بازگشت به صفحه اول

مقالات

 اطلاعيه ها

       

پیشروی های انقلاب و آخرین تقلاهای حکومت

 

 

با سلام و درود به شما مردم آزاده و مبارز

نگاهی‌ به تحولات چند روز اخیر، چه آنچه که در خیابانها اتفاق میافتد و با قدرت پیش میرود، و چه درهم ریختگی صفوف حکومت نشان میدهد که انقلاب ما مردم دارد به مراحل بالاتری می‌رسد و پیشروی‌های بزرگتر و دستاوردهای بیشتری دارد. هر روز سیر صعودی مبارزات را میتوانید ببینید. منظورم از سیر صعودی فقط این نیست که از نظر کمی‌ تعداد کسانی‌ که اعتراض میکنند بیشتر میشود یا تعداد جمعیت در خیابانها بالاتر میرود، بلکه اساساً از نظر مضمون مبارزات، شعارها و خواستهایی  که مطرح میشود و بخصوص آن تصویری که شما مردم از پیروزی مقابل خود میگذارید و آن هدفی‌ که میخواهید به آن دست پیدا کنید، انقلاب عمیق تر و غنی تر میشود. 

 از نظر رشد کمی می بینیم که مبارزات دارد به شهرستانها کشیده میشود. از جمله دیروز در مراسم چهلم ندا و بزرگ داشت بسیاری از کسانیکه در این دوره به خاک وخون غلطیدند این فقط تهران نبود که بپاخواست و اعتراضاتش را اعلام کرد، حتی فقط  به شهرهایی که همیشه اسم آنهارا می شنیدیم مثل شیراز و اصفهان و غیره محدود نماند، بلکه شهرهایی مثل رشت، بیرجند، و خیلی از شهرستانهای دیگر هم به این حرکت پیوستند. اما همانطور که گفتم جنبهٔ مهمتر رشد اعتراضات را شما میتوانید در شعارها ببینید، شعارهایی که مردم در خیابانها میدهند، در شعارها صحبت از انقلاب بود، "شب انقلاب" و یا قیام و یا شعارهایی که علیه کل جمهوری اسلامی داده میشد، در کنار شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای و غیره. واقعیت دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد روحیه و اعتماد بنفس و در واقع قدرتی ست که مردم از خود نشان میدهند و در سیر مبارزات جاری کاملاً مشهود است. جامعه و بویژه جوانان  همچنان با روحیه ای  تعرضی و  سرسخت  در مقابل حکومت ایستاده اند و با نیروهای سرکوبگر حکومت درگیر میشوند. در مقابل وقتی به صف دشمن، یعنی‌ حکومتی ها، نگاه می‌کنیم می بینیم هر روز  مستاصل تر و درهم ریخته تر میشوند، دست و پای یکدیگر را لگد میکنند، تاکتیک هایشان را گم میکنند، از فردای خودشان خبر ندارند و حتی با زبانی با یکدیگر صحبت میکنند که حتی تا یک ماه قبل قابل تصور نبود. مثلاً جناب خاتمی الان از جنایات حکومت در زندانها سخن می‌گوید، خود ایشان وقتی رئیس جمهور بود از این جنایتها کم نشده بود، قتلهای زنجیره ای و سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر و غیره. یا در دورهٔ جناب موسوی که هزاران زندانی به جوخه های اعدام سپرده شدند. امروز اینها به جایی‌ رانده شده اند که ناگزیر از جنایتهای جمهوری اسلامی در زندانها صحبت میکنند. همینطور فتواهایی که علیه خامنه ای داده میشود، دعواهایی که حتی خامنه ای و احمدی‌نژاد با یکدیگر دارند، مجموعه اینها نشانگر صفوف بهم ریختهٔ حکومت است. اگر ناظری این شرایط را تحت نظر قرار دهد، فرض کنید یک تحلیلگر سیاسی حوادث شش هفتهٔ اخیر ایران را بررسی‌ کند بسرعت این نتیجه گیری را خواهد کرد که یک حرکتی‌ که از ۲۲ خرداد شروع شد الان ابعاد بسیار وسیع پیدا کرده، اولاً نشان داده شده که این حرکت دیگر عقب نمی نشیند، آرام نمی‌شود و عزم جزم کرده که پیروز شود. ثانیاً در برابر این حرکت حکومت نشان داده که ابزار چندانی ندارد، مستاصل و درمانده است. ثالثاً حرکت مردم بر علیهٔ کل این حکومت است، برای جارو کردن نظام جمهوری اسلامیست. به روایت دیگر ما با یک انقلاب عظیم در ایران روبرو هستیم و  امروز نه تنها بسیاری از صاحب نظران سیاسی بلکه  بسیاری از رسانه‌ها در ایران و در خارج از کشور به این واقعیت اذعان دارند  که جنبش جاری انقلابی است علیه نظام جمهوری اسلامی. بنظر من هیچ تردیدی در این نیست و این امروز واقعیت است. به غیر از آن نیروهایی که منفعت خاصی در بشکست کشاندن مردم دارند، نیروهای سیاسی صادق کسانی‌ که بالاخره حقیقت را می‌بینند و آن را به زبان میاورند به این نتیجه رسیدند که این یک انقلاب است، یک جنبش عظیم توده ایست علیه حکومت جمهوری اسلامی.

سوالی‌ که مشخصاً میخواهم به آن بپردازم این است که جمهوری اسلامی چه مانورهایی میتواند بدهد؟ چه امکاناتی و چه راههایی دارد که بتواند امیدوار باشد به آن وسیله عمر خودش را شش ماه طولانی تر کند یا نظامش را حفظ کند و نگاه دارد. این تلاش برای نجات نظام بطور فعال از جانب دار ودسته ای حکومتی در پیش گرفته شده و الان مشغول همین نوع برخوردها با جنبش ما مردم هستند. ولی‌ در عین حال ما وظیفه داریم بنشینیم و حرکت دشمن و تاکتیک های دشمن و سیاست هایی را که ممکن است در پیش بگیرد را بررسی‌ کنیم برای اینکه راه خودمان را روشن تر تشخیص بدهیم و بتوانیم آنهارا خنثی کنیم. گفتم که این بر همه مسلم است که این انقلابی است علیه کل نظام. اینرا همه از خامنه ای تا موسوی تا بقیه دارو دسته های حکومتی هم متوجه شدند، فهمیده اند رفتنی هستند و مساله  خیلی عاجل و فوری و مبرم شان و تلاششان این است که چگونه نظام را در برابر انقلاب ما مردم نجات دهند.

جمهوری اسلامی اساساً برای نجات خودش دو راه دارد که اینها می توانند به یکی‌ از این دو راه یا ترکیبی از این دو راه متوسل شوند. شیوهٔ اول رودررویی مستقیم با مبارزه مردم است. کاری که از بعد از ۲۲ خرداد شروع کردند، یعنی‌ نیروهای سرکوبگر، نیروهای انتظامی‌، بسیجی‌، لباس شخصی، قمه کشان و آدم کش هایشان را به خیابانها بریزند، در خیابان ها بکشند، بازداشت کنند، وحشیانه و کشان کشان به داخل ماشینهای سپاه پاسداران و غیره بیندازند، مجروحین را از تخت بیمارستان ها به زیر بکشند و به زندان ها ببرند و وحشیانه ترین شکنجه ها و رفتارهایی که فکر می‌کنم در تاریخ چند ده ساله اخیر دنیا لااقل از زمان هیتلر تا امروز بی سابقه بوده است به سر زندانیان بیاورند و به این ترتیب امیدوار باشند که مردم را می ترسانند، مرعوب میکنند و درهم می شکنند. یعنی‌ همان تاکتیک سرکوب و مقابلهٔ رودر رو با مبارزهٔ مردم. در عرض شش هفته گدشته  اساساً این تاکتیک جناح  خامنه ای -  احمدی نژاد بوده است.  در ابتدا خیلی هم رجز خوانی کردند، در نماز جمعه بعد از بیست و دو خرداد خامنه ای خط و نشانهایی کشید و گفت فکر نکنید که ما عقب می نشینیم، ما مقابله می‌کنیم، ابتدا به مردم گفتند اراذل و اوباش، گفتند اغتشاش گر، گفتند اینها توطئه آمریکا و انگلیس و غیره است و سرکوب کردند. ندا در یک چنین دوره ای کشته شد و بسیاری از نداها کسانی‌ که اسامی آنها را امروز تک تک اعلام میکنند و جسدها را به خانوادها تحویل میدهند، اساساً قربانی این یورش وحشیانه هستند. حکومت روی این خط بود و فکر میکرد می زند، می بندد و می ترساند، و بعد از یک یا دو هفته تمام میشود. به همین خاطر بود که احمدی نژاد به خودش جرات داد که به مردم بگوید خس و خاشاک، فکر میکرد اینها را کنار میزند و بسرعت تمام میشود. و نه تنها آنها، بسیاری از ناظرین سیاسی در دنیا، دولتها، رسانه ها و صاحب نظران فکر میکردند این حرکت تمام میشود. و حزب ما البته قبل از ۲۲ خرداد گفت که این یک انقلاب است.  مردم بلند شده اند که جمهوری اسلامی را بیندازند و همین حقیقت روز به روز بیشتر خودش را نشان داد. در نتیجه حکومت نتوانست بطور خطی آن تاکتیک را ادامه بدهد. حتی  نتوانستند آنطور که مدعی بودند دست به جناح مقابل بزنند. نتوانستند آنهارا بازداشت و ساکت کنند. پرونده هایشان را ساختند، اتهام هایشان را زدند، اتهاماتی مانند  اینکه اینها، یعنی‌ جناح رفسنجانی- موسوی میخواهند براندازی نرم بکنند، یا اینها یک نوع انقلاب مخملی میخواهند بکنند، توطئه گرند، بیگانگان پشتشان هستند و از اینگونه پرونده سازیها و تبلیغات. ولی‌ نتوانستند هیچکدام از این تهدیدها را عملی‌ کنند و بالاخره بریزند و اینها را بازداشت کنند و یا طوری محدودشان کنند که دیگر آنها هم ساکت بشوند و تمکین کنند و یا بیطرف بشوند. نه بخاطر اینکه موسوی و یا رفسنجانی‌ خیلی محکم در برابرشان ایستادند بلکه بخاطر اینکه ما مردم خیلی محکم ظاهر شدیم و حرکت انقلابی مردم طوری پیش رفت که حکومت حتی نتوانست جناح مخالف را تصفیه کند و از سر راهش بردارد چه برسد به اینکه مردم را مرعوب کند و به خانه بفرستد. این تاکتیک سرکوب و مقابلهٔ رو در رو نه تنها جوابی‌ نداد بلکه بسرعت معلوم شد که علیه حکومتی ها نتیجهٔ معکوس ببار میاورد و تبدیل به ضد خودش میشود. هر جنایتی که اینها میکنند هر گزارشی که از درون زندانها میاید، هر فردی را که آزاد میکنند و خبر از این میدهد که درون دخمه های جمهوری اسلامی چه می‌گذرد، به موج جدیدی از اعتراض تبدیل میشود ، تبدیل میشود به یک پرچم، مطالبه و فریادی بلندتری علیه جمهوری اسلامی. با مراسم خاکسپاری و مراسم چهلم و کلاً با خبرهایی که فوراً روی سایتها و رسانه ها میرود، سهراب اعرابی‌، ترانه موسوی و الان نزدیک هشتاد و خرده ای اسم هست - که البته کشته شدگان خیلی بیشتر از اینها هستند ولی‌ اینها شناسایی شده هستند، لیست شان هست، اسم شان هست، عکس شان هست  و اکثریت قریب به اتفاقشان جوانانی هستند همسن و سال ندا – با انتشار هر اسمی خشم و تعرض مردم بیشتر میشود و مبارزه وسیعتر میشود. نفس اینکه جامعه شدیدا در برابر این جنایتهای حکومت عکس العمل نشان داد و از همان اول با شعار "میکشم میکشم آنکه برادرم کشت" به خیابان آمد؛ اینکه کسی‌ نترسید، کسی‌ جا نزد، کسی‌ خودش را جمع‌ و جور نکرد، نشانه آن بود که جامعه مرعوب نشده بلکه برعکس هر جنایت انجام شده توسط جمهوری اسلامی تبدیل به یک موج اعتراضی جدید علیه حکومت میشود. مردم رادیکالتر شدند، صدای اعتراضشان بلندتر شد و این حکومت کاملاً به عنوان یک حکومت جانی و خونریز شناخته شد. یکی‌ از شعارهای دیروز مردم "به اسم دین و مذهب سی‌ سال فقط جنایت" بود. سی سال جنایت! و این اتفاقات اخیر فقط ماهیت حکومتی را نشان میدهد که در تمام این سه دهه به ارتکاب  همین نوع جنایات مشغول بوده است. اینطور نیست که فقط در همین ماه های اخیر این ها به این جنایتها دست زدند بلکه شکنجه ها و بازداشت های بی در و پیکر و افسار گسیخته، کشتار در زندانها، اینها هیچکدام جدید نیست. سه دهه است که حکومت مشغول همین کار است و مردم هم دارند به "سه دهه فقط جنایت" اعتراض میکنند.

اینها همه از نتایج سیاسی شلیک رودرو به مردم بود. این تاکتیک به عکس خود منجر شد. نه به این معنا که حکومت از نظر نظامی شکست خورده یا هنوز از نظر فنی‌ و تاکتیکی نمی‌تواند فردا بیاید و مردم را به مسلسل ببندد، هنوز این قدرت را دارد، ولی‌ میداند که  بعد از آن اتفاق، حتی دو روز نمی‌تواند خودش را در حکومت نگاه دارد و بسرعت تعرضش به عکس خود تبدیل میشود. هر جنایتی که می‌کند، هر شلیکی که به مردم می‌کند، هر کسی‌ که در زندان جان خودش را از دست میدهد، یا هر کسی‌ که بی دلیل بازداشت میشود همه تبدیل میشود به پرچمی، به زمینه ای، به یک عرصه ای برای گسترش مبارزات مردم علیه کل این حکومت جنایتکار. حکومت اینرا فهمیده که این جنگ را از نظر سیاسی فی الحال باخته است. تاکتیک رو در رویی مستقیم با مردم و سرکوب مستقیم مردم توسط جمهوری اسلامی دیگر خنثی شده. هنوز ممکن است مثل همهٔ حکومت های درحال سقوط، مانند حیوان وحشی که در سه کنج گیر افتاده، به هر جای ممکن چنگ بیندازد ولی‌ این آخرین تلاش هایش خواهد بود و خودشان هم می‌دانند که منجر به سقوطشان میشود، و با سرکوب و شلیک کردن به مردم فقط  سقوطشان را تسریع میکنند. بنابرین این راه اول که در برابر حکومت بود، تا حد زیادی خنثی شده و راه نجات این حکومت نیست، فقط مرگش را جلو خواهد اندخت. این را از جناح غالب تا جناح مغلوب، از خامنه ای و احمدی نژاد تا رفسنجانی‌ و موسوی و کروبی همگی‌ این را می‌دانند که شلیک به مردم فقط میتواند مرگ حکومت را به جلو بیندازد.

بنابراین راه دیگری برایشان میماند و آن راه دوم این هست که سعی‌ کنند مبارزهٔ مردم را، این جنبش انقلابی را محدود کنند و منحرف کنند و در چهارچوب حفظ نظام نگاهش دارند. این جنبهٔ سیاسی تلاشهای حکومت است که هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران دارد این را پیش میبرد. در عملی کردن این راه دوم موسوی و جناح مغلوب نقش اساسی‌ دارند. این شیوهٔ نجات نظام شیوه ایست که اگر کسی‌ بتواند آنرا پیش ببرد موسوی و رفسنجانی است.  اینها صریحاً این را گفتند که حرکت ما در چهار چوب نظام است، آقای موسوی اعلام کرده است که ما میخواهیم در چهار چوب قانون اساسی‌ برگردیم به دورهٔ خمینی و علناً اعلام کرد که ما در چهارچوب نظام مبارزه می‌کنیم و کسانیکه علیه نظامند با ما نیستند و از این نوع شعارها. یعنی‌ درواقع میلیونها مردم ایران دیگر با ایشان نیستند. چون مبارزهٔ مردم، همین مبارزه ای که الان در خیابانها هست خیلی روشن است که  علیه سی‌ سال جنایت است. یعنی‌ علیه کل جمهوری اسلامیست. ولی‌ در هر حال تلاش های دوم از این طریق صورت می‌گیرد. اساساً از طریق جناح مغلوب در حکومت یعنی‌ جناح موسوی رفسنجانی‌. اینها در خارج کشور هم فعال هستند. نوشته ای اخیراً دیدم  در مورد افشای فعالیت هایی که جمهوری اسلامی در آمریکا و اروپا انجام میدهد برای اینکه اعترضات ایرانیان خارج کشور را در چهارچوب قانون اساسی‌ و حفظ نظام نگاه دارد. پشت این خط هم کسانی مثل فوکویاما و گری سیک و شخصیت هایی از این تیپ از آمریکا هستند و همینطور سفارتخانه های جمهوری اسلامی شدیداً در این جهت فعالیت میکنند و نیروهای اپوزیسیونی مثل اکثریت و حزب توده و غیره دقیقاً با این سیاست همراه هستند. آنها هم تلاش میکنند تا اعتراضات مردم در خارج از کشور را در چهارچوب حفظ نظام نگاه دارند. در داخل کشور هم این وظیفه را اساساً خود جناب موسوی بعهده گرفته است و این خط را ایشان به پیش میبرند. این هم راه دیگریست که حکومت فکر می‌کند شاید از این طریق بتوانند حکومتشان را نجات دهند. ولی‌ این دومی‌ هم بجایی نمیرسد.

اولاً همه میداند که در این شیوه نمیتوانند فقط به این بسنده کنند که امروز نیروهای نظامی شان را از خیابان ها جمع کنند و امیدوار باشند مردم همه به خانه میروند و می‌گویند خوب شد احمدی‌نژاد رفت موسوی بر سر کار آمد! می‌دانند که نمیتوانند مردم را اینطور آرام کنند، هراس حکومتی ها از مردم الان فقط هراس خامنه ای، احمدی‌نژاد و جناح اینها نیست بلکه جناح مخالفشان هم به همین اندازه از این حرکت مردم در هراس هستند. و آنها هم کاملاً نگران هستند که این نظام دارد در برابر موج اعتراضات مردم فرو می پاشد.   

  خط و جناح موسوی فکر می‌کند وقتی احمدی نژاد کنار برود و یا اختیارات خامنه ای محدود شود رژیم حفظ میشود ، و خامنه ای هم فکر می‌کند رژیم وقتیکه یک جوری از شر جناح مخالفش راحت بشود و آنها را تصفیه کند حفظ میشود. این همان دعوای قدیم است که حالا در چهارچوب انقلابی که هر لحظه بیشتر و بیشتر کل حکومت شان را تهدید می‌کند ظاهر شده و هر یک فکر می‌کند راه حل خودش، راه حل نجات نظام است.

این دو انتخاب، سرکوب و در کنار آن سعی‌ در منحرف کردن و به کج راه کشاندن حرکت مردم، عقیم گذاشتن حرکت مردم و بالاخره شکست حرکت مردم به اینصورت دو سیاستی است که جمهوری اسلامی در کنار هم درحال پیشبرد آن است. سرکوبها را مردم از روبرو می‌بینند و با آن می جنگند و خامنه ای و احمدی‌نژاد آماج مستقیم حمله مردم هستند. این شرایط به ما این را تاکید می‌کند که باید با چشمانی باز حرکتهای جناح مخالف یعنی‌ موسوی و رفسنجانی‌ را هم زیر نظر بگیریم. تلاش های آنها برای محدود کردن حرکت مان را بشناسیم و آنهارا خنثی کنیم. ما از روز اول این تلاش ها را نقد کردیم و واقعیت آنها را به شما مردم نشان دادیم و جامعه هم از آنها رد شد. مثلاً این "رهنمود" سکوت می‌کنیم. این شعار سکوت آخرین بار در همین مراسم دیروز، مراسم بزرگ داشت ندا، مطرح شد. در خارج از کشور هم اینها با همین شعار سکوت خواستند تظاهرات کنند و یکی‌ از اولین فراخوانهای موسوی هم این بود که سکوت کنیم. جامعه هیچوقت سکوت نکرد و آن شعار سکوت و تلاوت آیات قرآن که در اعلامیه مشترکی موسوی و کروبی برای مراسم چهلم ندا اعلام کرده بودند حتی در بهشت زهرا هم کسی‌ به آن گوش نکرد. در بهشت زهرایی که خود موسوی و کروبی سعی‌ کرده اند در آن حاضر شوند آنجا هم کسی‌ به آن گوش نکرد و در تمام تظاهرات مختلفی که در تمام نقاط تهران و شهرستانها انجام شد شعارهای کوبنده ای داده شد و حتی تا شب هم این تظاهرات خیابانی ادامه پیدا کرد و همانطور که گفتم شعارها سیاسی تر و تعرضی تر از روزهای قبل بود. به این ترتیب تا حالا ما مردم نشان دادیم که در چهارچوبها و در محدوده ای که موسوی می خواهد مبارزه ما را نگاه دارد نمی ایستیم، این محدوده را میشکنیم و جلو میرویم و اگر کسی‌ خواست با مردم باشد باید دنبال ما مردم بیاید. اگر موسوی یا هرکس دیگری می خواهد خودش را آزادیخواه جلوه دهد و امید داشته باشد در فردای رفتن این حکومت به پرونده اش تخفیف داده شود و مردم با بخشندگی و سعه صدر بیشتری به سابقه اش نگاه کنند، راهش این است که بیشتر و بیشتر در کنار مردم بایستد. جامعه برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی از این رهبران ابن الوقت و میان مدت عبورخواهد کرد. از کسانیکه با مردم همراه میشوند برای اینکه کل این جنبش را با تغییراتی در درون جمهوری اسلامی تمام کنند و بگویند جنبش تمام شد و مبارزه تمام شد و پیروز شدیم. جامعه از اینها خواهد گذشت و انقلاب پیش میرود تا وقتی که کل جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم.

آنچه که مسلم است این دو شیوه سرکوب و تحریف مبارزه مردم  تا حد زیادی الان بکار افتاده و خوشبختانه نتیجه ای هم نداده، مبارزهٔ مردم عمیق تر، وسیع تر و رادیکال تر شده و به همین خاطر کل حکومت درهم ریخته تر شده است. واقعیتی که نشان می دهد این رژیم چقدر درمانده است و هیچ کدام از این شیوه ها راه نجاتشان نیست، وضعیتی است که خود حکومتی ها به آن دچار شده اند. مثلا وقتی خاتمی که به محافظه کاری و ملایمت معروف است اعلام می‌کند که در این زندان ها جنایت می شود باید فهمید که آش چقدر شور شده. خامنه ای تحت فشار مردم و افشگریهایی که شد و برای اینکه بنحوی اعترضات مردم را آرام بکند، زندان کهریزک را بست و گفت مطابق استانداردها نبوده و خاتمی اطلاعیه داد و گفت منظورتان چیست  مطابق استانداردها نبوده؟! باید بگویید در این زندانها جنایت میشود. این از جانب کسی‌ مثل خاتمی در این شرایط فقط یک چیز را نشان میدهد و آن هم اینکه مردم میخواهند تمام زندانها بسته شود، مردم میخواهند تمام نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی منحل شوند و کل این حکومت برود. در این شرایط است که کسی‌ مانند خاتمی یک قدم با مردم همراه میشود برای اینکه آنها را ده قدم به عقب بکشد. در اینباره جامعه باید هوشیار باشد، دشمن روبرو را همه می شناسیم، شعار "مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر احمدی نژاد" اینها همه نشان دهندهٔ این است که این جنبش اهداف بلافصل خودش را کنار زدن اینها قرار داده ولی‌ در عین حال باید در قدمهای بعدی در دراز مدت تر و از نظر هدف غائی هم بشناسیم و بدانیم چکار داریم می‌کنیم.  متوجه باشیم که از همین امروز بسیاری از نیروهایی که حتی اپوزیسیون هستند بخصوص بسیاری از نیروهایی که خودشان را علیه خامنه ای و احمدی‌نژاد نشان میدهند اولا تا چند ماه پیش همه جزئی از یک حکومت بودند و ثانیاً هرچه حرکت ما مردم رادیکالتر میشود و اعتراضی تر میشود و پایه های این حکومت منحوس را بیشتر نشانه می‌گیرد، تلاش آنها بر این است که با تغییراتی جزئی در حکومت این مساله را از سر بگذرانند. آنها بیشتر نگران حفظ نظام جمهوری اسلامی هستند تا رسیدن مردم به آزادی، دردشان حفظ نظامشان است. اینرا باید به روشنی بشناسیم برای اینکه بتوانیم راه خودمان به جلو را تعیین کنیم و با قدرت و پیروزی کامل به پیش برویم.

حزب ما وظیفهٔ خودش را از همان روز اول از زمانی‌ که این جنبش شروع شد این قرار داد که این موانع را از برابر این جنبش عقب بزند انقلاب را تعمیق و رادیکالیزه کند و صفوف مردم را برای رسیدن به پیروزی یعنی‌ سرنگونی جمهوری اسلامی متحدتر کند و این تلاش را ما تا رسیدن به پیرزی کامل ادامه خواهیم داد. شاد و سالم و موفق باشید.

 ------------------------------------------------------------------

مطلب زیر از سلسله گفتارهای روزانه حمید تقوائی در تاریخ ۱۲ مرداد ۸۸ است که از کانال جدید پخش شده است. این گفتار توسط نازیلا صادقی پیاده شده و اول بار در نشریه جوانان کمونیست ۴۱۴ منتشر شده است.

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول