برای کسی که دوستش دارم

يادمه اولين بارکه آذر و ديدم يک سال پيش بود که در خانه يکی از آشنايان خودمان در تهران, آذر ماجدی را در تلويزيون انترناسيونال ديدم. من از جائی که به برنامه های پر حرف نگاه نمی کردم, برای اولين بار به صحبتهای آذر ماجدی گوش کردم, به صحبتهای گرمش, چهره زيبايش و لبخندهايش علاقه مند شدم. هميشه شبها در خانه خودمان بهمراه مادرم برنامه های کانال جديد يا تلويزيون انترناسيونال نگاه می کرديم. من تنها از چهره و لبخند آذر ماجدی خوشم نمی آمد بلکه از صحبتهای آذر ماجدی در رابطه با آزادی و برابری انسانها لذت می بردم. ما نوجوانان وجوانان در ايران جمهوری اسلامی هيچگونه سرگرمی و آزادی نداشتيم, در مدرسه و خيابان و مکانهای تفريحی آزادی و امکان برقراری ارتباط با ديگران از جمله دختران را نداشتيم چون جمهوری اسلامی ما را درمحدويت نگه می داشت. جمهوری اسلامی پنج کانال مسخره که فقط مذهب و قرآن دارد را برای مردم به اجراء در می آورد. در اينترنت برای سايت های سياسی و بعضی سايتهای طنز و .... فيلتر می گذارند.

زنان بی گناه را اعدام و سنگسار می کنند و مردمان را در محدوديت مطلق نگه می دارند و به دروع می گويند ما از روی مذهب و قرآن با مردم بر خورد و کشور را اداره می کنيم. دين بهانه ای شده که جمهوری اسلامی انسانها را در محروميت نگه دارند. خلاصه من به همين دلايل برنامه های آذر را دوست داشتم و از صحبتهايش عليه جمهوری اسلامی و ... لذت ميبردم.

من مازيار نيا

14 ساله از آلمان هستم.

بازگشت به صفحه نامه رسيده از ايران

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب