رژیم اسلامی نقطه امیدشان برای پیشروی در این راستا است. بدون برگ اتحادیه اروپا و اهرم فشار و بند و بست بین المللی این جریانات امكان دیگری ندارند. ظاهرا قدرت مانور و امكانات اتحادیه آن نور در انتهای تونلی است كه این جریانات را به وجد در آورده است.

جوانان كمونیست: جایگاه اجتماعی و آینده سیاسی این پروژه را چگونه ارزیابی میكنید؟

علی جوادی: شكست خواهند خورد. این پروژه هم سرنوشتی متفاوت از كل پروژه دوم خرداد نخواهد داشت. سرنگونی رژیم حكم قطعی مردمی است كه به كمتر از آزادی و برابری رضایت نخواهند داد. ما این را تضمین خواهیم كرد. ما اجازه نخواهیم داد مردم را در نیمه راه متوقف كنند. ما اجازه نخواهیم داد خاك بر چشم مردم بپاشند. ما شكست این پروژه ضد انقلابی را مانند شكست پروژه دوم خرداد و پروژه كمیته صلح نوبل تضمین خواهیم كرد. ما اظهار ندامتهای این جریانات در دفاع از خاتمی را فراموش نكرده ایم. جامعه نیز حافظه تاریخی خود را از دست نداده است.

جوانان كمونیست: انتظار و توقعتان از مردم در این راستا چیست؟

علی جوادی : مردم نباید اجازه دهند كه این پروژه ها باعث كندی اعتراضاتشان برای سرنگونی رژیم اسلامی شود. مردم نباید تسلیم چنین روندهایی شوند. رفراندوم راهی برای عقب راندن رژیم در جهت آزادی و برابری نیست. بند و بستی از بالای سر مردم و در مقابل اراده مستقیم آنهاست. ما بار دیگر اعلام میكنیم تنها یك انقلاب عظیم اجتماعی قادر به سرنگونی رژیم اسلامی و استفرار نظامی مبتنی بر آزادی و برابری و رفاه خواهد شد. چنین نظامی تنها یك جمهوری سوسیالیستی میتواند باشد.

٥ دسامبر ٢٠٠٤