ستون اول انترناسیونال شماره ۱۰۳
۱۱ شهریور ۱۳۸۴، ۲ سپتامبر ۲۰۰۵
آشوویتس اسلامی۶۷
به یاد جانباختگان تابستان ۶۷
محسن ابراهیمی
کمیسیون قتل عام ۶۷ به "کمیسیون هوابرد مرگ" مشهور شده است. آنها وقت زیادی نداشتند. آنها باید در فاصله کوتاهی امر بزرگی را پیش می بردند. وقت رفت و آمد با ماشین را نداشتند. با هلی کوپتر مشغول پرواز میان زندان اوین و گوهر دشت بودند. میرغضبهای اسلامی قرار بود لجنزار حکومت اسلام را بسرعت برق از شریفترین انسانها پاک کنند. آنها مامور سازمان
دادن قتل عام زندانیان سیاسی بودند. آنها مامور اجرای فرمان خمینی بودند. کدام فرمان؟
۸ سال گذشته بود. ۸ سال از جنگی که هزاران جوان را به کام مرگ کشانده بود گذشته بود. ۸ سال از این توهم ابلهانه که قرار است سپاه قدس کربلا را فتح کند، دروازه های قدس را بگشاید و قشون اسلام را به غرب برساند و امپراطوری اسلامی را در جهان مستقر کند گذشته بود. ۸ سال از جنگی که قرار بود اسلام را در خارج و خفقان اسلامی را در داخل مستقر کند گذشته
بود و خمینی مجبور شده بود "جام زهر" سر بکشد: "... شما عزيزان از هر كس بهتر مى دانيد كه اين تصميم براى من چون زهر كشنده است ... خداوندا، ما براى دين تو قيام كرديم و براى دين تو جنگيديم و براى حفظ دين تو آتش بس را قبول مى كنيم."
جام زهر؟! این سمبلیک ترین بیان یک حقیقت تاریخی بود: اینکه دیگر نمیتوان با عربده "جنگ جنگ تا پیروزی" صدای مردم را خاموش کرد. اینکه دیگر نمیتوان جامعه را با لولوی " میهن اسلامی در خطر است" به خفقان سیاه کشاند. اینکه ممکن است نسلی داغدار که عزیزانشان با "کلید بهشت" روی مینها لت و پار شده بودند فریاد اعتراض برآورند. اینکه پایان جنگ
میتواند آغاز انفجار سیاسی شود. میتواند آغازی برای پایان حکومت اسلامی شود. پس باید بسرعت دست به کار شد و جامعه در حال انفجار را به خفقان کشید. باید رعب و وحشت آفرید. باید به یک نسل خشمگین و خسته و داغدار حالی کرد که مبادا تصور کنند جنگ تمام شده است و الان دیگر وقت اعلام توقعاتشان است. باید قساوت اسلامی در آدمکشی را _این بار در ابعادی هراس انگیزتر از اوایل دهه ۶۰ _ به یاد جامعه آورد. باید قتل عام سالهای ۶۰ را با قتل عام ۶۷ تکمیل کرد.
و این چنین بود که خمینی رسما فتوای کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی را صادر کرد. سران حکومت اسلامی به سراغ امامشان رفتند و در مورد تعیین تکلیف زندانیان سیاسی استفتا کردند. و امام تبهکار فتوی داد: "... هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد، حکمش اعدام است."
خمینی پیرو راستین قران است. فرزند خلف محمد است. همان محمدی که وقتی فرمان قتل عام قبیله بنی قریظه را صادر کرد دستور داد آنها را به مدینه بیاورند، گودال بکنند و ۷۰۰ نفر از این قبیله را در کنار آن گودالها گردن بزنند. براستی که پدرخوانده های مافیای سیسیل در مقابل قساوت محمد و خمینی، این پدرخوانده های مافیای اسلامی مستحق جایزه صلح نوبل
هستند!
خمینی به دنبال فتوای قتل عام تاکید کرد که "سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید." و "کمیسیون هوابرد مرگ" سریعا دشمنان اسلام را کشتار کرد. هلیکوپترها براه افتاد. طنابهای دار آماده شد. تلويزيون بندها
جمع آوری شد. ورود روزنامه ممنوع شد. هواخوری قطع شد. هرگونه ملاقات ممنوع شد. زندانیان جابجا شدند. و به زندانیان بی خبر اطلاع دادند که تمام این تحولات
به خاطر اجرای "عفو عمومی" است! کشتار عمومی تحت نام عفو عمومی؟! مرگ آوران اسلامی میخواستند زندانیان را در بی خبری و ناآمادگی کامل قصابی کنند. مگر نه اینست که طبق قران "خداوند مکارترین مکارهاست" و پیروانش باید همین مکاری خداوند را به کار ببندند؟
در حالیکه چوبه های دار در حسینیه اوین و تالار سخنرانی گوهردشت بر پا شده بود ماشین انگیزاسیون اسلامی در هر دو زندان بکار افتاد. زندانیان در مقابل این سئوالات قرار گرفتند:
آيا شما مسلمانيد؟
آيا به خدا اعتقاد داريد؟
آيا به بهشت و جهنم معتقد هستيد؟
آيا محمد را بعنوان خاتم انبياء قبول داريد؟
آيا در ماه رمضان روزه مى گيريد؟
آيا قرآن مى خوانيد؟
آيا هر روز نماز مى خوانيد؟
آیا حاضريد رفقاى خود را در مقابل دوربين تلويزيون
تقبیح کنید؟
آیا حاضريد رفقاى خود را لو دهید؟
آیا حاضريد از ميان ميدانهاى
مين گذارى شده جبهه های جنگ عبور کنيد؟
آیا حاضرید طناب دار بر گردن رفقای خود بیاندازید؟
با این مراسم شنیع اسلامی که در اکثر زندانها دایر بود، زندانیان دسته بندی شدند. عده ای به سوی شلاق و شکنجه و ادامه اسارت روانه شدند وعده ای به سوی چوبه های دار. آنها در دسته های شش نفری همراه هم و در کنار حلق آویز شدند. مجریان دارزنی خسته شدند. درخواست کردند که زندانیان تیرباران شوند. کمیسیون مرگ به این درخواست تن نداد. شلیک های
تیرباران میتوانست این قتل عام خاموش در آشویتس اسلامی را بر هم بریزد. زندانیان قرار بود در سکوت و خفقان مطلق قتل عام شوند و در سکوت مطلق قتل عام شدند. و امروز این عزیزان در گورهای بی نام و نشان، و بزرگترین آنها یعنی گورستان خاوران سر در خاک گذاشته اند.
۱۷ سال از این نسل کشی اسلامی گذشته است. گورستان خاوران به میعادگاه مادران و پدران داغدار و نسل جوان معترض به اسلام و حکومتش تبدیل شده است. گورستان خاوران به شاهدی زنده از کشتار خاموش ۶۷ تبدیل شده است. و دقیقا به همین دلیل جمهوری ترور اسلامی به فکر "آباد کردن" این گورستان، به فکر تبدیل این گورستان به یک گورستان عمومی، به فکر از میان
بردن سند جنایت ۶۷ افتاده است. به فکر این افتاده است که صدای اعتراض به کشتار خاموش ۶۷ را هم خاموش کند. به فکر این افتاده است که کشتار خاموش ۶۷ را به خاموشی جاودانه تبدیل کند. نه خیر. جلادان اسلامی حتی تصورش را نباید به مغز علیلشان راه دهند که میتوانند سکوت ۶۷ را به سال ۸۴ تسری دهند.
دیکتاتورهای نظامی آرژانتین هم تصور میکردند که میتوانند صدای زندانیان سیاسی ای را که با دستان بسته به قعر اقیانوس پرتاب کردند تا ابد خاموش خواهند کرد. اما "مادران میدان مایو" عکس عزیزانشان را بر سینه زدند و هرپنحشنبه در میدان مایو جمع شدند و فریاد غرق شده آن قربانیان را به فریادی بلند علیه آن جنایت تبدیل کردند. دیکتاتورهای نظامی ترکیه
هم تصور میکردند میتوانند صدای زندانیان ناپدید شده را تا ابد خاموش کنند. اما "مادران شنبه" هر شنبه در شهر استانبول گرد آمدند و آرزوی آن دیکتاتور را به گور سپردند. پینوشه هم تصور میکرد میتواند صدای زندانیان ناپدید شده شیلی را تا ابد زیر خاک کند. اما بعد از سه دهه صدای آن جانباختگان به فریاد نسلی آزادیخواه تبدیل شده است و این دیکتاتور فرتوت را در هیچ کجای دنیا راحت نمی گذارد. فرماندهان و مجریان قتل عام اردوگاههای تربلینکا و آشوویتس هم تصور میکردند صدای نسلی که در کوره های آدمسوزی این ارودگاهها
خاکستر کردند تا ابد خاموش خواهد ماند. اما ۶۵ سال بعد از آن نسل کشی، جانیان نازی همچنان منفور بشریت هستند.
مادران و پدران و نسل جوانی که هر سال در گورستان خاوران جمع میشوند و یاد آن جانباختگان را گرامی میدارند همراه و همگام "مادران میدان مایو"، "مادران شنبه" و همه آزادیخواهان جهان اعلام میکنند که تبهکاران اسلامی پیرو قران و محمد کور خوانده اند اگر تصور میکنند کشتار خاموش ۶۷ را به سکوت همیشگی تبدیل خواهند کرد. انقلاب مردم ایران، تک تک
آدمکشان اسلامی، فرماندهان و مجریان این نسل کشی اسلامی را به پای میز محاکمه خواهد آورد.