شکست راست در حزب کمونيست کارگرى
پيرامون جدايى بخشى از اعضاى کميته مرکزى حزب کمونيست کارگرى
على جوادى - آذر ماجدى
اختلافات سياسى اى که بدنبال مرگ منصور حکمت در رهبرى حزب کمونيست کارگرى ايران بروز يافت منجر به شکل گيرى يک بلوک راست، اساسا از نيروهاى کميته کردستان حزب، حول سياستها و نظرات رفيق کورش مدرسى در رهبرى حزب شد. اخيرا بدنبال طرح و جدل باز و گسترده اين اختلافات در ميان کادرهاى حزب، اين بلوک ناتوان از پيشبرد يک مبارزه علنى و سياسى حزبى تصميم به ترک صف حزب کمونيست کارگرى ايران گرفت. راست رفت!
اين رفقا بجاى باقى ماندن در صف حزب کمونيست کارگرى و ادامه مبارزه در چهارچوب برنامه و سياستهاى کمونيستى و راديکال حزب تصميم به ترک اين صف گرفتند و راه خود را از کمونيسم کارگرى جدا کردند. اين جريان ميکوشد با استفاده از نام منصور حکمت نظريه ها و روشهاى راست روانه خود را در قالبى چپ و کمونيستى بپوشاند و اعتبار منصور حکمت را به سرمايه يک جريان سوسياليست - بورژوايى تبديل کند. تزهاى سياسى که ظرف اين دو سال از طرف اين جريان ارائه شده و روشها و عملکردشان کوچکترين قرابتى با نظرات و سنت منصور حکمت ندارد. احزاب را نه آنگونه که در مورد خود ميگويند بلکه آنطور که واقعا هستند بايد قضاوت کرد. توسل به نام منصور حکمت يک بى عدالتى بزرگ در حق منصور حکمت است. ما اجازه نخواهيم داد تا اعتبار منصور حکمت را قربانى راست روى خود کنند.
بسيارى از کسانى که تن به اين جدايى دادند، نزديکى چندانى با سياستهاى حاکم بر اين بلوک ندارند. اما روشهاى مذموم اين جريان در مسموم کردن فضاى سياسى حزب، در شرايطى که اسناد مباحثات و مجادلات درون حزبى در دسترس کادرها و اعضاى حزب نبود، توانست بر اذهان عده اى تاثير بگذارد. اينها مداوما در مقابل علنى شدن اسنادى که نظرات راست آنها و نقد چپ به اين نظرات را آشکار ميکرد، با تمام قوا ايستادگى کردند. پنهان ماندن حقيقت سياسى به محفليسم ميدان داد و شرايطى را فراهم آورد تا اين جريان با توسل به تحريک عواطف، فضاسازى هاى دروغين و غير سياسى و ترور شخصيت مقاصد خود را در دالانهاى حزبى به پيش ببرد. ولى حقيقت سياسى پنهان نميماند. سنت کمونيسم کارگرى قوى است و اين رفقا هميشه در صفوف ما جا خواهند داشت. قرار گرفتن اين رفقا در زير پرچم اين جريان براى ما که مدتهاى مديدى در کنار هم در يک صف مبارزه کرده ايم، مايه تاسف و نگرانى است. ما نگران آينده سياسى اين دوستان هستيم.
اين جدايى محصول يک دوره جدال حاد درون حزبى در بالاترين سطوح حزب و حاصل روشن شدن سرنوشت سياسى اين جدال در ميان کادرهاى حزب است. نظرات و سياست هاى راستى که توسط کورش مدرسى فرموله و بيان شد، هيچگاه از جانب حزب اتخاذ نشد و مبناى سياست هاى رسمى حزب قرار نگرفت. چپ حزب هيچگاه اجازه نداد که اين سياستها جايى در مواضع رسمى حزب پيدا کنند. فضاى سياسى براى جريان راست در حزب تنگ بود. روشن است که حزب کمونيست کارگرى، حزب منصور حکمت، با تمام قوا در مقابل سياست ها و تزهاى راستى که سازش طبقاتى و دورى از سوسياليسم را نمايندگى ميکند، ايستادگى خواهد کرد.
چگونه بايد به اين تحول نگاه کرد؟ حزب کمونيست کارگرى حزبى اجتماعى و پرنفوذ است و تحولات درونى آن را نيز بايد در بستر تحولات اجتماعى و سياسى جامعه ارزيابى و بررسى کرد. فقدان منصور حکمت در شرايطى که جامعه دستخوش تحولات سياسى مهم و سرنوشت سازى است، زمينه هاى سر بلند کردن اين گرايش راست را در حزب فراهم کرد. اين نظرات و تاکتيک ها اساسا نظرات و تاکتيک هايى است که توسط گرايشات و جريانات سياسى راست در جامعه ابراز و تبليغ ميشود. محور اصلى اين نظرات و اختلافات سياسى از اين قرار است:
١- اجتناب از استقرار فورى سوسياليسم ("سوسياليسم بعدا") افق سوسياليسم براى اين گرايش رنگ باخته است. سوسياليسم امر عاجل و فورى آن نيست. اعلام کرده است که حتى وقتى حزب کمونيست کارگرى قدرت سياسى را تصرف کند، سوسياليسم و برنامه سوسياليستى حزب را پياده نخواهد کرد. معتقد است که پياده کردن سوسياليسم صفوف متشکل زير پرچم کمونيسم کارگرى را متفرق خواهد کرد. اين يک تز کلاسيک راست در صفوف چپ است. اين سياست آشکارا در تقابل با مبانى برنامهاى حزب ما و کمونيسم منصور حکمت است. جدال بر سر ضرورت تحقق فورى سوسياليسم، با پرچم "سوسياليسم فورا" يکى از محورهاى اصلى کشمکش درون حزبى ما در اين دوره بود.
٢- کمرنگ کردن نقش و جايگاه انقلاب اجتماعى در تحولات حاضرحزب کمونيست کارگرى حزبى است که براى "پيروزى کامل و همه جانبه انقلاب اجتماعى طبقه کارگر عليه سرمايه دارى و اجراى کليت برنامه کمونيستى و آزاديبخش طبقه کارگر مبارزه ميکند." (يک دنياى بهتر، برنامه حزب کمونيست کارگرى) انقلاب اجتماعى محتمل ترين و انسانى ترين راه برقرارى يک جمهورى سوسياليستى است، نظامى که متضمن آزادى، برابرى و رفاه مردم است. سياستهاى سازشکارانه اين بلوک اساسا بر کمرنگ کردن نقش و جايگاه انقلاب اجتماعى متکى است. ناديده گرفتن انقلاب عظيمى که در شرف وقوع است و پرهيز از سازماندهى و رهبرى آن يکى از ارکان سياسى استراتژى اين بلوک است. انقلابى که تنها با تلاش همه جانبه حزب کمونيست کارگرى ميتواند به يک انقلاب کارگرى پيروزمند تبديل شود. از نظر اين گرايش انقلاب پديده اى «غير متمدنانه، خشونت آميز و غير دموکراتيک» است. اين توصيف از انقلاب در چهارچوب تفکرات راست جامعه قرار دارد. نتيجتا تکيه بر راههايى به جز انقلاب اجتماعى براى تصرف قدرت سياسى و سرنگونى نظام سياسى و اقتصادى طبقه حاکم به رکن ديگر سياستهاى اعلام شده اين جريان تبديل شد. اين تلاشها معنايى جز اتکاء بر سازش طبقاتى و رويگردانى از انقلاب کارگرى نخواهد داشت.
٣- مرحله بندى کردن انقلاب حزب کمونيست کارگرى و کمونيسم منصور حکمت در تحولات اجتماعى بدنبال سازماندهى و رهبرى انقلاب اجتماعى طبقه کارگر و انجام انقلاب سوسياليستى است، تزهاى سياسى اين بلوک مانند تمام جريانات غير کمونيستى متکى بر مرحله بندى کردن انقلاب، يعنى انقلاب دمکراتيک و انقلاب سوسياليستى است. تئورى مرحله بندى کردن انقلاب معنايى جز به تعويق انداختن امر سازماندهى و هدايت انقلاب اجتماعى طبقه کارگر ندارد. عملا سرنگونى نظام سرمايه دارى و نابودى اين دنياى وارونه فقر و فلاکت، استثمار و سرکوب، تبعيض و نابرابرى را را به تاخير مياندازد. سياستهاى اين بلوک عملا کمونيستها را در پس تحولات انقلابى حاضر بى وظيفه کرده و انجام امر انقلاب کارگرى را به آيندهاى ناروشن موکول ميکند. شکست سياسى اين تزها در طول تاريخ تحولات اجتماعى بر تمامى کمونيستهاى سنت مارکسى کاملا روشن است.
٤- دولت ائتلافى در مقابل حکومت کارگرىسياست استراتژيک اين بلوک در تحولات حاضر مبتنى بر ايجاد دولتى ائتلافى متشکل از جريانات راست و چپ جامعه و حتى بخشهايى از نيروهاى دوم خردادى سهيم در دستگاه حاکميت اسلامى (امثال حجاريان) است. اين سياستهاى تماما راست در تقابل کامل با اصول پايه اى و مواضع سياسى حزب کمونيست کارگرى و سنت کمونيسم منصور حکمت است. حزب کمونيست کارگرى سهم بسزايى در شکست دادن پروژه دوم خرداد داشت. شرکت در دولت از نوع "حجاريانى" تحت هر شرايطى سياستى ارتجاعى است. حزب کمونيست کارگرى براى سرنگونى تمام و کمال رژيم اسلامى سرمايه و برپايى فورى يک جمهورى سوسياليستى متکى بر شوراهاى مردم مبارزه ميکند. استراتژى سياسى اين گرايش مبتنى بر تز «دولت ائتلافى، حکومت موقت، مجلس موسسان، و رفراندوم» راست و غير کمونيستى اند و جايى در جنبش ما ندارند. اين تزها هم اکنون صاحبان راست خود را در صفوف اپوزيسيون رژيم اسلامى دارند.
٥- "حزب تعدد نظرات" در مقابل حزب يکپارچه کمونيسم کارگرى حزب کمونيست کارگرى حزبى مدرن، انسانى و متکى بر ضوابط اصولى و روشن کمونيستى است. "حزب کمونيست کارگرى ايران ظرفى براى اتحاد و فعاليت کارگران کمونيست و همه مبارزان راه انقلاب کمونيستى طبقه کارگر است." و "همفکرى در تعيين هدف مشترک و همگامى در مبارزه عملى براى تحقق آن، اصل اساسى در مناسبات داخلى حزب کمونيست کارگرى است. گسترده ترين تبادل نظر و همفکرى و بيشترين فرجه براى طرح آراء و نظرات مختلف افراد در جريان تصميم گيرى در سطوح گوناگون، در کنار اکيد ترين انضباط و همگامى و يکپارچگى عملى در پيشبرد سياستها و اقدامات مصوب، ارکان تفکيک ناپذير مناسبات درونى حزب کمونيست کارگرى را تشکيل ميدهند. (اصول سازمانى حزب کمونيست کارگرى) پس از مرگ منصور حکمت اين گرايش تز تبديل حزب کمونيست کارگرى را از يک حزب «تک پايه سوسياليسم کارگرى» با «وحدت نظر و وحدت عمل» (منصور حکمت، تفاوت هاى ما) به "حزب تعدد نظرات" مطرح کرد. اين تز تلاشى براى ايجاد فضايى در درون حزب کمونيست کارگرى بمنظور ابراز وجود گرايش راست در حزب است. تز "حزب تعدد نظرات" در مقابل موجوديت يکپارچه و وحدت و انسجام داوطلبانه کمونيستى حزب قرار ميگيرد.
کمونيستها، آزاديخواهان، برابرى طلبان!حزب کمونيست کارگرى يکبار ديگر از يک آزمون تاريخى سر بلند بيرون آمد. جريان راست در حزب کمونيست کارگرى ايران شکست خورد و لاجرم صفوف ما را ترک کرد. هر چند که ترک اين بلوک صفوف ما را به لحاظ عددى تضعيف ميکند، اما حزب کمونيست کارگرى در پس اين مبارزه درونى آبديده تر و محکم تر شد. اکنون کادرها و رهبرى اين حزب استوار تر پرچم رهايبخش کمونيسم کارگرى را در دست دارند. حزب کمونيست کارگرى ضايعات سياسى و تشکيلاتى اين واقعه را به سرعت جبران خواهد کرد. جامعه در آستانه يک تحول عظيم اجتماعى قرار دارد. جامعه سريعا به چپ و به کمونيسم کارگرى متمايل ميشود. دوران حاضر، دوران رشد و گسترش بيسابقه ماست. حزب کمونيست کارگرى اميد بسيارى از انسانها براى آزادى و برابرى و رفاه است.
ما متعهد ميشويم که پرچم کمونيسم منصور حکمت را برافراشته تر از هر زمان نگاه داريم. ما همه انسانهاى آزاديخواه و برابرى طلب را به پيوستن به صفوف حزب کمونيست کارگرى فرا ميخوانيم. اين حزب تمام انسانهايى است که براى آزادى و برابرى و رفاه مبارزه ميکنند. اين حزب کارگرانى است که از استثمار و محروميت و فقر جانش به لب رسيده است. اين حزب تمامى زنانى است که براى برابرى و رفع ستم بر زن مبارزه ميکنند. اين حزب تمامى جوانانى است که خواهان خلاصى فرهنگى و اجتماعى از مناسبات حاکم هستند. اين حزب تمام انسانهايى است که از اسلام و اسلام سياسى و حکومت مذهبى به ستوه آمدهاند. اين حزب اميد آزاديخواهى در تحولات سياسى ايران است. به حزب کمونيست کارگرى ايران بپيونديد.
زنده بايد سوسياليسم!
زنده باد حزب کمونيست کارگرى!
زنده باد منصور حکمت!
٢٥ اوت ٢٠٠٤
|