انترناسیونال ۱۱۲
انقلاب اكتبر و آرمانهاى شكست نخورده اش
فرشاد حسينى
انقلاب اكتبر يكى از عظيمترين و مهمترين وقايع اجتماعى سياسى قرن بيستم بود. تاثيراتى كه اين انقلاب بر سيماى سياسى اجتماعى نه تنها اروپا بلكه كل دنيا و همچنين تاثيراتى كه بر ذهن و فرهنگ و نگرش انسانها در دنيا گذاشت تاثيراتى عميق و در مقياس صدها ميليونى بود. در خصوص انقلاب اكتبر ميليونها مقاله و كتاب نشته شده. احزاب و گرايشات مختلف اجتماعى و طبقاتى در سراسر جهان
تا همين امروز پيرامون اين واقعه و متاثر از اين واقعه واكنش نشان داده و موضع گرفته اند. خيزش طبقه كارگر روسيه براى كسب قدرت سياسى، ماركسيسم و انديشه ها و تئوريهاى ماركس و انگلس را مقياس وسيعي توده اى كرد. ماركسيسم و كمونيسم به محبوب ترين و بانفوذترين رگه سياسي اجتماعي در دنيا تبديل شد. كمونيسم و سوسياليسمى كه در دوران قبل از انقلاب اكتبر با تئوريهاى ماركس ضروري بودن و اجتناب ناپذير بودنش را اثبات كرده بود از فرداى انقلاب اكتبر به يك اميد و باور واقعى، ملموس وزانده براى تغيير جهان به دست خود
انسان تبديل شد. انقلاب اكتبر تابوى امكان پذيرى سوسياليسم در جامعه سرمايه داري و شكست سرمايه دارى را كه با خاك و خون كشاندن كمون پاريس بر ذهن و جان كارگران و جامعه بشرى تحميل كرده بودند را در هم شكست. خرافه ازالى بودن نظام سرمايه دارى دود شد و در غرش و هلهله هاى كارگران و كمونيستهاى پيرزمند اكتبر به هوا رفت. قرن بيستم در غياب انقلاب اكتبر قرن تيره و تارى ميشد.
در طول قرن بسيتم ما شاهد تحولات و انقلابات متعددى بوديم. چگونه است كه از بين تمام اين انقلابات اكتبر است كه همانند زلزله اى دنيا را تكان ميدهد و عليرغم به شكست كشاندنش و با گذشت يك قرن هنوز پرحرارت ترين كانوان هاو اميد و آرمان طبقه كارگر و كل جامعه بشرى را نمايندگى ميكند؟ ويژگى اين انقلاب نسبت به ساير تحولات اجتماعى در جهان چه بوده كه تلاش هاى عظيم بورژوازى و
عليرغم سرمايه گذاريهاى صدها ميلياردي براي مخدوش كردن سيما و چهره اين انقلاب هنوز به مثابه درخشان ترين نقظه اميد بر تارك جامعه بشري خود را نشان ميدهد.؟
ويژ گى هاى انقلاب اكتبر
انقلاب اكتبر، انقلاب طبقات حاكمه جامعه نبود. انقلاب گرايشات مختلف بورژوازى نبود. انقلابى براي استقلال كشور، و توسعه صنعت و بربن رفت از عقب ماندگى نبود. انقلاب اكتبر، انقلابى براي اهداف و مقاصد بخش هاى از طبقات جامعه و حفظ و استمرار نظام سرمايه در جامعه نبود، انقلاب اكتبر انقلابى براي به زير كشيدن يك مستبد از تخت سلطت، انقلابى براى رژيم چنج، انقلابى براي به
دست آوردن دمكراسى، نبود. هر چند شعار بلشويك ها در مقطع انقلاب، نان، صلح و زمين بود. اما انقلاب اكتبر، انقلابى تنها براى نان و صلح و زمين نيز نبود.
انقلاب اكتبر، انقلاب اجتماعى طبقه كارگر و كمونيست ها و انقلابى با يك افق وآرمان سوسيليستى بود. انقلاب اكتبر، پيروزى و تفوق طبقه كارگر بمثابه طبقه توليد كننده ثروت و توليدات جامعه انسانى ، در يك جدال وسيع طبقاتى در مقياس اجتماعى بود. انقلابى براى رهايى جامعه از شر نظام ستم و استثمار سرمايه بود. انقلاب اكتبر انقلابى در ريشه ها و بنيادهاى جامعه بود. آرمان و افق
اين انقلاب، سوسياليسم بود. نيروى فعاله اين انقلاب نه روشنفكران و طبقات تحصيلكرده بورژوازى كه خود كارگران بودند. اكتبر طقه كارگر را از موقعيت توليد كننده و تحت ستم و سيظره طبقات حاكمه به موقعيت حاكم بر جامعه تبديل كرد. انقلابى كه به قصد پاسخگويى به مبرمترين نياز و خواست توده هاى ميليونى چه در روسيه و چه در سطح بين المللى به وجود آمد. انقلاب اكتبر اومانيست ترين انقلابات رخ داده در تاريخ جامعه بشري بود.
دست آوردهاى انقلاب اكتبر
دست آوردهاى انقلاب اكتبر را ميتوان به دو شكل توضيح داد. دست آوردها آني كه بلافاصله پس از انقلاب اكتبر در جامعه حاصل شد و دست آوردها پايدارتر و اساسى تري كه بمثابه الگو و درس براى كمونيست ها و طبقه كارگر براى نسل هاى بعدى، به جاگذاشت.
دست آوردها آني انقلاب اكتبر
با صدور فرمان قيام توسط لنين وبلشويكها و تسخير كاخ زمستانى شوراهاى مردمى عاليترين ارگان تصميم گيرى در خصوص جامعه روسيه به رسميت شناخته شد. كنگره شوراها در اولين روز پس از انقلاب اكتبر، فرمان پايان جنگ را اعلام كرد. فرمان پايان يك بلاى عظيمى كه صدها هزار انسان را به قعر مرگ و تباهى كشيده و ميليونها نفر را فقر هولناكى دچار كرده بود. حكم اعدام لغو ميگردد. انقلاب
حقوق برابر كليه شهروندان مستقل از نژاد، مذهب، جنسيت و مليت را اعلام كرد. آزادى فورى بيان و تشكل براى تمام احزاب و سازمان ها را علام كرد. كليه زنادنيان سياسى را آزاد كرد. كليه قرار دادها و معاهدات استعماري با ساير كشورها را ملغى اعلام كرد. كليه بدهى هاي ساير كشورها به روسيه را بخشوده اعلام كرد. نظام مالكيت اشرافى و بوژوايى بر زمين را بطور كامل ملغى اعلام كرد. انقلاب اكتبر اوضاع هولناك فقر و زندگى مشقت بار را بهبود بخشيد. و صدها اقدام رفاهى اجتماعى و سياسى به نفع توده هاى مردم به مرحله اجرا در
ميايد. كليه اقداماتى كه كمونيست ها بالافاصله پس از به قدرت رسيدن شان به مرحله اجرا ميگذارند، از حق راى همگان، ٨ ساعت كار تا حق زنده ماندن و داشتن مسكن از حداقل رفاه اجتماعى تا برابرى زن و مرد و تامين آزاديهاى سياسى هيچ كدام در ساير كشورهاي پيشرفته سراميه دارى آن زمان اجرا نشده بود.
انقلاب اكتبر با اعلام اولين پلاتفرم عمومى اش براي جامعه و شهروندان روسيه، موجى از حركت هاى اعتراضى و قيام ها را در اروپا دامن ميزند. طبقه كارگر و مردم تحت ستم در ساير كشورها ميبينند كه حكومت كارگران و كمونيست ها چه تاثيرات عميقى به جا گذاشته است. هر يك از حقوق و مطالبات اعلام شده دولت كارگران به پرچم مبارزه اى در غرب و به قصد انداختن نظام سراميه در اروپا بدل
ميشود. شعله هاى انقلاب اكتبر انبار تمايل طبقه كارگر اروپا را نيز براي يك انقلاب ديگر را منفجر ميكند. بورژوازى كه تا آن لحظه آمادگي كسب قدرت كمونيست ها در كشورى را نداشت با مشاهده انقلاب اكتبر و تاثييرات جهانى اش، با تمام قدرت خود به جنگ با كمونيست ها و انقلاب اكتبر ميپردازد. حكموت شوراهاى كارگران توسط ١٨ كشور مورد يورش و تهاجم نظامى قرار ميگرد.
شكست انقلاب اكتبر
انقلاب پيروزمند سياسى طبقه كارگر در روسيه به عرصه اقتصادى راه پيدا نميكند. اين انقلاب دست به ريشه هاى اقتصادي جامعه يعنى سيستم كار مزدى و مناسبات توليدى نميبرد. و در نيمه راه خود در مقابل آلترنتيوهاى ديگر بورژوازى شكست ميخورد. دلايل اين ناكامى و شكست انقلاب كارگري در عرصه هاى اقتصادي مفصل است. منصور حكمت در بولتن مباحثات شوروي بطور مبسوطى اين شكست را توضيح
ميدهد.
يك ويژگى مهم ديگر انقلاب اكتبر اين بود كه شكست آن نيز ساده نبود. شكست اين انقلاب نيز با نام كمونيسم و ماركسيسم و سوسياليسم انجام گرفت. بورژوازى پس از سد كردن مسير اقتصادى انقلاب اكتبر بسراغ مشرب فكرى و ريشه هاى نظرى و تئوريك اين انقلاب رفت. ماركسيسم و كمونيسم از جنبش طبقه كارگر براي خلاصى از سرمايه به جنبش طبقات ديگر براى اصلاحات اداري سياسى اقتصاد در چهارچوب
سرمايه دارى بدل شد. مركز ثقل و پايگاه اجتماع ماركسيسم راغيير دادند. با شكست اكتبر ماركسيسم ديگرى به بازار جهانى يافت. ماركسيسم مدافع بازا آزاد، دمكراسى ليبراليسم، ماركسيسم جنبش هاى استقلال طلبانه، ماركسيسم ناسيوناليست ها. ماركسيسم جنبشهاى ملى در كشورهاى جهان سوم، ماركسيسم مدافعين صنتى شدن، ماركسيسم توسعه نيافتگى، ماركسيسم مدل سرمايه دارى دولتي، ماركسيسم مدل ناسيوناليسم چيني و بالاخره ماركسيسم هر گونه ناهنجارى هاى اجتماعي به جز ماركسيسم جنبش طبقه كارگر. اين ماركسيسم در طي قرن بيستم بر ويرانه
هاى شكست انقلاب اكتبر به درون طبقه كارگر راه يافت. به عبارتي تنها با گرفتن ماركس از طبقه كارگر و طبقه كارگر از ماركس موفق شدند انقلاب اكتبر را به شكست بكشانند.
آرمان هاى جاودانه انقلاب اكتبر
اما شكست انقلاب اكتبر شسكستى در آرمانهاى انقلابى اكتبر نيست. آرمان هاى تحقق نيافته انقلاب اكتبر هنوز با گذشت يك قرن زنده اند و در جان و ذهن طبقه كارگر و جامعه بشرى ريشه دوانده است. عليرغم اين كه ماركس را مسخ كردند. لنين را تحريف كردند. عليرغم اينكه فروپاشى ديوار برلين را بعنوان مرگ كمونيسم اعلام كردند. عليرغم اينكه تنديس هاى لنين را با نفرت تمام به زير
كشيدند. جشن و كارناوال سياسى پايان تاريخ كمونيسم را برپا كردند. اما آرمان اكتبر مسخ نشد، محو نشد. عكس ها لنين در تجمعات كارگران اعتصابى بالا رفت. ماركس شخصيت قرن شد. سايه و شبح ماركس و لنين همه جا روى بورژوازى سنگينى ميكند. مجبور شدند اعتراف كنند كه ماركس به صحنه بازگشته است.
شكست انقلاب اكتبر را ميتوان به شكست اسپارتاكوس تشبيه كرد. اسپارتاكوس را گرفتند مصلوبش كردند. جنبش اش را تار و مار كردند. اما آرمان هاى اسپارتاكوس و جنبش ضدبردگى با شكست اسپارتاكوس شكست نخورد. تداوم يافت. آرمان اسپارتاكوس تا لغو سيستم و مناسبات برده دارى ادامه يافت.
آرمان هاى اكتبرنيز باقى ماندند زيرا اين آرمان ها را تنها با به گور سپردن نظام سرمايه داري از بين خواهند رفت. آرمان هاى اكتبر در واقع نياز انسان امروز گرفتار در زنجير سرمايه است. هر روز كه از جامعه سرمايه دارى ميگذرد نياز بشر به اكتبر بيشتر حس ميشود. آرمان هاى اكتبر باقي ماندند چون سرمايه در اقصي نقاط جهان اكثريت عظيم جامعه بشرى را به بردگى و انقياد سياسى و
طبقاتى در آورده است. آرمان هاى انقلاب اكتبر در الغاى كامل سيستم كار مزدى است. در رهايي طبقه كارگر و به همراه او رهايي كل جامعه بشرى.
دنيا امروز بيش از هر زمان ديگرى به اكتبر نياز دارد.