کنفرانس برلينيها و کانال جديديها
با پرچم انقلاب و سوسياليسم
مينا احدى minaahadi@aol.com
پنج سال پيش در چنين روزهايى، شهر برلين در آلمان، شاهد يک کشمکش مهم سياسى در سالن فرهنگهاى جهان، در مورد اوضاع سياسى ايران و حکومت اسلامى بود. ٧ و ٨ و ٩ آپريل سال ٢٠٠٠، نگاهها بسوى برلين چرخيد. چرا که ما در اين کنفرانس از حقايق سياسى موجود در ايران حرف زديم و چرا که ما در اين کنفرانس نقش و جايگاه گرايشى را افشا کرديم که با پرچم " رفرم در اسلام و در جمهورى اسلامى" قصد آبرو خريدن براى حکومت و اعلام پايان اعتراض و مبارزه بر عليه حکومت و " عادى سازى" روابطش با غرب را داشت. قرار بود در اين کنفرانس به جهانيان اعلام کنند، که با آمدن خاتمى و با پلاتفرم "گفتگوى تمدنها" اوضاع در ايران "ليبراليزه" شده است. قرار بود براى حکومت اسلامى آبرو بخرند، قرار بود اعتراضات را ساکت کنند و بگويند همين است که هست. با حضور خاتمى و جناحش در حکومت اگر در خيابان اعدام ميکنند، اگر سنگسار ميکنند، اگر زنان نيمه انسان هستند، اگر کارگران حقوقى دريافت نميکنند، همه چيز عادى است چرا که جناح دوم خرداد با آخوند لبخند بر لب، رژيم اسلامى را اصلاح ميکند.
به ما گفتند ساکت شويد و دم نزنيد و با روند ميليمترى اصلاحات جنابان همگام شويد و سرتان را پايين بياندازيد و بگذاريد دولتهاى غربى و دولت فخيمه آلمان مشغول داد و ستد بر روى درياى خونى باشد که جانيان اسلامى از رفرميست تا محافظه کار آن در ايران به راه انداخته و مى اندازند. تفاوت در اين بود که در اين حالت يک دروغ بزرگ و مشتى شياد دوم خردادى قرار بود دور دنيا راه افتاده و از بهبود در " نحوه اجراى احکام سنگسار" و بهبود در نحوه اجراى اعدامها تحت رهبرى جناب خاتمى و يا عقب رفتن يک سانتى متر حجاب زنان و اندر فوايد رفرم در اسلام و حکومت داد سخن دهند. چنانچه متن سخنرانيهايشان در کنفرانس برلين همين را نشان داد.
ما نگذاشتيم اين اتفاق بيفتد. ما نگذاشتيم دولتهاى غربى بگويند اوضاع در ايران عادى است. ما نگذاشتيم اين دروغ بزرگ را تحويل افکار عمومى دنيا بدهند.
الگوى اينها عراق و افغانستان امروز بود. مگر نه اينکه مردم در ايران و عراق و افغانستان مسلمان هستند، مگر نه اينکه لياقت اين مردم همين است که رهبرشان خاتمى و خامنه اى باشد و دم برنياورند. ميشود با تئورى نسبيت فرهنگى مهندسى افکار عمومى کرد و ميشود با خاتمى وجانيان اسلامى دست دوستى داد و ميشود بر روى جنايات يکى از فاشيست ترين حکومتهاى منطقه چشم بست و چشمهاى ديگران را نيز بست و مشغول داد و ستد و پيگيرى منافع سياسى و اقتصادى شد.
ما نگذاشتيم اين اتفاق بيفتد. ما در مقابل بلندگوها در داخل و خارج از سالن کنفرانس با صداى بلند به جهانيان اعلام کرديم که حکومت اسلامى يک حکومت فاشيست و ضد انسان است و فرقى نميکند کدام جناحش دست بالا را داشته باشد، همه اينها را بايد از صحنه سياست در ايران جارو کرد. اين حکومت اسلام سياسى وحکومت مدافع تروريسم اسلامى است. اين حکومت ترور و شکنجه و خفقان و اعدام و سنگسار است، چه با لبخند کريه بر لبهاى رئيس جمهورش و چه با اخم بر چهره رهبر فاشيست اش. اينها مشتى تروريست اسلامى هستند که بر پرونده سياهشان حداقل قتل صد هزار نفر ثبت شده است. ما گفتيم نميگذاريم دنيا به اين سناريو عادت کند که ميشود در داخل کشور اعدام کرد و چوبه هاى دار برپا کرد و کودکان و جوانان و زنان و مردان را به قتل رساند ودستهاى خونين را شست و بعنوان فيلسوف و اسلام شناس و دوم خردادى به اروپا رفت و اندر فوايد " حقوق بشر اسلامى" و تغييرات در اسلام داد سخن گفت.
اين کار ما مقابله با سياست دولتهاى غربى و مقابله با شيادان دوم خردادى بود. اين کار ما مقابله با ادامه حيات حکومت اسلامى با همه جناحهايش بود. اين کار ما به مذاق بسيارى از اينها خوش نيامد، به مذاق دولت آلمان و دولت ايران، به مذاق " روشنفکران" دوم خردادى و به مذاق جريانات حاشيه حکومت از اکثريت و حزب توده و اعوان و انصارشان گرفته تا داريوش همايون و نورى زاده. چرا که الگوى مورد نظر اينها همين است پيام آنها به مردم اينست ساکت باشيد و دم بر نياوريد. اگر حقوق يکسال کارگران را گرو ميگيرند، چندان مهم نيست، اگر زنان را بى حقوق اعلام ميکنند، مهم نيست، مهم اينست که دوم خرداد دست بالا را پيدا کند و به تدريج اوضاع را بهبود بخشد که منظور شان اين بود و هست که بتدريج راه را باز کنند تا اينها هم سرى در آخور آخوندهاى اهلى داشته باشند.
جناح راست حکومت که خود از آغاز در جريان قدم به قدم سازماندهى اين کنفرانس بود، وقتى افتضاح سياسى جناح رقيبش را مشاهده کرد، اين اتفاق را به يک وسيله تصفيه حساب بين دو جناح تبديل کرد.
کنفرانس برلين اما در ايران در ميان همان مردمى که ما از آنها حرف ميزديم، در ميان همان مردمى که ما پرچم دفاع از آنها و بلندگوى پخش صدايشان در سراسر دنيا شده بوديم، با شوق و ذوق و استقبال زايد الوصفى روبرو شد. برلين و کنفرانس روزهاى ٧ و ٨ و ٩ آپريل٢٠٠٠ به تاريخ پيوست و تاريخ ايران در دوران حکومت اسلامى به دو بخش تقسيم شد، قبل و بعد از کنفرانس برلين.
در اين روزها نام و اسامى چهره ها و جزييات فعاليت جريان و گرايش و حزبى به خانه ميليونها نفر در ايران راه يافت که امروز به کنفرانس برلينيها معروف است. کنفرانس برلينيها مظهر دفاع از حقوق انسانى مردم، مظهر سازش ناپذيرى و مظهر مبارزه راديکال و قاطع در مقابل حکومت اسلامى ايران هستند.
حزب کمونيست کارگرى ايران در ايران و بعد از کنفرانس برلين در ابعاد ميليونى به خانه هاى مردم راه يافت و با تاريخ مبارزه بر عليه حکومت اسلامى ايران چفت شد. اين واقعه تاريخى را ديگر نميتوان از اين جريان و از اين حزب بازپس گرفت و يا به يغما برد. شخصيتها و تشکيلاتى که اين اتفاق تاريخى را خلق کردند، همچنان محکم و استوار مشغول فتح سنگرهاى ديگرى هستند.
اسم حزب کمونيست کارگرى ايران، امروز در ايران ياد آور دفاع از پاکيها و خوبيها، يادآور دفاع از حقوق انسانى، در همه سنگرها و يادآور نام و خاطرات انسان عزيزى است که همه اين دستاوردها مديون اوست. منصور حکمت.
منصور حکمت از آغاز در جريان اين پروژه مهم نيز بود و قدم به قدم ما را در انجام اين کار بزرگ راهنمايى کرد. بعد از کنفرانس برلين جريان ما و شخصيتهاى اين واقعه مهم مورد تعرضات سخيفانه حکومت و جريانات دوم خردادى درون و حاشيه آن بودند. کسانى که در همه اين سنگرها ايستادند و پاسخ آنها را دادند، کادرهاى اين حزب به رهبرى منصور حکمت بودند. و امروز حزب منصور حکمت و گرايشى که او آنرا ساخت و سازمان داد و به پيش برد، با قدرت کامل به پيش ميرود. امروز کنفرانس برلينيها با صفت کانال جديديها تکميل شده و احترام و علاقه و سمپاتى عميقى را در ايران نسبت به اهداف و فعاليتهاى اين حزب دامن زده است.
حزب کمونيست کارگرى ايران در سنگر دفاع از حقوق و حرمت انسانى مردم ايستاده و در اين راه پر پيچ و خم هر نوع دست اندازى را با قدرت پاسخ داده است. اين حزب در ايران، امروز پرچم انقلاب، پرچم تغيير و تحولات ريشه اى و راديکال، پرچم سرنگونى حکومت جنايت و فاشيست اسلامى را در دست گرفته است. اين حزب هر نوع تقلا براى ايجاد ايستگاه جهت توقف حرکت مردم، براى مقابله با انقلاب و تغييرات زيربنايى را با صلابت پاسخ داده و ميدهد. اين حزب امروز با با اتکا به نفوذ و قدرتى که پيدا کرده است با اعتماد بنفس بالاترى خود دست اندر کار ساختن يک انقلاب بر عليه حکومت اسلامى و نظام موجود است. اين حزب پرچم سوسياليسم فورى و سوسياليسم همين امروز را در دست دارد.
اگر کنفرانس برلين فرصتى بود که صداى ما به خانه ميليونها مردم در ايران برسد و شيپور شکست دوم خرداديها را به صدا در آورد، اکنون تلويزيون ٢٤ ساعته کانال جديد، هر روز مهمان خانه ميليونها مردم در داخل و خارج ايران است. کادرها و رهبران حزب از اين طريق مبارزات مردم در ايران را به سوى آزادى، برابرى و رفاه و انسانيت رهبرى کرده و به پيش ميبرند.
اکنون کارگران نساجى کردستان و کارگران کاشان و همه نقاط ايران هم صدا با اين حزب پرچم "نه" به اين نظام استثمارگر را در دست گرفته اند. ما اکنون شاهد جرقه هاى هستيم که حزب را در موقعيت منحصر به فردى قرار داده است. همينجا به کارگران، به زنان، به جوانان و همه مردم ايران قول ميدهم که ما مصمم تر از قبل در راس اين مبارزات ايستاده ايم. با اعتماد روز افزونى که شما هر روز بيشتر از قبل نسبت به اين حزب اعلام ميکنيد، پرچم انقلاب کارگرى پررنگ تر و با صلابت بيشترى به اهتزاز در مى آيد. اگر ما در کنفرانس برلين صداى اعتراض شما مردم انقلابى ايران بوديم، اکنون شما در ايران پرچم بر افراشته کنفرانس برلين را در همه عرصه هاى مبارزه بر دوش گرفته ايد و خارج و داخل، عملا به هم وصل شده است. اين يک جنبش رهايبخش است که مرز نميشناسد. در هر جاى که بى عدالتى هست حاضر است و از انسانيت، رفاه و برابرى دفاع ميکند. به اين حزب بپيونديد و پرچم سرخ انقلاب سوسياليستى را که آزادى، برابرى، حکومت کارگرى، حکومت رفاه، و انسانيت بر آن حک شده است را به اهتزاز در آوريد. اين پرچم منصور حکمت است.
زنده باد انقلاب سوسياليستى
زنده باد منصور حکمت