|
انترناسيونال
۱۸۷
نازنين برومند
طلسم شكست
اين جمله ايست كه هر روز با خودم
تكرار ميكنم و شعف و خوشحالي
وجودم را در برميگيرد. طلسم شكست.
كمتر از شش هفته است كه از اعلام
رسمي کمپين "ما از اسلام
رويگردانيم" ميگذرد. اما انگار هر
روز كه ميگذرد من شخصا بيشتر به
عمق اين ماجرا و اينكه واقعا چه
اتفاقي افتاده است پي ميبرم.
ديروز كه يك روز تعطيلي بود سر
ميز صبحانه داشتم با دوستم راجع
به اين موضوع حرف ميزدم. اوكه
اخبار را هر روز دنبال ميكند به
من ميگفت كه هنوز بعد از شش هفته
سايتهاي اينترنت پر از خبرجديد
راجع به اين حركت است. با هم در
مورد ابعاد آن و اينكه واقعا اين
اتفاق جامعه را تكان داده است
صحبت ميكرديم. هر دو خوشحال بوديم
و هر چه بيشتر به صحبتهايمان
ادامه ميداديم بيشتر من به اين
نتيجه ميرسيدم كه هيچ حركتي از
اين بهتر نميتوانست لااقل در
آلمان مقابل اسلام سياسي قد علم
كند.
اين اتفاق٬ اتفاقي نبود! اين
اقدامي حساب شده٬ با برنامه ريزي
از قبل و با كار و پشتكار شخص
مينا احدي و سازمان سكولاريست-
اومانيست جردانو برونو انجام شد.
براي همين با اينكه هفته ها از
شروع اين حركت ميگذرد و عليرغم
نوشته ها و مقالات متعددي كه راجع
به آن نوشته شده است دلم ميخواهد
كه چيزي راجع به اين موضوع بنويسم
و به سهم خودم توجه ها را باز هم
هر چه بيشتر به اين اتفاق عظيم
جلب كنم.
نبرد عليه اسلام سياسي در آلمان
وارد فاز جديدي شده است
بر كسي پوشيده نيست كه حزب ما
يعني حزب كمونيست كارگري ايران از
سر سخت ترين و سازش ناپذيرترين
جريانات سياسي است كه عليه جمهوري
اسلامي و اسلام سياسي سالهاست که
در حال مبارزه است. يكي از
مهمترين وظايفي كه حككا در دستور
كار روزانه خود داشته است٬ كوتاه
كردن دست جمهوري اسلامي و بي آبرو
كردن آن در خارج كشور بوده است.
فعاليتهاي بي شماري انجام داده
است كه نام بردن آن از حوصله اين
نوشته فراتر ميرود. براي مثال يكي
از درخشانترين و سرنوشت سازترين
اين فعاليت ها كنفرانس برلين در
سال ٢٠٠٠ بود كه دست جريان دوم
خرداد را رو كرد و سران آن را سر
افكنده به خانه شان فرستاد.
اسلام سياسي اما همچنان نه تنها
در منطقه بلكه سالهاي سال در
كشورهاي غربي نيزفعاليتهاي خود را
گسترش داد و بخصوص بعد از فاجعه
١١ سپتامبر ٢٠٠١ قوي تر شد و
دامنه فعاليتها و نفوذ خود را
وسيعتر كرد. در سالهاي اخير در
اكثر كشورهاي غربي شاهد كشمكشي
ناموزون بين شخصيتها و جريانات
سكولار و مترقي با جريانهاي
اسلامي كه مستقيم و غير مستقيم از
طرف حكومتهاي غربي حمايت ميشوند
هستيم. دو سال مبارزه عليه پياده
كردن قوانين شريعه در كانادا و
پيروزي درخشان كمپين " نه به
شريعه " كه در راس آن هما ارجمند
از كادرهاي حزب بود از نمونه
مبارزاتي بود كه عليه اسلام سياسي
انجام گرفت و پيروز شد.
حمايت مستقيم و غير مستقيم احزاب
رسمي و دولتها در كشورهاي اروپايي
از جريانات اسلامي و حتي حمايت
جريانات به اصطلاح چپ "آنتي
امپرياليستي" اروپايي مبارزه عليه
اسلام سياسي را براي ما (حككا) و
سازمانهاي سكولار بسيار دشوار
كرده بود. اين موقعيت تا به حال
مانع بزرگي بر سر راه ما براي عقب
راندن اسلام سياسي در اروپا و
ساير كشورهاي غربي بوده است.
كمپينهاي مختلفي كه عليه حجاب
اجباري و قتلهاي ناموسي و كلا
مسائل و مشکلات زنان در كشورهاي
مختلف بخصوص در كشور سوئد به پيش
برده شدند توانسته اند تا حدودي
جوامع اروپايي را متوجه حقايق
پنهان شده بوسيله دولتها و مديا
بکنند. در كشور آلمان اين نوع
كمپينها به خاطر سياستهاي مماشات
گرايانه دولت آلمان و جمهوري
اسلامي و تبليغات پرو اسلامي در
مديا و منعكس نكردن فعاليتها و
كمپينهاي حق طلبانه و مترقي در
جامعه٬ مانع گسترش فعاليتهاي ما
آنطور كه انتظار ميرفت بود و
تلاشهاي ما براي جلب توجه جامعه
به اهداف خود چندان موفقيت آميز
نبود. بنابر اين ما روز به روز
شاهد گسترده شدن فعاليت جرايانات
اسلامي و حمايت هر چه بيشتر احزاب
و دولت آلمان از آنها بوديم و
هستيم.
كنفرانس اسلام كه سال پيش كار خود
را شروع كرد و در راس آن وزير
داخله آلمان آقاي شويبله قرار
دارد هدفش انتگره كردن مسلمانان
در آلمان تعريف شده است. آقاي
شويبله ميخواهد براي جريانات
اسلامي در آلمان باز هم حقوق ويژه
تري قائل شود. قرار است در پايان
يک دوره سه ساله اين كنفرانس به
اين نتيجه منجر شود که مذهب اسلام
(بخوان جريانات اسلامي را) به
عنوان يكي از اديان رسمي (که همان
احزاب رسمي دخيل در سرنوشت مردم
باشد) در آلمان با حقوق مساوي
مانند مسيحيان به رسميت بشناسند.
قرار است در مدارس رسما دين اسلام
تدريس شود٬ قرار است نتايج اين
کنفراس اين باشد که مناره و مساجد
در هر گوشه اين جامعه و در هر شهر
سر بر آورد. حتما اذان هم از
بلندگوهاي مساجد غروب به غروب
خوانده شوند و قوانين اسلامي براي
"مسلمانان" به اجرا در آيند.
اعلام شروع كار كنفرانس اسلام در
آلمان نه تنها سازمانهاي مترقي و
سكولار را بلكه مردم عادي را
نگران كرده و هر كس از خود ميپرسد
قرار است چه اتفاقي بيفتد. اين
نگراني اما با سكوتي سنگين همراه
بود. هر چند كه صداي اعتراض تك و
توك شخصيتها و جرياناتي بلند شده
اما به نظر ميامد كه كسي قادر به
كاري اساسي عليه آن نيست.
در دل اين فضاي نگران كننده و نا
اميد كننده سازمان "مسلمانان
سابق" اعلام موجوديت ميكند و
جنبشي به نام "ما از مذهب روي
گردانيم " را به حركت درمياورد.
اين جنبش مانند بهمني است كه دارد
با سرعتي باور نكردني هر روز با
حركت خود بزرگتر ميشود و هيچ كس
قادر به متوقف كردن آن نيست.
اين آن طلسمي است كه بايد شكسته
ميشد. اين طلسم نه تنها در آلمان
بلكه در اروپا در حال شكسته شدن
است و از اين فراتر بعدي جهاني به
خود گرفته است. تاثير عجيب و
گسترده اين حركت هنوز هم كه هنوز
است براي خود من باور كردني نيست.
اين تازه شروع كار است. براي
اينكه اين بهمن هر چه بزرگتر شود
بايد به آن ملحق شد. بايد آن را
تقويت كرد. بايد عضو اين سازمان
شد و علنأ برايش تبليغ كرد. بايد
در خيابانها نوشته ها و بروشورهاي
آن را پخش كرد. مردم عادي در
خيابانها بايد با فعالين و اعضاي
اين سازمان از نزديك آشنا شوند.
جامعه و مردم آگاه٬ نگران از
گسترش اسلاميستها در آلمان منتظر
ما بودند. "ما از مذهب
رويگردانيم" بلندگوي نه تنها
ميليونها انسان از كشورهاي
اسلامزده بلكه بلند گوي تمام
انسانهاي مترقي و آگاهي است كه در
كشورهاي غربي با ما همصدا هستند و
ما را در اين حركت حمايت ميکنند.
موفقيت اين جنبش يعني شكست اسلام
سياسي در آلمان٬ اروپا و شايد همه
كشورها٬ اين ديگر بستگي به همت
همه ما دارد.
من به سهم خودم از همه انسانهاي
مترقي و انساندوست و ضد اسلام
سياسي و همه انسانهايي که حقوق
انساني را جهانشمول ميدانند دعوت
ميكنم كه به اين جنبش بپيوندند.
آنرا تقويت كنند تا با هم اين
بهمني كه به حركت در آمده است را
آنچنان بزرگ و قوي كنيم كه هيچ
جريان اسلامي و هيچ حزب و دولتي
جرأت مقاومت در مقابل آنرا به خود
ندهد.* |