حزب کمونیست کارگری



شماره حساب ها و نحوه کمک مالی به حزب

آرشیو مقالات آرشیو مقالات بهروز مهرآبادی بهروز مهرآبادی: بحران سرمایه داری و بازنشستگی در ۷۵ سالگی!

بهروز مهرآبادی: بحران سرمایه داری و بازنشستگی در ۷۵ سالگی!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

behrooz-mehrabadi

انترناسیونال ۴۳۹

بهروز مهرآبادی

صفحه بازتاب هفته

 

بحران سرمایه داری و بازنشستگی در ۷۵ سالگی!

 

روز چهارشنبه ۸ فوریه نخست وزیر سوئد فردریک راینفلدت، میزبان نخست وزیران دولت های اروپای شمالی، کشورهای بالتیک و همچنین نخست وزیر بریتانیا دیوید کامرون بود. موضوع گردهمآیی روسای دولت ها این بود که چگونه در آینده سالمندان بتوانند جایی در بازار کار پیدا کنند. اما مصاحبه آقای راینفلدت با روزنامه داگنز نیهتر یک روز قبل از برگزاری، موضوع بحث این اجلاس را بهتر آشکار کرد.

 

موضوع مصاحبه فردریک راینفلدت ضرورت  بالا رفتن سن بازنشستگی است. بالا رفتن متوسط سن انسانها یک نگرانی بزرگ رئیس دولت سرمایه داران سوئد است و می گوید: "کودکانی که امروز متولد می شوند می توانند به صد سالگی برسند." و به عقیده ایشان "این تغییر بزرگی است که همه شهروندان و سیاستمداران هنوز عواقب آن را درک نکرده اند". او نگرش سرمایه داری در مورد حق بازنشستگی و سایر خدمات بازنشستگی را به این شکل بیان می کند: "اقتصاد جهانی تغییر کرده است. کشورهایی که تلقی ما را از رفاه ندارند وارد رقابت شده اند. در این کشور ها مالیات و هزینه هایی که صرف سیستم بازنشستگی و خدمات اجتماعی می شود، به قیمت اجناس نمی افزایند." آقای نخست وزیر می پرسد که "آیا معادله ما موازنه خود را حفظ خواهد کرد؟" و خود پاسخ می دهد که "انسانها باید تا سنین بالاتری نسبت به امروز معاش خود را تامین کنند و زندگی شغلی می تواند تا ۷۵ سالگی امتداد یابد". راینفلدت تهدید می کند: "اگر انسانها تصور می کنند که می توانیم زندگی طولانی تر و دوران زندگی کاری خود را کوتاهتر کنیم، در اینصورت حقوق بازنشستگی کمتر خواهد شد، آیا مردم برای این وضعیت آمادگی دارند؟ من فکر می کنم که در دراز مدت این را نخواهند."

 

در حال حاضر کشور سوئد نسبت به سایر کشورهای اروپایی و حتی بسیاری از کشورها جهان بالاترین سن بازنشستگی یعنی ۶۵ سال را دارد. حقوق بازنشستگی به نسبت سایر کشورهای اروپایی در سطح بسیار پائینی قرار دارد. حتی دریافت کامل این حقوق هم برای بسیاری امکان پذیر نیست و در بسیاری از مواقع بخش عمده آن در لابلای چرخ دنده های سیستم پیچیده و بوروکراتیک ناپدید می شود. حقوق بازنشستگی به بخش های مختلفی تقسیم شده و فقط یک بخش آن که بزحمت کفاف حداقل هزینه های زندگی را می دهد، به همه تعلق می گیرد. بازنشستگی پیش از موعد در صورت بیماری و عدم توانائی انجام کار، بسیار دشوار است و در صورت موافقت با آن میزان حقوق کاهش چشمگیری پیدا می کند، بهمین دلیل بسیاری ناچارند با تحمل مشقت و رنج تا رسیدن به ۶۵ سالگی به کار ادامه دهند. از اوایل سال ۲۰۰۰ و در دولت سوسیال دمکرات ها سیستم قدیمی بازنشستگی تغییر کرد. با تبلیغات و بازاریابی بخش عظیمی از اندوخته های بازنشسته ها وارد بازار بورس شد. خیلی زود از ارزش  این اندوخته ها دهها برابر کاسته شد و به همان میزان  به جیب دلالان، بانکداران و صاحبان شرکت های عظیم تجاری سرازیر گشت. بیش از دویست میلیارد کرون از موجودی صندوق بازنشستگان توسط سوسیال دمکرات ها، به صندوق دولت واریز شد، تا بدهی های دولت پرداخت شود. قرضی که تاکنون برگشت داده نشده است.

با عمیق تر و دائمی شدن بحران سرمایه داری چشمان حریص دولت ها به حقوق بخور و نمیر بازنشسته ها دوخته شده است. زندگی برای مزدبگیران معنی و مفهومی بجز بردگی و فرسوده شدن و نابود شدن در خدمت سرمایه را نمی تواند داشته باشد. شعارهایی نظیر "دولت رفاه" و "دوران بازنشستگی سعادتمندانه"، توخالی و پوچ بودن خود را نشان داده است. حتی در کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی هم بورژوازی شمشیر را از رو بسته است. آقای راینفلدت حرف آخر را می زند: کار بردگی تا آخرین روزهای زندگی، تا زمانی که پشت های خمیده، دست های لرزان و پاهای ناتوان چرخ های سرمایه را بگردانند. سن پایان کار و حقوق بازنشستگان در طول سالهای بسیار پر رونق سرمایه کمترین تغییری پیدا نکرد، اما با آغاز بحران و پائین آمدن نرخ سود، آنها اولین قربانیان رقابت ها و کشمکش های بخش های مختلف سرمایه هستند.

اما صاحبان و نمایندگان سرمایه قوانین بازنشستگی ویژه خود را دارند. آقای راینفلدت پس از رسیدن به سن پنجاه سالگی می تواند خود را بازنشسته کرده یا از کار کناره گیری کند و حقوق سالانه ای نزدیک به دویست هزار یورو در سال دریافت نماید. وزرای دولت، نمایندگان پارلمان و بسیاری از مقامات بالای دولتی به نسبت مدت زمان کار خود، حقوق تضمین شده ای معادل چندین برابر حقوق یک کارگر ساده دریافت خواهند کرد. تاکنون صدها مورد از قراردادهایی موسوم به "چتر نجات" افشا شده که بر اساس آن مدیران و اعضای هیئت مدیره موسسه ها و شرکت های دولتی و خصوصی، پس از پایان کار و حتی پس از اخراج بخاطر فساد مالی، مبالغ هنگفتی که گاه به دهها میلیون یورو بالغ می شود، بعنوان حقوق بازنشستگی دریافت کرده اند.

سیستم بازنشستگی در کشورهای سرمایه داری ظاهرا بر اساس اخذ بخشی از درآمد حقوق بگیران و بازپرداخت و تقسیم آن بین آنها پس از رسیدن به سن کهولت است. به این ترتیب دولت های سرمایه داری حاضر به قبول مسئولت خود در قبال سالمندان، تامین زندگی و آسایش آنها، نبوده و شهروندانی که بار ساختن جامعه بردوش آنها بود، باید از اولین سنین جوانی خود بفکر تامین زندگی خود در ایام پیری باشند. اما بسیاری از دولت ها به این هم تکافو نمی کنند، موجودی صندوق های بازنشستگی که در حقیقت اندوخته کارگران و سایر حقوق بگیران است، در دست دولت ها و نمایندگان آنها قرار داشته و بخش زیادی از آن با انواع ترفند ها، به غارت رفته است.

بسیاری از دانشمندان و حتی سخنگویان بورژوازی در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم نوید می دادند که با وقوع  انقلابات صنعتی، بالا رفتن سرعت تولید و پیشرفت ارتباطات، در آینده ای نزدیک ساعات کار و سن بازنشستگی بسرعت پائین آمده و انسانها امکان بیشتری برای آسایش و لذت بردن از ساعتهای فراغت خود را خواهند یافت. اما منطق سرمایه مخالفت شدید خود را با این آرزو نشان داد. بر اساس گزارش های علمی در طول نیم قرن گذشته میزان بازدهی کار در بخش های مختلف تولید صنعتی و کشاورزی دهها برابر شده  اما میزان ساعات کار و سن بازنشستگی تغییر چندانی نکرده است. بالا رفتن بازدهی کار و کاهش زمان تولید تاثیر مستقیم خود را در بیشتر شدن فاصله طبقاتی نشان داده است و بنا به گزارشات رسمی در چند دهه گذشته فاصله بین ۹۹ درصدی فقرا و یک درصد ثروتمندان یا به زبان دیگر نرخ استثمار صدها برابر شده است.

سخنان وقیحانه نخست وزیر سوئد برای رساندن سن بازنشستگی به ۷۵ سال با اعتراض و اعلام انزجار اکثریت مردم سوئد روبرو شده است. اما سایر احزاب پارلمانی همگی به نوعی موافقت خود را  با افزایش سن بازنشستگی اعلام کرده اند. حزب سوسیال دمکرات از مدتها قبل این پیشنهاد را مطرح کرده بود. احزاب "مردم" و "مرکز" و "دمکرات های سوئد" هم مانند همیشه در کنار دولت ایستاده اند. "حزب چپ" که تاکنون جرات نکرده است خواست پائین آمدن سن بازنشستگی را مطرح کند، خجولانه اعلام کرد که تصور نمی شود کسی بتواند این سن یا سن یا سن دیگری را برای یک بازنشستگی خوشایند پیشنهاد کند. ولی یک مسئله مشخص است: خیلی ها نمی توانند تا ۶۵ سالگی کار کنند. ما باید اول در باره این مسئله صحبت کنیم. حزب محیط زیست هم ضمن اظهار مخالفت با نظرات اخیر نخست وزیر با بالا رفتن سن بازنشستگی مخالفتی نکرد. اتحادیه سراسری کارگران سوئد( ال او) نه تنها واکنشی در مقابل حملات دولت محافظه کار به بازنشستگان از خود نشان نداده بلکه به پیروی از حزب سوسیال دمکرات مخالفتی با بالا رفتن سن بازنشستگی نکرده است.

بالا بردن سن بازنشستگی، کم کردن حقوق بازنشستگان و غارت صندوق های بازنشستگی بطور جدی در دستور کار بیشتر دولت های اروپایی قرار دارد و در بعضی کشور ها عملی شده است. اجلاس روز چهارشنبه نخست وزیران ۸ کشور اروپایی در استکهلم را می توان مقدمه ای برای یورش به بازنشستگان به حساب آورد. بازنشستگان از ضعیف ترین گروه های اجتماعی هستند و بدون حمایت نهاد ها و سازمان های کارگری امکان واکنش جدی در مقابل اقدامات دولت ها ندارند. این حمله در سوئد شدیدتر خواهد بود. سیاست های ضد کارگری و ارتجاعی حزب سوسیال دمکرات، بی تفاوتی اتحادیه های کارگری نسبت به تحولات اجتماعی و بی خاصیتی سایر احزاب چپ زمینه مساعدی برای این حمله فراهم کرده است. جامعه سوئد نیازمند رهبری حزبی است که بتواند در مقابل تهاجم سرمایه داری به دستاوردهای دهها سال مبارزات کارگران سوئد ایستادگی کند و آنها را در مقابل این یورش بزرگ سازمان دهد.*

 

 

  Share/Bookmark