افسانه نوروزى آزاد شد

بابک شديدى

بعد از ٨ سال افسانه نوروزى آزاد شد. اشک شادى و شوق در چشمان افسانه و هر آنکسى که خبر را شنيد، حلقه زده است. اين جدال تنها جدال افسانه نوروزى با دستگاه قرون وسطايى قانون قضايى اسلامى نبود. اين جنگ چپ و راست جامعه بود اين جنگ دنياى متمدن با دنياى قتل و وحشت و اعدام و سنگسار بود . اين جنگى بود براى بر افراشتن پرچم مبارزه با اعدام، مبارزه اى که استارت آن را در ايران زده ايم. اين بار هم راست شکست خورد، اين بار هم دستگاه قضايى جمهورى کثيف اسلامى شکست خورد. پوزه ملاهاى اسلامى به خاک ماليده شد، هرچه در چنته داشتند رو کردند، آن قدر از سر و کول اين بند هاى کثيف دفتر قانونشان بالا رفتند تا بتوانند انتقام سرباز امام زمانشان (سرهنگ بهزاد) رييس کل اطلاعات جزيره کيش را از زنى بى دفاع به نام افسانه باز ستانند. اما جنبش ما نگذاشت، جنبش مقابله با اعدام، جنبش اعتراض مردم به قتل عمد دولتى، نگذاشت.

يک چهره شاخص اين جنبش، مينا احدى بود که با اطمينان و صداى بلند به جهان مژده داد که افسانه نوروزى اعدام نخواهد شد، او با صداى رسايش در بالغ بر صدها رسانه اعلام کرد که اجازه نخواهد داد جانيان اسلامى جان افسانه نوروزى را بگيرند. به دختر نوجوان افسانه مژده داد که مادرش را به آغوش او باز خواهيم گرداند و خوشبختانه همين طور شد. افسانه نوروزى که با قدمهاى لرزان به زندان بندر عباس ميرفت، حدس نميزد که زنده برگردد، اميدى نداشت، دهها بار اين زن را به دادگاه بردند ، صدها دفعه اين داستان تکرار شد ، زنى که ميان سنگسار و اعدام دست و پا ميزد .

و امروز مينا احدى و جنبش بشريت مترقى که پرچمش در دست حزب کمونيست کارگرى ايران است، او را به کانون گرم خانواده باز گرداند. اين يک گوشه از نقطه قدرت حزبى است که منصور حکمت ١٤ سال پيش پايه گذارى کرد. کاش بود و ميديد که امروز جانيانى که در عرض ٥ دقيقه صدها نفر را در سالهاى ٦٠ و ٦٧ اعدام کردند، امروز از ترس جنبش قوى و نيرومند ما، از ترس افشاگريها و دامن زدن به يک جنبش اعتراضى بين المللى به گوشه لانه هاى خود خزيده اند. در دوره جنگ رسم بر اين است که فاتح هر قسمت از سرزمين دشمن را فتح کند، پرچمش را در آنجا ميکوبند و امروز بر سر در دادگاه بندر عباس و دادگاه قضايى کيش و اقصى نقاط ايران پرچم منصور حکمت کوبيده شده است. پرچمى که نماينده شان و حرمت انسانى است و دير نخواهد بود که جمله منصور حکمت، ورد زبان همه شود، اعدام قتل عمد است.

منصور حکمت ميگفت  فرق قتل با اعدام اينست که پشت اعدام يک دستگاه عريض و طويل دولتى نشسته و سيستماتيک آدم ميکشند، اعدام را راه حل نمى دانست و ديد عميقى که داشت هميشه دنبال موشکافى ريشه بود و راه حل انسانى داشت که ميگفت ، جنايت نوک قله کوه است و با از بين بردن مجرم مشکل حل نمى شود، مشکل فقط با خشکاندن نظامى است که جنايت را توليد و باز توليد مى کند. اين فراخوان منصور حکمت به ايران محدود نمى شود، اين يک پرچم انترناسيوناليستى است که بايد در تمام دنيا طنين انداز شود و براى همه گير شدن آن احتياج به کار هرکولى داريم ، اين کار هرکولى توسط مينا احدى شروع شده است ، زنى که اين روزها فرشته نجات اوين نام گرفته ، کميته جهانى بر عليه اعدام اعلام موجوديت کرده ، به اين کميته بايد پيوست، براى آن کمک مالى بايد جمع کرد، کار اين کميته بسيار حياتيست، همين الان در زندانهاى ايران صدها نفر از کودک و زن و جوان تا پير منتظر اعدام هستند ، اين جنبش بايد يک چتر گسترده براى شکستن قانون ضد بشرى اعدام شود ، پرونده بعدى در دست ماست  کبرى رحمانپور کسى که همه امروز او را مى شناسند ، شهلا جاهد که حکم اعدامش تاييد شده ، باز هم بايد به جلو رفت، شکست جمهورى اسلامى در اين موضوع به معناى پايدارى وضعيت نيست ، بلکه هر آن اين رژيم ظرفيت هاى شنيعى را مى تواند از خود نشان دهد زير پرچمى که مينا احدى بلند کرده جمع شويد .

حتى عبدالصمد خرمشاهى هم با زبان بى زبانى در روزنامه شرق از مينا احدى و حزب کمونيست کارگرى تشکر کرده و تلاش اين جريان را ارج نهاد .

زنده باد مينا احدى   

بازگشت به صفحه نامه رسيده از ايران

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب