انترناسیونال ۱۱۱

ستون اول

دو جنبش هم طبقه

قلبشان باهم میزند، یکی در تهران، دیگری در لوس آنجلس!

محسن ابراهیمی

کشمکشهای اخیر میان جریانات ناسیونالیست، حقایق سیاسی کهنه ای را مجددا روی آب آورده است. یکی از این حقایق سیاسی کهنه این است که جنبش ناسیونالیستی و جنبش اسلامی، دو جنبش هم طبقه، هم خانواده، هم خون هستند: قلبشان باهم می طپد حتی اگر زمانی از هم دور افتاده باشند؛ کنار هم قرار میگیرند حتی اگر زمانی در مقابل هم باشند؛ زیر بال همدیگر را میگیرند حتی اگر یکی در حاکمیت و دیگری در اپوزیسیون باشد.

ناسیونالیسم عظمت طلب از زبان داریوش همایون اعلام کرده است:

"کسانی که تا همین اواخر در ته دل آرزو میکردند امریکائیان با ضربات هوایی بر مراکز اعصاب رژیم اسلامی، آن را به آستانه سقوط  بکشانند، امروز از اینکه چنان اندیشه ای را به خاطر خود راه داده اند در نهان پوزش میخواهند. ما از همیشه بیشتر می باید در برابر هر حمله ای به خاک ایران ایستادگی کنیم و جای تردید نگذاریم که در چنان صورتی در پشت همین حکومتی که به خون ما تشنه است خواهیم ایستاد." 

آن "کسان" چه کسانی بودند؟ و اصلا چه  اتفاقی افتاده است که میخواهند پوزش بخواهند؟ چرا میخواهند پشت سر جمهوری اسلامی صف بکشند؟ و چرا "در نهان پوزش میخواهند"؟

آن "کسان" شاخه های مختلف ناسیونالیستها، از جمله همین ناسیونالیستهای عظمت طلب منتظرالحکومت بودند که با زمزمه حمله آمریکا به ایران و حضور مکرر شاهزاده در سی ان و ان و فاکس نیوز شلنگ تخته می انداختند. ظاهرا قرار بود با بمبهای خوشه ای ارتش نظم نوین، هم جلوی انقلاب احتمالی گرفته شود، هم نظام سرمایه داری حفظ شود و هم قدرت از دست جنبش اسلامی به دست جنبش ناسیونالیسم پرو غرب منتقل شود. قرار بود همانهاییکه ۲۷ سال پیش، انقلاب مردم ایران را در نیمه راه متوقف کردند، تاج را رها کردند و به عمامه چسبیدند؛ این بار باز هم چشم انداز انقلاب را کور کنند، قید عمامه را بزنند، تاج را برگردانند و نظام سرمایه داری را حفظ کنند. برای ناسیونالیسم عظمت طلب مهم نبود که حمله نظامی آمریکا ممکن است در روند سرنگونی حکومت اسلامی توسط مردم خلل وارد میکند؛ مردم ایران را به وضعیتی که مردم عراق در حال حاضر گرفتارش هستند دچار کند. همینکه ممکن است میان بمب و آتش و جنازه، پرچم ناسیونالیسم عظمت طلب به اهتزار در بیاید برایشان کافی بود تا به پرزیدنت بوش درود بفرستند.

چه اتفاقی افتاده است؟ در میان محافل هیئت حاکمه آمریکا، جناحهایی روی ناسیونالیستهای قوم پرست حساب باز کرده اند. همین. همتایان ایرانی بارزانی و طالبانی در محاسبات محافلی از کاخ سفید و کنگره آمریکا جا باز کرده اند. در صندلیهای کنفرانس "ایران، مورد دیگری برای فدرالیسم" (کنفرانسی که توسط "امریکن انترپرایز انستیتوت" برگزار شده است)، به جای داریوش همایون، تعدادی ناسیونالیست قوم پرست حضور پیدا کرده اند. ناسیونالیسم عظمت طلب، از حضور ناسیونالسیم قوم پرست در این کنفرانس، خشمگین شده است. اگر در این کنفرانس چند صندلی هم برای روسای قوم این ناسیونالیسم عظمت طلب در نظر گرفته میشد کافی بود تا به جای این نمایش حسرت و خشم، نمایشی از هیجان و شادی برگزار کنند و کارناوال "متشکریم، جرج بوش" راه بیاندازند.  

کسی نیست به این حضرات حالی کند که دنیا، دنیای نظم نوین است. مردم ایران میخواهند حکومت اسلامی را بزیر بکشند. جمهوری اسلامی میخواهد خود را از "شر" انقلاب نجات دهد. دولت آمریکا میخواهد سرور جهان شود. هم جمهوری اسلامی و هم دولت آمریکا هر دو میخواهند سد انقلاب مردم ایران شوند. و در این میان آمریکا دنبال نیرویی است که بهتر از دیگران از عهده این نقش بر بیاید. به کیسه جنبشهای اسلامی و ناسیونالیستی دست میکند، هر کدام بهتر بدردش بخورد بیرون میکشد. خاتمی؟ رفسنجانی؟ مسعود رجوی؟ شاهزاده؟ داریوش همایون؟ پراگماتیسم کاخ سفید روی اسب بازنده شرط نمی بندند. کاندیداهای مختلف را بسته به شرایط در آغوش میکشند  و باز هم ممکن است با تغییر شرایط  به دور پرتش کنند. به این معنا، یک چراغ سبز دیگر از طرف محافلی از هیئت حاکمه آمریکا به محافل ناسیونالیستهای عظمت طلب کافی است تا اینها را مجددا پشت سر حمله نظامی به ایران به صف کند. 

آقای همایون به جمهوری اسلامی اطمینان داده است که اگر آمریکا و ناسیونالیستهای قوم پرست باهم لاس بزنند و این وسط ناسیونالستهای عظمت طلب فراموش شوند، یکراست پشت جمهوری اسلامی خواهند رفت. این حرف جدیدی نیست. یک موضع سیاسی کهنه است که مجددا روی آب آمده است. این اولین بار نیست که جریان سلطنت طلب از زیر عبای آخوندها سر در می آورد. اینها زمانی که در حاکمیت بودند با آخوندها میانه خوبی داشتند. در  دوران اپوزیسیون بودنشان هم، همه به خاطر دارند چگونه  آخوند خاتمی دل اینها را ربوده بود. این چیزی نیست جز دل و قلوه دادن میان شاخه های مختلف جنبشهای مختلف طبقه سرمایه دار در ایران. قلبهایشان باهم میزند حتی اگر یکی در تهران و دیگری در لوس آنجلس باشد.

و اما در مورد پوزش نهانی! فقط مایم به خاطرشان بیاورم که اگر میخواهند از مردم ایران پوزش بخواهند، اولا پوزش خود را پنهان نکنند و ثانیا دو بار پوزش بخواهند: یکبار به خاطر هیجان شرم آور و آتشبازی دیروزشان برای بمباران مردم ایران توسط ارتش کاخ سفید، به خاطر زنده باد جرج بوش گفتنشان، و بار دیگر به خاطر اعلام علنی قرار گرفتنشان در بغل آیت الله خامنه ای.  

و نکته آخر. برای مردم ایران فرقی نمیکند که کاخ سفید با کدام بخش از جنبش ناسیونالیستی روی هم بریزد. مردم ایران خوب میدانند که در هر دو حالت، چشم اندازی تیره و تار نسیبشان خواهند کرد: اوضاعی شبیه اوضاع امروز عراق. مردم بمب خوشه ای نمیخواهند، امنیت میخواهند. خفقان اسلامی یا ناسیونالیستی نمیخواهند، آزادی میخواهند. نژاد پرستی آریایی نمیخواهند، برابری انسانی میخواهند. جنگ قومی نمیخواهند، احترام به حقوق انسانی و شهروندی میخواهند. و درست به همین دلیل، میخواهند با انقلابی زیر و رو کننده، لنجزار مذهب، نژاد پرستی آریایی و قوم گرایی را از صحنه سیاسی ایران جارو کنند و به جایش دنیایی انسانی، رها از ویروس مذهب، نژاد پرستی و قوم گرایی جایگزین کنند.  

بازگشت به صفحه مقالات 1384

بازگشت به صفحه مقالات 1383

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب