جمهورى اسلامى تلاش گسترده اى را از روز قبل آغاز کرد تا عليرغم اينکه مراسم هشت مارس پارک لاله از قبل مجوز گرفته بود را ملغى کند. از روز قبل شايعه کرده بودند که مراسم لغو شده است.
عصر روز ٨ مارس ساعت ٥ بعدازظهر، به تدريج جمعيتى که ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر را بالغ ميشد، به طرف پارک آمدند. نيروهاى انتظامى، محل برگزارى مراسم را که جلو آمفى تئاتر پارک لاله بود براى جلوگيرى از بهم پيوستن مردم، به سه قسمت تقسيم کرده بودند. تعدادى از زنان به همراه فرزندانشان در اين تجمع شرکت کرده بودند. در قسمت مربوط به مسئولين مرکز فرهنگى زنان، نيروهاى انتظامى آنها را محاصره و اجازه ورود کسى به قسمت آنها را نميدادند. مسئولين مرکز فرهنگى مشغول جر و بحث با نيروهاى انتظامى بودند که ناگاه دختر جوانى که پلاکاردى در دست داشت تلاش کرد به اين قسمت برود. در اين هنگام زن جوانى خطاب به نيروهاى انتظامى با صداى بلند گفت، مگر حکومت نظامى است که نميگذاريد کسى وارد پارک شود، چرا ما را محاصره کرده ايد؟ نيروهاى انتظامى پلاکارد دختر جوان را گرفتند. با درگيرى اين دختر با نيروهاى انتظامى، يکجا جمعيت برخاسته و چندين دقيقه بدون توقف فقط دستها را بلند کرده و به علامت اعتراض دست ميزدند. يکى از نيروهاى پليس گفت: محرم است، درست نيست دست بزنيد. زن جسورى فرياد زد، دست زدن ما عزاى شماست!
يکى از مسئولين مرکز فرهنگى به سمت ميکروفون رفت و گفت روز زن بر همه شما مبارک و آنگاه مشتهاى گره کرده دو دختر که روسرى سفيد به سر داشتند را گرفت و در ميان جمعيت به حرکت درآمد. در اين لحظه جمعيت دست هم را گرفته و حلقه زده بود و در داخل پارک ميچرخيد. همه دست در دست هم شعار ميدادند. پليس مردم را مدام به نشستن در صندليهاى آمفى تئاتر فراميخواند. سخنگوى مرکز فرهنگى زنان پشت بلندگو رفته و گفت که سخنرانانشان ديگر راضى به سخنرانى نيستند و مراسم را تعطيل اعلام کرد. جمعيت اما از جايش تکان نخورد. پيرمردى ميخواست به ميان جمعيت بيايد که کسى گفت اينجا جاى مردان نيست، در جواب وى، در همين زمان زنى شعار داد که آپارتايد جنسى محکوم است! مرد به ميان جمعيت آمد. مردم شعار دادند: خشونت محکوم است، محکوم است! قانون تبعيض آميز ملغى بايد گردد! حقوق زنان احيا بايد گردد! چند همسرى محکوم است! محکوم است! کبرى رحمانپور آزاد بايد گردد! افسانه نوروزى آزاد بايد گردد! درود بر آزادى! شرم بر خشونت! زنى که با يکى از نيروهاى انتظامى بگو مگو ميکرد، گفت اگر زيادى حرف بزنيد، روسريهامون را به آتش ميکشيم! يکى از نيروهاى انتظامى با حالت تحقير به زنى که بچه خود را در بغل داشت گفت برو بچه داريت را بکن که از ميان جمعيت فرياد زدند، نيروى انتظامى خجالت، خجالت! جمعيت به حرکت درآمده و در حاليکه دست ميزد شعارها را تکرار ميکرد. در جلو صف تظاهرکنندگان دختر جوانى بود که با صداى بلند شعار ميداد و جمعيت بدنبال او حرکت ميکرد. نيروى انتظامى در مسير حرکت تظاهرکنندگان آنها را دعوت به توقف کرده و سرهنگى از نيروى انتظامى تلاش کرد صحبت کند. جمعيت يکپارچه شعار ميداد: آزادى، عدالت، سکوت ما جنايت! آنقدر جمعيت با صداى بلند اين شعار را تکرار کرد، که او نتوانست صحبت کند. جمعيت قصد داشت به خيابان برود که نيروى انتظامى با تهديد و باتوم مانع شد. جمعيت به تدريج و با انجام اين تظاهرات موفقيت آميز متفرق شد.
گرامى باد هشت مارس روز جهانى زن
حزب کمونيست کارگرى ايران
٨ مارس ٢٠٠٤، ١٨ اسفند ١٣٨٢