انترناسیونال ۲۱۸

شهلا دانشفر 

گامی جدید، تاکیدی مجدد، تجربه ای جالب، شیوه ای فرسایشی

چند نکته در حاشيه چند حرکت اعتراضي کارگري

 

١-  گامي جديد در پايان دادن به معضل دستمزدهاي پرداخت نشده

اعتصاب دوازده هزار کارگر کشت و صنعت کارون در کنار اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه٬ بطور واقعي مبارزه عليه دستمزدهاي پرداخت نشده را که امروز در جنبش کارگري در ايران٬ ابعادي ميليوني پيدا کرده است را وارد مرحله جديدي کرده است.

دوازده هزار کارگر کشت و صنعت کارون روز ٢٠ آبان در اعتراض به دو ماه دستمزد پرداخت نشده خود دست به اعتصاب نامحدودي زدند. شنيدن اين خبر در وهله اول ابعاد مهم اين اتفاق را در مقابل ما قرار ميدهد. چون دوازده هزار کارگر٬ با خانواده هايشان جمعيتي وسیع را در بر ميگيرد و خود اين مساله اعتراض آنان را به يک مساله اجتماعي در محل تبديل ميکند. و ميبينيم که چگونه  مردم در موردش صحبت ميکنند و با حساسيت لحظاتش را دنبال ميکنند.  بويژه اين اعتصاب در مکاني همجوار نيشکر هفت تپه اتفاق مي افتد. مکاني که نزديک يک ماه است که کارگران در آنجا درگير اعتراض و مبارزه هستند. همين دو حرکت يعني مبارزه کارگران کشت و صنعت کارون و نيشکر هفت تپه٬ بيش از هر چيز نشانگر اينست که ديگر کارگران اجازه نميدهند دستمزدشان را چند ماه چند ماه به تعويق بيندازند و اگر چنين شود با اعتصابات قدرتمند خود در برابرش مي ايستند. اين اتفاقات بطور واقعي مبارزه براي نقد کردن دستمزدهاي پرداخت نشده را که يک معضل هر روزه کارگران در سطح سراسري در ايران است را گامي بزرگ به جلو برده است. از جمله در اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه ديديم که کارگران اعلام داشتند که بايد دستمزدشان هر ماه در روز موعد پرداخت شود و اگر به تعويق افتد فورا دست به اعتصاب خواهند زد. کارگران نيشکر هفت تپه موفق شدند دستمزد پرداخت نشده خود را بگيرند و کارگران کشت و صنعت کارون براي نقد کردن مطالبات خود دست به اعتصابي نامحدود زده اند. بدين ترتيب اعتراض کارگران نيشکر هفت تپه و کشت و صنعت کارون٬ کارگران در ديگر مراکز کارگري را نيز در موقعيت بسيار بهتري قرار ميدهد که با اتکا به آنها قدرتمند و متحد جلو بيايند و اجازه ندهند که دستمزدشان هر ماهه به تعويق افتد. به عبارت ديگر اين اتفاقي است که ميتواند در عسلويه و مجتمع هاي پتروشي و بسياري از نساجي ها و کارخانجات ديگر روي دهد و بدين ترتيب ما شاهد شکل گيري يک اعتراض سراسري و گسترده براي نقد کردن دستمزدهاي پرداخت نشده باشيم.

 

٢-  تاکيدي مجدد بر تشکيل مجامع عمومي کارگري

اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه و اکنون دوازده هزار کارگر کشت و صنعت کارون اگر چه از خواست پرداخت فوري دستمزدهاي معوقه شروع شده است٬ اما به ميدان آمدن چنين نيروي بزرگي مبارزه کارگران را بسيار فراتر از اين خواست ميبرد.  موفقيت در اين مبارزات کارگران را بدون شک در موقعيت بهتري براي پيگيري ديگر خواستهايشان قرار ميدهد. از جمله يازده روز اعتصاب با شکوه کارگران نيشکر هفت تپه و تحميل پرداخت دستمزدهاي معوقه شان دقيقا صحت اين را نشان ميدهد. مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه  نه تنها در ميان کارگران بلکه در فضاي کل جامعه تاثير خود را گذاشت و توجه کل جامعه را به خود جلب کرد. بطوريکه ما شاهد حمايت هاي وسيعي از اين مبارزات از مراکز مختلف کارگري بوديم و يک شعار دانشجويان در اعتراضاتشان حمايت از آنها بود. حتي زندانيان سياسي از درون زندان از اين اعتراضات اعلام حمايت کردند.  کارگران نيشکر هفت تپه با خواست دستمزدهاي معوقه خود دست به اعتراض زدند و امروز پس از کسب موفقيت هايي٬  مصممند که تشکل خود را ايجاد کنند. کارگران نيشکر هفت تپه اعلام داشتند که خواهان تشکيل سنديکا هستند و در مقابل اما و اگر هاي دولت و گذاشتن شرط جمع کردن ٥٠٠ امضا٬ بيش از ٢٥٠٠ امضا به اداره کار شوش تحويل دادند و الان پروسه عملي ايجاد تشکل خود را طي ميکنند. جالب اينجاست که اين کارگران در حرکت اعتراضي خود اعلام داشتند که شوراي اسلامي را مانع مبارزات خود ميدانند و عملا آنرا از سر راه خود کنار زدند. و همچنين تاکيد کردند براي اينکه تشکل آنها محلي باشد که خودشان بتوانند درمورد شرايط کار و زندگيشان تصميم بگيرند٬ هر هفته جمع شده و مجمع عمومي خود را تشکيل ميدهند. و با اين کار در واقع گامي عملي براي ايجاد تشکل کارگري به ابتکار خود کارگران را برداشتند و اين خود يک پيشروي بزرگ در جنبش کارگري بود. بدنبال اين تجربه امروز بهترين فرصت براي کارگران کشت و صنعت کارون است که همچون کارگران نيشکر هفت تپه اعلام کنند که هفته اي يک بار و در فواصلي کوتاه و معين بصورت منظم جمع خواهند شد و مجمع عمومي خود را تشکيل خواهند داد تا بتوانند بصورت متحد و متشکل در مورد  شرايط کارشان تصميم بگيرند و خواستها و مطالباتشان را متحقق سازند.  تنها با اتکا به چنين ابزاري است که کارگران ميتوانند قدرتمند و متحد به جلو گام بردارند و خواستهايشان را به کرسي بنشانند. برپايي منظم مجامع عمومي کارگري بعنوان محلي براي متحد شدن و تصميم گيري کارگران يک گام مهم براي پيشروي قدرتمند جنبش کارگري است٬ بايد اين ابزار را بدست گرفت.

 

۳- تجربه اي جالب از کارگران نساجي شاهو در سنندج

کارخانه شاهو به لحاظ سنت هاي مبارزاتي يکي از مراکز مهم کارگري در ايران است که در طول اعتراضات چند ساله اخير خود گامهاي بزرگي به جلو برداشته و نقش مهمي در جنبش کارگري در ايران داشته اند. تعداد کارگران شاهو محدود است٬ اما قدرت اين کارگران با اتکا به مجمع عمومي به عنوان مرجع تصميم گيري٬ اتحاد و همبستگي بالايي در ميان آنها بوجود آورده است. نقطه قوت ديگر کارگران شاهو خبررساني در سطح شهر و در سطح جامعه است. کارگران شاهو با اين کار خود توانسته اند همواره حمايت و پشتيباني بسياري از سوي ديگر کارگران و مردم شهر سنندج از مبارزات خود جلب کنند. مبارزات کارگران شاهو تا همين جا الگوهاي خوبي از اعتراض و مبارزه را در مقابل طبقه کارگر قرار داده است. در يک کلام وقتي به مبارزات اين کارگران نگاه ميکنيم مي بينيم که چگونه با اتکا به مجمع عمومي توانسته اند در مقابل توطئه هاي کارفرما و دولت بايستند٬ رهبران و نمايندگان خود را مورد حمايت قرار دهند٬ با صدور قطعنامه هاي روشن و شفاف خواستهاي خود را بيان کنند  و حول آن متحد شوند و با مطلع کردن کل جامعه صداي اعتراض خود را وسيعا به گوش مردم و به سطح جهاني انعکاس دهند. يک نمونه جالب از اين اعتراضات ايستادن کارگران شاهو در مقابل فشار کارفرما به نمايندگان آنها مبني بر تحريک کارگران به اعتصاب در مقابل بخشنامه اخير شرکت مبني بر افزايش ساعت کار بمدت ٩ ساعت در روز بود. چرا که کارگران در اعتراض خود به اين بخشنامه توانستند اداره کار سنندج را وادار کنند که به نفع آنها راي دهد و کارفرما ملزم گردد که يک روز حقوقق کارگران را که در ماه قبل به دليل اعتصاب آنها در مقابل اين بخشنامه کسر کرده بود٬ به آنان بازگرداند.  بعد از اين موفقيت هنگاميکه کارگران ديدند که کارفرما نمايندگان آنان را تحت فشار قرار داده است٬ روز ٢٠ آبان مجمع عمومي تشکيل دادند و يکصدا و متحد خالد سواري٬ هادي احمدي٬ فريدون پاليزي و رمضان حبيبي را به عنوان نمايندگان خود انتخاب کردند.

واقعيت اينست که با اين پيشروي ها امروز کارگران شاهو در يک قدمي تشکيل شواري واقعي خود هستند. و اين قدم مهم تشکيل منظم مجمع عمومي است. بايد اين گام را برداشت.

 

۴ - شیوه ای فرسایشی برای عقب راندن اعتراضات کارگری: آزادي به شرط سپردن  وثيقه و تشکيل پرونده براي فعالين کارگری

مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه تا همين جا دستاوردهاي بسياري داشته است و به موضوع داغي در ميان کارگران تبديل شده است. در تقابل با اتحاد کارگران٬ در تقابل با خيز برداشتن آنها براي ايجاد تشکل خود٬ و در تقابل با تاثيرات يازده روز اعتصاب باشکوه اين کارگران در فضاي جنبش اعتراضي کارگري و در جامعه٬ رژيم اسلامي دو تن از رهبران اين کارگران را دستگير و زنداني کرد. قربان عليپور و محمد حيدي مصر دستگير شدند. به محض دستگيري آنها٬ کارگران اعلام کردند که اگر همکارانشان از زندان آزاد نشوند٬  دست به اعتصاب خواهند زد. براي آزادي اين دو کارگر از بازداشت ٥٠ ميليون وثيقه تعيين شد. کارگران ابتدا در مقابل آن ايستادند. روز ٢٢ آبان محمد حيدري مصر در قبال ١٠ ميليون وثيقه آزاد شد و اکنون قول آزادي قربان عليپور در مقابل همين مقدار وثيقه را داده اند. با وجوديکه قول داده شده بود وي را در چهارشنبه ٢٣ آبان آزاد ميکنند ولي خبري نشد. اکنون کارگران در تدارک اعتراض به اين موضوع هستند.

نکته مهم در قبال اين فشارها اتحاد کارگران است. کارگران نيشکر هفت تپه اعلام کرده اند که اگر فورا قربان عليپور آزاد نشود دست به اعتصاب خواهند زد.

 وعده دادن٬ آزادي به قيد وثيقه و تشکيل پرونده براي کارگر همه و همه يک پروسه فرسايشي براي عقب راندن اعتراضات کارگري است. کارگر را به قيد وثيقه آزاد ميکنند٬ برايش پرونده تشکيل ميدهند و پروسه اي از احضار به دادگاه و بازجويي به جريان مي افتد و با اين کار رژيم تلاش ميکند٬ رهبران کارگري را زير فشار و تهديد دائمي دستگيري و زندان قرار دهد و فضاي رعب و وحشت را در ميان کارگران ايجاد کند. بايد در مقابل اين توطئه ايستاد. قبول وثيقه بطور واقعي يعني قبول جرمي است که کارگر يا معلم و يا دانشجويي به آن متهم شده است. نبايد به آن تن داد.

تنها راه مقابله با دستگيري رهبران کارگري اعتراض متحد کارگران است. کارگران نيشکر هفت تپه تنها با اعتصاب قدرتمند خود موفق خواهند شد که قربان حيدري مصر را از زندان آزاد کنند. بلکه مانع ادامه اين تعرضات به رهبران و فعالين کارگري خواهند شد. کارگر جرمي نکرده است که زنداني شود و بعد از آنهم با قيد وثيقه از زندان آزاد شود. بايد دستگيري هر کارگري با عکس العمل سريع و اعتراض شديد ما روبرو شود. بايد خواهان لغو فوري تمامي  پرونده هايي که به جرم شرکت در مبارزات٬ براي کارگران٬ معلمان٬ دانشجويان و فعالين اعتراضي در بخش هاي مختلف جامعه تشکيل شده است٬ بشويم. بايد در برابر احکام زندان و شلاق و تبعيد و غيره ايستاد. بايد با مبارزات گسترده خود آنچنان فشاري بياوريم که  رژيم ناگزير شود فورا و بدون قيد و شرط  کارگران زنداني را از زندان آزاد کند و جرات نکند٬ رهبران کارگري را مورد تهديد و فشار قرار دهد. در مورد کارگران نيشکر هفت تپه نيز همه مساله اينست که نبايد به رژيم فرصت داد. قربان عليپور بايد فورا از زندان آزاد شود. رژيم سعي ميکند آزادي او را به تعويق اندازد٬ کارگران را در مبارزه براي آزادي وي سر بدواند و با اينکار براي خود زمان بخرد و مانع ايجاد تشکل کارگران و متفرق کردن صفوفشان شود. بايد اين توطئه را خنثي کرد.  همچنين اکنون که در کوران اعتراض کارگران کشت و صنعت کارون  قرار داريم، بدون شک رژيم تلاش ميکند٬ قبل از هر چيز رهبران اين حرکت اعتراضي را مورد تهديد و فشار قرار دهد. مجمع عمومي کارگري و حفظ اتحاد کارگران از طريق اين مجامع تنها راه مقابله با هرگونه تهديد و فشار بر رهبران کارگري است. بايد در مقابل چنين فشارهايي هوشيار بود. *