|
به رفيق امجد غفور
يک بار ديگر با صداى بلند!
مصطفى صابر
رفيق عزيز امجد غفور!
متاسفانه بعد از دو روز ترجمه فارسى نوشته شما «هشدارى به رهبرى حزب کمونيست کارگرى ايران» که از من نيز نام برده بوديد بدستم ميرسد. اى کاش کردى را خوب ميفهميدم تا زودتر جواب دهم.
رفيق عزيز شما عضو رهبرى اى هستيد که زير نام حزب کمونيست کارگرى عراق مردم ايران را فراخوانده است تا به حزب ديگرى جز حزب ما بپيوندند! شما صاف و ساده خواهان انحلال حزب ما شده ايد. شما خيلى روشن اعضاء و کادرهاى حزب را (که حتما جزو مردم ايران هستند) فراخوانده ايد که به حزب ديگرى بپيوندند. شما از حزب ايجاد شده رفقاى انشعابى ما به دفاع برخاسته ايد. رفقايى که بخاطر عدم تن دادن به راى اکثريت و با مواضعى راست انشعاب کرده اند. شما سرنوشت حزب کمونيست کارگرى عراق را به مخاطره قرار داده ايد و آنرا در معرض گردش اساسى به راست قرار داده ايد. آنوقت از من تقاضا داريد که رفقاى عضو و کادر در حزب عراق را به اعتراض به اين تصميم شما فرانخوانم؟ رفيق عزيز اگر شما وانمود کنيد که مسائل به اين بديهى و به اين درجه اساسى را متوجه نيستيد، فکر ميکنيد بقيه هم همين قضاوت را خواهند کرد؟
مع الوصف هيچ جا اعضا و کادرهاى حزب عراق را به زير پا گذاردن موازين حزبى و پرنسيب هاى مبارزه درون حزبى دعوت نکرده ام. اين هم يک اتهام بى مورد و پوچ و نوعى خاک پاشيدن بر اصل دعواست. آيا فراخواندن اعضاء و کادرهاى حزب کمونيست کارگرى عراق به اعتراض به تصميم و سياست غير اصولى شما، يک کار غير حزبى و ضد حزبى است؟ اگر من امروز به فلان تصميم علنى و اعلام شده رهبرى حزب خودم اعتراض کنم، کار غير حزبى کرده ام؟ آيا اعتراض کردن عليه رهبرى که کارهاى عجيب و غير اصولى ميکند، دفاع از عين حزب و حزبيت نيست؟
مجددا تکرار کنم که وحدت حزب عراق مهم است. ولى اين وحدت را شما رهبرى موجود اين حزب به زير سوال برديد. شما از يک موضع پرنسيپال حزب عراق يعنى برسميت شناختن حزب کمونيست کارگرى ايران بعنوان حزب جنبش کمونيسم کارگرى در ايران عدول کرديد و اعلام کرديد مردم ايران به حزب ديگرى بپيوندند. اين شما هستيد که تصميم چنين مهمى را بدون اينکه به اعضاء و کادرهاى حزب عراق فرصت بدهيد در جريان قرار بگيرند، در بحث ها شرکت کنند، اتخاذ و اعلام کرديد. مضافا اينکه شما زير پرچم حزبى رفته ايد که سياست هاى راستى را از همان ابتدا بر سردر خود نوشته است. شما حزب خودتان را در مقابل عمل انجام شده قرار داديد. حالا که اعتراض و نارضايتى هست، چماق وحدت و پرنسيب هاى حزبى را (که خودتان از مهمترينش عدول کرده ايد) بلند کرده ايد و امثال مرا بهانه کرده ايد که گويا وحدت حزب شما را زير سوال ميبرم. رفيق عزيز اين روش ها براى چند هفته و چند ماه هم نمى تواند شما را در بالاى آن حزب نگه دارد. شما با اين کار خود، رهبرى و اتوريته تان را زير سوال برده ايد. چرا حالا مرا تقصير کار ميدانيد.
رفيق عزيز امجد، خواهش ميکنم لااقل بياييد و از کارى که کرده ايد دفاع سياسى کنيد. من شخصا حاضرم تا هر دليل و توضيح سياسى شما را با کمال ميل گوش دهم و با شما وارد بحث شوم. من و رفقاى بسيارى حاضريم که با شما و يا هريک از رفقاى رهبرى حزب عراق در حضور اعضاء و کادرهاى حزب کمونيست کارگرى عراق به مناظره و بحث بپردازيم. لطفا چنين امکاناتى را فراهم کنيد. در ضمن بنظر من هنوز دير نشده است. هنوز ميتوانيد آن بيانيه غير اصولى و انحلال طلبانه اى که بنام حزب کمونيست کارگرى عراق منتشر کرده ايد را پس بگيريد. ولى اگر پس نگيريد انتظار نداشته باشيد که امثال من ساکت بنشنيند. شما فرمان انحلال حزب کمونيست کارگرى ايران را داده ايد و يک پرنسيب اساسى حزب کمونيست کارگرى عراق را زير پا گذاشته ايد و بايد پذيراى نتايج گسترده آن نيز باشيد. تلاش امثال من فقط دفاع از حزب کمونيست کارگرى ايران نيست، بلکه دفاع از حزب کمونيست کارگرى عراق نيز هست. دفاع از کمونيسم کارگرى است.
يک بار ديگر به سهم خود و با صداى بلند اعضاء و کادرها و همه رفقايم در حزب کمونيست کارگرى عراق فراميخوانم که عليه اين چرخش به راست رهبرى حزب عزيزشان بايستند و در چهارچوب مبارزه اى اصولى، علنى و مطابق موازين حزبى اين تصميم رهبرى را عوض کنند و اجازه ندهند سرنوشت حزب کمونيست کارگرى عراق چنين به بازى گرفته شود.
با احترام، مصطفى صابر، سوم سپتامبر ٢٠٠٤
|