گزارشی از اعتراضات مردم در شهرهای خوزستان
<شماره 2>
کریم روجا در روزهائی که جامعه ایران شاهد نارضایتی شدید مردم از اوضاع اقتصادی و اجتماعی است و این نارضایتی را در قالب جنبش سرنگونی طلبی در کوچه و خیابان به نمایش میگذارند ، اینبار در جنوب خوزستان و از اهواز و بر مبنای خواست تامین برق (اعتراض به قطع مکرر و در ساعتهای طولانی برق در مناطق فقیر نشین ) و آب آشامیدنی مناسب شروع گردید . همین علت واقعی اتفاقات بعدا و بصورت طرح رسیدگی
به مشکلات مردم از زبان نمایندگان دولت و نیز از زبان فرماندار و استاندار و شهردار و شمعخانی وزیر دفاع عرب زبان دولت در رسانه ها بارها و بارها تکرار شد . اعتراضات از محله فقیر نشین شیلنگ آباد از روز23 و 24 فروردین شروع و به محلات کوت عبداله و خشایار گسترش مییابد . روز پنجشنبه بعد از ظهر کپی نامه ای در میان مردم محله شیلنگ آباد پخش میشود که این نامه منتسب به ابطحی رئیس دفتر خاتمی بوده و در
نامه از طرح جابه جائی مردم عرب زبان به جاهای دیگردر میان بوده است . خیلی از مردم بعد ها مطرح کرده اند که خود این نامه را ندیده اند ولی به هر حال نامه پخش شده و در منحرف کردن اصل و ریشه اعتراض از مسائل رفاهی به مسئله قومی و ناسیونالیستی نقش بزرگی بازی کرد . این نامه از طرف ابطحی تکذیب شد و مطرح شد که این نامه دستکاری شده نامه ای از طرف اوست و مدعی شد که برای روشن شدن اذهان اصل نامه و نامه
دستکاری شده هر دو در سایت شخصی ایشان موجود است و قابل دسترسی . به نظر میرسد که به احتمال زیاد اداره اطلاعات رژیم به عمد و با دو هدف روشن دست به پخش این نامه دستکاری شده زده است . اول بدنام کردن ابطحی و ربط دادن آن به دفتر جبهه مشارکت در اهواز که یعنی اینها آتش بیار معرکه بوده اند و دوم که مهمتر از اولی است منحرف کردن اذهان عمومی از ریشه اعتراضات مردم یعنی از فقر و فلاکت و مسائل رفاهی به
مسئله قومی . که خود این تغییر فاز ساختگی به مذاق جریانات ناسیونالیستی پرو غرب نیز خوش آمده و در آتش این احساسات دمیدند و زمینه سرکوب را بیشتر برای رژیم آماده کرد . رژیم برای یورش همه جانبه و پوشاندن چهره کریه اش در سرکوب به بهانه تجزیه طلبی و دست داشتن جریانات خارج از ایران نیاز داشت و بویژه با توجه به مسائلی که با کشورهای عربی دارد ، مهر تجزیه طلبی و ربط دادن به حمایت کشورهای عربی از
حرکت مردم عرب زبان بهترین بهانه را و پوشش را به سرکوب نظامی اش میداد و در این راه تا حدود زیادی موفق عمل کرد . سرکوب اعتراضات در روز جمعه 26 فروردین در اهواز که منجر به کشته شدن 7 نفر و زخمی شدن 200 نفر انجامید . روز شنبه محله فقیر نشین طالقانی ( کوره ها ) در شهر ماهشهر و در حمایت از مردم اهواز شروع شد و روز
یکشنبه شدت گرفت و به داخل و مرکز شهر ماهشهر کشیده شد و به یورش نظامی سرکوبگران به مردم انجامید. تلفات مردم در این یورش 7 کشته و 50 زخمی بوده است . در همین روز شهر حمیدیه نیز در حمایت از اهواز به اعتراض برخاست و در یورش نظامی سرکوبگران متحمل 25 کشته و 300 زخمی بوده است . رژیم در این سرکوبها همچنان بر حقانیت خود در مقابله با دخالت خارجی تاکید و با این تبلیغات وارد میدان شده است .
وارد شدن نمایندگان دولت و شمعخانی به منظور رسیدگی به مشکلات رفاهی و اقتصادی مردم تمامی این تبلیغات دروغین رژیم را بروشنی به همگان نشان داد . رژیم فقط در میدان سرکوب نظامی از تجزیه طلبی و موضوعیت مسئله قومی حرف زد و برای ساکت کردن مردم و توجیه حضور نمایندگان و وزیر دفاعش که در اصل برای هماهنگی سرکوب به منطقه آمده بود ، از مشکلات رفاهی و شهری مردم محلات نامبرده صحبت کرد و در رسانه هایش
نوشت . هنوز موضوع تمام نشده چرا که بی آبی و بی برقی و مشکلات اقتصادی همچنان پابرجاست . اینبار در سایه سرکوب مردم را واداشتند که صبر داشته باشند ولی مردم در مواجهه با معیشت و ابتدائی ترین نیازهایشان صبر نخواهند کرد . کاسه صبر دیگر لبریز شده و چاره ای جز ادامه اعتراض ندارند . این اتفاق یک بار دیگر نشان داد که طرح خواستهای ناسیونالیستی و قومیت پرستی با چه ظرفیتی هم از طرف رژیم و هم از
طرف ناسیونالیسم پرو غرب همزمان قابل طرح بوده و بهمدیگر نان قرض میدهند یکی برای اهداف درازمدت خود و دیگری با هدف کوتاه مدت زمینه سرکوب . /2/844 |