سقط جنين يک فاجعه انسانى!
مصاحبه تلويزيون انتر ناسيونال با آذر ماجدى در ارتباط با سقط جنين
شيوا محبوبى: آذر ماجدى شما ريئس دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران و رئيس سازمان آزادى زن هستيد و چهره اى شناخته شده براى مردم. بنابراين احتياجى به معرفى شما نيست.
حزب کمونيست کارگرى ايران با سقط جنين مخالف است. در ارتباط با اين خبر جديد که سازمان جهانى بهداشت درخواست کرده داروى جديد سقط جنين در اختيار مردم قرار بگيرد نظر شما چيست؟
آذر ماجدى: ما با نفس عمل سقط جنين مخالفيم، يعنى مخالف سقط جنين از نظر انسانى هستيم اما ما نه تنها خواهان قانونى بودن سقط جنين هستيم، بلکه ميخواهيم که اين عمل در شرايط بهداشتى و بطور رايگان انجام گيرد. تنها محدوديتى که ما فکر ميکنيم بايد بر قانونيت سقط جنين اعمال شود، محدود شدن زمان انجام آن است. يعنى سقط جنين بايد تا ١٢ هفتگى آزاد باشد و نه بيشتر از آن. بنابراين از در دسترس بودن چنين داروهايى براى زنان استقبال ميکنيم. تصور کنيد هر ساله نيم ميليون زن بخاطر سقط جنين جان خود را از دست ميدهند و دنيا از کنار آن ميگذرد و کار زيادى در اين مورد انجام نميدهد. حتى سر و صداى چندانى هم بلند نميشود. فقط در گزارش سازمان جهانى بهداشت ذکر ميشود و متخصصين در آن مورد تحليلى ارائه ميدهند. به يک خبر مهم و روز بدل نميشود، در صفحه اول نشريات منعکس نميشود. گويى يک مساله عادى و پيش و پاافتاده است. آنگاه اين واقعه را مقايسه کنيد با کشتار انسان ها در بلاياى طبيعى، مثل زلزله و سيل، همين حادثه سونامى را در نظر بگيريد که ٢٠٠ هزار نفر انسان را به کام خود کشيد، و چگونه براى هفته ها در راس اخبار بود و چه همبستگى و پشتيبانى بين المللى را جلب کرد. قربانيان جنگ ها را در نظر بگيريد. چنين وقايعى بدرست با سر و صداى بسيار منعکس ميشود و همبستگى بين المللى و نوع دوستى و انسانيت را در سطح جهان بحرکت در مى آورد. آنوقت اين سوال مطرح ميشود که چرا کشته شدن نيم ميليون انسان بر اثر سقط جنين چنين بى سر و صدا به فراموشى سپرده ميشود؟ به نظرم اينجاست که بايد ابعاد اين فاجعه را نشان بدهيم و نقش مذهب بخصوص اسلام و کليساى کاتوليک و نقش سياستهاى راست و محافظه کارانه دولت ها، بويژه دولت آمريکا را نشان بدهيم. مذهب فقط افيون مردم نيست، مذهب به يک عامل کشتار تبديل شده است. در دنياى امروز اسلام سياسى و کليساى کاتوليک نمونه هاى بارز خلق اين فاجعه هستند.به سوالتان برگردم. بايد اين داروها در اختيار زنان قرار بگيرد و کافى نيست که دولت ها فقط اين داروها را تائيد بکنند بايد بطور مجانى و به ميزان کافى در دسترس همه زنان قرار بگيرد. رشد علم پزشکى اين امکان را بوجود آورده است که با يک داروى ساده بتوانيم جان هزاران زن بى گناه را از مرگ نجات بدهيم.
شيوا محبوبى: فکر نمى کنيد که اگر اين دارو در دسترس زنان قرار بگيرد آمار سقط جنين بالا خواهد رفت و زنان بيشتر به اين کار دست خواهند زد؟
آذر ماجدى: اين استدلال کهنه و شناخته شده اى است که در برابر تعرض به نظرات و ارزش هاى محافظه کارانه و در برابر ليبراليزه شدن ارزش هاى سنتى و کهن استفاده ميشود. محافظه کاران هميشه همين حرف را مى زنند. به عنوان مثال در مخالفت با آموزش جنسى در مدارس گفته ميشود نوجوانان را به داشتن روابط «نامشروع» جنسى تشويق ميکند، سن رابطه جنسى گرفتن در ميان نوجوانان را کاهش ميدهد، باعث رشد فساد ميشود و غيره. يا ميگويند وسايل جلوگيرى از حاملگى در اختيار مردم قرار ندهيد چون آنوقت باعث رشد روابط جنسى خارج از ازدواج ميشود و اين به فساد ميانجامد. اينها استدلالاتى عقب مانده و پوچ است. بطور مثال آمار حاملگى در ميان دختران نوجوان و تين ايجر در انگلستان در ميان بالاترين آمارها است. در صورتيکه از نظر اخلاقيات در مورد مسائل جنسى و آموزش مسائل جنسى، انگلستان جزو محافظه کارترين ها در کشورهاى غربى است. در کشورهاى اسکانديناوى با اين امر بازتر و ليبرال تر بر خورد مى کنند و نرخ حاملگى در ميان دختران نو جوان از انگلستان بسيار کمتر است. و اين مساله باعث ميشود که در انگلستان نوجوانان و جوانان با مشکلات بيشترى مواجه باشند، بخصوص دختران باردار با مشکلات بسيار جسمى و روحى روبرو ميشوند. و دولت هنوز بر حفظ ارزشهاى مذهبى و محافظه کارانه پاى مى فشارد. تجربه اين امر را ثابت کرده که با بستن چشم و گوش مردم نميشود آنها را به سعادت رساند. اين مذهب است که مى خواهد با اتکاء به ناآگاهى و غفلت و خرافه موقعيت خود را در جامعه و در قدرت حفظ کند. به همين خاطرميکوشد جامعه را در بند خرافات و ارزشهاى عهد عتيق نگاه دارد.در خود ايران که يکى از عقب افتاده ترين و ارتجاعى ترين دولتها حکومت ميکند، کشورى که در آن انسانها را براى داشتن رابطه جنسى خارج از ازدواج سنگسار و اعدام ميکند ما با يک رقم بسيار بالايى از سقط جنين غيرقانونى روبرو هستيم. همه اينها بهانه ايى است براى عقب نگه داشتن جامعه. وقتى جامعه عقب مانده نگه داشته شود وقتى جلوى روشن بينى گرفته ميشود، وقتى جلوى افکار باز و روشن سد ميشود، بهترين شرايط براى حاکميت خرافه و ارتجاع سياسى در جامعه بوجود مى آيد. در فرانسه قرص هايى به بازار آمده به نام روز بعد که براى کسى مناسب است که رابطه جنسى بدون استفاده از وسايل جلوگيرى از باردارى داشته است. اين قرص را روز بعد از داشتن سکس ميخورد و اين قرص احتمال باردارى را از بين ميبرد. اگر اين قرص در همه کشورها آزادنه و رايگان در اختيار زنان قرار بگيرد يک انقلاب بزرگ در زندگى زنان و در مناسبات جنسى روى خواهد داد. زنان، بويژه، ميتوانند با آرامش و آزادى بيشترى رابطه جنسى داشته باشند و از حاملگى هاى ناخواسته و سقط جنين رها شوند.
شيوا محبوبى: در دنيا سازمان هاى مختلف و جنبش هاى مختلفى در تلاش هستند که اين امر را گسترش بدهند و اين امکانات را در اختيار زنان قرار بدهند. اما مى بينيم که هنوز يرخى دولتها و کليساى کاتوليک، واتيکان، با اين امر مخالفت ميکنند و هنوز در مقابل اين فشارهاى جهانى سرسختانه مقاومت ميکنند. چرا؟ آيا بخاطر اين است که از حقوق انسانها دفاع ميکند و جان انسانها برايشان اهميت دارد؟
آذر ماجدى : دولت محافظه کار و جمهوريخواه در آمريکا و جرج بوش خواهان اعدام است. در ايالتى که جرج بوش فرماندار بود تعداد زيادى را اعدام کرده اند. اگر واقعا اينها از جان انسان دفاع مى کنند بايد خواستار لغو مجازات اعدام باشند. در همان ايالت که سقط جنين قانونى نيست و اعدام صورت ميگيرد، فقر بيداد ميکند و حقوق مادران تنها را قطع کرده اند. از يک طرف شير و غذا را در مدارس حذف کرده اند امکانات آموزش و پرورش را کاهش داده اند، مادران تنها را محروم و فقير تر کرده اند، از يک طرف پرچم طرفدارى از حيات را بلند کرده اند. اين پرچم دروغين است. اين عوامفريبى و دروغ محض است. اينها طرفدار حيات نيستند. اينها خواهان انقياد جامعه در بندهاى مذهب و خرافه و سنت هاى محافظه کار هستند. در آمريکا جدالى تحت عنوان «طرفدار حيات» و «طرفدار انتخاب» بر سر قانونيت سقط جنين سر گرفته است. هر دو طرف جدال زير يک پرچم دروغين و کاذب هستند. نه اين طرفدار حيات است و نه آن يکى طرفدار انتخاب. اينگونه صف بندى صرفا از اين رو است که اصل موضوع را پنهان کنند. اينها همان کسانى هستند که بمب اتمى بر سر مردم هيرو شيما و ناکازاکى ريختند. بمب هاى شيميايى و خوشه اى بر سر مردم ويتنام انداختند و عراق را نابود کردند. اينها همان کسايى هستند که در سال ١٩٧٣ در شيلى کودتا کردند و شريک جرم هستند در اعدام يک روزه ٣٠٠٠ نفر در استاديوم سانتياگو و تمامى شکنجه ها و گورهاى دستجمعى در اين کشور. اينها همان کسانى هستند که در اندونزى کودتا کردند و هزاران نفر را بجرم کمونيست بودن کشتند. تا آنجا که به کليساى کاتوليک بر ميگردد در بسيارى از دولت هاى ديکتاتورى اين کليسا در قدرت سهيم است. در جنايات هيتلر و فاشيسم سهيم بوده است. اسناد آن نيز وجود دارد. همين چند سال پيش واتيکان مجبور شد که از يهوديان معذرت خواهى کند. اين پرونده کليسا و اسلام و دولتهاى بورژوايى است که نشان ميدهد چگونه حقوق زن و کودک را پايمال مى کنند و هيچ احترامى به انسان و حقوق انسان نمى گذارند.
شيوا محبوبى: اما اينجا يک سوال مطرح است و آن اين است که حزب کمونيست کارگرى هم با سقط جنين مخالف است و فقط تا ١٢ هفتگى موافق آن است و ممکن است در يک نگاه گفته شود که پاپ و کليساى کاتوليک هم با سقط جنين مخالف است و شما باهم هم عقيده ايد؟
آذر ماجدى: ما مخالف سقط جنين هستيم چون سقط جنين را يک عمل غير انسانى مى دانيم. ما نمى خواهيم اين واقعيت تلخ را پرده پوشى کنيم که با سقط جنين شما يک انسان، يک حيات را نابود ميکنيد. وقتى به سقط جنين در يک سطح انسانى و فلسفى نگاه ميکنيد، به اين واقعيت واقف ميشويد. اين عمل غيرانسانى است. اما در عين حال آگاهيم که انسانيت حکم ميکند سقط جنين قانونى شود و با ريشه هاى آن مبارزه شود. با غيرقانونى کردن سقط جنين شما عملا قربانيان را مجازات ميکنيد. چه بخواهيد و چه نخواهيد سقط جنين انجام ميگيرد، غيرقانونى بودن آن باعث ميشود که زنان قربانى شوند، نيم ميليون جان بسپارند، عده بسيار بيشترى با مشکلات عميق روحى و جسمى دست و پنجه نرم کنند، ريا و عوامفريبى به نرمى در جامعه بدل شود. لذا شما مجبوريد که بين بد و بدتر، بد را انتخاب کنيد. اين يک واقعيت تلخ است که بايد پذيرفته شود. اينکه زنان بيشمارى مجبور به انتخاب سقط جنين ميشوند، ريشه اش در جامعه وارونه طبقاتى موجود است. بخش قابل ملاحظه سقط جنين ها در جهان بخاطر فقر و محروميت، اخلاقيات عقب مانده و ناموس پرستى صورت ميگيرد. بايد با اين مسائل مبارزه کرد. بايد فقر و محروميت را ريشه کن کرد. بايد اخلاقيات آزاد و برابر و مدرن را در جامعه حاکم کرد. در عين حال بايد وسايل جلوگيرى از باردارى را در حد لازم و بطور رايگان در جامعه در اختيار مردم قرار داد و آموزش جنسى را از سنين پايين در مدارس برقرار کرد. باين ترتيب رقم سقط جنين تا حد بسيار زيادى کاهش خواهد يافت. ولى تا آن زمان سقط جنين بايد تا ١٢ هفتگى قانونى باشد و بطور رايگان و در امکانات بهداشتى و پزشکى بالا در اختيار زنان قرار گيرد.
شيوا محبوبى: ممکن است از طرف برخى زنان اين مسئله مطرح بشود که اين قسمتى از بدن خودم است و مى خواهم آن را از بين ببرم. در اين مورد چه پاسخى داريد؟
آذر ماجدى: پاسخ من اين است که جنين بخشى از بدن زن نيست. يک موجود مستقل است که تا ٩ ماهگى در بدن زن رشد ميکند و براى رشد از بدن زن استفاده ميکند. به فرض اينکه حتى قبول کنيم که جنين بخشى از وجود زن است مانند دست و پا و دماغ و غيره، آيا اگر يک زن دست يا دماغ خود را قطع کند يا بخواهد که اقدام به خود کشى بکند، آيا او را براى درمان به مراکز روانى انتقال نميدهند؟ تلاش نميکنند مانع اين کار بشوند؟ به او کمک پزشکى و روانپزشکى نميکنند؟اين بحثها بحثهايى انحرافى است که ميخواهد حقايق را پنهان کند. ما بايد چشم در چشم حقيقت بياندازيم و اعلام کنيم که اينکه زنها مجبورند سقط جنين کنند يک فاجعه است. اينکه ساليانه صدها هزار زن بر اثر سقط جنين جان خود را از دست ميدهند يک فاجعه است. و بايد جلوى اين امر گرفته شود البته نه با مجازات کردن قربانى بلکه با از بين بردن ريشه هاى آن در جامعه. با ايجاد يک جامعه برابر که به حق زن و کودک احترام ميگذارد. مشکلات اقتصادى و اجتماعى را حل ميکند. ما بايد به چنين جامعه ايى برسيم تا آنوقت بتوانيم تما جنين ها را حفظ کنيم. در شرايط فعلى اگر سقط جنين را غير قانونى بکنيد درصد فاجعه و مرگ و مير زنانى را که به دليل اقتصادى و اجتماعى نميتوانند به پزشک و بيمارستان مراجعه کنند و با روش سنتى، غيربهداشتى و خطرناک اقدام به سقط جنين خواهند کرد، افزايش خواهد يافت. ابعاد فاجعه را گسترش خواهيد داد. هم اکنون صدها هزار زن هر ساله در اثر سقط جنين غير بهداشتى و روش هاى نادرست در سقط جنين جان خود را از دست ميدهند و يا اينکه فرصت بچه دار شدن دوباره را براى هميشه از دست ميدهند.
اين مصاحبه توسط ترانه حسينى از روى نوار پياده شده است.