موفقيت معلمان براي كل جامعه حياتي است
كاظم نيكخواه


اين روزها جامعه ايران را يك جوشش اعتراضي بسيار گسترده فرا گرفته است. جدال و كشاكش با نيروهاي جمهوري اسلامي در عرصه هاي مختلف جريان دارد. مبارزه و اعتصاب سراسري معلمان، تظاهرات و تجمعات دانشجويان و اعتراضات كارگران و در پيوند با همه اينها جنب و جوش اول مه را همزمان شاهديم. نگاهي نزديك به تك تك اين اعتراضات و عرصه هاي مبارزه بطور جداگانه لازم است تا نشان داده شود كه فضاي جامعه به سمت يك تحول جدي و عميق سير ميكند. اما اولين دستاورد اين فضاي گسترده اعتراضي ايجاد فضاي مبارزه كردن و تحميل حق مبارزه كردن و متشكل شدن به حكومت مرتجع اسلامي خواهد بود. در اين جهت بايد آگاهانه تلاش كرد. عقب راندن جمهوري اسلامي تا حدي كه نتواند عليه اعتراضات بطور گسترده و موثري لشكركشي كند، و يا تشكلها و محافل اعتراضي را متلاشي كند، يك شرط مهم ادامه و گسترش اعتراضات است. نيروهاي جمهوري اسلامي نبايد جرات كنند رهبران اعتراضات را دستگير كنند. نبايد بخود جرات تهديد مردم معترض را بدهند.
نمونه هايي اميد بخش و آموزنده ازين دست را اين روزها در ميان معلمان و دانشجويان شاهد بوديم. دانشجويان دانشگاه بابل دوستان خودرا با تظاهرات و شعار دادن و تجمع آزاد كردند. معلمان با ادامه اعتصاب و تجمع، توانستند همكاران خودرا در خميني شهر آزاد كنند و با دسته هاي گل از آنها استقبال كردند. در تهران با ادامه اعتصاب جمهوري اسلامي ناچار شد بيشتر معلمان دستگير شده را آزاد كند و وعده آزادي بقيه را بدهد. اعتراضات كارگران در ايران و در سطح جهان براي ازادي محمود صالحي نيز جريان دارد. و بي ترديد جمهوري اسلامي از ادامه بازداشت او زير فشار بسيار بيشتري قرار خواهد گرفت. ميتوانيم و بايد تلاش كنيم كه اورا نيز هرچه زودتر آزاد كنيم.
در يك كلام جمهوري اسلامي با مردم حق طلبي روبروست كه ديگر فقر و فلاكت و بي حقوقي را تحمل نميكنند. پا به ميدان گذارده اند تا به جامعه ضد انساني اي كه طبقه سرمايه دار به كمك حكومت و قوانين اسلامي برپا كرده اعتراض كنند و اين بساط ضد انساني را جارو كنند. اين مبارزه تا به زير كشيدن جمهوري اسلامي ادامه دارد و عجالتا هيچ نيرويي قدرت ساكت كردن و به خانه فرستادن مردم را ندارد.
دفاع از معلمان امروز يك حلقه حياتي است
امروز تداوم فضاي اعتراضي در جامعه، به موفقيت اعتراضات و مبارزه معلمان كه اين بار گسترش بي سابقه اي يافته و هم اكنون ادامه دارد، گره خورده است. فاز تازه اي از مبارزه و اعتراضات معلمان كه خود بخشي از طبقه كارگر هستند هم اكنون جريان دارد. بعد از تجمع قدرتمند معلمان در اواخر اسفند ماه سال گذشته در برابر مجلس اسلامي كه عليرغم فضاي حكومت نظامي حدود ٢٠ هزار نفر در آن شركت كردند، در سال جديد معلمان همانگونه كه اعلام كرده بودند اعتصاب سراسري خودرا آغاز كردند. و اين عليرغم دستگيري دهها معلم در تهران و شهرهاي ديگر و تهديدات و فشارهاي مختلف بر معلمان كه حتي اخراج دسته جمعي را در برميگرفت صورت ميگيرد. در روزهاي اخير اعتصاب سراسري معلمان را در تهران و بسياري از شهرها و مناطق مختلف شاهد بوديم. در روزهاي ٢٦ و ٢٧ فروردين نه فقط بيشتر مدارس تهران به حال نيمه تعطيل در آمدند بلكه در شهرهاي بزرگ و كوچك و حتي در شماري از بخشها و روستاها نيز اعتصاب به جريان افتاد. اين اعتصابي دو روزه و هشداري بود و با موفقيت و با هشداري قدرتمند به حكومت اسلامي به پايان رسيد. در اين اعتصاب شاهد حمايت بخشهاي مختلف كارگران از معلمان شديم. دانش آموزان و خانواده هايشان نيز وسيعا از اعتصاب معلمان حمايت كردند. معلمان اعلام كرده اند كه در صورتيكه به خواستهايشان پاسخي قانع كننده داده نشود، اعتصاب و اعتراضات خودرا در روزهاي سوم و نهم ارديبهشت ادامه خواهند داد. گزارش روزشمار دو ماه اخير مبارزه كارگران و چند اطلاعيه از حدود سي اطلاعيه در باره معلمان از حزب كمونيست كارگري را در اين شماره كارگر كمونيست ملاحظه ميكنيد.
معلمان حلقه رابط بخشهاي مختلف كارگران و مردم هستند. اعتراض و مبارزه آنها سراسري است و به يك شهر و دوشهر محدود نميشود. سطح آگاهي سياسي در ميان آنها نسبتا بالاست و گرايش راديكال در ميان آنها قوي است. ادامه اعتصاب آنها ميتواند كل جامعه را به جوشش در آورد و به جنبش اعتراضي و سرنگوني طلبي گسترش و قدرت بسيار بيشتري بدهد. معلمان خواهان زندگي انساني هستند. معلمان حقوقهاي زير فقر را قبول نميكنند. معلمان به فضاي كنترل و تفتيش در مدارس اعتراض دارند. اينها و بسياري خواستهاي ديگر را معلمان چند سال است به اشكال مختلف طرح كرده اند و پاسخي جز سركوب و تهديد و اخراج از جانب جمهوري اسلامي نگرفته اند. اين مهم است كه همه كارگران و مردم فعالانه تلاش كنند كه اين مبارزه به موفقيت برسد و جمهوري اسلامي در تحميل بي حقوقي به معلمان عقب رانده شود. پيروزي معلمان در برابر حكومت اسلامي بر سرنوشت و مبارزه تمام بخشهاي جامعه و كل جنبش حق طلبانه و اعتراضي تاثير فوري خواهد گذاشت. جمهوري اسلامي از اين مبارزه به وحشت افتاده است. تعطيل سه روزه مدارس تحت عنوان جديد " تعطيلات بهاري " خود تلاشي براي ايجاد وقفه در اين مبارزه، پراكنده كردن معلمان، و ايجاد آمادگي در صفوف خويش براي مقابله با معلمان است.
حمايت وسيع از معلمان و مقابله با سياستها و توطئه هاي جمهوري اسلامي امر همه كارگران و مردم است. هر انسان حق طلب و آزاده اي كه خواهان خلاصي از شرايط جهنمي موجود است بايد تقويت اين مبارزه و بسيج حمايت وسيع از انرا امر خود بداند. سوال اينست كه آيا همه آنها كه به اعتراض و مبارزه فكر ميكنند، صداي معلمان را شنيده اند، براي اين مبارزه و ادامه آن اهميت شايان و درخور را ميدهند، تلاششان و انرژي شان را به كار مي اندازند كه اين مبارزه قدرتمند تر شود و معلمان بتوانند در برابر فشارهاي جمهوري اسلامي بايستند؟ اين كار ماست كه تضمين كنيم و يا كاري كنيم كه جواب به اين سوالات مثبت باشد. به جريان انداختن يك كمپين و كارزار گسترده در ايران و در سطح بين المللي در حمايت از معلمان فوري ترين اقدام است. اين كارزار ميتواند وسيع ترين بخشهاي كارگران و دانشجويان و مردم معترض را در پشتيباني از معلمان و مقابله با توطئه ها و سركوبگري جمهوري اسلامي به حركت در آورد. فعالين كارگري و رهبران جنبشهاي اعتراضي بايد به جريان انداختن چنين كمپيني را امر خود بدانند. ميتوان بطور مشخص در اين زمينه سخن گفت و بايد گفت. اما شرط اول، توجه دادن كل كارگران و مردم به نفس اهميت موفقيت مبارزه معلمان براي كل جنبش اعتراضي و حق طلبانه در جامعه است. هرچه بخشهاي وسيعتري از كارگران و مردم به اين امر بيشتر واقف باشند، به برپايي حركتي گسترده در تقويت مبارزه و جنبش معلمان نزديكتر شده ايم. ايجاد جمعهاي همبستگي و پشتيباني از معلمان، دادن قطعنامه هاي حمايتي از آنها، رساندن صداي اعتراض آنها به گوش همه مردم، شركت در تجمعات آنها و بسياري از اقدامات مشخص را ميتوان در اين رابطه وسيعا در دستور گذاشت. كارگران، دانشجويان، دانش آموزان و خانواده هاي آنها ميتوانند در ايجاد اين فضاي همبستگي با معلمان نقش كليدي داشته باشند.
و بلاخره اين اميدواري را هم اينجا ابراز كنم كه با وجود جوشش گسترده مبارزه و اعتراض در شرايط كنوني، ميتوان خوش بين بود كه اول مه امسال كه دو هفته اي بيشتر به آن نمانده است، يك نقطه چرخش جديد و مثبت و مهم در جنبش كارگري و به تبع آن كل جنبش اعتراضي و حق طلبانه و سرنگوني طلبي در ايران خواهد بود. اين امكان بطور واقعي و عيني وجود دارد و بايد با اين عزم و با چشم انداز و هدف برپايي يك اول مه وسيع، توده اي، و راديكال به سوي مراسم و تجمعات اول مه امسال گام گذارد.