مصاحبه با محمد آسنگران، دبير كميته كردستان حزب كمونيست كارگري ايران، در مورد اعتراضات اخير شهرهاي كردستان
ايسكرا: در چند هفته اخیر شاهد مبارزات گسترده ای در شهرهای کردستان بوده ایم. دلیل این حرکت و خواسته های مردم چه بود؟
محمد آسنگران: دليل اين اعتراضات كاملأ روشن است· همان دلايلي كه كل جامعه را در مقابل رژيم اسلامي قرار داده است، مردم كردستان را هم به حركت در آورده است· جنبشي كه امروز در شهرهاي
كردستان اوج گرفته است، ادامه جنبش انقلابي در ايران است· اين حركت در كردستان از شهر مهاباد شروع شد· نيروهاي مزدور جمهوري اسلامي يك جوان به اسم شوانه قادري را در مهاباد به طرز وحشيانه اي به قتل رساندند، بدن او را مثله كردند و اين جرقه اي بود كه آتش نفرت مردم مهاباد را شعله ور كرد·
مردم كردستان مانند همه مردم ايران به فقر، نداري، فحشا، فساد و تحقير و استبداد معترض اند· اين اعتراض فروخفته اكنون سر باز كرده است· به چند دليل در كردستان اين حركت اعتراضي اخير مردم ادامه دار و تقريبأ متحد پيش رفته است· مردم كردستان تاريخأ هيج وقت به رژيم اسلامي توهمي نداشته اند و اين رژيم را نپذيرفته اند· در مقابل اعتراض مردم
كردستان، جمهوري اسلامي هميشه جوابش سركوب بيرحمانه بوده است· تا كنون جمهوري اسلامي فقط با سركوب خونين توانسته است حاكميت خود را تحميل كند·
اكنون توازن قوا تغيير ك رده است، افق سرنگوني جمهوري اسلامي به يك پديده داده شده اجتماعي تبديل شده است· در عين حال جامعه كردستان ويژه گي ديگري هم دارد· در كردستان جنبشهاي اجتماعي احزاب خود را دارند· جامعه كردستان يك جامعه تقريبأ حزبيت يافته است، احزاب نفوذ
دارند و سياستهاي آنها در شرايطي مثل امروز كه همه تناقضات جامعه از لحاظ سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي سر باز كرده است، نقش محوري بازي ميكنند·
علاوه بر موارد ذكر شده، نسل جوان در كردستان با فرهنگي شهري و توقع جوان امروزي در دنيا پا به ميدان مبارزه گذاشته است· در همه اين اعتراضات اخير كه بيش از يك ماه ادامه داشته است، جوانان و زنان نقش محوري بازي كرده اند· نقش زنان در اين اعتراضات مخصوصأ در شهرهاي جنوب كردستان برجسته تر بوده است· مطالبات مردم اما بسيار بيشتر از آنچيزي است كه
اكنون به عنوان مطالبات فوري اين اعتراضات اعلام شده است· حقيقت اين است كه مردم اين رژيم را نميخواهند و خواهان يك زندگي انساني و مدرن و برابر هستند· در همه شهرها شعار مرگ بر جمهوري اسلامي، آزادي برابري، زنده باد آزادي، زندانيان سياسي آزاد بايد گردند و··· شعار اكثريت مردم بوده است· مواردي تحت تاثير جريانات ناسيوناليستي شعار هاي ملي و قومپرستانه هم داده شده است، اما شعارهاي آزاديخواهانه و چپ بر اين اعتراضات هژموني چشمگيري داشته است·
ايسكرا : به نكته مهمي اشاره كرديد، سوال ما اينست كه جريانات چپ و كمونيستي و جريانات ناسيوناليستي در اين اعتراضات چه نقشي دارند؟ وزنه اين
تاثيرات را شما بطور مشخص چه مي بينيد·
محمد آسنگران: ببينيد در كردستان هم جنبش چپ و كمونيستي اجتماعي است و هم جنبش ناسيوناليستي، اين دو جنبش در كردستان فضاي سياسي كردستان را تحت تاثير سياستها و تاكتيكهاي خود قرار داده و
ميدهند·
اين جنبشها سير افت و خيز متفاوتي داشته اند· حركت آنها خطي و يك نواخت نبوده است· تحولات سياسي و اجتماعي در منطقه و جهان بر تاثير گذاري و جايگاه اين دو جنبش و احزاب در كردستان تاثير مستقيم داشته است· از مقطع اصلاحات ارضي سال ١٣٤١ به بعد، با به صحنه آمدن طبقه كارگر در كردستان، جريانات چپ جايگاه جديي پيدا كردند و زمينه رشد آنها فراهم شد·
مشخصأ از مقطع انقلاب سال ۵٧ به بعد يك جريان چپ در جامعه كردستان بر همان بستر طبقاتي به ميدان آمد· كشمكش بر سرمسايل آن زمان كردستان چه در بعد اجتماعي و چه در بعد سياسي يك جدال واقعي بود كه بين نمايندگان احزاب اين جنبشها مطرح شد و جامعه را تقريبأ قطبي كرد· هنگامي كه جريان چپ جامعه كه آن موقع كومله آنرا نمايندگي ميكرد، به حكم وجود و گسترش طبقه كارگر از يك طرف و شفافيت كمونيسم از طرف ديگربه تدريج به يك جريان مطرح و راديكال و ماكزيماليست تبديل شد كه تحملش براي حزب بورژوازي كرد(حزب دمكرات كردستان
ايران) سخت بود·
اين در حالي بود كه اين دو جريان قبلأ در يك چهار چوب مسالمت آميز بسر ميبردند· با رشد راديكاليسم در جامعه و زدودن پوپوليسم كومله و شاﺌبه هاي ماﺌوﺌيستي اين سازمان و پذيرفتن كمونيسم به عنوان سياست رسمي اين سازمان طبيعي بود كه در جامعه مورد استقبال بيش از پيش جنبش كارگري و مردم انقلابي قرار بگيرد و همين طور هم شد·
اين سير پويايي و روبه رشد چپ و كمونيسم براي حزب دمكرات غير قابل تحمل شد· از آن مقطع حزب دمكرات متوجه سير روبه افول و نزول خود گرديد· بنابر اين سكوت را جايز نميدانست وعليه كمونيسم و چپ حمله نظامي را سازمان داد· اما در اين ميدان هم شكست خورد· در پي شكست سياسي و نظامي حزب دمكرات شقه شد و نفوذ و اعتبار خود را بيش از پيش از دست داد· حزب
دمكرات براي جبران اين سير رو به افول، سياست مذاكره با رژيم اسلامي را در دستور كار خود گذاشت· در همين اثنا بود كه قاسملودر جريان مذاكره توسط جمهوري اسلامي در وين ترور شد·
سير وقايع اين سالها و ترور رهبر حزب دمكرات عملأ سرگرداني و بي چهره بودن جنبش ناسيوناليسم كرد در كردستان را بيش از پيش عيان كرد· حزب دمكرات بدنبال شكست هاي پي در پي كه در نتيجه سياستهايش به حالت كوما فرو رفته بود، جنبش ناسيوناليستي كرد را با بي افقي و سردرگمي بيشتري مواجه كرد· در اين دوره ناسيوناليسم كرد در كردستان ايران سختترين دوران
خود را سپري كرد و تشتت و نا اميدي اين جنبش زمينه رشد و گسترش چپ و كمونيسم را بيش از پيش فراهم كرد·
اين سير اوضاع تا مقطع اوايل دهه ٧٠ شمسي با حاكم شدن ناسيوناليستهاي كرد در كردستان عراق ادامه داشت· از اين مقطع به بعد ناسيوناليسم كرد جان تازه اي گرفت و حزب دمكرات تحركاتي را براي خروج از اين وضعيت بحراني شروع كرد·
در همين دوران است كه ناسيوناليسم حاشيه نشين و منزوي درون كومله كه با رشد كمونيسم سكوت و گوشه گيري را براي خود انتخاب كرده بود و خون جگر ميخورد، يكباره سر از لاك خود بيرون مي آورد و در زير سايه طالباني و بارزاني سر بلند ميكند· اين گرايش از فضاي سياسي موجود استفاده كرده و سهم خود را ميخواست· اين سهم خواهي ناسيوناليسم كرد در سازمان
كردستان حزب كمونسيت ايران (كومله) در عين حال مصادف بود با ريختن ديوار برلين و اعلام مرگ كمونيسم از جانب بورژوازي راست غرب·
جدال كمونيسم و ناسيوناليسم در كومله اتفاق مهمي بود كه جريان ما قبلأ در اين مورد نوشته هاي فراواني دارد· اين اتفاق باعث جدايي بخش عظيم رهبري و كادرهاي آن حزب و تشكيل حزب ديگري (حزب كمونيست كارگري) شد· اين اتفاقات در حزب كمونيست ايران كل سيماي سياسي و تشكيلاتي اين جريان را دستخوش تغيير كرد· بخشي از همان كساني كه اكنون سازمان زحمتكشان را
تشكيل داده اند از آن مقطع پرچم عشق به كردستان و مليت و قوميت و دوستي با جلال طالباني را برداشتند·
از اين مقطع به بعد ناسيوناليسم كرد و حزب دمكرات هم به طرف انسجام گام برداشتند· حزب دمكرات شقه شده دوباره يكي شد· ناسيوناليسم درون كومله هم با جدايي ماركسيستهاي آن حزب ميدان را به دست گرفت و شروع كرد ساز خود را زدن· اما چپ درون كومله ريشه دارتر از آن بود كه ناسيوناليسم كرد كل اين سازمان را با خود ببرد· چپ درون كومله كه وسط كمونيسم و
ناسيوناليسم در نوسان بود با تعرض بعدي ناسيوناليسم كرد كه ميخواست كل اين سازمان را به بارگاه ناسيوناليسم سنتي هدايت كند، مقاومت قابل توجهي از خود نشان داد· بخش افراطي ناسيوناليسم كرد ناچار به جدايي از آن سازمان شد و سازمان زحمتكشان را درست كرد· اين سازمان با كمك طالباني و متفكران ناسيوناليسم كرد همراهي شد و هم اكنون به دنبال مقامات دولتي آمريكا و براي كاسه ليسي درآبدارخانه هاي وزارت امور خارجه آمريكا، سرگردان است· اين جريان سعي ميكند كه تجربه رهبر عاليقدرش (طالباني) را در كردستان ايران تكرار
كند·
در چند سال اخير قدرت رسانه اي پ ك ك و احزاب ناسيوناليست كردستان عراق به اضافه تحولات منطقه اي و تحولات دروني حزب كمونيست ايران و سربر آوردن ناسيوناليسم افراطي كرد از درون كومله، همگي در يك راستا باعث رواج فضاي ناسيوناليستي در جامعه شدند· اين اتفاقات جنبش رو به افول و نزول ناسيوناليسم كرد را اميدي بخشيد· اين فاكتورها، بعلاوه سركوبگري
رژيم اسلامي، بعنوان دوران ماه عسل ناسيوناليسم كرد به حساب مي آمد·
بعد از فرو ريختن ديوار برلين و اضمحلال بلوك شرق و درست در شرايطي كه از مرگ كمونيسم و بيهوده بودن هر نوع مبارزه براي بهبود زندگي بشر حرف زده ميشد، و پايان تاريخ را اعلام كردند و نظام موجود را ابدي فرض كردند، پيشروي كمونيزم در گوشه اي ازدنيا، با نقد اين نظام وجامعه طبقاتي، چپ و كمونيسم را بار ديگر احيا و معتبر كرد· تيوريها و سياستهاي
ماركسيستي منصور حكمت، اين عقبگرد را در دنيا به مصاف طلبيد و نقد ماركسيستي را در مقابل آن قرار داد· جنبش كمونيسم كارگري و نقد ماركسيستي منصور حكمت به اين اوضاع، در ايران و بالطبع دركردستان هم اعتبار اجتماعي پيدا كرد· درهمين دوران است كه سياستهاي بورژوازي غرب با پوشش دمكراسي خواهي آن در دنيا با شكست و سردرگمي آشكار استراتژيستهاي بورژوازي سير روبه افول خود را آغاز ميكند· به اين ترتيب يك بار ديگر كمونيسم و ماركس در دنيا مطرح ميشوند و ماركس به عنوان مهمترين شخصيت دنيا در رسانه هاي غربي جا باز
ميكند· به اين ترتيب كمونيسم كارگري در ايران و كردستان نقش بالنده و روبه پيش خود را در ابعادي اجتماعي آغاز كرد· اين مقطع هنگامي است كه حزب كمونيست كارگري ايران به حزبي قوي بانفوذ و روشن بين و با اعتماد بنفس تبديل شده بود·
فعالين جنبش كمونيستي در اين مقطع دست اندر كار سازماندهي اعتراضات راديكال وهمچنين هدايت جنبشهاي اجتماعي در ايران و بالطبع در كردستان شدند· در سطح جهاني هم حزب كمونيست كارگري توانست فضاي بعد از ريختن ديوار برلين را بشكند و به چپ جامعه و سازمانهاي مترقي و مدافع حقوق انساني هم اعتماد به نفس بيشتري بدهد· رشد و گسترش اجتماعي كمونيسم در ايران
باعث حركات و تعرضات قابل توجهي در نقد و در تقابل گرايشات ناسيوناليستي شد و در چنين فضايي چپ و كمونيزم و دفاع از حقوق انسان و مقابله با ملي گرايي و قوم پرستي اعتبار پيدا كرد·
كسي كه بخواهد دليل حركات مردم در شهرهاي كردستان را بفهمد، بايد اين سير تغيير و تحول را درك كند· اين تغييرات به اضافه مكانيسمهاي اجتماعي موجود براي تغيير و نياز به تغيير، تاثير مستقيمي بر اين تحركات دارند· من فكر ميكنم اكنون چپ و كمونيسم در كردستان در موقعيت مناسبي قرار گرفته است كه بتواند ميدان را بر جمهوري اسلامي و ناسيوناليسم كرد
تنگ كند· چپ قدرت و نفوذي اجتماعي در ايران و بسيار برجسته تر در كردستان دارد· نفوذ و قدرت كمونيسم، نيروي محركه و موتور اين جنبش در كردستان است· جامعه آماده تحول و خواستار تغيير، با اين موتور محركه حركتي بسيار جدي را آغاز كرده است· اما با اين وجود علاوه بر خطر سركوب از جانب جمهوري اسلامي خطر ندانم كاري و تاكتيكهاي سازشكارانه جريانات چپ در كردستان كه ناشي از يك دوره ركود و ميدانداري ناسيوناليسم كرد و متد برخورد خود اين جريانات به اعتراضات مردم است، ميتواند مانع سرعت بخشيدن به اين جنبش باشد·
اكنون كمونيستها در موقعيت بسيار مناسبتري از ناسيوناليسم كرد قرار دارند· بايد با اعتماد بنفس و حق به جانب وارد ميدان شوند· جامعه چپ خود را لازم دارد و از آن استقبال ميكند· اين فرصت هميشه آماده نيست، بايد در صف مقدم اين جنبش با سياستي ميليتانت و راديكال ايستاد و رهبري كرد· حزب كمونيست كارگري خود را در اين جايگاه قرار داده است·
جرياناتي كه مدعي هستند مردم بايد منتظر آنها باشند تا دستور چگونه مبارزه كردن را براي آنان صادر كنند بي ربط بودن خود را دارند به نمايش ميگذارند· در مقابل اين استدلال پرت و بي پايه بايد بگويم كه كسي نميتواند به بهانه نا آماده بودن خودش به جامعه ايست بدهد· جامعه منتظر كسي نميشود· يا كمونيسم همين امروز در راس اين مبارزات قرار ميگيرد يا پسش
ميزنند· متاسفانه سازمانهاي سياسي چپ در كردستان هنوز اعتماد بنفس لازم را ندارند به همين دليل است كه فكر ميكنند حزب ما زيادي چپ و افراطي است· بعضي جريانات كينه توز حتي حاضرند از كمونيسم و چپ بودنشان به نفع سياستهاي كهنه شده و بي اعتبار دوم خرداديها "مبارزه متمدنانه" مبارزه "مسالمت آميز" و تعرض به چپ جامعه كه چرا حمله به بانكها و اماكن دولتي را مكروه اعلام نميكند و ···· را در پيش بگيرند· نمونه اين نوع رفتار كودكانه و دور از واقعيات جامعه را منشعبين از حزب ما، زيادي از خود نشان داده اند و عاقبت
خوبي در انتظارشان نيست· ما در مقابل اينها ميگوييم كه ما همان چپ افراطي ضد مذهب، ضد ناسيوناليسم و راديكال بوديم و هستيم· هرنوع كوتاه آمدن و پز "دمكرات و چپ عاقل" به خود گرفتن را به ضرر مردم و مبارزاتشان ميدانيم· امروز بايد كاملأ راديكال و چپ به شكل افراطي آن در جامعه ظاهر شد·
ايسكرا: رژیم جمهوری اسلامی چه تاکتیکی را برای مقابله با مردم اتخاذ کرد؟
محمد آسنگران: جمهوري اسلامي در مقابله با اعتراضات مردم يك تاكتيك هميشگي دارد(سركوب)، اين خاصيت همه دولتهاي ديكتاتور و سركوبگر است· راه ديگري نميتوانند در پيش گيرند· اما در كنار اين
سركوبگري مرتب تلاش كردند كه اين جنبش اعتراضي را قومي و ملي جلوه دهند· تلاش كردند اين جنبش را به جريانات ناشناخته و قوم پرستي مثل پژاك ربط دهند· با هر ترفندي سعي در سركوب اين مبارزات ميكنند· تمام تلاش جمهوري اسلامي علاوه بر سركوب خشن، محدود كردن اين جنبش اعتراضي به محدوده شهرهاي كردستان است· جمهوري اسلامي نميتواند اين جنبش را در كردستان سركوب و در قفس كند، كوشش ميكند به شهرهاي ديگر سرايت نكند· زيرا ميداند شرايط كاملأ آماده گسترش اين اعتراضات به ديگر شهرهاي ايران است· در مقابل، ما تلاش ميكنيم
اين جنبش انقلابي با همين شدت و حدت به ديگر شهرهاي ايران كشيده شود·
جمهوري اسلامي ميداند كه بعد از"انتخابات" و سركار آوردن يك تير خلاص زن، ضعيف تر از هميشه در مقابل يك جنبش اعتراضي در ابعادي سراسري قرار گرفته است· جامعه تعرض را آغاز كرده است· اما براي مقابله با اين جنبش علاوه بر سياست سركوب سياست باد زدن اختلافات قومي، ملي و مذهبي يك پاي داﺌمي تاكتيكهاي رژيم است· مبارزات مردم جنوب ايران را به جرياني
حاشيه اي و ناشناخته مثل الاحواز نسبت دادند و مبارزات مردم كردستان را به پ·ك·ك و پژاك نسبت دادند، براي محدود كردن اين اعتراضات ناسيوناليسم ايراني را به كمك طلبيدند· همچنانكه مشاهده ميكنيد همه اين جريانات اعلام كردند كه اين مبارزات قوم كرد يا عرب است· در حالي كه اين مبارزات ادامه جنبش انقلابي در ايران است كه اكنون ما شاهد سر بر آوردن آن در كردستان و يا قبلأ در خوزستان بوديم· اين اعتراضات هر روز از گوشه و كنار ايران سر بر مي آورد· در اين راستا متاسفانه جرياناتي كه خود را سرنگوني طلب ميدانند با
اين سياستهاي نخ نما هم آوا شده اند· دوم خرداديها كه هميشه تكرار كرده اند "سنيها و كردهاو عربها و···" بايد سهمي در دولت داشته باشند و منظورشان اين است كه دوم خرداديهاي اين مناطق را به مقام ومسندي برسانند· البته "فراكسيون كرد مجلس اسلامي" هم از اين اوضاع ميخواهد براي خود كلاهي بدوزد· جريانات عظمت طلب آريايي، طيف توده اي- اكثريتي، بي بي سي و اخيرأ جريان منشعب ازحزب ما هم همين اراجيف را نشخوار ميكنند· از سر دوستي يا دشمني اين جريانات مرتب تكرار ميكنند كه اين اعتراضات به ناسيوناليسم و قوم پرستي
مرتبط است· اين برچسب توهين به مردم و مبارزات آنها براي بزير كشيدن جمهوري اسلامي است·
ايسكرا: روز دوشنبه 10 مرداد قراربود که در سنندج تظاهرات شود· کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران به مردم فراخوان داد که وسیعا در این
تظاهرات شرکت کنند خود شما پيامي داديد و از مردم سنندج خواستيد كار را تعطيلي كنند و وسيعأ در اين تظاهرات شركت كنند. اماجريان منشعبین از حزب طی اطلاعیه ای به مردم هشدار داد که تظاهرات آن روز ناسيوناليستي است. بعد از اینکه دیدند که مردم وسیعا در تظاهرات شرکت کردند، موضعي عكس فراخوان خود اعلام كردند. دلیل این تغییر موضع چه بود ؟
محمد آسنگران: موضع گيري آنها ناشي از بي اطلاعيشان نبود· ناشي از برخورد احساسي و سطحي نويسنده هم نبود· اين يك خط سياسي است كه از قبل هم، ما بارها شاهد آن بوده ايم و آن را نقد كرده ايم·
اوايل گفتند انقلاب يعني حمله به "سوپرماركتها و اين دمكراتيك و متمدنانه" نيست و···· بعدأ در مورد خيزش مردم خوزستان هم همين موضع را گرفتند و حركت مردم را تقبيح كردند· گفتند "الاحواز" اين حركت را ايجاد كرده است· در مورد حركت مردم در تهران هم قبل از اين، چنين موضعي را گرفتند و گفتند اين اعتراض مردم به دستور هخا بوده و آلترناتيو راست است و ··· نبايد به خيابان رفت· در هر سه مورد اينها حركت اعتراضي مردم را به جرياناتي حاشيه اي و بي ربط به مبارزه و مطالبه مردم معرفي كردند و نسبت دادند· ناگفته نماند
سران و مسولين رژيم هم همين سياست را اعلام كردند به اضافه مقداري اسلحه و نيروي نظامي آماده براي شليك·
اين موضع گيري آنها در حقيقت سياست خانه نشيني كردن مردم است، كه بعدأ در كردستان رسمأ اعلام كردند و گفتند "مردم در خانه هايشان بمانند و خيابان سوت و كور باشد"· حتي هنگامي كه مردم در شهرهاي سنندج، كامياران، جوانرود، مهاباد، و سردشت و···· در به خيابان آمدن و چندين نفرشان هم در جريان اعتراض به جمهوري اسلامي دستگير شد و به مردم تيراندازي شد،
خبر اين اعتراضات را مسكوت گذاشتند و از كنار آن رد شدند· اين جريان را نبايد جدي گرفت· هيچ جا مطلقأ هيج جا مردم به حرف اينها گوش نكرده اند· البته حرفشان هم به گوش كسي بجز چند ده نفر اطرافيانشان و اگر ارفاق كنيم چند صد نفر بيشتر نميرسد·
اينها يك جريان راست و سرگردان هستند كه هر روز بايد انتظار حرفهاي عجيب و غريب آنها باشيد·
جامعه با، يا بدون اينها دارد كار خودش را ميكند· كسي منتظر موضعگيري مشعشع اين جماعت نيست و نبوده است·
خودشان هم نميدانند به كجا ميروند· اما جالب اين است كه اينها ما را متهم ميكنند مردم را به سنگ پراني و درگير شدن با رژيم اسلامي تشويق كرده ايم· ما را متهم ميكنند كه در مقابل شكستن شيشه بانكها و اماكن رژيم اسلامي كه گويا "اموال مردم" هستند تاييد آميز حرف زده ايم· اينها ما را متهم ميكنند كه به مردم گفته ايم به خيابان بيايند و گويا اين
ماجراجويي است· ما اين اتهامات بزرگ را ميپذيريم، درست است· هيچ كدام از حركتهاي مردم كردستان مقصرش آنها نيستند· آنها كسي را تشويق به خيابان آمدن نكرده اند، اين حرفشان واقعي است· زيرا آنها "چپ دمكرات و عاقل شده اند" آنها طرفدار مبارزه "آرام و متمدنانه" هستند· اگر قرار است كسي را به دليل "شلوغيهاي" كردستان محاكمه كنند من بر بيگناهي آنان شهادت ميدهم· اين همه "جنجال آفريني" زير سر "جرياني ماجراجو" مثل حزب ما است· در تهران، آبادان، اهواز، ماهشهر، كاشان، و··· هم ما اين "گناهان" كبيره را ميپذيريم·
اگر مقصري هست ما حاضريم تمام تقصير را به عهده بگيريم·
اينها ديگر نميخواهند جايي يا خياباني، شلوغ كنند و طرفدار حفظ بانكها هستند، اعلام كرده اند كه بانكها سرمايه مردم است و وقتي به قدرت برسند احتياجش دارند· طوري حرف ميزنند كه گويا فرش قرمز جلو پايشان پهن كرده اند كه بدون خونريزي حكومت را بگيرند· سطحي نگري و توهمات كودكانه اينها خنده دار است· اينها قبلأ عجله داشتند كه قدرت سياسي را بگيرند،
اكنون متوجه شده اند از راه شلوغي و تظاهرات و حمله "غير متمدنانه" نميشود· بايد كنترل شده قدرت انتقال يابد· چون آماده سازماندهي اين اعتراضات نيستند مردم بايد برگردند خانه هايشان، به خيابان آمدن از نظر اين دوستان سابق هنوز زود است، زيرا رهبر هنوز آماده نيست و مردم نبايد جلو بزنند· اكنون اعلام كرده اند بايد "دولت قوي موقت درست كنند"!!!!! اين هم يك صيغه ديگر براي قيام كمونيستي· ميبينيد كه آدم از فرط وفور بايد درافشانيهاي اينها را فقط رديف كند· البته اخيرأ انقلاب خشونت است هم از جانب اين جماعت
تيوريزه شده است· ميفرمايند "آتش زدن و خراب كردن و حمله كردن و شيشه شكستن، فرهنگ اسلامي و جهان سومي است· مگر نديديد كه در انقلاب اكتبر 4 نفر هم كشته نشدند و·········"!!!!
گويا مردم عاشق انقلاب كردن و قيام كردن و خراب كردن هستند، اين جمهوري اسلامي بيچاره هم نا چار است "اشرار" را به گلوله ببندد و به جرم "نامتمدن" بودن بكشد· تظاهراتشان هم به دستور "پژاك و الاحواز و هخا" بوده است· اين خزعبلات را ايرنا و وزير كشور هم گفته اند و منشعبين هم تاييد كرده اند، پس دليل كافي براي سركوب هست· به بمردم هشدار دادند
كه "بانكها اموال مردم" است و نبايد به آن حمله كرد· گفتند مبارزه "متمدنانه " را بايد دامن زد، نبايد "انقلاب انقلاب كرد"، گفتند خيابانها بايد سوت و كور باشد، هركس مردم را به خيابان فرا بخواند "ماجراجو است"· جواب ما هم روشن است اينها مخالف انقلاب و تيوريهاي كهنه شده طيف دوم خراد را برداشته اند، چيز تازه اي نگفته اند·
ايسكرا: چرا منشعبین از اعلام اعتصاب عمومی توسط کومه له حمایت کردند؟ شما چرا حمايت نكرديد؟
محمد آسنگران: منشعبين در روز ١٠ مرداد خراب كردند، به مردم هشدار دادند كه تظاهرات اين روز در سنندج متعلق به ناسيوناليستها است و مبارزات مردم را ناسيوناليستي معرفي كردند· به مردم سنندج
هشدار دادند كه آن تظاهرات به فراخوان جرياني به اسم پژاك است· خوب هنگامي كه در شهر سنندج خبر شعار هاي راديكال و تظاهرات وسيع پخش شد و پژاك و منشعبين هر دو سرشان بي كلاه ماند، اينها بايد راه جبران اين خراب كردن را پيدا ميكردند· اين يك دليل بود، خراب كرده بودند بايد وصله پينه ميكردند· دليل ديگر حمايت آنها از فراخون كومله اين بود كه متوجه شده اند نه در جنبش كارگري و نه در جنبشهاي ديگر در ايران كسي اينها را جدي نميگيرد· دستشان به جايي بند نيست· از اينجا رانده و از آنجا مانده وصف حال اين جريان
است· اكنون بايد فكري به حال خود ميكردند· اينها بعد از انشعاب از ما فكر كردند نفوذ حزب كمونيست كارگري در كردستان را تمام و كمال با خودشان ميبرند· در همين مدت كمتر از يك سال جامعه و مبارزات كارگري و اجتماعي در كردستان و نقش حزب ما نشان داد كه چنين نيست و به شدت از اينجا هم نا اميد شده اند·
اكنون تنها راه نزديك شدن به كومله است· البته شك دارم كه كومله هم اينها را بپذيرد، زيرا سياستهاي بغايت راست اينها در كومله هم طرفدار چنداني پيدا نميكند· اينها نه از سر احساس مسوليتشان بلكه از زاويه مسله كرد و اپورتونيسم شان به اين جهت گرايش پيدا كرده اند· از اين نمد هم كلاهي براي آنها درست نميشود·
اما جواب اينكه چرا ما از فراخوان كومله حمايت نكرديم، در همان فراخوان ما مستتر است· تاكتيك كومله اعتصاب عمومي بود و ما با اين تاكتيك مخالفتي نداشتيم، اما اين تاكتيك را ناكافي ميدانستيم و ميدانيم· فراخوان ما به تعطيل كشاندن شهرها و به خيابان آمدن مردم بود· در شرايطي كه مردم در خيابان هستند فراخوان به خانه نشيني را نادرست ميدانيم· اين
تاكتيك كومله به نسبت مبارزات مردم عقب بود· اين تاكتيك دوبخش بود، اعتصاب عموي و سوت و كور ماندن خيابانها، ما با بخش دوم اين فراخوان اختلاف تاكتيكي داريم· ما به مردم گفتيم در عين اعتصاب عمومي بايد به خيابان بيايند· در بسياري از شهرهاي كردستان خوشبختانه مردم به خيابان آمدند· در كامياران، سردشت، سقز، سنندج و مهاباد و··· در همين روز تجمعاتي برپا شد كه كومله خودش هم بخشي از همين تجمعات را منعكس كرد· بنا بر اين ما بر اساس همان تاكتيك درست عمل كرديم و تلاش ميكنيم مردم را در خيابان نگهداريم· علاوه بر
اين ما قبلأ روز ١٠ مرداد ماه به مردم سنندج همين فراخون تعطيل عمومي را همراه با به خيابان آمدن داده بوديم و نتيجه آن شد كه ديديم· اكنون هم بايد براي اجراي مطالبات مردم به اعتراضات ادامه داد· قدرت مردم در سازماندهي و تجمعات خياباني است· اين تاكتيك را بايد ادامه داد· مطالبات مردم اين چنين اعلام شده است: همه دستگير شدگان بايد فوري و بدون قيد و شرط آزاد شوند· نيروهاي نظامي بايد از شهر خارج شوند· قاتلين مردم بايد معرفي و محاكمه شوند· هيچكس نبايد به جرم اعتراض و تجمع مورد تعرض قرار گيرد، جمهوري
اسلامي بايد به خاطر سركوب مردم محكوم شود·