در حاشيه موضع جريان آقاى كورش مدرسى در قبال خيزش مردم در خوزستان!
على جوادى
مسبب كشتار مردم خوزستان كيست؟!
كارنامه رژيم اسلامى
در خوزستان رژيم جمهورى اسلامي يك جنايت تمام عيار خلق كرد. در سركوب اين اعتراضات بيش از ۵۰ نفر كشته شدند٬ حدود ۳۰۰ نفر زخمى و افزون بر ۱۰۰۰ نفر دستگير شدند. دستگيرى مردم معترض همچنان ادامه دارد. سركوب مردم معترض خوزستان برگ ديگرى در كارنامه رژيم خون و
جهل و مذهب و صد هزار اعدامى است.
كارنامه جريانات ناسيوناليست
جريانات متعدد ناسيوناليست و قوم گرا كودنانه تلاش كردند تا به اعتراضات مردم به ستوه آمده رنگى قومى و قبيله اى و ناسيوناليستى بزنند. در يك سوى اين اردوگاه٬ ناسيوناليستهاى عرب٬ خيزش مردم را قيام مردم عرب و ادامه مبارزه شيخ خزئل ناميدند! تلاش كردند تا اين اعتراضات سرنگونى طلبانه مردم را سكويى براى جا باز كردن براى
جريانات حاشيه اى و مرتجع ناسيوناليسم عرب در دعواى قدرت سياسى تبديل كنند.
در سوى ديگر ناسيوناليسم عظمت طلب ايرانى با فرض و پذيرش تبيين جريانات قوم گراى عرب از اين اعتراضات در طبل تبليغات ارتجاعى و فاشيستى خود مبنى بر دفاع از تماميت ارضى و مقابله با جدايى طلبى دميدند و رگه هايى از اين جريانات بعضا تا همراهى با رژيم اسلامى در حمايت از سركوب اين اعتراضات پيش رفتند.
كارنامه
حزب آقاى كورش مدرسى
جريان نئو راستى كه مدتى است صفوف كمونيسم كارگرى را با مواضعى كاملا راست در باره فوريت و مبرميت سوسياليسم و انقلاب اجتماعى ترك كرده است٬ موضع سومى داشت. اما نه موضعى مترقى! برعكس موضعى ارتجاعى. به نقل قول طولانى زير توجه كنيد:
روزهاى ۲۶ و ۲۷ فروردين جريانات اسلامى و جريانات قومى در خوزستان دست به اقدامى جنايتكارانه عليه مردم آن منطقه زدند. شايعه كاهش
جمعيت عرب خوزستان توسط رژيم بهانه اى شد تا جريانات ارتجاعى قومى و مذهبى جو نفاق و كينه را دامن زده و با تحريكات و تحميق قومى تعدادى از مردم را به يك رويارويى قومى مذهبى كشانند. در اين رويداد چندين نفر كشته و دهها نفر زخمى و دستگير ميشوند. سران رژيم اسلامى اين رويداد را در رسانه هاي دولتى بعنوان اغتشاش قوم عرب قلمداد كردند و جريانات ناسيوناليست ايرانى هم عرق ضد عرب شان گل كرد و به اين
بازى قومى كثيف پيوستند. (تاكيد از من است. از اطلاعيه تحريكات قومى موقوف )
باور نكردنى است! از قرار عده اى مردم تحريك شده به جان هم افتادند. كشتند و زخمى كردند. رژيم آدمكشان اسلامى هم ظاهرا نه به طرف كسى شليك كرد و نه كسى را زخمى و مجروح كرد. از قرار اين گلوله هاى ماشين آدمكشى رژيم اسلامى نبود كه سينه هاى جوانان و مردم را نشانه گرفتند؟ و اين رژيم اسلامى نيست كه از دادن اجساد
كشته شدگان به خانواده هاى آنان خوددارى ميكند. بنا به اطلاعيه آقاى كورش مدرسى نبايد كشتار و زخمى كردن مردم خوزستان را به پاى رژيم اسلامى نوشت؟! نقش رژيم اسلامى در اين رويداد به تحريك قومى تنزل يافته است. و اين درحالى است كه حتى بخشهايى از خود رژيم اسلامى و يا جريانات توده اى _ اكثريتى تلاش نكردند تا نقش رژيم اسلامى را در كشتار مردم انكار كنند!
اما اين تنها يك جنبه از سياست
ارتجاعى اين جريان در قبال اعتراضات مردم خوزستان بود. جنبه ديگر سياست ارتجاعى اين جريان انكار تام و تمام مبارزه مردم سرنگونى طلب است. اين جريان نه تنها مبارزات مردم را انكار كرد٬ بلكه بدتر٬ دو دستى اين اعتراض را تقديم جريانات قومگرا و اسلامى كرد. بنظر اين گنگها و دستجات مرتجع قومى و مردم تحريك شده بودند كه به جان هم افتادند و از يكديگر قربانى گرفتند. نه اعتراضى در كار بوده است. نه
مردم معترضى در ميدان بودند. نه تلاشى براى سرنگونى رژيم اسلامى و نه فريادهاى مرگ بر جمهورى اسلامى٬ دركار بود. نه مردمى به مراكز سركوب حمله كردند و آنها را خلع سلاح كردند. و نه اينكه مردم مناطقى از شهر را به كنترل خود درآوردند. بر اساس تحليلهاى جريان آقاى كورش مدرسى اين دستجات قومگرا بودند كه به جان هم افتادند! مواضع آقاى كورش مدرسى شباهت بسيارى به نقطه نظرات حزب مشاركت اسلامى و سازمان
مجاهدين انقلاب اسلامى در قبال اعتراض مردم خوزستان دارد. آيا اتخاذ چنين مواضعى ارتجاعى تشابهى با موضع ديگر ايشان مبنى آمادگى براى شركت در دولت نوع حجاريانى پس از فروپاشى جناح راست ندارد؟!
چند سئوال
آيا كسى در ميان كادرهاى اين جريان نبود كه نسبت به اين موضع ارتجاعى در قبال اعتراض مردم خوزستان اعتراض كند؟ فرياد بزند كه اين نه مردم تحريك شده بلكه رژيم اسلامى بود كه به طرف
مردم معترض كه فرياد مرگ بر جمهورى اسلامى سر داده بودند٬ شليك كرد. آيا كسى در ميان اعضاى اين جريان پيدا نميشود كه علنا حساب خود را از اين موضع ارتجاعى جدا كند؟ آيا كسى در ميان اين جريان هست كه از خواست محاكمه آمرين و عاملين كشتار مردم خوزستان دفاع كند؟ چنين كسى مسلما نميتواند جايى در صفوف اين جريان داشته باشد!
چرا اين جريان به اين مواضع ارتجاعى در قبال مردم در غلطيده است؟ پاسخ
را نه در بى اطلاعى اين جريان از ماوقع خيزش مردم در خوزستان بلكه بايد در استنتاجات عملى از تزهاى سياسى _ استراتژيك اين جريان جستجو كرد. ما قبلا هشدار داده بوديم.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۴ _ ۳۰ آوريل ۲۰۰۵