|
انترناسیونال
۱۸۶
مصاحبه با کاظم نیکخواه
در باره قطعنامه در مورد
شکست سیاسی دولت احمدی نژاد و
بحران جمهوری اسلامی
در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۷( ٨ فروردین
١٣٨٦)، دفتر سیاسی حزب کمونیست
کارگری قطعنامه در مورد شکست
سیاسی دولت احمدی نژاد و بحران
جمهوری اسلامی را تصویب کرد. در
این شماره برای توضیح جوانب مختلف
این قطعنامه با کاظم نیکخواه عضو
دفتر سیاسی حزب گفتگویی داریم.
انترناسیونال
انترناسیونال: زمینه و علت صدور
این قطعنامه در شرایط حاضر چیست؟
کاظم نیکخواه: یك تحول مهم در این
فاصله یك سال و نیم گذشته تا كنون
صورت گرفت كه این قطعنامه میخواهد
آنرا جلوی چشم بگذارد و از آن
نتایجی بگیرد: و آن این بود كه
جمهوری اسلامی "بهترین مردان
عملش" را جلو صحنه آورد و در راس
قوای اجرایی گذاشت تا جامعه را
مرعوب و منكوب كند و كارگران و
مردم را به تمكین و سكوت بكشاند و
خیلی زود از دست همان كارگران و
مردم در عملی كردن اهدافش شكست
خورد· و مردم هم وسیعا این حقیقت
را میدانند· برای اینكه كسی
بخواهد بفهمد چه اتفاق مهمی در
این فاصله یكی دو ساله افتاد،
باید فضای بعد از روی كار آمدن
احمدی نژاد را بیاد بیاورد كه
تحلیل بسیاری از به اصطلاح صاحب
نظران و مفسران و سیاسیون راست و
حتی چپ این بود كه جمهوری اسلامی
این بار آمده است كه حمام خون راه
بیندازد· باید خودرا جمع كنیم و
غیره· در واقع هم جمهوری اسلامی
شكنجه گران و تیر خلاص زنها و
اعدام كنندگان زندانیان سیاسی و
سازماندهندگان قتلهای زنجیره ای و
سازمان دهندگان ترورمخالفین در
خارج و در داخل و خلاصه زبده ترین
جلادانش را به راس حكومت كشید و
با مردم اعلام جنگ كرد· "بسیج"
و"سپاه پاسداران" و باندهای حزب
اللهی و قمه كشان با روی كار آمدن
اینها عملا وارد حكومت شدند· و
عملا هم طی این مدت كم جنایت
نكردند· وزرا و دست اندر كاران و
گردانندگان این حكومت كسانی هستند
كه بیرحمی، شقاوت، اسلامیت، و
پایبندی مطلق به ارتجاع اسلامی و
گوش بفرمان رهبر بودنشان را در
عمل اثبات كرده بودند· اینها
اكثرا با كارنامه ای "درخشان" از
ترور و شكنجه و احكام اعدام و
مطیع بودن به فرامین ولی فقیه
ارتقا پیدا كردند و بقول معروف از
سربازی به سرداری رسیده اند· مثل
سرباز شطرنجی كه انقدر جلو میرود
تا وزیر میشود! اینها "شایستگی"
خودرا در عمل بطور شخصی و مستقیم
نشان داده بودند·
حرف من این نیست كه تركیب
گردانندگان حكومت اسلامی در دوره
های دیگر از جنس اساسا متفاوتی
بوده است· یا اینها از بقیه بد
ترند· همه شان ماهیتشان یكیست·
كارنامه همه شان بوی خون میدهد·
كسی نمیتواند مهره ای از جمهوری
اسلامی باشد و مرتجع و جنایت كار
نباشد· اما روی كار آمدن احمدی
نژاد و شركا میتوان گفت معادل روی
كار آمدن نظامیان است· حتی از آن
هم بیشتر· روی كار آمدن جوخه های
ترور و نظامیان است· اینها یك بخش
معینی از جمهوری اسلامی هستند كه
رسما و عملا سالهای سال جزئی از
دستگاه نظامی و سركوب حكومت بوده
اند· همیشه سرشان به سپاه
پاسداران و قوه قضائیه و وزارت
اطلاعات و بسیج و باندهای ترور
حكومت بند بوده است· مردم هم
اینها را با همین چهره میشناختند
و میشناسند· و جمهوری اسلامی با
روی كار آوردن اینها پیام معینی
را میخواست به جامعه بدهد·
یك نكته دیگر را هم باید توجه كرد
كه احمدی نژاد آشكارا توسط
بالاترین مقامات حكومت و مشخصا
خود خامنه ای از صندوق بیرون
كشیده شد و گرنه در میان رقبای
شناخته شده تر و قدرتمند تر
حكومتیش شانسی برای پیروزی در
انتخابات كذایی جمهوری اسلامی را
نداشت· انچه میخواهم نتیجه بگیرم
اینست كه جمهوری اسلامی آشكارا با
نقشه ای حساب شده این دولت را سر
كار آورد و آن به رعب و سكون و
سكوت كشیدن جامعه و مردم از طریق
حاكم كردن حكومت وحشت و تروردر
سراسر جامعه بود· خود احمدی نژاد
این سیاست را تحت عنوان "بازگشت
به خط امام" اعلام كرد· این یعنی
اعلان جنگ با مردم· مردمی كه هم
"خط امام" را با كارنامه ای مملو
از جنایت و خون میشناختند و هم
چهره های شاخص این حكومت نظیر
مصطفی پور محمدی، محسنی اژه ای،
صفار هرندی، كریمی راد و خود
احمدی نژاد و بقیه كه هركدام در
این حكومت یك لاجوردی بوده اند·
حزب كمونیست كارگری از همان ابتدا
بدون تردید اعلام كرد كه در توازن
قوای موجود میان مردم و حكومت
اسلامی، این سیاست محكوم به شكست
است· آیا آنچه شاهدیم چیزی جز این
را نشان میدهد؟
فكر نمیكنم كسی كه اندك اطلاعی از
درون جامعه ایران داشته باشد
بتواند انكار كند كه امروز ایران
یكی از پرالتهاب ترین جوامع دنیای
كنونی است· بیشترین اعتصابات
كارگری را ما در همین یك سال شاهد
بوده ایم· بعضا در یك روز چندین
اعتصاب و تجمع و راهپیمایی كارگری
صورت میگیرد· اعتراضات گسترده
دانشجویان، مردم تحت ستم، زنان و
معلمان و بخشهای مختلف مردم در
همین یك سال و نیم گذشته به جریان
افتاده· بویژه همانطور كه این
قطعنامه اعلام میكند كارگران در
شكستن فضای اختناق نقش اصلی را
داشته اند· با وجود اینكه
خواستهایی كه كارگران طرح كرده
اند عمدتا حول خواستهای صنفی شان
بوده، اما نفس در میدان بودنشان،
اعتصابات مداومشان، اتحادشان،
شیوه های رادیكال مبارزه شان
سیاست اختناق را زمین گیر كرده
است· از نمونه های برجسته
اعتراضات البته به تظاهراتهای
دانشجویی در ١٦ آذر سال گذشته و
همچنین به هم زدن سخنرانی احمدی
نژاد در دانشگاه امیر كبیر و آتش
زدن عكس او در مقابل چشمانش در ٢٠
آذر نمیتوان اشاره نكرد· جالب است
كه دژخیمی كه آمده است تا جامعه
را به صلابه بكشد در برابر
اعتراضات و شعار دادنهای
دانشجویان به مظلوم نمایی افتاده
بود و به دانشجویانی كه شعار
میدادند میگفت اجازه ندارید تحت
عنوان آزادی، جلوی آزادی بیان مرا
بگیرید و علیه من دیكتاتوری اعمال
كنید! این قطعنامه میخواهد بگوید
جمهوری اسلامی از دست مردم یك
شكست سیاسی خورد و این مهم است كه
بخشهای مختلف كارگران و دانشجویان
و مردم هم میدانند كه خودشان با
مبارزاتشان سیاست اختناق جمهوری
اسلامی را عقب رانده اند· این عقب
راندن حكومت را دیگرهیچ كس
نمیتواند ریاكارانه مثل شكست دوم
خرداد به حساب این یا آن جناح
حكومت بگذارد· اعتصاب و اعتراض و
تظاهرات و امثال اینها جانیان
اسلامی را وادار كرده كه سناریوی
بازگشت به خط امامشان را بایگانی
كنند و دولتشان را "دولت مهرورزی"
بخوانند كه همین هم وبال گردنشان
شده است·
انترناسیونال: قطعنامه در بند
اولش از شکست سیاست ارعاب و سرکوب
حکومت اسلامی صحبت میکند. آیا این
به معنای این است که حکومت اسلامی
دیگر امکان سرکوب ندارد؟
کاظم نیکخواه: نه طبعا بحث این
نیست· جمهوری اسلامی یك روز هم
نمیتواند بدون سركوب و دیكتاتوری
خشن و عریان به حیاتش ادامه دهد·
در این قطعنامه از شكست سیاست
ارعاب و خفه كردن صدای اعتراض و
انتقاد در جامعه صحبت میشود·
ببینید اگر بخواهم خیلی خلاصه
بیان كنم جنگی در جامعه میان مردم
و جمهوری اسلامی در جریان است·
جمهوری اسلامی میخواست این جنگ را
با یك تهاجم به نفع خود تمام كند
اما نتوانست· و نه فقط نتوانست
بلكه در این جنگ وكشاكش در همین
یك سال گذشته تاكنون توازن آشكارا
به نفع مردم تغییر كرده است·
بگذارید مثالی بزنم تا مساله روشن
تر شود· یك نمونه برجسته كه در یك
سال گذشته داشتیم اعتصاب و مبارزه
كارگران شركت واحد بود· این
اعتصاب با توحش سركوب شد· بیش از
هزار نفر از رانندگان با خشونت
دستگیر شدند و به زندان انداخته
شدند· تعداد زیادی اخراج شدند و
فشارهای زیادی به كارگران و
خانواده های كارگری آمد كه همه از
آن خبر دارند· اما با وجود همه
این توحش و سركوب، میشود كاملا با
فاكت نشان داد كه جمهوری اسلامی
از نظر سیاسی در این تهاجم یك
شكست سیاسی جدی خورد· این مبارزه
و كل كارزاری كه در ایران و در
سطح جهان به حمایت از كارگران
واحد به جریان افتاد، كارگر را به
وسط صحنه سیاسی جامعه آورد· توجه
دنیا به نحو بیسابقه ای به
مبارزات و اعتراضات كارگران در
ایران جلب شد· چهره های كارگری با
اسم و رسم با صدها رسانه در ایران
و در سطح بین المللی صحبت كردند و
حرفهایشان را زدند· سمپاتی و
حمایت وسیعی چه در ایران و چه در
خارج ایران از كارگران واحد به
ظهور رسید· جمهوری اسلامی در
انظار مردم ایران و جهان منفور تر
شد و بسیاری جنبه های دیگر· این
نمونه را اشاره كردم كه بگویم حتی
در موردی كه ظاهرا كارگران شكست
خورده اند، مساله به این سادگیها
نیست و فضای مبارزه و روحیه
مبارزاتی كارگران و مردم بدنبال
آن بالا تر رفته است· شعارها
رادیكال تر شده· و كارگر شركت
واحد به سمبلی از مبارزه تبدیل
شده·
انترناسیونال: میگویید که تحقق
تمام سناریوهای بورژوایی بند و
بست یا تغییر رژیم از بالای سر
مردم و علیه مردم با مشکل جدي
مواجه شده است. دلایل این ادعا چه
ها هستند؟
کاظم نیکخواه: دلایلش یا بهتر است
بگویم شاهدش خود واقعیت جامعه
ایران است· سناریوهایی نظیر رژیم
چنج و كودتا و رفراندوم تحت حكومت
اسلامی و امثال اینها بنظر من
هیچوقت شانس موفقیت چندانی در
ایران نداشته است· صرف سیاسی بودن
و رادیكال بودن مردم، و بویژه
وجود جریان كمونیست رادیكال و
روشنی مثل حزب كمونیست كارگری، و
بسیاری فاكتورهای سیاسی دیگر شانس
چندانی برای این نوع سناریوها كه
اساسش بر جابجایی قدرت از بالای
سر مردم و علیه مردم است، نمیدهد·
انچه امروز شاهدیم اینست كه
بورژوازی یعنی كل طبقه سرمایه
داری كه در تعیین نظام سیاسی و
اقتصادی در ایران دخیل است، با
وضعیت دشواری روبروست· اگر فرض
كنیم این موضع حزب كه در قطعنامه
آمده درست باشد كه هست معنایش
اینست كه جمهوری اسلامی دیگر قدرت
به ارعاب كشیدن جامعه و به سكوت
كشیدن مردم معترض را ندارد· خب
این یعنی اینكه با ادامه حاكمیت
جمهوری اسلامی مبارزات كارگران و
مردم برای دستیابی به زندگی ای
انسانی ادامه پیدا میكند و گسترده
تر میشود· تداوم مبارزات و
اعتراضات همانطور كه تا همین الان
هم خودرا نشان داده، میدان را
برای رشد و گسترش جنبش چپ و
سوسیالیستی فراهم میكند· و این
یعنی رفتن تحولات به جایی كه برای
بورژوازی امكان زیادی برای
برگرداندن جامعه به مسیر سرمایه
داری و تازه آنهم سرمایه داری كار
ارزان و كارگر خاموش وجود ندارد·
ادامه اوضاع موجود و وجود و نقش
فعال حزب كمونیست كارگری این جهت
گیری را بسیار محتمل میكند· برای
تغییر این مسیر طبقه حاكم فرصت
زیادی ندارد· و برگ برنده زیادی
هم در دست ندارد· نه میتواند وجود
جمهوری اسلامی و گسترش مبارزات و
رادیكالیسم گسترده و خطر انقلاب
مردم برای دستیابی به رفاه و
آزادی را تحمل كند و نه میتواند
خودش حكومت را كنار بزند و در عین
حال به نحوی كنار بزند كه مردم هم
تكان نخورند· این معضل و مشكل جدی
ای است كه برای كل بورژوازی وجود
دارد· با یك محاسبه ساده میتوان
فكر كرد كه در اوضاع ملتهب كنونی
ایران هرتكان سیاسی ای مردم را
وسیعا به خیابانها میكشاند· بر
متن این اوضاع و بحرانی كه كل
جبهه بورژوازی بین المللی با آن
مواجه است (كه اینجا فرصت پرداختن
به آن نیست) این سوال را از خود
بكنید كه مثلا كدام سناریوی
بورژوایی تغییر اوضاع سیاسی شانس
جا بازكردن در جامعه را دارد؟
"رژیم چنج"؟ رفراندم تحت حاكمیت
جمهوری اسلامی؟ بازگشت سلطنت؟
حكومت فدرالی و قومی نظیر عراق؟
یا كودتای نظامی و امثال آن؟ در
همین یكی دوسال اخیر همه این
راهها به حاشیه رانده شد بطوری كه
حتی بحث جدی ای هم در حول و حوش
آن جریان ندارد· هم این سناریو ها
به نوعی شوخی تبدیل شده اند، هم
مدافعینش به محاق رفته اند·
تاكید كنم كه تمام این معضلاتی را
كه برای كمپ بورژوازی اشاره میكنم
با فرض حضور جریان جدی و روشن و
مصممی مثل حزب كمونیست كارگری است
كه فعالانه دارد راه به میدان
كشیدن كارگران و مردم برای انقلاب
علیه جمهوری اسلامی و برپایی یك
جامعه انسانی و سوسیالیستی را
دنبال میكند و این هوشیاری را
دارد كه توطئه هایی كه برای تغییر
مسیر جامعه صورت میگیرد را افشا
كند و با آنها مقابله كند· منظورم
اینست كه بحث بر سر یك رویداد
جبری و خوش خیالانه نیست· بحث بر
سر روندی عینی است كه مستقل از
رویدادهای بعدی تا همین الان
اتفاق افتاده است· و این روند
عملا تا حد زیادی زیر پای
آلترناتیوهای بورژوایی را خالی
كرده است·
انترناسیونال: قطعنامه ادعا میکند
که جنبش سرنگونی طلبانه در ایران
روزبروز بیشتر به چپ میچرخد و به
شعارها و نقد و اعتراض سوسیالیستی
به وضعیت موجود روی می آورد. اولا
کدام شاخصها در مبارزات روزمره
مردم این ادعا را ثابت میکند؟
ثانیا ملزومات بدست گرفتن رهبری
جنبش سرنگونی طلبانه توسط چپ و
کمونیسم چه ها هستند؟ این ملزومات
تا چه حد آماده شده اند؟ چه باید
کرد تا شانس رهبری جنبش سرنگونی
طلبانه توسط کمونیستها بالاتر
برود؟
کاظم نیکخواه: اگر بخواهم خیلی
كوتاه بیان كنم به نمونه های
بسیاری میشود اشاره كرد كه شاخص
به چپ چرخیدن جنبش سرنگونی و حق
طلبانه مردم است· شعارها و
خواستهای رادیكال و چپ دانشجویان،
زنان، كارگران و معلمان كه در
تجمعات مختلف بیان میشود دارد این
را نشان میدهد· برجسته شدن
روزهایی مثل هشت مارس و اول مه در
ایران دارد این را تاكید میكند·
به میدان آمدن كارگران و بالا
گرفتن موضوع حق تشكل و حق اعتصاب
و امثال اینها دارد این را نشان
میدهد· جلو آمدن شخصیتها و چهره
های سیاسی ای كه با چپ تداعی
میشوند دارد همین را نشان میدهد·
خود همین واقعیت كه جنبش اعتراضی
دارد هرروز گسترده تر میشود اما
"قهرمانان" و چهره های راست و ملی
اسلامی و سلطنت طلب بهمراه
سازمانهای سیاسی شان دارند هرروز
بیشتر به فراموشی سپرده میشوند
خود شاخصی بر یك چرخش در فضای
سیاسی جامعه است كه ویژگی آن سمت
گیری به سوی تحول چپ و رادیكال
است· در این زمینه میشود بسیار
سخن گفت· ملزومات بدست گرفتن
رهبری جنبش سرنگونی طلبانه توسط
چپ و كمونیسم و مشخصا حزب كمونیست
كارگری هم ادامه هرچه روشن تر
همین روند است· كل این تحولاتی كه
داریم به آن اشاره میكنیم بدون
حضور فعال حزب كمونیست كارگری
قابل تصور نیست· حزب یك فاكتور
مهم تحول رادیكال اوضاع در ایران
است· و اگر بخواهد این روند به
جایی برسد كه رهبری بلامنازع جنبش
سرنگونی بر آن تامین شود و تا
انقلاب مردم برای به زیر كشیدن
جمهوری اسلامی به پیش رود، این
حزب باید وسیعا در دسترس مردم
باشد· باید بتواند صدای خودرا به
نحو گسترده تری به گوش همه مردم
برساند· باید بتواند با عمل و
تبلیغات و اعتماد به نفس و عزم
خود، اعتماد و باور مردم به حزب و
اهدافش را عمومی كند· باید بتواند
در چرخشهای مختلف پاسخ روشنی
داشته باشد و این پاسخ را به
جامعه منتقل كند· باید قدرت
سازمان دهی در ابعاد وسیع را پیدا
كند· اینها كارهایی است كه ما
بدان مشغولیم، برای آن داریم شب و
روز تلاش میكنیم· طرح و پلاتفرم و
سازمان درست میكنیم و غیره· من
بسیار خوش بینم كه در این مسیر
بتوانیم كمبودها و نقطه ضعفها را
هم هرچه بیشتر كنار بزنیم و مهر
چپ و كمونیسم را بر كل تحولات
اجتماعی بزنیم· جامعه برای خلاصی
از فلاكت و بی حقوقی و مشقتهای
غیر قابل تحمل به این حزب بطور
مبرمی نیاز دارد و وقوف ما بر این
واقعیت و بر انتظارات مهمی كه
مقابل این حزب است، خواهد توانست
این رهبری با خصوصیاتی كه شما به
آن اشاره میكنید را تامین كند·
انترناسیونال: در بند پایانی
قطعنامه از آلترناتیو سوسیالیستی
به مثابه تنها چشم انداز واقعی و
امید بخش براي تامين آزادي و
برابري و رفاه در ایران یاد
میشود. جایگاه و نقش حزب کمونیست
کارگری در تحقق این آلترناتیو
چیست؟
کاظم نیکخواه: بگذارید من بخشی از
یك بند قبل تر در این قطعنامه را
برای پاسخ به این سوال شما ذكر
كنم و آن این است: "حاكميت رژيم
اسلامي و ادامه وضعیت موجود به
ناگزیز به معنای نابودي هرچه
بيشتر چارچوبه هاي زندگي اجتماعي
و گسترش فلاكت و فقر و افت
معيارهاي زندگي انساني در جامعه
است. هم اكنون اين پديده را وسيعا
در جامعه شاهديم. جامعه اي كه در
آن فقر و فلاکت و مصائب اجتماعي
نظیر تن فروشي و اعتياد، در کنار
جنايت و انواع فساد بسرعت گسترش
مي يابد. اما جامعه نمی تواند این
شرایط را ادامه بدهد، این بربریت
فقط با سرنگونی انقلابی رژیم
پایان مییابد. استیصال و تمکین به
این وضع شاخص اوضاع سياسي و
اجتماعي ايران نيست. پيوستن هرچه
گسترده تر كارگران و مردم به صف
اعتراض و سرنگوني طلبي و تحول
انقلابي جامعه، روند عمومي در
اوضاع سياسي ايران است."
آنچه در ایران شاهدیم وجود یك
بحران عمیق سیاسی و اقتصادی
واجتماعی در نظام حاكم است كه
زندگی مردم را به نحو غیر قابل
تصوری به تباهی و فلاكت و مشقت
كشانده است و هرروز بر دامنه
مصائب مردم به ناگزیر افزوده
میشود· ادامه این اوضاع دارد لزوم
تحول سوسیالیستی اوضاع را به همه
مردم فریاد میزند· وقتی دستمزد
كارگر را یك سال و دو سال و سه
سال نمیدهند، دارند به فروپاشی
شیرازه اقتصادی نظامشان اعتراف
میكنند· اگر به اعتراف خود
حكومتیان بیش از هشتاد در صد
كارگران و حقوق بگیران با فاصله
بسیاری زیر خط فقر زندگی میكنند،
این به معنای نیازی عمیق به اینست
كه كارگران و مردم خود مهار اوضاع
را هرچه سریعتر در دست بگیرند· و
این یعنی نیاز به سوسیالیسم· وجود
این بحران عمیق و همه جانبه كه من
فقط به گوشه ای از عوارض مشقت بار
آن اشاره كردم، و اینكه مردم به
این اوضع تمكین نكرده اند یعنی
وجود یك جنبش اعتراضی و حق طلبانه
گسترده و وجود یك حزب كمونیست
كارگری روشن و دخالتگر و مجهز به
برنامه و سازمان، سوسیالیسم را هم
مبرم و هم ممكن میكند· هرچه
كارگران و مردم بیشتر پی میبرند
كه برای دفاع از زندگی باید خود
مستقیما دخالت كنند و اوضاع را
بدست بگیرند، دارند سوسیالیسم و
حزب كمونیست كارگری را به صحنه
فرا میخوانند· جامعه ایران بدون
چنین تحولی روی خوش نخواهد دید·
میشود نسخه های سهل الوصول برای
مردم پیچید اما حقیقت چیز دیگری
است· همه چیز دارد تاكید میكند كه
پاسخ اوضاع جهنمی موجود چیزی جز
جمع كردن كل بساط حكومت اسلامی و
پایان دادن به حاكمیت كل طبقه مفت
خور سرمایه دار كه خون مردم را به
مفهوم دقیق كلمه در شیشه كرده،
نیست· هركس كه چیزی دیگری جز این
بگوید دارد فریبكاری میكند· این
تحول را حزب كمونیست كارگری
نمایندگی میكند· برای آن ساخته
شده است· و بدون این حزب متحقق
نخواهد شد· * |