 اول مه ٨٤،
کارگران در صحنه اند!
سياوش دانشور
اول مه ٨٤ از نقطه نظر جنبش آزادى و برابرى يک نقطه عطف مهم سياسى بود. اول مه امسال نشان داد کارگران مصمم اند که براى پيروزى بر ارتجاع و سرمايه دارى در ايران موانع سرراهشان را قاطعانه درهم بکوبند. اول مه امسال از جوانب مختلفى قابل تامل است؛
١- طرحهاى ضد کارگرى ارگانهاى رژيمى در ميان کارگران، خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار، تماما شکست خورد. در تهران قرار بود بر موج اعتراض کارگران سوار شوند و جمعيتى را کت بسته خدمت جناب رفسنجانى بياورند! قرار بود رفسنجانى در روز کارگر با وعده چند هزار تومان دستمزد بيشتر به کارگران کانديداتورى اش را براى مضحکه انتخابات رياست جمهورى اعلام کند! اين تمام محتواى سياست "اپوزيسيونى" مرتجعينى امثال محجوب و صادقى در مورد حداقل دستمزدها بود! اما کارگران دستشان را خواندند، از همان لحظه اول عليه رژيم اسلامى و فقر و رفسنجانى و سرمايه دار شعار دادند! جمعيت ده دوازده هزار نفرى که از چهار گوشه ايران جمع کرده بودند اين مراسم را به "کنفرانس برلين" ديگرى تبديل کردند! (قابل توجه کلمبو-توده ايها براى ثبت در پرونده برلينى ها) همان بلائى که برسر خاتمى در دانشگاه آمد اينبار سر رفسنجانى آمد. در کوتاه ترين زمان استاديوم و سالن سرپوشيده مراسم با شعار عليه رفسنجانى خلوت شد. استاديوم خلوت با باندرول و شعار بزرگ از پيش نصب شده "رفسنجانى حمايتت ميکنيم" روى دست کارگزاران اين نمايش باد کرد! مجبور شدند رفسنجانى را جائى گم و گور کنند و براى خالى نبودن عريضه بگويند سخنرانى ايشان کنسل شده است!! در تبريز هم مراسم خانه کارگر به افتضاحى تمام عيار تبديل شد. کارگران مراسم را برهم زدند و با سردادن شعارها و خواستهاى راديکال خود اجازه ندادن خانه کارگر اين نمايش را به پيش ببرد. بجاى قطعنامه دست راستى و ضد کارگرى خانه کارگر، که انتقادى آبکى به سطح دستمزدها و کار قراردادى داشت، کارگران قطعنامه ٩ ماده اى خود را وسيعا پخش کردند. کارگران اجازه ندادند که قطعنامه خانه کارگر حتى بصورت فرمال هم تصويب شود. کارگران راديکال به خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار امسال در دو اجتماع بزرگ تهران و تبريز پاسخ محکمى دادند. جاهاى ديگر هم وضع ارگانهاى ضد کارگرى رژيم از اين بهتر نبود. مراسمهاى دولتى همراه با ولى نعمتشان جناب رفسنجانى در اول مه تماما شکست خوردند.
٢- متقابلا تحرک مستقل از دولت در ميان کارگران امسال بيسابقه بود. بعد از اول مه ٥٨ اين وسيعترين تحرک کارگرى در اول مه است. عليرغم فضاى بشدت پليسى و قرق نظامى محيطهائى که قرار بود مراسم اول مه برگزار شود، و بخشا منحل کردن مراسمها مانند سقز و کامياران و يا اجازه ندادن به مردم براى پيوستن به اجتماعات اول مه مانند مراسمهاى سنندج و پتروشيمى کرمانشاه، دامنه اجتماعات و مراسمهاى بزرگ و کوچک وسيع بود. نه فقط از روزهاى قبل از اول مه کارگران به استقبال روز کارگر رفتند بلکه امسال مراسمها محدود به کارگران نبود. دانشگاها و معلمان و پرستاران هم به مراسم اول مه پيوستند و متقابلا کارگران در مراسمها و قطعنامه هايشان از اعتراضات و خواستهاى پرستاران و معلمان و دانشجويان حمايت کردند. اينبار شخصيتهاى کارگرى بودند که در دانشگاهها بجاى شخصيتهاى دو خردادى تريبون گرفتند. اينبار بجاى مقاله خوانى هاى خسته کننده کلى و تکرارى در مراسمها، اين مطالبات محورى و کليدى کارگران بود که مورد بحث قرار ميگرفت.
٣- اول مه امسال عملا در خيلى جاها تعطيل شد. ايران خودروى ها پيشرو تعطيلى اول مه بودند و کارفرما را ناچار به پذيرش رسمى آن کردند. اول مه امسال در بسيارى از صنايع عملا تعطيل شد و يا بصورت دوفاکتو تعطيل بود. جنبش کارگرى عملا اول مه را تعطيل اعلام کرد و اين يک پيشروى بزرگ در مقابل يک رژيم تا مغز استخوان ضدکارگرى است. بنا به اخبار دريافتى براى اولين بار در پالايشگاه نفت اصفهان بمدت دو ساعت کار تعطيل شد و روز کارگر جشن گرفته شد. عقب نشينى رژيم در صنايعى مانند نفت و ايران خودرو، آنهم جاهائى که حتى تشکيل شوراى اسلامى در آن مجاز نيست، باندازه کافى گويا است.
٤- اول مه امسال توده اى بود. کارگران و خانواده هايشان، زنان و جوانان در مراسمها شرکت داشتند. جامعه متوجه اول مه و روز کارگر بود. کارگران و فعالين کارگرى خود را به رسانه ها تحميل کردند. رسانه ها مجبور شدند از کارگر و نارضايتى کارگران و اجتماعات کارگرى هرچند سانسور شده و الکن سخن بگويند. براى بخش وسيعى از مردم که در فقر و فلاکت دست و پا ميزنند، روز کارگر امسال و جنب و جوش و مراسمها و قطعنامه هاى آن، مباحث داغ بود. کارگر و موقعيت اجتماعى و سياسى اش بعنوان يک طبقه، بويژه با توجه به شتاب تحولات سياسى و نقش تعيين کننده و تاريخسازى که کارگران ميتوانند ايفا کنند، به مرکز سياست و توجه جامعه رانده شد.
٥- خواستها و مطالبات کارگران در اول مه امسال و در عمده مراسمها و برنامه هاى روز کارگر کل جامعه را خطاب قرار ميداد. اينبار کارگر بعنوان ناجى و صاحب جامعه به ميدان آمد. نه فقط سرمايه دارى بعنوان ريشه فقر و فلاکت و مصائب مردم به محاکمه کشيده شد، نه فقط بر اتحاد و همبستگى کارگران و اتحاد طبقاتى و جهانى کارگران تاکيد شد، بلکه خواستهاى کليدى و محورى اکثريت عظيمى از مزدبگيران و مردم محروم مانند حق تشکل آزاد و واقعى کارگرى، حق اعتصاب و آزادى بيان، بيمه بيکارى، لغو کار قراردادى بعنوان سياست بردگى، و مهمتر افزايش دستمزدها و خواست ٤٥٠٠٠٠ تومان حداقل دستمزد به صدر مطالبات اول مه امسال رانده شد. در عمده مراسمهاى امسال خبرى از مقاله خوانيهاى خسته کننده و تکرارى و اليتيستى و سنتى نبود. رهبران عملى کارگران با سخنرانى و زبان زنده به آژيتاسيون کارگرى عليه وضع موجود پرداختند و راه برون رفت از وضع موجود را فرياد زدند. بجاى قانع شدن به برگزارى مراسم در سالنهاى دربسته و محدود، که ارزش خود را دارد، مراسمها عمدتا در خيابانها و در مقابل مراکز دولتى و فضاى باز بصورت اعتراض و جشن کارگران و يا راهپيمائى برگزار شد. خواستهاى قطعنامه هاى کارگران و مراسمهاى کارگرى بر حقوق زنان و کودکان، بر آزاديهاى پايه اى مردم، بر بيمه بيکارى براى همگان، بر حق اعتصاب، بر ضرورت تشکل يابى کارگر بعنوان يک حق و مستقل از دولت و بدون کسب اجازه از دولت تاکيد داشت. اين يک پيشروى مهم و حاکى از تناسب قواى جديدى در سياست ايران و اعلام حضور مستقل و توده اى کارگر در صحنه سياست است.
٦- اول مه امسال جوهرى تماما آزاديخواهانه و سوسياليستى داشت. حمله به سرمايه دارى و تکيه بر اتحاد و تشکل کارگر براى مقابله با سرمايه داران مفت خور و دولت مرتجعشان، تاکيد بر هم سرنوشتى کارگران در ايران و جهان، در عين حال پاسخ محکمى به ناسيوناليستها و قوم پرستان و جريانات راست اپوزسيون و رژيم اسلامى بود که تلاش دارند با سياست کينه و نفاق قومى و ملى و مذهبى مبارزات مردم عليه رژيم اسلامى را به بيراهه ببرند. شعار "کارگران جهان متحد شويد!" در مراسمهاى اول مه پاسخ درخورى است به کسانى که تنها هنرشان برجسته کردن زبان و محل تولد و قوميت مردم است. اينها حتى وقتى مجبورند از کارگر و اعتراض کارگرى چيزى بگويند، کارگر را با صفت ملى و قومى "کارگر کرد" و "کارگر عرب" و "کارگر افغانى" تصوير ميکنند! طبقه کارگر ايران در مراسمهاى اول مه پاسخى اجتماعى و طبقاتى به کمپ راست داد. اول مه امسال به ٨ مارس و ١٦ آذر و اعتراض گسترده و هر روزه مردم عليه فقر و فلاکت و آپارتايد جنسى و اختناق ميچسپد. ادامه آنست. گامى ديگر در مبارزه توده اى عليه جمهورى اسلامى و فتح سنگرى ديگر در جنگ بر عليه ارتجاع و سرمايه در ايران بود.
٧- تبليغات قبل از اول مه، شعار نويسى هاى گسترده، "زنده باد آزادى و برابرى"، "زنده باد سوسياليسم"، "روز کارگر به کارگران ايران و جهان مبارک باد"، "روز کارگر روز اعلام جرم طبقاتى است"، "کارگر متحد همه چيز است، کارگر متفرق هيچ چيز"، برهم زدن مراسمهاى دولتى و شکست مفتضحانه آن عليرغم هشدار قبلى رفسنجانى در کنگره خانه کارگر در مورد "فريب خوردن کارگران از شعارهاى سوسياليستى و کمونيستى"، مراسمهاى گسترده و توده اى، تثبيت دوفاکتوى تعطيلى اول مه، عروج شخصيتهاى علنى کارگرى در مقابل جامعه، و عزم کارگران و فعالين کارگرى براى ايجاد تشکلهاى واقعى و آزاد کارگرى، يک نقطه عطف مهم و شاخصى مهم در تناسب قواى سياسى است. همينطور اول مه امسال شاخص و پيش درآمد خوبى براى حضور سياسى و فعال جنبش سرنگونى و انقلابى در آستانه مضحکه انتخابات رياست جمهورى است. رفسنجانى که ظاهرا "شاه ماهى" اين نمايش دولتى است فى الحال پاسخش را از کارگران گرفته است. بقيه هم اگر وضعشان بدتر نباشد، بهتر نخواهد بود.
٨- روز کارگر ٨٤ يک پيشروى مهم چپ در جامعه ايران بود. اول مه امسال بار ديگر نشان داد که جامعه روز به روز به چپ ميچرخد و در اين مسير انتخاب سياسى و راه حل اجتماعى اش را روشنتر ميکند. جمهورى اسلامى نميتواند هر روز يک خوزستان و خاتون آباد درست کند. مردم هم ديگر مرعوب نميشوند. روز کارگر فقط چند روز بعد از کشتار و جنايت رژيم در خوزستان صورت گرفت. جامعه در پس اين حرکات رژيم بن بست و ناتوانى اش را در مقابل روند اعتراضى و رو به گسترش مردم ميبيند و مردم دستپاچه شدن رژيم اسلامى را دريچه اى براى تشديد تعرض به اين لاشه فرتوت ارزيابى ميکنند. رژيمى که پاسخ اعتراض به کمبود آب و برق و کار و نان و حقوق معوقه را با گلوله ميدهد فقط بايد سرنگون شود. امروز بيش از هر زمان و بناگزير، در مقابل جامعه فقر زده و اختناق زده و اسلام زده ايران، اين سوسياليسم و راه حل کارگرى است که عروج ميکند.
دست سازماندهندگان و دست اندرکاران مراسمهاى گوناگون و گسترده اول مه در چهارگوشه ايران درد نکند. رفقا خسته نباشيد. اول مه امسال اميد آزادى و برابرى و افق انقلاب براى نفى وضع موجود و برپائى يک جامعه مبتنى بر رفاه و سعادت همگان را تعميق کرد. زنده باد اول مه! زنده باد انقلاب کارگرى!
٢ مه ٢٠٠٥
|