اول مه ٨٤ يک پيروزى مهم طبقه کارگر و کمونيسم کارگرى

محمد آسنگران

asangaran@aol.com

اول ماه مه امسال يک نقطه عطف در جنبش کارگرى و يک گام بسيار مهم به جلو عليه سرمايه و عليه حکومت اسلامى و تثبيت هژمونى چپ در جامعه بود.

در اين روز کارگران وسيعا به ميدان آمده و کيفر خواست خود را عليه حکومت اسلامى، نظام سرمايه دارى و استثمار، اعلام کردند و با قدرت خواهان محو اين شرايط برده وار و لغو کار مزدى شدند. اين يک نقطه عطف مهم در جنبش کارگرى در ايران است.

برهم زدن سخنرانى هاشمى رفسنجانى، دفاع علنى و آشکار بسيارى از تجمعات کارگرى از خواست ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد، به ميدان آمدن کارگران در خوزستان و اصفهان و تهران و سنندج و برگزارى مراسمهاى بزرگ، دفاع علنى کارگران در تبريز و کرمانشاه، کاشان، و کارگران فيلور تهران از خواست ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد و دفاع کارگران سنندج از مطالبه کارگران فيلور و کاشان و... همه و همه نشان داد که چپ در سطح وسيع و عمومى مهر خود را بر جنبش طبقه کارگر زده است. و اين براى ما، براى همه آزاديخواهان و کمونيستها، باعث شور و شعف فراوان و براى دولت و سرمايه داران و گروههاى رنگارنگ راست دولتى و اسلامى و ملى و مذهبى گرفته تا سلطنت طلب و غيره باعث ترس و وحشت عظيمى شد. قطعنامه هاى کارگران، سخنرانيهاى علنى و باشکوه فعالين و رهبران کارگرى، حضور زنان در مراسمها و سخنرانيها، از جمله سخنرانى شور انگيز يک زن در مراسم راهپيمايى کارگران در سنندج، دفاع از کليت حقوق انسانى کارگران و همه مردم ايران، همه و همه نشان داد که کمونيزم و کارگر در ايران و در اين مراسمهاى توده اى و بزرگ چفت و عجين شده است. اينرا هيچ ديکتاتورى نميتواند از جنبش کارگرى و از تاريخ مبارزات کارگرى بربايد و يا حذف کند. اين اتفاق بزرگ را، اين تحول عظيم اجتماعى را به همه کارگران، به دست اندرکاران اين مراسمها و حرکات در سراسر ايران، تبريک ميگوييم و دست همه فعالين اين جنبش بزرگ اجتماعى و اين حرکت تاريخ ساز را به گرمى مى فشاريم. ارزيابى اول مه امسال از زواياى مختلف، بايد امر همه ما باشد. بايد به درسهاى اين حرکت، به تاثيرات آن و به نکات مثبت چنين حرکتى پرداخت و بايد اين دستاورد را تثبيت کرد. در اين نوشته ميکوشم به گوشه هايى از اين امر بپردازم.

جنبش کارگرى در مقابل حکومت اسلامى، بهم زدن جلسه رفسنجانى

چند هزار کارگر در ورزشگاه آزادى، با شعارهاى راديکال خواهان حقوق حقه خود شدند، خانه کارگر و عوامل شناخته شده ضد کارگر و حکومتى سعى داشتند اين حرکت و تجمع را به يک صحنه مشمئز کننده انتخاباتى به نفع رفسنجانى تبديل کنند. کارگران اعتراض کردند، شعار دادند و سخنرانى رفسنجانى بهم خورد. رفسنجانى دو روز بعد در مصاحبه با خبرنگاران گفت: " کارگران توهين کردند، نيامدم."

تيتر برخى از رسانه ها در اين مورد چنين بود " کارگران سخنرانى هاشمى رفسنجانى را بهم زدند". اين جمله بى اختيار همگان را ياد کنفرانس برلين مى انداخت. کنفرانس برلين در قلب تهران و اين بار از سوى کارگران عليه سران حکومت اسلامى اتفاق افتاد. علاوه بر اين در هر جايى که تجمع و تحرکى بود کارگران آمده بودند که بگويند زندگى اين چنينى را نميخواهند.

کارگران در اعتراض به گرو گرفته شدن حقوقشان، در اعتراض به توهين و تحقير روزمره به آنها و در اعتراض به بردگى کامل به ميدان آمدند و اعلام کردند که اين در شان انسان اين قرن نيست. آمده بودند تا کيفرخواست چپ و راديکال خود را اعلام کرده و اولتيماتومى جدى به دولت بدهند. اين شعار کارگران در يک تجمع اعتراضى در تهران جالب بود. "دولت خدمتگزار" سر به سر ما نگذار!

از روز بعد از اول مه فضا در ايران بيشتر از پيش به نفع چپ عوض شد. اين يک جامعه متلاطم و انقلابى است که به هيچ چيز جز سرنگونى حکومت و در عين حال به هيچ چيز جز تغييرات انقلابى و عميق راضى نميشود. سوسياليسم راه رهايى ماست، شعار فرداى ماست! سوسيالسيم بپا خيز براى رفع تبعيض! شعار اين حرکات بود و در ابعادى اجتماعى خواست و شعار سوسياليسم مطرح شد. جنبش کارگرى و کمونيزم در ابعادى اجتماعى با هم چفت شدند.

اول مه امسال نقطه پايانى بود بر چندين دهه جدايى "کمونيسم" و کارگر. بالاخره فعاليت و تقلاى گرايش کمونيزم کارگرى و حزب کمونيست کارگرى به بار نشست. اول مه امسال اين تصوير دوگانه ديده نميشد. جنبش کارگرى و کمونيستى در همان قامتى که بايد ميبود به ميدان آمد و در ابعادى اجتماعى بر هم منطبق شدند. اين دو جنبش جدا از هم به تاريخ پيوست. اول مه امسال نقطه پايانى بود بر جدايى کارگر و آنچه که "کمونيسم" خوانده ميشد. فعاليتهاى عظيم و تقلاهاى مهم منصور حکمت و کمونيسم راديکال و بى تخفيف، راديکاليسم کارگرى و کمونيسم را توده اى کرد.

تسلط گرايشات غير کارگرى در جنبش کارگرى ايران، در اول مه امسال بطور آشکارى به نفع کارگر و کمونيسم کارگرى کنار زده شد. اکنون جنبش کارگرى و کمونيسم کارگرى با سياست، پلاتفرم، و رهبران علنى و شناخته شده اش پا به ميدان مبارزه و سياست گذاشته است. اين سير روبه پيش تقريباً غير قابل برگشت شده است.

آنچه در اول مه امسال ديده شد يک جهت، يک پرچم و يک خط دست بالا داشت. کمونيسم کارگرى.

نقد سرمايه و به مصاف طلبيدن نظام سرمايه دارى و نفى استثمار براى رهايى انسان در اول مه امسال گرايش مسلط در جنبش کارگرى بود. امسال آشکارتر از هميشه طبقه کارگر با پرچم سرخ و با پرچم سوسياليسم کارگرى به ميدان آمد. پرچمى که نه توهمى به سرمايه ملى دارد و نه رنگ و بوى وطنى داشت. در جلو صف کارگران در سنندج شعار" کارگران جهان متحد شويد"! نشان داد که سوسياليسم امر امروز طبقه کارگر شده است. اين شعار نشان داد که قوم پرستى، ناسيوناليسم، مليت و نژاد پرستى حاشيه اى شده است. يک بار ديگر جايگاه و قدرت اين جنبش انسانى جامعه را تکان داد. اين جنبشى که در ايران پا به ميدان گذاشته است، جنبشى جهانى و انترناسيوناليست است. کارگران رسماً و علناً در قطعنامه هايشان اعلام کردند که مليت، نژاد، رنگ پوست، مذهب و جنسيت مبناى تمايز انسانها نيست. رسماً و علناً اعلام کردند که براى تغيير جامعه و براى ساختن يک دنياى بهتر به ميدان آمده اند.

جنبش اول مه امسال نقطه عطفى در جنبش کارگرى بود که بى سابقه و شور انگيز است. در هيچ تاريخى در ايران کمونيسم و کارگر تا اين حد با هم چفت نبوده است. حتى در اوج انقلاب سال ٥٧ و فضاى باز سال ٥٨ هم اين جنبش قابل مقايسه با شرايط امروز نيست. در اول مه ٥٨ بزرگترين راهپيمايى در تهران اتفاق افتاد، اما پرچم آن به سنتها و گرايشات غير کارگرى و غير کمونيستى آغشته بود. آن هنگام در ابهام و نا روشنى و بى برنامه گى کامل بسر ميبرد. آن هنگام اين طبقه حزب خودش را نداشت. شفافيت و افق آن جنبش با جنبش امروزى طبقه کارگر قابل مقايسه نيست. براى اولين بار در تاريخ جنبش کارگرى، کمونيسم مارکس و منصور حکمت و رهايى انسان به معناى وسيع کلمه پرچم علنى و رسمى طبقه کارگر شده است. براى اولين بار طبقه کارگر ايران و حزبش نبضشان با هم زد. براى اولين بار پرچم کمونيسم مارکس که در بعد از انقلاب ٥٧ تعداد معدودى آنرا در دست داشتند، به شکلى توده اى و کارگرى در ايران به اهتزاز در آمد.

اما اين اتفاق رعد و برقى در آسمان بى ابر نبود. پايه هاى تئوريک و سياسى اين جنبش بيش از دو دهه است که در عرصه هاى متعدد اجتماعى، سياسى و طبقاتى صيقل خورده است. گرد و خاک جنبشهاى ديگر کنار زده شد و جنبش مستقل طبقه کارگر و اهداف اين جنبش زير نور گرفته شد. با اين وجود آنچه که ما در اول مه امسال شاهد آن بوديم تنها نوک يک کوه يخ است که نمايان شده است.

عليرغم تلاش بيش از دو دهه نسلى از کمونيستهاى ايران براى تغيير جايگاه اجتماعى کمونيسم، سازماندهى و آمادگى براى اول مه امسال موضوع کنکرتى است در اين مقطع، که مدتها قبل از اول مه آغاز شد. اين آمادگى و خودآگاهى فعالين کارگرى تجارب ارزنده اى در بر دارد که بايد به آن پرداخت.

تدارک و آمادگى فعالين کارگرى براى اول مه!

حدود دو ماه قبل از روز جهانى کارگر ما شاهد جنب و جوش فعالين کارگرى براى استقبال از اين روز بوديم. در اکثر مراکز کارگرى، فعالين و رهبران عملى بحث چگونه و کجا برگزار کردن مراسمهاى اول مه شروع شد.

تا آنجا که ما امکان ارتباط با اين دوستان را داشتيم و تا آنجا که رسانه هاى ما قابل دسترس مردم و بويژه فعالين کارگرى بود، تلاش کرديم که اين سياست را توده گير کنيم که: مراسمهاى اول مه امسال بايد مستقل از خانه کارگر و عوامل دولتى باشد. ما تلاش کرديم اين توقع را بوجود بياريم که اين مراسمها، توده اى و در خيابانها بر پا شوند و..... خوشبختانه اکثر فعالين و رهبران عملى کارگران در اين جهتگيرى با ما هم صدا بودند.

فعالين کارگرى بويژه گرايش راديکال و سوسياليست تلاش کرد که گرايشات ديگر را هم قانع کند که سياست راديکالى را در پيش بگيرند. و تا حدود زيادى در اين امر موفق شد. چناچه کل حرکت اول مه امسال با پرچم و سياست سرخ تداعى شد. علاوه بر اين آنجا که گرايشات ديگر با خط و سياست ديگرى تداعى ميشدند پرچم شان کم رنگ و يا بيرنگ گرديد. حتى آنهايى که سوسياليسم رمشان ميداد ناچار به تکرار شعار سوسياليسم شدند. از اين تاريخ به بعد فکر نميکنم ديگر هيچ جريانى که خود را چپ بنامد جرات کند بگويد که تعداد کسانى که شعار سوسياليسم راه رهايى ماست و.... سر دادند کم بودند و يا مهم نبودند.

امروز ديگر سران رژيم اسلامى و نيروهاى راست جامعه هم نميتوانند بگويند کمونيستها حضور ندارند. آنها اعلام کردند که کمونيستها فريبکار و مشکوک هستند. تلويزيونهاى سلطنت طلب ما را مشکوک خواندند.و گفتند اين چگونه است که در رژيم اسلامى اين کمونيستها علناً به ميدان آمده اند، آنها تلاش ميکنند که اين را به توطئه رژيم مربوط کنند. حزب توده، جريانات حاشيه حکومت و جناحهاى حکومت تلاش کردند کنفرانس برلين را هم به همکارى حزب کمونيست کارگرى و جناح مقابل خود مربوط کنند. اگر ما از نظر آنها مشکوک هستيم، آنها اصلاً مشکوک نيستند. آنها نيروهاى راست و ارتجاعى هستند که امتحان پس داده اند. مردم آنها را مى شناسند و نميخواهند.

فعالين کارگرى قبل از اول مه قطعنامه هايشان، مطالباتشان و شعارها و سازماندهيشان را به دقت پيش بردند، قانع کردند، نيرو بسيج کردند و همه احتمالات ممکن را پيش بينى و راههاى مقابله با آنرا بررسى کردند. کارى که فعالين کارگرى در اين مدت انجام دادند تاريخى بود. اين تجربه موفق درسهاى زيادى در بر دارد. اميدوارم که فعالين کارگرى خود با جزئيات بيشترى آنرا مکتوب کنند.

رژيم اسلامى قدرت کنترل نداشت!

رژيم جمهورى اسلامى با استفاده از نيروهاى امنيتى و انتظامى تلاش کرد که فضاى اول مه را محدود کند. تلاش کرد که مجوز برپايى مراسم ندهد. تلاش کرد که با تهديد و ايجاد فضاى رعب و وحشت مانع برپايى مراسمهاى اول مه بشود. اما کارگران و رهبران کارگرى بدون اينکه منتظر اجازه رژيم اسلامى بشوند مراسمهايشان را سازمان دادند. تراکتها را نوشتند. پلاکادها را به در و ديوار خيابانهاى شهرها نصب کردند. محل مراسمها را اعلام و جامعه را از حضور و تصميم خود مطلع نمودند.

خانه کارگر و مسئولين دولتى با برگزارى مراسمهاى دولتى تلاش کردند که مبارزات و اعتراضات کارگرى در اين روز را مهار و محدود کنند. اما آنجا که مراسمى را هم سازمان دادند، کنترل ازدستشان در رفت و با سرى افکنده در مقابل راديکاليسم توده اى امکان عکس العمل از آنها سلب شد. نمونه برجسته آن ورزشگاه آزادى بود که حضور رفسنجانى را با دبدبه و کبکبه اعلام کردند اما اعتراض کارگران و اقدام به موقع تخليه محل مراسم، آنها را ناچار به لغو برنامه نمود. گفتند رفسنجانى در راه است اما هرگز نرسيد.

در تبريز خانه کارگر موفق نشد قطعنامه دفاع از رژيمش را به کارگران تحميل کند. در مقابل آنها، کارگران قطعنامه راديکال خود را در مراسم مربوطه پخش کردند و مراسم غير قابل کنترل شد.

در سنندج مراسم اول مه در مقابل اداره کار با دخالت نيروهاى انتظامى نيمه تمام ماند. اما کارگران راهپيمايى و مارش خيابانى را شروع کردند. مارش خيابانى کارگران در نوع خود سنت تازه اى بود که به رژيم اسلامى تحميل شد. قبلاً در اين شهر عادت بر اين بود که در سالنها مراسم برگزار ميشد. امسال فعالين کارگرى با تشکيل کميته اول مه تصميم گرفتند مراسمشان را نه در سالن که در خيابان برگزار کنند و اين حرکت تازه را آغاز کردند.

در دانشگاه تهران و سينما فردوسى در کرمانشاه و سنندج و کامياران، و چندين شهر ديگر " کميته پيگيرى تشکلهاى آزاد کارگرى" با وجود اينکه هنوز نوپا و تازه متولد شده بود اما نقش بزرگى در سازماندهى کارگران و تقويت راديکاليسم کارگرى داشت.

کارگران ايران خودرو قبل از اول مه اعلام کردند که کارخانه تعطيل است. مديريت که قصد نداشت اين روز را تعطيل کند در مقابل عمل انجام شده ناچار به تعطيلى کارخانه شد. کارگران پالايشگاه نفت اصفهان، و کارگران اهواز، آبادان، ماهشهر، بهشهر، کارگران پتروشيمى کرمانشاه و تجمع ٢٠٠٠ نفرى در پارکينگ شهردارى و... همگى در اين روز فضاى جامعه را چنان متحول کرده بود که زمين را زير پاى سرمايه داران و حکومتشان داغ کرد. اين حرکت تنها گوشه اى از حضور و قدرت جنبش راديکال و کارگرى در ايران بود.

زنده باد اول مه!

زنده باد سوسياليسم کارگرى!

زنده باد حزب کمونيست کارگرى، حزب منصور حکمت

بازگشت به صفحه اول ماه مه

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب