عجیب ترین جای دنیا!

مصطفی صابر

 

جامعه ایران عجیب ترین جای دنیاست. مدرنترین عناصر جامعه حاضر در کنار عتیق ترین، وحشی ترین و قسی القلب ترین پس مانده های تاریخ در تقابلی هر روزه و تعطیل ناپذیر قرار دارند. در یک گوشه تهران مراسم اعدام و ارعاب حکومتی به شیوه سلاطین عهد بربریت برپا میشود تا دخترکان خردسال هم درس وحشت و اطاعت بگیرند، در گوشه دیگر همین تهران صدها نفر ساعت 2 بامداد در برابر کتابفروشی صف می بندند تا جلد هفت مجموعه "هری پاتر" را به زبان انگلیسی و همزمان با بقیه جهان دریافت دارند! در یک گوشه کشور عوامل حکومتی مردی نگون بخت را که سالها با زنی زندگی کرده و صاحب دو فرزند هم هستند به جرم "زنا" وحشیانه سنگسار میکنند و با بلوک مغزش را میشکافند، در گوشه دیگری از همین مملکت اهل قلم سر قبر شاعر ملی شان جمع میشوند و دانشجویان انترناسیونال (سرود اتحاد کارگران جهان) را میخوانند! حکومت اعلان جنگ رسمی به همه دختران و پسران داده و هرروز دارد به بهانه حجاب و رنگ و مدل مو به آنها حمله میکند تا مگر به فرهنگ عقب مانده شرقی و اسلامی و به حکومت آن تمکین کنند، از آنطرف صدها جوان در کرج یک کنسرت زیر زمینی راک که به شیوه جوانهای اروپا و آمریکا ترتیب داده شده دستگیر میشوند!  در این مملکت عجایب نباید خیلی تعجب کرد اگر جوان محکوم به اعدام تا لحظه آخر به دژخیمان، به تماشاچیان مبهوت و مسخ شده و به دوربین لبخند میزند و دست تکان میدهد. او مرگ را به ریشخند میگرد تا حکومت را که با اعدام زنده است به ریشخند گرفته باشد.

 

این عجیب ترین جای دنیا فی الواقع چندان هم عجیب نیست. تنها انعکاس صریح و بی پرده اوضاع دنیای وحشی معاصر است. دنیای بعد از جنگ سرد، دنیای بعد از یازده سپتامبر. دنیای جدال بوش و بن لادن و بلر و پوتین و شارون و ملاعمر و خامنه ای، دنیای سرمایه داری جهانی و تناقضاتش. دنیای عروج مذهب و ناسیونالیسم و جنگ قدرت تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی برای گرفتن سهم بیشتر. دنیای حمله  کلانتر سرمایه داری جهانی به عراق  و تظاهرات دهها میلیونی مردم جهان علیه آن.  دنیای جدال بشریت مدرن و آزادیخواه با مناسبات سرمایه داری که برای بقاء خود از سنگسار و بلوک سیمانی و بمب انتحاری تا وسیعترین لشکرکشی ها و تهدید بمب اتم و حمله به هرگونه حق و حقوق فردی و مدنی بدست آمده، همه را به خدمت گرفته است. در واقع این مملکت عجیب دارد آینده دنیا را نشان میدهد و دنیا هم دارد پیامش را دریافت میکند.  اگر بچه های دنیای امروز همه یک قصه میخوانند، باید انتظار داشت که دانش آموزان یک مدرسه در آلمان به اعدام ها در ایران اعتراض کنند. اگر جوانهای دنیا به موسیقی مشترکی گوش میدهند باید انتظار داشت که خبر دستگیری جوانها در کنسرت کرج وسیعا مورد توجه قرار گیرد.  باید انتظار داشت تا در مقابل حمله رژیم اسلامی به فعالین کارگری و اصولا هرکسی که حقی طلب میکند، تظاهرات جهانی برای آزادی فعالین کارگری در ایران برپا شود. باید انتظار داشت که لبخند و دست تکان دادن مجید کاووسی برپای چوبه دار همه را (و نه فقط در ایران) به فکر فروبرد.

و این تازه شروع یک وضعیت تازه است: انقلاب در ایران بطور روشنی ابعادی جهانی می یابد.

 

وقتی در سال 57 خمینی به حمایت غرب بر سرکار آورده شد تا کار شاه (متحد قبلی غرب) را تمام کند و طی خونین ترین جنایات دهه های اخیر انقلاب مردم و کارگران را شکست دهد، کمتر کسی فکر میکرد که انقلاب در ایران بار دیگر و اینبار به ناگزیر با ابعادی جهانی قد علم خواهد کرد.  جالب اینجاست که ضد انقلاب در ایران (یعنی اسلام سیاسی)  در دنیای پس از جنگ سرد و 11 سپتامبر و جنگ قدرت میلیتاریسم غرب و تروریسم اسلامی،  به یک فاکتور جهانی تبدیل شد. و درست همین مکانیسم جهانی شدن ضد انقلاب در ایران در همانحال به انقلاب علیه جمهوری اسلامی ابعادی جهانی میبخشد. هرچقدر که جمهوری اسلامی میکوشد با رجعت به سیاست های خمینی و رجز خوانیهای پان اسلامیستی و چرخاندن ذالفقار علی خود را بعنوان یک قدرت منطقه ای و جهانی مطرح و به این اعتبار حفظ کند، هر اندازه که آمریکا بکوشد برای توجیه میلیتاریسم خود دشمن جهانی بتراشد و جمهوری اسلامی را در راس شیاطین قرار دهد، بهمان درجه مبارزه مردم  ایران برای رهایی از شر جمهوری اسلامی ابعادی جهانی می یابد. اگر ضد انقلاب نیروی جهانی اش را به کار گرفته است، انقلاب هم به جستجوی متحدینش در جهان برمی خیزد. اعتراضاتی که هم اکنون در سطح جهان علیه موج اخیر اعدام ها و بگیر ببندهای جمهوری اسلامی شکل میگیرد، تنها نشانه های حمایت بمراتب وسیعتر بعدی مردم آزادیخواه جهان از انقلاب کارگران و مردم ایران است. ما تحلیلا بارها تاکید کرده بودیم که این انقلاب برای پیروزی خود نیاز به این حمایت جهانی دارد، اکنون خود عمل اجتماعی بهمانسو میرود. جمهوری اسلامی رفتنی است، اما به نظر میرسد خیلی چرک و کثافات را هم نه فقط در ایران که در جهان با خود میبرد. چه خوب.  و ما باید تضمین کنیم چنین میشود!

6 آگوست 2007