کنگره پنجم، برشت و حزب مدرن
مرتضی کیوان
اکنون که مدتی از برگزاری کنگره پنجم حزب می گذرد می توان با دقت بیشتری به این کنگره نگریست، به اهمیت و نقش آن در دوره جدید فعالیت حزب در داخل و خارج.
ژنرال* درست میگوید، این کنگره فوق العاده یک حزب فوق العاده است. جنبشی فوق العاده، حزبی فوق العاده را طلب می کند و کنگره پنجم جشن به هم رسیدن این دو پدیده بود.
برشت در جایی در نقد وقایع پس از شکست انقلاب اکتبر می گوید، "افسوس، ما که می خواستیم جهانی را بر مهربانی بنا کنیم خود نتوانستیم مهربان باشیم." اما اگر امروز هم برشت در میان ما بودآیا چنین نگاهی به جنبش کمونیستی داشت؟ فکر
نمی کنم.
کنگره پنجم، کنگره یک حزب کمونیستی مدرن بود. اما مدرنیسم در غرب برای کمونیست ها معنایی متفاوت از مدرنیسم بورژوایی دارد. مدرنیسم حزب کمونیستی از فلسفه وجودی و برنامه اجتماعی و انسانی آن نشات می گیرد. برای کمونیست ها الگوی
حزب مدرن، احزاب سوسیال دموکرات و یا لیبرال غربی نیستند، احزاب کمپین و اتحادیه ایی مانند حزب کارگر برزیل نیز نیستند.
حزب مدرن کمونیستی ، حزبی نیست که بر مبنای سازو کارهای متعارف جامعه بورژوایی و امکانات مادی و تبلیغات طبقه حاکم به سازمان دهی خود بپردازد و روش های مبارزه اجتماعی خود را از سنت های سیاسی جامعه بورژوایی استخراج کند.
حزب کمونیستی حزبی نیست که با وعده و وعیدهای رایج و تصویر سازی های غیر واقعی از خود و عمل اجتماعی اش خود را به حزبی مستحق قدرت ارتقا دهد. عظمت رهبران کمونیست صرفا ناشی از اندازه پوسترهای تبلیغاتی شان نیست، بل نتیجه عظمت
انسانی و فکری شان است. بارزترین این رهبران منصور حکمت است. متفکری بزرگ که یک حزب متوسط را به حزبی بزرگ تبدیل کرد، حزبی که کنگره پنجم را برگذار کرد. هیچ پوستر بزرگی از رهبری متوسط، نمی تواند حزبی کوچک را به حزبی بزرگ
تبدیل کند. این قاعده بازی ست. حزب بزرگ رهبران بزرگ می خواهد. حزب مدرن کمونیستی رهبران ماکزیمالیست و امروزی می خواهد. کنگره پنجم، محل انتخاب چنین انسان هایی بود.
حزب مدرن کمونیستی، حزبی امروزی ست، که برنامه حداکثری و مبارزه بی تخفیف اش برای تحقق این برنامه معرف آن است. مدرنیسم احزاب کمونیستی امروزی از سویی به ساختار درونی آنها و از سویی دیگر به ارتباط این احزاب با جامعه پیرامون و
یا موضوع کارشان مربوط می شود.
ساختار درونی این احزاب بدلیل اینکه ناشی از هدف عمومی و انسانی این احزاب است نمی تواند ساختار بسته یا سلسله مراتبی خطی باشد، هر عضو و یا فعال این احزاب محق است به تمامی ارگان ها و مباحث درونی این تشکیلات دسترسی داشته
باشد، یا به قول ژنرال هیچ مسئله ایی در این احزاب مسئله داخلی نیست. ارتباط مستقیم و بی واسطه اعضا با بالا ترین ارگان های رهبری، بر گرفته از شیوه های اداره اجتماعی ست که این احزاب در برنامه رو به جامعه عرضه می کنند. در
ارتباط با جامعه نیز باز بودن و دو طرفه بودن این احزاب و شفافیت اجتماعی و تلاش روزمره برای تحقق شرایط بهتر و کسب امتیازات اجتماعی در شرایط حاضر و موکول نکردن هیچ بهبودی به بعد از کسب قدرت و زمینی و فعال و واقعی بودن
فعالین اجتماعی این احزاب معرف مدرنیسم این احزاب است. این احزاب ، عرصه تصمیم گیری های اجتماعی را از کریدرهای سنتی احزاب غیر کمونیستی به خیابان ها و مجامع عمومی و شوراها منتقل می کند ،چرا که اساس مدرنیسم این احزاب، انسان
های زنده همین امروز هستند. حزب مدرن کمونیستی، حزب اراده واحد شخصیت های سیاسی ست نه حزب سیاست های شخصی.
اما از یک جنبه دیگر کنگره پنجم برای من اهمیتی خاص داشت: مدت ها خاطره حکمت با بغضی همراه بود، برای بسیاری از فعالین کمونیست، فقدان او اندوهی جبران ناپذیر بود. اما کنگره پنجم با نمایش تکثیر منصور حکمت در تمام فعالین این
حزب و سر زندگی حاکم بر کنگره پایان یک دوره طولانی بغض آلود بود. در این کنگره شایستگی های بسیار رهبران و فعالین حزب بر همگان آشکار گردید. کنگره پنجم کشف دوباره بسیاری از توانایی ها و رفاقت های حزبی بود، این کنگره نشان داد
هنگامی که ستاد رهبری جنبش کارگری توسط راست، چه در شکل اجتماعی و چه در شکل سیاسی تهدید شود، نیروی قاطعی از فعالین جنبش کمونیستی، یعنی کسانی که در دوره های آرامش سیاسی در حزب به کارهای روتین شان می پردازند، با چنان انرژی
ایی از حزب و ستادشان حمایت می کنند که حتی برای رهبران حزب نیز قابل پیش بینی نیست.
در مجموع می توان گفت، کنگره پنجم، نشان حضور قاطع و اتوریته منصور حکمت در حزب کمونیست کارگری ایران بود. این کنگره با حمایت قاطع از رادیکالیزم بی تخفیف ژنرال بار دیگر پرچم چپ را در جنبش کمونیسم کارگری بر افراشت.
فکر می کنم اگر برشت امروز در میان ما بود می نوشت "ما که کی خواهیم جهانی را بر مهربانی بنا کنیم خود تجسم مهربانی هستیم."
*ژنرال لقب دوستانه ایی انگلس در انترناسیونال بود، من خوش دارم حمید تقوایی را به این نام بخوانم. |