پيام محمد آسنگران
دبير کميته کردستان حزب کمونيست کارگری ايران به مناسبت اول مه
به مناسبت اول مه ١١ ارديبهشت روز جهانى کارگر
کارگران مردم آزاديخوه!
اول مه روز اتحاد و همبستگى طبقاتى کارگران در سراسر جهان است. پيشاپيش اين روز را به همه کارگران و انسانهاى آزاديخوه تبريک ميگويم. معمولاً رسم بر اين است که هر ساله به مناسبت اين روز ما کارگران و سازمانهاى کارگرى و احزاب چپ وکمونيست و همه انسانهاى آزاديخواه در يک جهت واحد قرار ميگيريم و عليه نظام حاکم که زندگى مردم و بويژه ما کارگران را در چنگال خود گرفته و تحت فشار قرار داده است، اعتراض ميکنيم. اين اعتراض به حق است. بدون اين اعتراضات اکنون ما در شرايط به مراتب بدترى قرار داشتيم. دستاوردهاى اين اعتراضات در گوشه و کنار اين کره خاکى امکاناتى براى اکثريت جامعه را فراهم کرده و سرمايه داران را چند قدم به عقب رانده است. هر ساله در اين روز فرصتى پيش مى آيد که ما با قدرت بيشترى از روزهاى قبل، مبارزه مان را به هم گره بزنيم و صف گسترده و قدرتمندى را در مقابل دشمنان مردم قرار بدهيم.
اما با همه اينها اين روز قدوسيتى براى ما ندارد. چرا که اگر دنيا عادى بود، هر روز، روز همه ما بود. اگر استثمارى نبود و انسانها برابر بودند، احتياجى نداشتيم که در سال فقط يک روز را روز کارگر اعلام کنيم.
سرکوب ما کارگران بوسيله سرمايه داران ناچارمان کرده است که هر ساله در يک روز معين، در روز کارگر به خيابان بياييم و اعلام کنيم که ما از اين زندگى ناراضى هستيم. سرمايه داران همقطاران ما را سرکوب کردند و ما ناچار به دفاع از خودمان شديم. اگر استثمارى نبود، ما هم به اعتراض نيازى نداشتيم. اگر طبقاتى نبود ما هم ناچار به اعتراض به نابرابرى طبقاتى نبوديم. اگر نابرابرى نبود ما هم به مبارزه کردن براى برقرارى برابرى نيازى نداشتيم. اگر زندان و دادگاه و پليسى براى سرکوب ما نبود ما لازم نبود به اعتراض عليه اينها به خيابان بياييم. اگر گرسنگى و جنگ و فقر و فحشا و اعتياد نبود ما لازم نبود بخش زيادى از وقت و فکر و ذکر خودمان را براى محو آنها بکار ببريم.
ما عاشق مبارزه کردن هم نيستيم، ما عاشق اعتصاب و اعتراض و جنگ خيابانى هم نيستيم. ما عاشق اسلحه و جنگ طبقاتى نيستيم. فراتر از اينها، ما عاشق انقلاب و قيام هم نيستيم. اما همه اينها را به ما تحميل کرده اند. بدون اين اعتراضات حق نفس کشيدن و زنده ماندن هم نداريم. بدون اين اعتراضات سرمايه داران اکنون ما را به عنوان حيوانات کارکن فقط براى توليد بکار ميگرفتند. همينکه ناچار شده اند قانون کارى داشته باشند، همينکه ناچار شده اند پارلمان و مجلس و انتخاباتى را به هر شکلى سازمان دهند، همينکه ناچارند بيايند و اعلام کنند که خدا و پيغمبرشان هم کارگر بوده است، در نتيجه قدرت ما و مبارزاتمان بوده است.
در چنين شرايطى است که ما روز خودمان را گرامى ميداريم، ما ناچاريم که چاره اى براى دردهاى متعدد خود بيانديشم، ناچاريم به مبارزه، انقلاب، تغيير در قوانين و حکومت فکر کنيم. ما ناچاريم و راه ديگرى نداريم که براى بهبود زندگى طرح، برنامه و نقشه داشته باشيم. ما ناچاريم و راه ديگرى نداريم که انقلابى سازمان دهيم و دنيايى بسازيم که مردم براى احقاق حق خود احتياج به مبارزه کردن، اعتصاب کردن، و انقلاب کردن نداشته باشند.
اگر دنيا دست ما باشد همه آحاد جامعه روزانه و هر آن بخواهند ميتوانند قوانين و نظم و مقرراتى را براى بهتر زندگى کردن خود تصويب و اجرا کنند. اگر دنيا دست ما باشد نابرابريى وجود ندارد که کسى عليه آن دست به مبارزه بزند. طبقاتى وجود ندارد که يکى حاکم و ديگرى محکوم باشد. فقر و ندارى بيکارى وجود ندارد که جامعه براى مخالفينش احتياج به زندان، دادگاه پليس و مذهب و مليت پيدا کند.
سرکوب، زندان، ارتش، اسلحه، مليت، قوميت، مذهب، و.... در هر مقطعى از تاريخ بشر به وجود آمده است حافظ و پاسداران امروزش، سرمايه داران و طبقات حاکم جامعه هستند. ما احتياجى به اينها نداريم.
ما براى دنيايى مبارزه و تلاش ميکنيم که انسان محور آن است. ما با الهام از مارکس از انسان شروع ميکنيم به انسان ميرسيم. رهايى انسان از هر قيدو بندى، ايجاد جامعه اى آزاد، مرفه و انسانى از هر ستمى وظيفه ما کارگران و کمونيستها است.
زنده باد انسان
زنده باد رفاه و برابرى
زنده باد اول ماه مه
زنده باد جمهورى سوسياليستى
|