انترناسیونال ۱۹۶

سعید پرتو

نه بمب اتم، نه انرژي هسته اي

آلترناتيو ديگر چيست؟

 

روز دوشنبه٬ محمد البرادعي٬ مدير كل آژانس بين المللي اتمي٬ نگراني خود را از بحران هسته اي در ايران اعلام كرده و خاطر نشان کرد كه گفتگو و توسل به قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل٬ و  نه خشونت و روياروئی، راه حل بيرون آمدن از اين بن بست است. مدت مديدي است كه عباراتي چون بحران هسته اي٬ ساختن بمب اتم٬ استفاده صلح آميز از انرژي اتمي براي توليد الكتريسيته و ديگر استفاده هاي "غير نظامي" و غيره را ميتوان بطور روزمره و به وفور در اخبار رسانه ها و در ميزگردهايشان با "كارشناسان" اين امورشنيد. رژيم اسلامي ادعا ميكند كه هدفش از غني سازي اورانيوم و ساختن راكتورهاي اتمي استفاده "غير نظامي" و "صلح آميز" (صلح آميز و رژيم اسلامي دو كلمه كاملا متناقضند!) از انرژي هسته اي بوده و قصد ساختن بمب اتم و استفاده از آن را ندارد. كشورهاي غربي نيز اين ادعا را باور نداشته و در صدند كه جلوي فعاليتهاي هسته اي رژيم اسلامي را بگيرند. البته شكي در اين نيست كه رژيم اسلامي براي كوبيدن ميخ اسلام سياسي در منطقه و در جهان٬ و براي بيرون آمدن از بن بست داخلي خود كه همانا تهديد سرنگونيش توسط مردم است٬ دست به ساخت بمب اتمي هم ميزند و اگر لازم بداند٬ كه ميداند٬ از آن استفاده  هم خواهد كرد. ٢٨ سال اعدام و قتل عام مخالفين خود گواه بر اين اداعاست. كشورهاي غربي و آمريكا نيز نه از روي دلسوزي براي مردم بيگناهي كه توسط بمبهاي اتمي نسلشان منقرض خواهد شد٬ بلكه بدليل اثبات اتوريته خود در جهان و ناتوانيشان در كنترل فعاليتهاي اتمي رژيم اسلامي در آينده است كه با آن مخالفند وگرنه نشانه هاي اولين استفاده از بمب اتم در دنيا توسط خود آمريكا هنوز بر پوست شهروندان هيروشيما و ناكازاكي عيان است.

دعوا ظاهرا بر سر استفاده "نظامي" و "غير نظامي" از انرژي هسته اي است. مخالفت با استفاده نظامي آن كه بر همگان عيان است و نيازي به استدلال ندارد. ولي بسياري بر اين باورند كه استفاده "غير نظامي" از انرژي هسته اي براي توليد انرژي٬ بعنوان مثال الكتريسيته٬ سودمند و مطلوب بوده و استفاده از آن را ترويج نيز ميكنند. ايده استفاده از انرژي هسته اي متعلق به سالهاي ٥٠ ميباشد٬ زماني كه انرژي هسته اي بعنوان آلترناتيوي جديد در مقابل ذغال سنگ٬ نفت و گاز در توليد الكتريسيته بكار گرفته شد. اولين ذرات الكتريسيته توسط راكتوري در ايالت آيداهو٬ آمريكا در دسامبر ١٩٥٩ توليد شد. ولي اكنون پس از گذشت نزديك به نيم قرن از اولين استفاده از انرژي هسته اي٬ شاهد آن هستيم كه  فقط ١٦ درصد از الكتريسيته در جهان توسط راكتورهاي اتمي توليد ميشود و اين در حالي است كه زيان استفاده از انرژي هسته اي بسيار بسيار بيشتر از منفعت آن بوده و باعث آلودگي دائمي محيط زيست و محيط زندگي بشر و از بين رفتن هر دو ميشود.

پلوتونيوم ماده ايست كه هم بعنوان سوخت راكتورهاي اتمي براي توليد انرژي و هم در ساخت بمب اتم از آن استفاده ميشود. ٨ كيلوگرم پلوتونيوم كافي است تا بتوان بمب اتميي مانند بمبي كه در ناكازاكي ژاپن توسط آمريكا استفاده شد درست كرد. اين در حالي است كه فقط در سال ٢٠٠٠ معادل ٣١٠ تن پلوتونيوم٬ كه معادل ٣٤٠٠٠ بمب اتمي است٬ توليد شده است. استخراج٬ تصفيه و غني سازي  اورانيوم و توليد پلوتونيوم راديواكتيوهايي توليد خواهد كرد كه تمامي محيط  خود٬ از زمينهاي اطراف گرفته تا منابع آبهاي زيرزميني٬ كشتزارهاي اطراف٬ كارخانه محل توليد و ابزارآلات آن و بطور كلي تمامي اكوسيستم انساني را آلوده خواهد كرد. برخي از اين راديواكتيوها عمر بسيار طولاني داشته و تا صدها هزار سال پس از توليد نيز تجزيه نشده و از بين نخواهند رفت. بعنوان مثال ٢٤ هزار سال طول خواهد كشيد تا پلوتونيوم ٢٣٩ (نوعي از پلوتونيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي) از بين برود. اين به اين معناست كه تا ٢٤٠٠٠ سال اين پلوتونيوم پر خطر و زيان آور براي بشر و محيط زيستش باقي خواهد ماند. حمل و نقل زائده هاي راكتورهاي اتمي نيز پر مخاطره و بسيار خطرناك مي باشد. تا به امروز  نيزدانشمندان و محققين انرژي هسته اي٬ راه بي خطر٬ مطمئن و سالمي را كه به محيط زيست و بشر صدمه وارد نياورد  پيدا نكرده اند.  تا كنون كشورهاي استفاده كننده انرژي اتمي اين زباله هاى اتمي را در طبيعت٬ كوهپايه ها و اعماق زمين و رودخانه هاي كشورهاي فقير آفريقايي و آسيايى در قبال رشوه به سران اين كشورها و به قيمت جان شهروندانشان٬ ريخته اند. اين زيانها و آلودگيها٬ جدا از درصد بالاي حادثه ها و واقعه هاي ناگوار در اين راكتورهاي اتمي است. حادثه سال ١٩٨٦ در چرنوبل روسيه فقط یک نمونه از اين قبيل حوادث است.

در دنياي كنوني٬ با كشفيات جديد در مورد انرژيهاي آلترناتيو، منابع تجديد شدني انرژي با استفاده از طبيعت موجود (Renewable Sources) ديگر نيازي به استفاده از انرژي هسته اي و نيروگاههاي اتمي نيست. منابع آلترناتيو انرژي بسيار زيادي كشف شده اند از جمله بيوانرژي٬ انرژي خورشيدي٬ انرژي هيدروژني٬ بادي٬ جزرو مدي٬ و انرژي حرارتي. اينها فقط ليست اين منابع هستند كه توضيح در مورد آنها در حوصله اين مقاله نبوده و آنرا به زمان ديگري موكول ميكنم. اينها انرژي موجود در طبيعت بوده كه بدون و يا با كمترين آسيب به محيط زيست و زندگي بشر هم اكنون قابل استفاده اند. دليل بكار گرفته نشدن اين منابع انرژي سيستم سرمايه داري مبتني بر سود است. زيرا مادام كه نيروگاههاي اتمي كار كرده و به قيمت زيان فراوان براي كره زمين و ساكنانش٬ سود آور هستند٬ و مادام كه كشفيات و بكار گيري منابع جديد، هزينه دربر خواهد داشت٬ اين مالكان جان و زندگي مردم بي توجه به عواقب استفاده از انرژي هسته اي٬ براي توليد هر چه بيشتر پول و ثروت٬ محيط زيست و انسانها را به هر فاجعه اي خواهند كشاند. در همين حال، در نزد اين سرمايه داران برخورداري از امكانات ساختن بمب اتم و در كلوپ صاحبان بمب اتم بودن مترادف است با ابرقدرت بودن و حرف آخر را زدن و سهم بيشتري از جهان داشتن.

 بي خطر و امن بودن انرژيهاي آلترناتيو براي بشر و محيط زيست ثابت شده است در حاليكه بر عكس٬ با خطر و زيان آور بودن انرژي هسته اي براي بشر و محيط زيست نيز كاملا ثابت شده است. پس چرا بايد انرژي و نيرو را صرف ساخت نيروگاههاي اتمي كنيم و به انرژي هسته اي روي بياوريم؟

با توجه به عوارض گفته شده در بالا٬ مي بايستي بجاي روي آوردن و نيرو گذاردن روي انرژي هسته اي استفاده از آن را ممنوع كرده و در عوض تحقيقات روي منابع طبيعي انرژي را شروع كرده  و استفاده از آن را ترويج كرد. همچنين با ممنوع كردن استفاده از انرژي هسته اي٬ چه نظامي و "غير صلح آميز" آن براي ساختن بمب اتم٬ و چه غير نظامي و "صلح آميز" آن براي توليد انرژي٬ ميتوان هر گونه ابتكار عمل را از رژيمهاي جنايتكاري چون رژيم اسلامي براي ساختن بمب اتم٬ و همينطور از تمامي كشورهاي داراي امكانات ساخت بمب اتم گرفته و از قتل عام انسانهاي بيگناه جلوگيري كرد. در همين حال نيز ميتوان از محيط زيست٬ محيط انساني و بشريت حفاظت كرده و از طبيعت براي توليد انرژي استفاده كرد. به اميد اينكه در جمهوري سوسياليستي ايران پس از رژيم اسلامي، هر گونه "استفاده" و سو استفاده از انرژي هسته اي را به مثابه تلاشهای غیر انسانی نظامهای سرمایه داری، به موضوعاتی مورد بحث در کتابهای تاریخ بسپاریم! *