انترناسیونال ۱۸۹

کنگره ۶ حزب

۴ سئوال از کاظم نیکخواه و مصطفی صابر

 

انترناسیونال:  کنگره ۶ حزب کمونیست کارگری در چه شرایط سیاسی ایران برگزار میشود؟ با توجه به این شرایط اهمیت سیاسی کنگره ۶ در رابطه با اوضاع داخلی ایران چیست؟

کاظم نیکخواه: جامعه ايران را شايد بتوان پرجوشش ترين و پرالتهاب ترين جامعه در دنياي امروز ناميد. يك نبرد و جنگ در ابعاد اجتماعي در اين جامعه جريان دارد. جنگي ميان مردم تشنه آزادي و زندگي اي انساني و مطابق با پيشروترين دستاوردهاي بشر امروزي، با يك ديكتاتوري مذهبي بغايت عقب مانده و افراطي، ضد انساني، و حافظ سرمايه داري وحشي و چپاولگر و بي مهار! در يكي دوسال اخير توازن آشكارا به نفع مردم چرخيده است. خيلي چيزها را مردم در دل اين مبارزه به اين حكومت تحميل كرده اند. مبارزه و تجمع و اعتراض ممنوع است، اما روزي نيست كه شاهد چندين و چند مورد اعتراض و تجمع و مبارزه نباشيم. اعتصاب ممنوع است اما كارگر دارد هرروز اعتصاب ميكند. تشكل خارج از اجازه دولت ممنوع است اما تشكلهاي مستقل از دولت و اياديش رسما و با نام و نشان دارند يكي يكي اعلام موجوديت ميكنند.  نميدانم آيا ميشود يك روز را در يك سال گذشته پيدا كرد كه در آن اعتراض و تجمع و مبارزه اي توسط كارگران، دانشجويان، زنان، معلمان و يا بخشهاي ديگر مردم صورت نگرفته باشد؟ اما روزهاي بسياري را ميتوان نشان داد كه در آن در چندين كارخانه يا چندين دانشگاه و چندين شهر بطور همزمان اعتراضات جمعي جريان دارد. نمونه اش همين روزهاي اخير است كه كارگران و دانشجويان و معلمان و زنان همزمان دارند جمع ميشوند و اعتراض و اعتصاب و مبارزه ميكنند. شخصا جاي ديگري را در جهان سراغ ندارم كه اينهمه پر از جوشش و مبارزه و اعتراض باشد.  و اي كاش سراغ داشتم و همه جا اينچنين بود!

همه اينها عليرغم فقر و فلاكت جانكاه و غير قابل تحملي است كه به بخش اعظم مردم و بويژه كارگران در ايران تحميل كرده اند كه باعث شده است خيلي ها تلاش زنده ماندن و تهيه نان شب به مفهوم دقيق كلمه، تمام انرژيشان را بگيرد و ناي و نفس و فرصتي براي فكر كردن به امور بزرگتر و آرزوهاي والاتر و آينده بهتر باقي نميگذارد.

و يك نكته بسيار مهم ديگر اينست كه در اين مبارزات و اعتراضات، نگاه و افق و پرچم چپ (اگر نگويم غالب است) اما دست بالا را دارد. اين مبارزات يا جنبش وسيع اعتراضي و حق طلبانه همانگونه كه منطقا هم انتظار ميرفت به سرعت از آمال و خواستها و برنامه هاي احزاب و جريانات رنگارنگ بورژوايي دور ميشود. امروز را اگر با چهار سال و پنج سال پيش مقايسه كنيد متوجه ميشويد كه "ناسيوناليسم" و "فدراليسم" و "رفراندوم در جمهوري اسلامي" و "اصلاحات حكومتي" و امثال اينها بهمراه قهرمانان و سخنگويانش به حاشيه رانده شده اند. امروز كارگرسكان تداوم مبارزه و حفظ فضاي اعتراضي را در دست دارد. بحث تشكل و حق اعتصاب و آزادي بيان و منزلت انسان وبرابري و اينهاست كه بحث هاي محوري اين مبارزه را تشكيل ميدهد. اول مه و هشت مارس و ١٦ آذر سرخ شاخص اين جنبش امروزي در ايران است. اين يعني دست بالا پيدا كردن چپ!

و اين چپ يك چپ سنتي و علي العموم كه به مفهومي كه تا كنون در دنيا شناخته ميشده نيست. يك چپ متاثر از تجربه بلوك شرق و بدهكار فروپاشيدن آن بلوك نيست. چپي است متفاوت، چپ كمونيست. با اعتماد بنفس، كارگري، و انقلابي و مدعي قدرت. اين چپ با حزب كمونيست كارگري تداعي ميشود. خصوصيات اين چپ را حزب كمونيست كارگري و تمام بحثها و مبارزات و تجربياتش نمايندگي و تعيين ميكند.  اين هم يكي ديگر از جنبه هاي نادر جامعه ايران است كه منحصر بفرد است. حضور و وجود يك حزب كمونيست كارگري قدرتمند و شفاف و مدعي قدرت!

كنگره ششم حزب در دل اين فضا تشكيل ميشود و شاخصي بر اين فضاست و از اين نظر واقعه اي از نظر سياسي بسيار مهم است. اين كنگره اي است كه بايد بتواند اين فاز مهم در جامعه ايران را نمايندگي كند و چشم انداز پيروزي كارگران و مردم، اميد خلاصي مردم از جهنم موجود و پژواك و افق برپايي دنیايي بهتر را به يك فاكتور عيني و وسيع در ايران تبديل كند. جنبش اعتراضي و مبارزاتي وسيع و گسترده در جامعه امروز ايران به افق سوسياليستي نياز حياتي دارد. بايد بطور همه جانبه اي به اين افق مجهز شود. و كنگره ششم بايد نماينده اين امر بزرگ و تاريخي و تاريخ ساز باشد.

 

انترناسیونال: اوضاع جهانیی که کنگره ۶ در آن برگزار میشود چیست؟ اهمیت کنگره ۶ در رابطه با اوضاع جهانی چیست؟

مصطفی صابر: جهان در مقطع فعلی در آستانه یک نقطه عطف جدی قرار دارد. از این لحاظ شبیه مقطع کنگره اول حزب است.  آن موقع (سال ۱۹۹۴) ما از پایان یک دوره و آغاز دوره جدیدی سخن گفتیم.  آنوقت رجزخوانی های اولیه سرمایه داری بازار آزاد غرب بدنبال سقوط سرمایه داری دولتی شرق (که کمونیسم نامیده میشد!) ته می کشید. دوره "پیروزی بازار"، "پایان تاریخ"، "پیروزی دمکراسی" داشت به پایان میرسید. معلوم شده بود که دنیای بعد جنگ سرد، دنیای "نظم نوین جهانی"، دنیای سردرگمی و بحران و جنگ و جدال است. منصور حکمت در سخنرانی افتتاحیه کنگره اعلام کرد که شرایط برای تعرض مجدد مارکسیسم و کمونیسم فراهم میشود. (به نوشته وی "در پایان یک دوره" رجوع کنید.) این ارزیابی درست بود و به نظر من در مقطع ۱۹۹۸ و با فوران کردن یک بحران جهانی مالی وسیع که از جنوب شرقی آسیا شروع شد و تمام دنیای سرمایه داری را بار دیگر در وحشت "رکود کبیر" فرو برد، دوره رجزخوانی "کمونیسم مرد" بطور قطع تمام شد. اگر یادتان باشد این وقتی بود که از مانیفست کمونیست یک چاپ جدید و پر سر و صدا منتشر شد و در مهمترین روزنامه های بورژوازی اعتراف میشد که مارکس بحران سرمایه داری را درست دیده بود!  این وقتی بود که مارکس بعنوان بزرگترین متفکر هزاره در نظر سنجی بی بی سی انیشتین و سایرین را پشت سر میگذاشت و یا "ایمجین" جان لنون بعنوان بهترین ترانه  قرن انتخاب میشد. این دوره ای بود که جنبش پرقدرت و رادیکال جوانان تحت عنوان "آنتی گلوبالیزیشن" از سیاتل تا مونترال و از لندن تا رم همه را مبهوت میکرد و اعتصابات کارگری در فرانسه و ایتالیا و سایر کشورها خواب بورژوازی را آشفته میکرد. این براستی یک دوره جدید تعرض چپ بود. ولی فاجعه ۱۱ سپتامبر و عروج جنگ تروریستها همه این روندها را به نوعی قیچی کرد. ناگهان جهان عرصه "جنگ تمدنهای" هاتینگتون شد. "تمدن غرب" و "دمکراسی" در برابر "تمدن اسلامی" و "تروریسم" قرار گرفت و تمام معادلات و اوضاع کل جهان را تحت الشعاع قرار داد. که البته این چیزی جز جنگ قدرت دو قطب ارتجاعی بورژوایی  (تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلام سیاسی) در شرایط  خلاء قدرت بعد از جنگ سرد و بن بست های نظم نوین جهانی نبود. بدین ترتیب یکی از سیاه ترین دوره های تاریخ معاصر شروع شد که در ادبیات ما مفصل توضیح داده شده است. اما نکته این است که همین دوره سیاه حاکمیت مذهب و قومیت و ترور و بازپس گرفتن ابتدایی ترین حقوق  سیاسی و مدنی در خود همان غرب، دارد به پایان خط میرسد. به نظر میرسد قیچی ۱۱ سپتامبر دیگر کند شده و جست و خیز واپس گرایانه و خونین نئوکنسرواتیزم و اسلام سیاسی دیگر به حد نهایی بن بست هایش میرسد. دوباره دارد چپ گرایی مد میشود. به برخی وقایع چند سال اخیر دقت کنید: در انتخابات آلمان عکس های مارکس و حتی لنین توسط احزاب چپ بورژوازی بالا میرود. در آمریکای لاتین چپ  رفرمیست و جهانسومی پا میگرد. در فرانسه کارگران بعنوان یک قدرت سیاسی در برابر دولت قد علم میکنند و باز سروکله پلیس ضد شورش در دانشگاه پیدا میشود. موج عظیمی از"بک لش" سکولاریستی و ضد مذهبی در غرب آغاز شده که کمپین مینا احدی و دوستانش تنها نوک این کوه یخ جهانی است. نئوکنسرواتیسم در زادگاه خودش دارد از جریانات مرکز شکست میخورد. این دوره جدید بنظر میرسد که بخصوص بعد از شکست سیاست های آمریکا در عراق با شتاب و قدرت بیشتری دور برمیدارد. نکته این هست که این دوره میتواند دوره تعرض چپ و کمونیسم کارگری در سطح جهانی باشد. تنها جنبش ما (که یک جنبش جهانی است) میتواند پاسخ صحیح این اوضاع و مقابله با تمام قطب های ارتجاعی بورژوایی را داشته باشد. اما باید هشدار داد همانطور که در کنگره اول هم تاکید شد و تجربه زنده ثابت کرد، دوره جدید بعنوان دوره تعرض چپی از نوع ما یک امر اجتناب ناپذیر نیست. لازمه اش  پراتیک عنصر فعال و پیشتاز است. لازمه اش تامین رهبری و انسجام نیرویمان در سطح جهانی است.  اگر ما یعنی کمونیسم کارگری درست حرکت نکنیم و ابتکار را بدست نگیریم، جنبش ها و حرکات راست و ارتجاعی کم نیستند که در این دوره جدید دست بالا بگیرند. اینجاست که نقش ما  بعنوان حزب کمونیست کارگری، بعنوان پرچمدار کمونیسم کارگری در ایران که در پیشاپیش یک جنبش عظیم انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی قرار دارد، خیلی برجسته میشود. یادمان باشد که یک سوی معادلات سیاه این دوره نکبت بار اسلام سیاسی بوده است و ریش این اسلام سیاسی اکنون در دست ما است. حذف یک طرف معادله کل معادله را بهم میزند. و ما میخواهیم  این معادله به نفع چپ بهم بخورد!  سرنگونی جمهوری اسلامی و قدرت گیری مردم زیر پرچم حزب کمونیست کارگری شاید واقعی ترین و مهمترین نقطه قوت جنبش کمونیسم کارگری برای عروج در سطح  جهان باشد. همین به کنگره ششم جایگاه برجسته جهانی میدهد.    

 

انترناسیونال: کنگره ۶ حزب چه نقشی در رابطه با اوضاع ایران میتواند داشته باشد؟

کاظم نیکخواه: كنگره طبعا بيانگر اين است كه حزب در اوضاع كنوني چه نقشي قرار است ايفا كند. و اگر بخواهم كوتاه اشاره كنم بايد بگويم كه در اوضاع پرتحول كنوني انتظارات زيادي از حزب ميرود. حزب بايد خود را براي كاري سترگ در اين شرايط آماده كند. بايد بتواند جامعه را از اين پيچ مهم به سوي انقلاب و سرنگوني حكومت اسلامي سرمايه داران عبور دهد. و كنگره بايد بتواند سرخطها و استراتژي اساسي حزب براي دخالتگري جدي در سياست در ايران را ترسيم كند. شرايطي كه در رابطه با ايران قبلا بطور خلاصه اشاره كردم و جنبه بين الملليش را مصطفي صابر گفت، شرايطي عادي نيست. به دست بالا پيدا كردن چپ در اوضاع سياسي ايران و تحولي رو به جلو در جهان اشاره شد. كارگران و مردم در ايران عميقا تشنه آزادي و رفاه و زندگي اي در خور انسان هستند و از آن كوتاه نمي آيند. متحقق شدن اين آرزوي قلبي ميليونها كارگر و مردم معترض به نقش حزب كمونيست كارگري گره خورده است. و اين كنگره بايد راه را نشان دهد. آمادگي حزب را براي انجام آنچه از ان انتظار ميرود به همگان اعلام كند. ما اين خوشخيالي را نداريم كه فكر كنيم با گسترش جنبش اعتراضي و سرنگوني طلبي سرازيري شروع شده است و كار اصلي براي برپايي دنيايي انساني انجام شده است. موانع بسياري بايد كنار زده شود. راه درازي هنوز بايد پيموده شود. حزب در اين دوره بايد بتواند به يك نياز حياتي يعني نياز تاريخي بر افراشته شدن پرچم يك انقلاب چپ و سوسياليستي و كارگري پاسخ بدهد. صف رهبران كمونيست را وسيعا شكل بدهد. اميد دنيايي بهتر را به خانه مردمي كه از بي حقوقي و بي اختياري و محروميت و جنگ و ناامني به جان آمده اند ببرد. اين كار حزب است و اين كنگره بايد سوت آغاز اين كار سترگ را بزند. توجه رهبران كارگري و فعالين كمونيست را به پيچ تاريخ سازي كه در آن بسر ميبريم وسيعا جلب كند و به پيوستن به اين تلاش تاريخي فرا بخواند. اينها رئوس كار كنگره كنوني است.

 

انترناسیونال: کنگره ۶ چه نقشی در رابطه با اوضاع جهانی میتواند داشته باشد؟

مصطفی صابر: بنظرم کنگره همین ارزیابی از تحولات جهانی و شروع یک دوره که اشاره شد را باید اعلام کند. کنگره باید عزم و آمادگی حزب برای بعهده گرفتن وظایف و مسئولیت بیشتر در  سطح جهانی را اعلام کند.  صرف اعلام این ها کار مهمی است. کنگره باید جایگاه و نقش انقلاب در ایران، انقلاب کارگران و مردم به رهبری حزب کمونیست کارگری برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی و برقراری آزادی و برابری و سوسیالیسم را به جهان توضیح دهد. کنگره باید تمام مردم آزاده دنیا، تمام سوسیالیست ها و کمونیست ها و تمام کارگران دنیا را متوجه این واقعیت کند که قلب قطب جهان متمدن، قلب مبارزه بشریت برای رهایی از شر سرمایه داری و مذهب و جنگ و قهقرای قرون وسطایی که به ما تحمیل شده است، منظم تر و محکم تر از هر جا در مبارزه کارگران، زنان و جوانان در ایران میزند که با شعار "سوسیالیسم یا بربریت" در برابر جمهوری اسلامی صف بسته اند. هیچ کجای دنیا متاسفانه هنوز جنبش ما تا این حد جلو نرفته است، اما تردید نباید کرد که میلیاردها مردم جهان بشرط اینکه از این واقعیت شورانگیز بدرست مطلع شوند بلافاصله خود را با آن همسرنوشت خواهند دید. و کنگره موظف است به سهم خود این تصویر واقعی و شورانگیز را به دنیا و دستکم به  سوسیالیست ها و فعالین منتقل کند. کنگره ما باید خطاب به جهان متمدن و بشریت آزاده صحبت کند و آنها را به حمایت از مبارزه مردم ایران برای رهایی از شر رژیم اسلامی و گرفتن اختیار بدست خود فرا بخواند. محور کنگره ششم کسب آمادگی هرچه بیشتر حزب برای سازمان دادن خود و مردم حول سرنگونی جمهوری اسلامی و کسب قدرت سیاسی است. اما همه نکته این است که این وظیفه معین کمونیست ها در ایران صرفا یک وظیفه کشوری و بقول مانیفست صرفا تعیین تکلیف با بورژوازی خودی نیست. بلکه در عین حال وجه بین المللی بسیار تعیین کننده ای دارد. اگر ما بتوانیم جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم و قدرت را بدست بگیریم، تاثیرمان بر وقایع جهانی و به حرکت درآوردن موج عظیمی از چپ و رادیکالیسم و آزادیخواهی به مراتب عظیم تر از هر واقعه ای است که میشناسیم. به این اعتبار من فکر میکنم که کنگره ششم باید به این واقعیت توجه داشته باشد که میتواند نقطه شروعی برای یک انترناسیونال نوین کارگری و کمونیستی باشد.*