|
انترناسيونال ۱۹۹
اميد رهايي
بنزين، جنبش سرنگوني طلبي را
شعله ورتر كرد!
نشانه هاي ديگري از زوال حاكميت
اسلامي
بالاخره پس از ماهها اين دست و
آن دست كردن مسئولين در باره موضوع سهميه بندي، بنزين سهميه بندي شد . اين
موضوع با توجه به اهميت آن در سرنوشت ميليونها انساني كه در جامعه تحت حاكميت
اسلام سياسي نه زندگي بلكه در نكبت و جهنم روزگار سپري ميكنند، قابل تعمق
ميباشد. ساعاتي چند از انتشار خبر نگذشته بود و هنوز اولين گفتگو هاي خبري
حاکمين منحوس اسلامي در ميان مردم خشمگين دهن به دهن ميگشت كه اخبار حمله
جوانان و مردم خشمگين به پمپ بنزين ها در شهر هاي مختلف سر تيتر رسانه هاي
خبري جهان شد. در اين نوشته كوتاه به اين اتفاق، از اين زاويه نگريسته
نميشود كه در اين اعتراضات، مردم و جوانان بصورت پراكنده به اين تحرك سازمان
يافته نظام جمهوري اسلامي به سطح معيشت شان جواب دادند بلكه از اين منظر به
موضوع ميپردازيم كه جامعه ايران در بطن يك كشمكش آشكار اجتماعي، در متن
پيشروي جنبش سرنگوني طلبي به استقبال چنين واقعه اي رفت و چگونه با اولين شعله
هاي خشم مردم، اعوان و انصار مرتبط با موضوع بنزين در رژيم اسلامي، با دست
پاچگي دست به توجيه سياست ضد مردمي سهميه بندي بنزين پرداختند. از اين رو
مسئله را بايد در رابطه مستقيم با شرايطي بررسي كرد كه دقيقا پاشنه آشيل
رژيم است، يعني مردمي كه در كمين اش نشسته اند و بدنبال فرصتي براي بزير كشيدن
اش هستند.
و اما در چنين شرايطي كه به
شهادت آنچه در روزنامه هاي مختلف و مجاز و از زبان مسئولين مختلف نظام آورده
شده است، يعني اعتراف به وجود شرايط بحراني در جامعه، چرا نظام به استقبال
اين ريسك بزرگ ميرود؟ اين جاي تعمق بسياري است. اين شرايط را ميتوان در چند
جمله چنين خلاصه كرد :
حاكميت سياه اسلامي قادر به
اداره كردن جامعه نيست و مستاصل و در مانده شده است. اكثريت مردم ديگر نه
تنها اين رژيم را قبول ندارند، بلكه براي نابودي آن و به زير كشيده شدنش لحظه
شماري ميكنند. بحران اقتصادي، اجتماعي و سياسي، چه داخلي و چه بين المللي،
سرتا پاي رژيم و نظام اسلامي را گرفته و حتي بنا به گفته هاي برخي عناصر داخلي
نظام مشكلات هر روز عميق تر ميشود. و در يك كلام و به قول منصور حكمت:
"جامعه در پله آخر ايستاده است". آري پله آخر! خوب، اگر اينطور است كه صد در
صد هست، چرا رژيم به اين ريسك دست ميزند؟ در حالي كه عواقب آن به قول وزير
كشور دولت جلادان اسلامي، برايشان قابل پيش بيني نيز بوده است. و حتي انتظار
اعتراضات شديدي نيز برايشان قابل تصور بود. ( نقل از روزنامه شرق روز پنجشنبه ۷
تير ماه)
يكي از علتهاي مهمي که به عنوان
دليل براي سهميه بندي بنزين مطرح ميشود، سياست تحريم اقتصادي از طرف غرب در
قبال سياستهاي هسته اي رژيم ميباشد. اين اولين علائم اعمال فشار حکومت اسلامي
سرمايه در فرداي تحريمهاي بيشتر سرمايه داري غرب عليه ايران است. تحريمهائي كه
جز تحميل فقر و فاقه هر چه بيشتر به كارگران و مردم زحمتكش و حقوق بگيران
جامعه، نتيجه ديگري براي مردم بهمراه ندارد.
اتفاقاتي كه در مجلس و دولت رژيم
در دو روز بعدي اعلام سهميه بندي بنزين يعني روزهاي سه شنبه و چهارشنبه اتفاق
افتاد، كاملا نشان از سر در گمي اين دو بخش مهم نظام سياه جمهوري اسلامي در
برخورد به اين معضل بزرگ و يا بقول سر مقاله نويس روزنامه دوم خردادي شرق،
سعيد ليلاز، "درد ناكترين جراحي اقتصادي – اجتماعي تاريخ معاصر ايران" داشت. سر
در گمي هنوز عبارت مناسبي براي اتفاقات و تصميمات مجلس و دولت نيست. شايد بهتر
است بگوييم اين اتفاقات و تصميمات از سر استيصال هستند. در روز چهار شنبه
كشمكش داخل مجلس اين را به عيان نشان داد. تعدادي از نمايندگان، که از شب قبل
طرح سه فوريتي (كه نشان از ترس و واهمه آنان از آينده سياسي شان بود) خودشان
را آماده كرده بودند ارائه دادند، با اين اميد كه فرجي حاصل شود و هم
حکومتيهاشان از خر شيطان پياده شوند و باصطلاح از اين اقدام خطرناك صرفنظر
كنند. ولي چه باك كه اختيارداران مجلس اسلامي يعني روساي منصوب شده رهبر تصميم
خود را گرفته اند و گوششان به اين حرفها بدهكار نيست. روسا با عجله و با اعلام
تعطيلات تابستاني پيش از موعد مقرر سالانه سراسيمگي خودشان را بنمايش گذاشتند
و با تهديد وزير كشور دولتشان كه "مسئوليت حفظ نظم در هر شكلي بعهده وزارت
كشور است" نشان دادند كه در برابر هر احتمالي، نه از سر درايت سياسي بورژوا
ئي، بلكه از سر استيصال و درماندگي در برابر بحران لاعلاج نظام سرمايه داري در
حال زوال جامعه ايران است كه دست به چنين اقدامي عليه مردم ميزنند.
و اما مردم با اعتراضات خودشان
دريك هفته گذشته، نشان دادند كه در برابر حركت ضد انساني حاكميت اسلامي
سرمايه داران ساكت ننشسته و به اعتراض خود ادامه خواهند داد. اعتراض بحق مردم
به يورش رژيم به سطح معيشت و زندگي فقيرانه شان، جواب دندان شكن و نشان از
پتانسيل بالائي است كه در جنبش اجتماعي و انقلاب در راه ايران وجود دارد. در
اين راه، جنبش سرنگوني طلبي با تلاش فعالين حزب و رهبري حزب كمونيست كارگري
ايران، كه براي سازماندهي و رهبري انقلاب مردم كمر همت بسته است، گامهاي آتي
را محكمتر برخواهد داشت. اين رژيم رفتني است. اين رژيم با انقلاب مردم ميتواند
و بايد سرنگون شود. امكانپذيري جايگزيني رژيم اسلامي با قدرت سياسي مردم به
رهبري حزب را كنگره ششم ما نشان داده است.
زنده باد انقلاب* |