زلزله و پس لرزه هایش 

کیوان جاوید

مشاهده کابوس های طبیعی و متعاقب آن تراژدی های "غیر طبیعی" دیگر به جزئی جدا نشدنی و داده شده در زندگی ما تبدیل شده است. انگار بدون مشاهده چهره درد کشیده هزاران یا حتی میلیونها نفر بر صفحه تلویزیون یا روزنامه ها زندگی روزانه غیر عادی است. دیگر نمی شود با خیالی راحت و بی هراس روزنامه را ورق زد یا گوش به اخبار داد یا سرگرم تماشای چیزی شد. اگر آنقدر "خوشبخت" باشیم و با خبر کشتار قومی و ملی و مذهبی روبرو نشویم  و با  حوادث کار و اعدامها و کشتار زندانیان سیاسی و لشگر کشی های نظامی بمباران نگردیم  بی شک حوادث طبیعی چهره کریه خود را در مقابل دیدگان ما به نمایش خواهد گذاشت.

آخرین نمونه این مشاهده غم انگیز، زمین لرزه سهمگین در مناطق شمالی پاکستان است. تا همین جا کشته شدن بیش از بیست هزار نفر مخابره شده است. بی تردید تا فراموش شدن این تراژدی، تعداد مرگ و میر و مجروحان چند برابر گزارش خواهد شد. می گویم فراموش شدن! اما نه به این دلیل که به موجودی تبدیل شده ایم که هیچ غمی، هر چند بزرگ خراشی به وجدان انسانی ما وارد نمی کند. فراموشی از آن رو که فردا روز دیگری برای مشاهد دردی از همین دست و شاید هم بزرگتر از این باشد و مگر نه اینکه  انسان موجودی است که به شایستگی توانسته است خود را با محیط اش  وقف دهد. فراموشی برای از پا در نیامدن و برای زندگی کردن.

از بم تا سونامی و از نئواورلئان تا مظفر آباد و بالاکوت. انگار فیلم را به عقب برگرادنی و مجددا از نو مشاهده اش کنی. جنازه هایی که به خاک سپرده می شوند و مجروحانی که در انتظار مداوا به آسمان خیره شده اند و گرسنگانی که منتظر دستی از "غیب اند" تا لقمه نانی یا لیوانی آب به آنها برساند. اما درهر کجای جهان که باشی و گرفتار این مصیبت شده باشی در بر همان پاشنه می چرخد. آنها که از دست طوفان و زمین لرزه و آتشفشان "جان بدر" برده اند بی سر پناه و گرسنه و تشنه و آواره می شوند. و فردا و یا فرداهای دیگر سیاستمداران و دولتمداران از تفریگاه ها باز می گردند و اعلام می کنند داریم به کمک بازماندگان می شتابیم. احیانا کسی را برای عدم حساسیت و کم توجه ای برای مقابله با رویدا مواخذه می کنند و "قول" میدهند در اسرع وقت جبران کنند.

اما این اتفاقات طبیعی تماما شر نیست. برای کسانی عین برکت و رحمت الهی و غیر الهی است. در کنار مشاهده صف مردگان و مجروحان و  کودکان و پیران چشم به راه کمک، همزمان خبر امداد بین المللی دولتها نیز صادر میشود. و البته در چهار گوشه دنیا هر کسی کاری می کند و اینجا است که دولتهای "مصیبت دیده" و دهها شرکت و صدها نفر که دریافت کنند این کمک های مردمی و بین المللی و دولتی اند دو چندان به نان و نوایی می رسند و بعضا میلیارد می شوند.

حتما کسانی یافت می شوند که بگویند حادثه ای طبیعی اتفاق افتاده است. زمین لرزه که خبر نمی کند و همانطور که خانه ها را ویران می کند باعث مسدود شدن جاده ها و ویران شدن پلها و راه های ارتباطی نیز می گردد. و اینها آن دلایل مهمتری هستند که کمک رسانی را با مشکلات جدی روبرو می کند و نباید مصائب بعدی را به گردن دولتها انداخت. می گویند کاری نمی شود کرد. اما بیاید برای یک لحظه هم که شده به این نمایش خود فریبی و فریب دیگران بپیوندیم شاید که قبول کردیم واقعیت همین است که می گویند. صحنه را از منظر دیگری مشاهده کنیم. فرض بگیریم همین فردا دولتی به مظفر آباد و بالاکوت حمله نظامی کرد و این مناطق را به اشغال نظامی خود در آورد! آیا واکنش دولت پاکستان همین خواهد بود که در مورد زلزله زدگان مشاهده شده است. آیا صدها هلیکوپتر و چند ده هزار نیروی نظامی آموزش دیده به آن مناطق تحت اشغال اعزام نخواهد شد؟ آیا صدها چترباز از فراز پلهای تحت اشغال و جاده های مسدود شده نخواهند گذشت و در مقابل دشمن فرضی سنگر نخواهند گرفت؟ آیا  وضعیت  فوق العاده  اعلام نخواهند کرد؟ آیا سربازگیری اجباری نخواهد شد و پای  وطن پرستی و دین پرستی را به میان نخواهند کشید تا در راه میهن و دین و ... جانفشانی کنند؟ دولتهای پاکستان و هند مجهز به مدرنترین و هولناکترین سلاح های کشتار جمعی و اتمی، چند ده سال است که در برابر هم صف آرایی کرده اند و تمام وقت مراقب حرکات هم اند.  آیا نمی شود صدها چترباز را به مناطق صعب العبور گسیل کرد و هزاران تن غذا و پتو و آب آشامیدنی را با چتر نجات بدست آن میلیونها انسانی رساند که در این سرمای کشنده سر بر سنگ می گذارند تا شاید شبی دیگر را به امید زنده ماندن به صبح برسانند؟ آیا نمی شود آن کودکی را سه روز زیر آوار مقاومت کرده است و سرانجام توسط مردمی گرسنه و فقیر و مصیبت دیده نجات یافته است در اسرع وقت و با مدرنترین وسایل خاک برداری نجات داد؟ و میدانیم چه چند صد کودک بی دفاع بعد از چندین روز مقاومت در زیر آوار تسلیم مرگ شده اند.

خبرنگار بی بی سی در مظفرآباد می گويد: "مردم به اميد يافتن بستگان خود از زير آوار با دست برهنه و ابزار ابتدايی به کندن آوار مشغول هستند ... و کمبود وسايل ترابری هوايی به خصوص هلی کوپتر باعث شده است تا به بسياری از مناطق آسيب ديده عملا کمکی نرسد و مقدار کمک های ارسالی، به خصوص وسايل آوار برداری و گروه های زنده ياب، نيز کافی نبوده است". خبرنگار بی بی سی در گزارشی از اين شهر می گويد: " گرچه چند صد سرباز ارتش برای کمک به آسيب ديدگان به بالاکوت اعزام شده اند، اما وسايل خاکبرداری سنگين و ساير مايحتاج اهالی، از جمله چادر، غذا و دارو را به همراه نياورده اند".

در یک کلام باید گفت لجنی که چهره دنیا را آلوده کرده است محصول دولتهایی لجن تر از خودش است. کرم هایی که با چسبیدن به بدن دیگر موجودات زنده ارتزاق می کنند. برای خلاصی از این همه درد و فقر و تحقیر و مرگ و میر باید کاری دیگر کرد. کاری که همه انسانها به تساوی از یک زندگی شاد و مرفه و آزاد برخوردار باشند و آگاهانه و ازپیش به مبارزه با مصائب طبیعی بپردازند. دنیایی که دیگر شاهد این بدبختی ها در هیچ زمان و هیچ مکان نباشیم.  انسان می تواند نه تنها با زمین لرزه ها و طوفانها و آتشفشانها مقابله کند بلکه این توان شگرف را دارد که مانع از پس لرزه ها طبیعی و غیر طبیعی شود. فقط باید این دنیای وارونه را زیر و رو کرد و انگلهای حاکم بر جهان را به همان جایی فرستاد که شایسته آن اند.  

بازگشت به صفحه مقالات 1384

بازگشت به صفحه مقالات 1383

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب