حزب کمونیست کارگری



شماره حساب ها و نحوه کمک مالی به حزب

آرشیو مقالات آرشیو مقالات سیامک بهاری گفتگو با سیامک بهاری در مورد نشست مرکز اولوف پالمه در سوئد

گفتگو با سیامک بهاری در مورد نشست مرکز اولوف پالمه در سوئد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 Siamak-bahari

انترناسیونال ۴۴۰

 

بورژوازی غرب و اپوزیسیون راست

گفتگو با سیامک بهاری در مورد نشست مرکز اولوف پالمه در سوئد

 

انترناسیونال: سیامک بهاری مرکز اولوف پالمه از شماری از چهره های اپوزیسیون جمهوری اسلامی دعوت کرده بود که در نشستی تحت عنوان اتحاد برای دموکراسی شرکت کنند و به بحث تبادل نظر بپردازند. این سمینار به موضوع بحثها و مخالفتهای بسیاری تبدیل شد. مساله چیست اگر ممکن است اول کمی در مورد این سمینار یا نشست توضیح دهید:

 

سیامک بهاری: همینطور است که شما می گویید٬ این سمینار به یک جنجال واقعی بدل شد. قبل از هر چیز باید این را تاکید کنم که این نشست٬ واقعا یک سمینار نبود٬ از ابتدای علنی شدن تا اجرای آن موش و گربه دوانی و مخفی کاری و پچ و پچ ها و توجیهات بشدت متناقضی صورت گرفت. یک نکته را تاکید کنم که علیرغم نیت برخی شرکت کنندگان٬ کل این پروژه از مدتها قبل توسط چند چهره مشخص مانند نوری زاده٬ محسن سازگارا٬ شهریار آهی٬ حسن شریعتمداری و چند تن دیگر شروع شد٬ تلاش برای گرد آوری نیروهای هم جهت برای به خط کردن و توجیه متقابل با هدف معرفی یک آلترناتیو سیاسی تحت عنوان حاکمیت صندوق رای. گفته شده است که حتی موضوعاتی از قبیل معرفی یک چهره شاخص بعنوان رییس جمهور آینده نیز مطرح شده بود٬ از جمله حسن شریعتمداری و شیرین عبادی دو فردی بودند که در باره معرفی آنها صحبتها و اشاراتی هم شده بود.

 

برای روشن شدن موضوع باید قدری تاریخ این گردهم آیی های مهندسی شده را هم نگاه کنیم. شبیه اجلاس استکهلم٬ چندی قبل در لندن انجام شد. مؤسسه سلطنتی مطالعات بین‌المللی بریتانیا "چاتم هاوس" Chatham House که خود را یک سازمان غیر دولتی می خواند٬ عهده دار این نشست کاملا محرمانه بود. تلویزیون العربیه موضوع نشست چاتم هاوس را فاش کرد و ماجرا علنی شد. از آن به بعد ضریب پنهان کاری این نشستها کاهش یافت. برکسی پوشیده نیست که چاتم هاوس اتاق فکر سیاست خارجی بریتانیا است. این مؤسسه سرپرست تدوين تصمیمات کلان ديپلماسی بریتانیا در سطح بین المللی است و معمولا مهره های درجه اول و تعیین کننده دولتی اروپا و امريکا و عوامل و عناصر سازمانهای امنيتی مشهور جهان در سمینارهای این مؤسسه شرکت ميکنند. یادآور شوم که این همان مؤسسه ای است که سال ١٣۸٥ به خاتمی دکترای افتخاری حقوق اعطا کرد. در ادامه٬ نشست پاریس٬ برلین وهامبورگ انجام گرفت. نیروی اصلی این گرد هم آیی ها طیف مشخصی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند که بارها تحت عناوین "حاکمیت ملی"٬ "شورای ملی"٬ "کنگره ملی"٬ "حاکمیت صندوق رای" و غیره اجلاسهای شبیه این را سازمان داده اند. که بعدا مفصل تر راجع به آنها خواهم گفت.

 

کنفرانس اتحاد برای دمکراسی هم از ابتدا نامش این نبود٬ کارگاه آموزش برای انتخابات آزاد و چیزی شبیه این نامگذاری شده بود. بعدتر نام کنفرانس را تغییر دادند و تحت عنوان "اتحاد برای دمکراسی" برگزار کردند. بنا به لیست منتشر شده٬ ٦٥ نفر به کنفرانس استکهلم دعوت شده بودند٬ اسامی آنها در بسیاری از وب سایتها منتشر شده است. یکی دو نفر و مشخصا پروین اردلان از ابتدای دعوت٬ انصراف داد و به دلیل عدم شفافیت خودش را از معرکه بیرون کشید. در عین حال همچنان اسامی محرمانه دیگری نیز باقی است و کسی خارج از دایره خودشان٬ از چند و چون آن اطلاع موثقی ندارد.

نحوه برگزاری کنفرانس هم شنیدنی است. مؤسسه اولاف پالمه میگوید که تعدادی از اعضای اپوزیسیون ایرانی٬ از جمله محسن سازگارا٬ شهریار آهی٬ فریدون احمدی٬ حسن شریعتمداری و مهدی براتی به ما نامه نوشتند و مراجعه کردند و خواستند که برایشان کنفرانس بگذاریم. اما همین افراد نامبرده در کنفرانسی در تاریخ ۲۸ ژانویه در هامبورگ خلاف آنرا ذکر میکنند اعلام میکنند که مؤسسه اولاف پالمه از آنها خواسته است که به منظور ایجاد همفکری و همدلی و همراهی در چنین کنفرانسی شرکت کنند.  آقای رضا طالبی که پیشتر از مبتکرین و مسئولان کنگره ملی ایرانیان بود و از اعضای با نفوذ حزب سوسیال دمکرات سوئد و سرپرست برگزاری نشست استکهلم مرکز بین المللی اولاف پالمه را هم بعهده داشت در پاسخ به خبرنگار رادیو سراسری پژواک میگوید که این مرکز ابتکاری در تعیین افراد نداشته و چهره هایی از اپوزیسیون می خواسته اند که نشست داشته باشند و ما کمکشان کردیم.

متوجه تناقض ها می شوید. حتی نفس اینکه چه کسی برگزار کننده است و اشخاص را انتخاب و دعوت میکند نه تنها شفاف نیست که در هاله ای از ابهام و رمز و رموز پوشیده است. حتی اکنون پس از برگزاری کنفرانس هم پاسخی برای این سوالات موجود نیست. مهدی براتی که از او بعنوان یکی از متقاضیان برگزاری کنفرانس توسط مرکز بین المللی اولاف پالمه نام برده شده جداگانه نامه اعتراضی سرگشاده منتشر میکند و میگوید از چنین درخواستی بی اطلاع بوده است و هیچ گاه هم نامه ننوشته است. او در اعتراض به این دروغگویی مؤسسه اولاف پالمه درجلسه استکهلم هم شرکت نمی کند.

مسئولیت اصلی کنفرانس را کارگاه آموزشی "ايده آ" بعهده می گیرد. و قرار براین میشود که دعوت شدگان در يک کارگاه آموزشی دربسته و اختصاصی بنام "کارگاه هدی صابر" برای برگزاری انتخابات آزاد آموزش ببینند. مؤسسه "ایده آ" یک نهاد نیمه دولتی با حدود ١۲۰ کارمند است که با بودجه دولتی اداره میشود. اتاق فکری شبیه چاتم هاوس٬ درابعادی محدودتر. خوب تا اینجا کاملا مشخص است که نهادهای به ظاهر غیر دولتی و نیمه دولتی که اساسا و ظیفه شان مهندسی افکار سیاسی است٬ در چهار گوشه جهان دست به دست هم داده اند که نیروی سیاسی لازم برای متحد کردن اپوزیسیونی که بتواند اهداف استراتژیک غرب را درمناقشات جاری با جمهوری اسلامی متحقق کند را گرد بیاورند و سازماندهی کنند. بعد از این کنفرانس٬ نشست دیگری در ماه آوریل توسط سازمان جمهوری خواهان که در واقع نام دیگر سازمان اکثریت است٬ با طیفی از همین دست٬ در واشنگتن برگزار خواهد شد. این رشته همچنان ادامه دارد.

 

 
انترناسیونال: بطور مشخص نهادی بنام مرکز اولوف پالمه که خودرا یک نهاد غیر دولتی و فرهنگی میداند چه هدفی از این نوع سمینار ها میتواند داشته باشد یعنی اینها با جمع کردن این جماعت دست راستی رنگارنگ به چه چیزی میخواهند برسند؟ ﺁیا میخواهند ﺁلترناتیو برای ﺁینده ایران بسازند؟ و فکر میکنید چرا این سمینار مخفیانه برگزار شد ﺁیا این بدلیل امنیتی بود یا دلایل دیگری داشت؟

 

سیامک بهاری: من عمیقا معتقدم که غرب از هم اکنون صدای انقلاب مردم ایران را شنیده است. خطر انقلاب را نزدیک دیده است. اگر انقلاب در بگیرد برای غرب دشواری سنگینی پیش خواهد آورد٬ هم  دستگاه سرکوب خشن و بیرحم جمهوری اسلامی را از دست داده است٬ هم هژمونی و موقعیت استرتژیک خود را. غرب به آینده جمهوری اسلامی و بهبود روابط آن با خودش امیدی ندارد. هر روز هم دامنه مناقشات بالاتر میرود. بنابراین منافع استراتزیک غرب حکم می کند تا دیر نشده و فرصتی هست٬ نیروهای سیاسی هم جهت با خود را بیابد٬ زیر نور افکن دستگاه افکارعمومی سازیش قرار دهد تا قبل از هرچیز با اتکا به آن بتواند مردم را به خانه بفرستند٬ تا انفجار انقلاب صورت نگیرد. همه خواستها و مطالبات رادیکال و آزادیخواهانه مردم را با شعبده بازی حاکمیت صندوق رای و چیزی شبیه آن٬ آنهم در حاکمیت جمهوری اسلامی فیصله دهد. دست به دست شدن قدرت یک بخش جدی از مشغله غرب در منطقه است. نمی تواند دست روی دست بگذارد. فعلا نیرویی که نیم بند٬ جمع آوری کرده همین است!

 

محرمامه و مخفیانه برگزار شدن این کنفرانس هم دقیقا موضوعیتش از همین جاست. تصمیم پشت درهای بسته برای خاموش کردن قیام مردم. این اساس محرمانه بودن برگزاری چنین کنفرانسهایی است. و گرنه ما باید به موش و گربه بازی مرکز اولاف پالمه  تن بدهیم که  میگوید: این تقاضای برخی از نیروهای اپوزیسیون بود که می خواستند به دلایل امنیتی محل و تاریخ برگزاری کنفرانس محرمانه باشد٬ مخصوصا اپوزیسیون کرد! در حالیکه تمام تلاش همگی شان اینست که خود سیاست و اساس کار مخفی بماند٬ حتی برگزاری این جلسات باید محرمانه باشد. مردم نامحرمند! از چاتم هاوس تا اولاف پالمه سنتر همه بر یک قاعده کار میکنند. بنا براین طبیعی است که طیفی دست چین شود که حتی یک مویرگ انقلابی گری در اندام سیاسی اش نباشد. طیفی از ملی مذهبی ها٬ دفتر تحکیم و حدت ها٬ سازمان اکثریت٬ حزب توده و طیفهای هم خط و جریانات قومپرست و کلا پرو غرب به اضافه شورای هماهنگی جنبش سبز امید یعنی طیف کروبی و موسوی. این نیروی مورد توجه غرب است. اینها را باید کنار هم قرار دهد٬ آموزش دهد و متحد کند. موانع بر سر راه هم جهتی آنها را رفع کند. همه آنها باید متحد شوند و به نام حاکمیت صندوق رای و چیزی شبیه به این٬ آلترناتیو بی خاصیت جمهوری اسلامی شوند. این اتحاد باید آتش انقلاب را خاموش کند. انقلاب خشونت است نکنید٬ نکنید٬ تئوری شناخته شده همین طیف است!

نهاد به اصطلاح فرهنگی اولاف پالمه طی چند ماه گذشته چند نمونه از همین "کارگاههای آموزشی" را برای آموزش شورای موقت ملی سوریه و نیز اپوزیسیون برمه تشکیل داده است. تا به مورد ایران برمیگردد این سومین کارگاه آموزشی آنهاست٬ هر سه بار هم پشت درهای بسته کارشان را کرده اند. اینها ماموریتهایی است که بعهده این نهادهای به ظاهر غیر دولتی و فرهنگی می گذارند. جای پای هیچ کشوری هم دیده نمیشود٬ نهادی "فرهنگی و آموزشی" عهده دار کار خیری شده است. شتر سواری دولا دولا همین است. مردم را ساده و نادان فرض کرده اند. باید مخفیانه جلسه بگیرند٬ مخفیانه تصمیم بگیرند٬ و گرنه چنان خشم مردم جاوریشان میکند که فرصت بعدی برایشان باقی نماند.

 

این اجلاس مخفی ماند٬ کسی برنامه های آموزشی آنها را ندید٬ ما نمیدانیم راجع چه چیز حرف زدند و آموزش دیدند٬ اما میدانیم که راجع به چه چیزهایی حتی یک کلام از دهنشان نپریده است. مطمئن باشید کسی در این تجمع علیه فقر و فلاکتی که جمهوری اسلامی به مردم تحمیل کرده چیزی نگفته است٬ کسی از توقف ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی و لغو اعدام و زن آزاری سیستماتیک در جمهوری اسلامی لام تا کام چیزی نگفته است٬ کسی علیه سنگسار چیزی نگفته است. کسی از آزادی زندانیان سیاسی و برچیدن زندانهای سیاسی نگفته است. کسی حرف کارگر و حقوق سیاسی و اجتماعیش را نزده است. از دستمزد زیر خط فقرش که چندین ماه پرداخت نشده است٬ سخنی نگفته است. کسی از سرکوب جوانان وکهریزکی کردنشان نگفته است.

 


انترناسیونال: افرادی که به این سمینار دعوت شده بودند از طیفهای مختلفی بودند از طرفداران سلطنت تا ناسیونالیست و قوم پرست و تا کسانی که در واقع بخشی از حکومت اسلامی بوده اند و هنوز هم به طور تلویحی از حفظ نظام اسلامی دفاع میکنند بهرحال چه چیز مشترکی بین اینها وجود دارد و فکر میکنید تا چه حد زمینه برای نزدیکی یا اتحاد اینها وجود دارد؟

 

سیامک بهاری: اینکه می گویند چاقو دسته خودش را نمی برد واقعا در باره این جریانات صدق میکند. کسی در این جمع نیست که بگوید جمهوری اسلامی باید برود. همه اینها در یک چیز مشترکند٬ همه شان ضد انقلابند. ضد حاکمیت مردمند٬ ضد قدرت گیری مردمند. دشمنی با انقلاب اینها را دریک مسیر قرار داده است. هر درجه که تکانهای سیاسی انقلاب محسوس تر بشود٬ این گروهها بیشتر به هم پناه میبرند. هر چقدر جمهوری اسلامی بیشتر ترک بردارد و فروپاشی اش علنی تر شود٬ هم سرنوشت تر می شوند. اتحاد نیروهای ارتجاعی اپوزیسیون٬ علیه انقلاب مردم نام واقعی وحدت این نیروهاست. غرب در این میان کارش رفع موانع اتحاد این نیروهای ارتجاعی و تقویت توان و بنیه ضد انقلابی آنهاست.  دست چین کردن این پتانسیل و جمع کردن آن بدون تردید ساختن آینده سیاسی دیگری برای مردمی است که میخواهند با انقلابشان به خوشبختی برسند. و اینبار باید در دام دیگری تحت عنوان "حاکمیت صندوق رای" خلع صلاح شوند. این کنفرانسها و این جمع ارتجاعی کارش و وظیفه اش خلع صلاح انقلاب مردم است. به خانه فرستادن مردم و ناامید کردنشان است.

 

اما ببینید با همه تمهیدات و تلاشها و هزینه ها کنفرانس اتحاد برای دمکراسی علیرغم ادعای برگزار کنندگانش شکست خورد. یک راه پیروزی این جریانات ارتجاعی مخفی بودنشان است٬ پنهان کردن تناقضاتشان است. بی خاصیتی شان است. همه اینها به مدد جو انقلابی موجود برملا شد. کسانی که انقلاب جاری مردم ایران را باور ندارند متوجه خواهند شد که دهها و صدها کنفرانس دیگر از این دست٬ در ناباوری عمیق مردم از آنان به شکست خواهد انجامید.

 

همه این اتحاد ها درمقابل مردمی که برای منزلت و معیشت خود چاره ای بجز انقلاب ندارند پوچ و بی معناست. هر تصمیمی بگیرند و هر رنگی بخود بزنند٬ مطالبات فوری مردم آنها را درخیابان و کارخانه و دانشگاه به مصاف میطلبد. اینها چگونه پیروز میشوند و متحد میشوند در حالیکه مسیر مبارزه مردم و قیام و انقلاب مردم دقیقا مخالف جهت آنهاست؟ این سنگربندی غرب در مقابل انقلاب مردم است. اسمش را هرجه می خواهند بگذارند. این پروژه ها محکوم به شکست است. تلاشی عبث دردقیقه نود است. اینها چه فردی و چه سازمانی امتحانشان را دربیش از سه دهه سیاه نکبت حکومت اسلامی داده اند. پرونده جمعی و فردی اینها بیش از آنکه در حکومت آینده ایران گشوده شود در محضر دادگهای مردمی و در صحن بین المللی به جرم همکاری فعال با جمهوری اسلامی گشوده خواهد شد. این اتحادی زیر دیوار شکست خورده جمهوری است. عاقبتش معلوم است*

  Share/Bookmark