|
انترناسیونال ۱۹۴
ضمیمه
مصوب کنگره ششم
باتفاق آرا
قطعنامه درباره
افول نظم نوین
جهانی و زمینه های تعرض تازه چپ در سطح دنیا
۱-
دوره سیاهی که بعد از ۱۱ سپتامبر و با عروج "جنگ تروریستها" - جنگ قدرت میان
تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی- جهان را به تاریکی فرو برد، اکنون روبه
پایان میرود. شکست سیاستهای دولت آمریکا در جنگ خونین عراق، و بن بست و رسوائی
سیاستهای تجاوزگرانه آمریکا و میلیتاریسم دولتی غرب در خود این کشورها و در
افکار عمومی مردم دنیا آغازگر روند تازه ای در اوضاع جهانی است. در سطح
سیاسی تضعیف نئوکنسرواتیسم و سیاستهای میلیتاریستی و هژمونی طلبانه آمریکا، و
در سطح اجتماعی و فرهنگی عقب نشینی پست مدرنیسم و نسبیت فرهنگی و تضعیف نقش
مذهب و اعتراض به اسلام سیاسی و در یک کلام به تحرک درآمدن سکولاریسم و مدرنیسم
و چپ گرایی از شواهد شروع این دوره است.
دوره
جدیدی که آغاز شده است زمینه های مساعدی برای تعرض سوسیالیسم و کمونیسم کارگری
بعنوان پرچمدار جهان متمدن و انسانیت علیه جهان بردگی و جنگ و جهالت بورژازی
را فراهم کرده است.
۲- با فروپاشی شوروی و پایان
جنگ سرد دوره حمله بورژوازی جهانی به کمونیسم و ایده های برابری طلبانه و
آزادیخواهانه سوسیالیستی تحت پرچم "پیروزی
دمکراسی"، سرمایه داری بازار آزاد و نظم نوین جهانی آغاز شد. در سطح
نظری و فلسفه اجتماعی- سیاسی این دوران با عروج نئوکنسرواتیسم، پست مدرنیسم،
مالتی کالچرالیسم و قدرت گیری مذهب در زندگی اجتماعی همراه بود. جامعه مدنی،
ارزشهای جهانشمول انسانی، سکولاریسم و جدائی مذهب از دولت و آموزش رسما و علنا
از جانب احزاب و متفکران بورژوازی در پوزیسیون و اپوزیسیون بزیر سئوال رفت و
جای خود را به تقسمیبندی انسانها و ارزشهای انسانی به اقوام و مذاهب و ملیتها
داد. از نظر سیاسی شاخص این دوره گسترش مذهب و ناسیونالیسم وقومپرستی و زبانه
کشیدن جنگهای خونین قومی- مذهبی در چهارگوشه دنیا است.
۳- یکی از جنبش های فوق ارتجاعی
که در دوره پس از جنگ سرد زمینه رشد پیدا کرد جنبش اسلام سیاسی بود. این جنبش
با کمک و حمایت دولت آمریکا و بلوک غرب در اواخر دوره جنگ سرد علیه جنبشهای چپ
و آزادیخواهانه سازمان یافت و بعنوان ابزاری در مقابله با شوروی به کار گرفته
شد. در دوره پس از جنگ سرد اسلام سیاسی از یکسو در دنیای به هم ریخته بعد از
فروپاشی دیوار برلین در کشورهای خاورمیانه، جمهوریهای آسیائی شوروی و کلا در
کشورهای اسلامزده بعنوان پرچم سهم خواهی سیاسی بورژوازی بومی این کشورها از
سرمایه داری غربی امکان نشو و نما یافت و بجلوی صحنه سیاست رانده شد، و از سوی
دیگر در سیستم سیاسی تبلیغاتی غرب بعنوان مانع جدیدی بر سر راه "دموکراسی" و
دشمن تازه ای در برابر اردوگاه غرب تلقی و به جهانیان معرفی شد.
۴- دوره یکه تازی نئوکنسرواتیسم
و ارتجاع هار نظم نوین جهانی بورژوازی دیری نپائید.
تجربه یوگسلاوی و جنگهای قومی مذهبی که از چهار گوشه دنیا زبانه می
کشید بزودی بر همه معلوم کرد که دموکراسی نظم نوینی چه آینده سیاهی را برای
بشریت تدارک دیده است. در نیمه دوم دهه نود جشن
پیروزی سرمایه داری بازار آزاد دیگر تماما به پایان رسیده بود، نظم نوین جهانی
و سیر قهقرائی و عقب گرد فکری – سیاسی بورژوازی جهانی به قرون وسطی تحت لوای
دموکراسی، ماهیت ضد انسانی خود را آشکار میکرد، و جنبش اسلام سیاسی، بهمراه
گرایشات قومی- مذهبی رو به افول داشت. مارکس و ایده های آزادیخواهانه و برابری
طلبانه او دوباره بجلوی صحنه رانده میشد و چپ دوباره نیرو میگرفت. در
اواخر دهه نود جهان شاهد وسعت گرفتن اعتراضات کارگری و مبارزه عمومی علیه
گلوبالیزاسیون، سیاستهای هشت کشور صنعتی و مدل ریاضت اقتصادی بانک جهانی بود.
از آمریکای لاتین تا جمهوری های سابق شوروی نارضایتی و اعتراض به وضع موجود
بالا گرفت و باعث شد تا احزاب و سازمانهای چپ دوباره مطرح شوند و زمینه رشد و
فعالیت پیدا کنند.
۵-
یازده سپتامبر روند افول راست و سر بر آوردن مجدد چپ در سطح جهانی را متوقف
کرد. بدنبال جنایت ۱۱ سپتامبر، از یکسو جنبش فوق ارتجاعی اسلام سیاسی بعنوان
قهرمان ضد آمریکائی گری در سطح جهانی خود را مطرح کرد و ناسیونالیسم جهان سومی
و چپ سنتی "ضد امپریالیست" را بدنبال خود کشید، و از سوی دیگر ارتجاع هار
سرمایه داری بازار آزاد و نئوکنسرواتیسم و میلیتاریسم زمینه تازه ای برای تعرض
یافت.
مشخصا دولت
آمریکا، که با جنگ خلیج در طلوع خونین نطم نوین جهانی برای تحکیم سلطه و
هژمونی خود بر جهان و بر رقبایش در خود اردوگاه غرب قلدرمنشی نظامی را در محور
سیاست خارجی خود قرار داده بود، در شرایط بعد از یازده سپتامبر به بهانه مبارزه
جهانی با تروریسم آشکارا و بیش از پیش به میلیتاریسم و تجاوزگری نظامی روی
آورد. در رسانه ها و دستگاههای مهندسی افکار غرب، جنبش اسلام سیاسی بعنوان
نیروی اصلی "محور شر" بجای "امپراتوری شر" در دوره جنگ سرد نشست و به دنیا
معرفی شد و تخاصم و کشمکش تروریسم دولتی آمریکا و متحدانش با تروریسم اسلامی
دوباره اوج گرفت. و بهمراه آن تعصبات ملی- قومی- مذهبی، و ایده های ارتجاعی پست
مدرنیستی، نسبیت فرهنگی و مالتی کالچرالیسم رونق تازه ای یافت و شرایط سیاسی و
افکار عمومی در کل جهان را تحت تاثیر و زیر سایه سیاه و شوم خود قرار داد.
۶- یکی از
عوارض دوره بعد از ۱۱ سپتامبر امتیازدهی و باج دهی دولتهای غربی به جریانات
اسلامی در خود جوامع غربی بود. حساب جریانات اسلامی در این جوامع را از
فاندامنتالیسم و تروریسم اسلامی جدا کردند و زیر چتر نسبیت فرهنگی بعنوان
نمایندگان مهاجرین فراری از کشورهای اسلامزده برسمیت شناختند و مورد حمایت
پنهان و آشکار قرار دادند. مدارس و مساجد اسلامی مثل قارچ از شهرها و پایتخت
های غربی سر بر آورد، و ملاها و مفتی ها و آیت الله های اروپا نشین را بعنوان
سخنگویان و نمایندگان "مسلمانان" پشت میکرفونها قرار دادند. حتی چشم خود را بر
قتلهای ناموسی در دل اروپا بستند و تلاش کردند دادگاه ها و قوانین اسلامی را بر
زندگی "مسلمانان" ساکن غرب مسلط کنند. هدف این سیاست که کاملا با روی آوری
بورژوازی جهانی به مذهب و قومپرستی منطبق است، تقویت و میدان دادن به نوعی
اسلام سیاسی پرو غربی و مجاز در برابر تروریسم اسلامی است اما عملا در خدمت کل
جنبش اسلام سیاسی قرار دارد. اسلام "سیاسی کار" در غرب، شاخه علنی و مجاز
تروریسم اسلامی و شکل مشخص پیشروی این جنبش ارتجاعی در خود جوامع غربی است.
اسلام سیاسی از یکسو در نیویورک و بالی و مادرید و لندن میکشد و ترور میکند و
از سوی دیگر محصول این تروریسم را در هیات نماینده "مردم مسلمان" در خود جوامع
غربی بحساب خود میریزد.
۷- امروز
اساسا در اثر تجربه عراق و درماندگی دولت آمریکا و بن بست سیاستهای
تجاوزگرانه و میلتاریستی اش این دور تازه تعرض نئو کنسرواتیسم نیز به پایان
میرسد. روند قدرتگیری چپ و ایده های آزادیخواهانه و سکولاریستی که با ۱۱
سپتامبر متوقف شده بود امروز با قدرت بیشتر و در سطح وسیعتری در دنیا و در خود
کشورهای غربی سر بلند میکند و در برابر یکه تازی های نئوکنسرواتیسم و هر دو
شاخه اسلام سیاسی در غرب و در سراسر جهان بمیدان میآید.
۸- جنبش سکولاریستی در این دوره
نه در برابر فئودالیسم قرون وسطائی بلکه در مقابل بورژوازی نظم نوینی قرار دارد
و ازینرو تنها میتواند چپ و سوسیالیستی باشد. حرکتهای اعتراضی و کمپینها و
تشکلهای سکولاریستی که در این دوره در اروپا و امریکای شمالی، از ترکیه تا
آلمان و فرانسه و کانادا، در حال شکل گرفتن است بطور عینی حامل یک نقد و
اعتراض رادیکال به نظم نوین سرمایه جهانی است و عملا در برابر نتوکنسرواتیسم،
پست مدرنیسم و نسبیت فرهنگی قرار میگیرد.
۹- بورژوازی جهانی با عقب نشینی
نئوکنسرواتیسم میدان را خالی نخواهد کرد. راست سنتی و کنسرواتیسم کلاسیک تلاش
میکند با پرچم راسیسم، خارجی ستیزی و اروپا محوری از این شرایط نیرو بگیرد و در
برابر گرایش عمومی به چپ بایستد. جناح چپ بورژوازی
نیز خواهد کوشید تا اعتراضات مردم را در مخالفت با جنگ و میلیتاریسم محدود
نگاهدارد و از بسط و تعمیق آن به کل وضع موجود جلوگیری کند. تقابل با این
گرایشات و رادیکالیزه کردن اعتراضات مردم وظیفه کمونیسم کارگری در سطح جهانی
است.
۱۰- در دنیای امروز تنها کمونیسم
کارگری میتوانید بشریت و آزادیخواهی را در برابر کل اردوگاه بورژوازی جهانی با
همه گرایشها و جنبشهای ارتجاعی اش از میلیتاریسم و نئوکنسرواتیسم تا اسلام
سیاسی و کنسرواتیسم کلاسیک نمایندگی کند. کمونیسم کارگری جنبشی برای فراتر رفتن
از جامعه مدنی و رسیدن به یک جامعه انسانی است. اما امروز که بورژوازی جهانی
حتی از ایده های لیبرالی عصر روشنگری و مدنیت و جامعه مدنی دست شسته است، نه
تنها مبارزه برای رسیدن به یک جامعه انسانی بری از تبعیضات طبقاتی بلکه حتی
دفاع از مدنیت و جامعه مدنی تماما بعهده طبقه کارگر و جنبش کمونیسم کارگری قرار
گرفته است.
۱۱- در شرایط امروز دفاع از
مدنیت و جامعه مدنی و مبارزه علیه دخالت مذهب در دولت و در امور اجتماعی مردم
از خاورمیانه و آسیا و آفریقا تا خود کشورهای غربی یکی از جبهه های اصلی نبرد
طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی در یک مقیاس جهانی است. جامعه ایران در خط
اول این نبرد جهانی قرار دارد. قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی سکولاریسم
و مدرنیسم و برابری طلبی و آزادیخواهی را در برابر خود فعال کرده و به پرچم
مخالفت مردم تبدیل کرده است. امروز چپ و نقد و اعتراض سوسیالیستی در ایران در
مقایسه با کشورهای دیگر در شرایط حاضر و در قیاس با سابقه جنبشهای اعتراضی در
تاریخ معاصر خود جامعه ایران قدرتمند و گسترده است. سوسیالیسم و نقد سوسیالیستی
و ایده های انسانی و برابری طلبانه چپ هیچ زمان تا این درجه در جامعه ایران
رایج و مقبول نبوده است.
۱۲- حزب کمونیست کارگری این نقد
و اعتراض سوسیالیستی به سرمایه داری معاصر را در ایران و در سطح جهانی نمایندگی
میکند. در سطح سیاسی مبارزه علیه دوقطب تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی، و
ار نظر اجتماعی و فرهنگی مبارزه علیه پست مدرنیسم و نسبیت فرهنگی و تقسیم جوامع
به اقوام و مذاهب و ملیتها، در محور وظایف جهانی حزب کمونیست کارگری قرار دارد.
حزب با اعلام جبهه سوم در برابر
دو قطب تروریستی در جهت پاسخگوئی به این وظیفه گام برداشته است. اکنون با افول
نظم نوین جهانی و روندهای ارتجاعی که با خود به همراه آورد، در یک مقیاس جهانی
زمینه برای پیشروی جهان متمدن و تعرض بیشتر جنبش جبهه سوم علیه دوقطب
تروریستی و علیه کلیت نظم جهانی سرمایه فراهم شده است. امروز بیش از هر زمان
دیگر دفاع از انسانیت و مدنیت در برابر بربریت نظم نوین سرمایه از یک موضع
رادیکال و چپ و سوسیالیستی امکانپذیر و عملی است و این تاکید مجددی بر نقش
تعیین کننده ای است که جنبش جبهه سوم میتواند و باید ایفا کند و به پیش ببرد.
۱۳- پیروزی حزب و اعلام و
استقرار جمهوری سوسیالیستی در ایران در سطح دنیا ورق را تماما به نفع چپ و
کمونیسم کارگری برخواهد گرداند. سرنگونی جمهوری اسلامی بقدرت انقلاب اجتماعی
کارگران، چپ، مدنیت و انسانیت را در کل جهان به جلو خواهد راند و سوسیالیسم
علیه تبعیض را به پرچم جنبشهای اعتراضی تبدیل خواهد کرد. پیروزی انقلاب
سوسیالیستی در ایران آغاز پیروزی انسانیت بر بربریت نظم نوین سرمایه داری در
سراسر جهان خواهد بود. * |