مصاحبه ایسکرا با اصغر کریمی در مورد حرکت اعتراضی معلمان


بهمن خانی : ارزيابى شما از حركت اعتراضى معلمان تا به حال چيست؟ نقاط ضعف و نقاط قوت اين حركت كدامند؟
اصغر کریمی: اعتراض معلمان یکی از حرکتهای مهم در پایان سال ٨٥ بود. سال ٨٥ سال شکست پروژه جمهوری اسلامی از سر کار آوردن احمدی نژاد برای ارعاب جامعه بود. تجمعات بزرگ و پی در پی معلمان همراه با اعتصاب سراسری آنها، یکی از اعتراضاتی بود که پایان شکست پروژه احمدی نژاد را اعلام کرد. بعلاوه سال ٨٥ سال خودنمائی سوسیالیسم، سال خواندن سرود انترناسیونال، سال به اهتزاز درآمدن پرجم سوسیالیسم یا بربریت سال قطعنامه های سوسیالیستی در همایش های مهم بود. معلمان نیز با برافراشتن پرچم سوسیالیسم بپاخیز برای رفع تبعیض در اجتماع بزرگ خود در مقابل مجلس، در این روند شریک شدند. و بالاخره سال ٨٥ سال اعتراضات بزرگ و هرروزه کارگران برای بهبود معیشت، برای کار و حقوق عقب مانده و افزایش دستمزد بود. حرکت معلمان یکی از نقاط اوج این مبارزه بود. در یک کلام سال ٨٥ با اعتراضات معلمان در اسفند ماه تکمیل تر شد. این مبارزه پیش درآمد اعتراضات گسترده تر در سال ٨٦ بود. سالی که تازه شروع شده است. امسال سال تحرک چشمگیرتر نه تنها معلمان که کل طبقه کارگر و دانشجویان و زنان و جوانان خواهد بود، سال بیشتر دست بالا پیدا کردن سوسیالیسم، سال جلوتر آمدن جنبش سرنگونی. باید به استقبال آن رفت.


بهمن خانی : نقش گرايشات مختلف درون اين حركت چيست؟
اصغر کریمی: این حرکت نیز مانند همه اعتراضات دیگر یکدست نیست. یکی بیشتر دنبال مذاکره است، یکی دنبال مبارزه. یکی فکر میکند هرچه بیشتر صنفی صنفی کند زودتر به نتیجه میرسد. و یکی در مقابل فکر میکند نه تنها خواستهای صنفی حق معلمان است بلکه آزادی بیان و آزادی زندانیان سیاسی هم خواست معلمان است، آموزش و پرورش غیرمذهبی و برابری زن و مرد و در یک کلام یک زندگی آزاد و انسانی برای همه مردم هم خواست معلمان است. سرکوب مبارزه معلمان و دستگیری صدها نفر از آنان پوچی گرایش اول را به محصلان کلاس های ابتدائی هم نشان داد. در سطح شعارها این اساسا گرایش چپ بود که دست بالا را داشت. این گرایش قوی است و مذاکره و تعریف و تمجید از به اصطلاح "خانه ملت"! را نقش بر آب کرد. اما گرایش رادیکال در رهبری کانون صنفی معلمان دست بالا ندارد. این نقصان را باید فورا جبران کرد. معلمان رادیکال و سوسیالیست باید با ارائه پیشنهادات موثر و با نشان دادن ابتکار رهبری این تشکل را بدست بگیرند. و به اشکال مختلف خود را و توده معلمان را متشکل کنند. این گره پیشروی است. معلمان سوسیالیست، همانها که شعار سوسیالیسم بپاخیز برای رفع تبعیض را مقابل مجلس برافراشتند، همانها که بر اعتصاب و تجمع بجای مذاکره تاکید کردند و آنرا با قدرت عملی کردند، حرف دل همه معلمان را میزنند. اینها نماینده واقعی معلمان هستند. اینها هستند که میتوانند این مبارزه را به جائی برسانند. اینها هستند که میتوانند افق روشنی در مقابل کل جامعه بگذارند و سال ٨٦ را به سالی تعیین کننده در جنبش آزادیخواهانه مردم ایران تبدیل کنند. توپ در میدان آنها است!


بهمن خانی: چگونه معلمان ميتوانند در فضاي سركوب جمهوري اسلامي حركت اعتراضي خود را راديكال و متعرض نگه دارند؟
اصغر کریمی: کارهای زیادی باید کرد. اتکا به توده معلمان، مرزبندی قاطع با گرایش محافظه کار در رهبری این مبارزه، جنبیدن سریع برای متشکل کردن توده هرچه وسیعتری از معلمان در تهران و همه شهرستانها، تلاش برای برگزاری مجمع عمومی معلمان و شریک کردن توده معلم در بیان خواستها، در تصمیمات مربوط به تجمع و اعتصاب، خواستهای کل جامعه را مد نظر داشتن، به جلو صحنه آمدن طیفی از معلمان رادیکال در همه شهرها در راس این مبارزه و تبدیل شدن صدها نفر از این طیف به رهبران شناخته شده مبارزه معلمان با سخنرانی، با سازماندهی، با دخالت در مباحث جاری میان معلمان. همانطور که در پاسخ به سوال قبل نیز اشاره کردم کلید پیشروی در دست معلمان پیشرو و رادیکال است. اوضاع جامعه برای پیشروی آنها، برای قرار گرفتن این بخش در راس حرکت اعتراضی معلمان و تبدیل شدن به چهره های شناخته شده در شهر و کشور، چیزی که فقدان آن بشدت به معلمان لطمه میزند، آماده است. این درست است که جمهوری اسلامی دست به سرکوب معلمان زد اما اینرا هم همه میدانند که جمهوری اسلامی قادر به سرکوب تمام عیار معلمان نیست. میترسد. در شرایطی باید معلمان را سرکوب کند که کل جامعه در غلیان و اعتراض است. حکومت بر دنیائی از خشم و انزجار مردم روز را به شب میگذراند. در سطح بین المللی بشدت منزوی است. اوضاعش بحرانی است. مجبور است جلو رشد اعتراض را بگیرد اما از سرکوب همه جانبه ناتوان است. وقت دست زدن به ابتکارات بسیار بزرگتر است.


بهمن خانی: اقشار ديگر در جامعه چگونه ميتوانند به مبارزه معلمان كمك كنند؟
اصغر کریمی: موقعیت اجتماعی معلمان یک ویژگی مهم و نقطه قدرت مهم معلمان است. معلمان با کودکان کل جامعه و بخش مهمی از نسل جوان کشور در تماس روزمره هستند. در آموزش آنها، در شکل دادن به شخصیت آنها نقش فوق العاده مهمی دارند. در تماس نزدیک با دهها میلیون اولیای دانش آموزان هستند. اینها موقعیت ویژه ای به آنها داده است. معلمان میتوانند مثل کارگران نفت در سال ٥٧ به رهبر مبارزه مردم تبدیل شوند. این موقعیت را باید بشناسند و از آن استفاده کنند. در این زمینه بنظر من کار زیادی از جانب معلمان دیده نمیشود. تلاشهائی اینجا و آنجا میشود اما این هنوز بسیار ضعیف است. جامعه باید فراخوانهای معلمان خطاب به خود را ببیند. دانشجویان باید پیام های معلمان را بشنوند، زنان و جوانان، دانش آموزان و والدین آنها باید مدام مورد خطاب معلمان قرار گیرند. بعلاوه صرف پیام دادن و فراخوان دادن کافی نیست. در هر شهر و محله ای به ابتکار معلمان پیشرو باید صفی از توده های مردم شروع به گرد آمدن حول خواستهای خود بکنند و همبستگی با مبارزات همدیگر را گسترده تر و عمیق تر کنند. معلمان در هرکوچه و محله ای با طیفی گسترده از مردم در تماسند باید از این موقعیت ویژه برای بسیج مردم، سازمان دادن مردم در حمایت از مبارزه خود و برای ارتقای مبارزه همه مردم نقش ویژه خود را ایفا کنند. همسران معلمان قبل از هر بخش دیگری باید در کنار معلمان قرار داشته باشند. در سازماندهی، در سخنرانی ها، در شرکت فعال در تجمعات اعتراضی، در تلاش برای سازماندهی مردم در محلات. در گسترش رابطه معلمان با خانواده های دانش آموزان. اما مساله مهم این است که معلمان در تجمعات و اطلاعیه ها و فراخوانهایشان نه فقط از خواستهای بحق معلمان بلکه همینطور از خواست های بحق همه مردم برای آزادی و عدالت و رفاه پشتیبانی کنند تا جامعه بیشتر خود را شریک معلمان و پیروزی و مبارزه آنها بداند.
و بالاخره حزب کمونیست کارگری یک فاکتور مهم رادیکالیسم این مبارزه است. تماس و همفکری با حزب باید وسیعا در دستور قرار گیرد. معلمان پیشرو باید تماس با حزب را گسترش دهند، صدای خود را از طریق حزب به گوش همه برسانند. خواستهای رادیکال خود و تمایز خود با گرایش محافظه کار را به همه نشان دهند. حزب کمونیست کارگری ابزار مهم معلمان پیشرو برای گرفتن رهبری این مبارزه است.


بهمن خانی: چگونه ميتوان حمايت بين المللي را نسبت به اين حركت جلب كرد؟
اصغر کریمی: باید معلمان پیشرو و نیز تشکلهای معلمان مدام سازمانهای معلمان و سازمان های کارگری بین المللی را در جریان موقعیت خود قرار دهند. از هر دستگیری و احضاری، از هر تجمعی، از هر اعتصابی باید این سازمانها مطلع شوند. این هم یک فاکتور جلب همبستگی و هم فاکتوری برای تقویت رادیکالیسم این مبارزه است. اما اینجا اجازه دهید به یک فاکتور سیاسی مهم در مقطع کنونی اشاره کنم. بطرف اول مه میرویم. و فضای تهدیدات نظامی بر جامعه حاکم است. بنظر من در شرایط کنونی این کلید بسیج افکار عمومی بین المللی است. این مساله به معلمان نیز مثل هر بخش دیگری از جامعه کاملا مربوط است. معلمان باید وسیعا در تجمعات اول مه شرکت کنند و به افکار عمومی دنیا بگویند که جنگ نمیخواهند جمهوری اسلامی و بمب اتمی او را نمیخواهند. رفاه و آزادی میخواهند. پاسخ به همه دستگیری ها و احضارها برگزاری تجمعات اعتراضی و از جمله تلاش همه جانبه برای یک اول مه باشکوه و گسترده است. اول مه باید هم از خواستهای بحق افزایش دستمزد و آزادی و برابری دفاع کرد و همه به همه دنیا باید با صدای بلند گفت که مردم ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند، بمبش را هم نمیخواهند، جنگ هم نمیخواهند. باید از برگزارکنندگان اول مه در همه دنیا خواست که در اول مه از مردم ایران در مبارزه برای رهائی حمایت کنند. این باید بر پلاکاردهای معلمان در روز اول مه در کنار سایر مطالبات آنها به اهتزاز درآید و دنیا را متوجه خود کند. باید در قطعنامه های آنها و در فراخوانها و پیامهای آنها این مساله با صراحت و روشنی بیان شود. شخصا تردیدی ندارم که طبقه کارگر از جمله معلمان با ایفای نقش فعال در این زمینه حمایتی گسترده و جهانی را از مبارزه برای مطالبات حق طلبانه خود کسب خواهند کرد.