مبارزه مستمر در يونان
مايك بسلر (Mike Bessler)
ترجمه: محمد کاظمي
| توضيح مترجم: مايك بسلر يك كمونيست آمريكائي است كه خودش
را دوستدار منصور حكمت مي داند. او يكي از مديران اصلي سايت
آرشيو ماركسيستها، http://www.marxists.org، از مهمترين و پر
مراجعه كننده ترين سايت چپ دنياست. مايك اين نوشته را براي
كارگر كمونيست نوشته و در يادداشتي كه همراه اين نوشته فرستاده
بود، نوشته بود: "اين نوشته براي من اهميت خاصي دارد، چرا كه
حزب كمونيست كارگري، مردم يونان و شهر تورنتو (محل زندگي
رفقائي كه با ايشان تماس دارند) جايگاه خاصي برايم دارند." مي
گويد كه ارتباط نزديكي با دوستان و اعضاي خانواده اش در يونان
دارد و مسائل آنجا را از نزديك دنبال مي كند. بدون كمك رفيق
عباس گويا اين ارتباط امكان پذير نمي بود. |
حدود ساعت ۹ شب ششم دسامبر ۲۰۰۸، الکسيس گريگورپوليس (Alexis
Grigoropoulos) ۱۵ ساله در منطقه اگزارچيا آتن به ضرب گلوله بقتل رسيد.
او بي رحمانه و بي دليل در خيابان کشته شد. الکسيس قرباني حکومتي شد که
به قصد سرکوب هر مخالفتي و براي ابقاي نظم اجتماعي حاکم ، مرتبا و بي
محابا و بدون ترس از مجازات، گستاخانه زور خود را بکار مي گيرد. اجرا
کننده اين قتل مشخص يک افسر ۳۷ ساله بنام اپامي ناداس کارکانيس بود که
به کمک يک يا چند نفر از همدستان خود مجازات مرگ را بر يک پسر غير مسلح
و بدون دفاع دلخواهانه و يک جانبه تحميل کردند. شايد کارکانيس و هم
پالكيهايش فکر مي کردند که بخاطر موقعيت شغليشان مورد سوء ظن مردم قرار
نمي گيرند. ... شايد آن افسر پليس فکر مي کرد که مرگ يک نوجوان در ميان
آنهمه وحشيگري زندگي روزمره در خيابانهاي يکي از شلوغترين شهرهاي اروپا
گم خواهد شد. و يا احتمالا فکر مي کرد که عمل او با تاريکي شب مستور
خواهد شد. ولي مردم بزودي حقيقت امر را متوجه شددند. پليس در صحنه با
ادعاي دفاع از خود در مقابل حمله سعي کرد عمل تير اندازي را توجيه کند.
اما شواهد در صحنه در تناقض با ادعاي پليس در گزارشات روزنامه ها بود.
و به محض آنکه شاهدين صحنه پيش قدم شدند و حقيقت امر را آشکار نمودند
مردم غصه دار و عصباني متوجه قضيه شدند.
صداي تفنگي که الکسيس جوان را از پاي در آورد حقيقتا صدايي بود که در
سراسر دنيا شنيده شد.
وقتي که خبر قتل الکسيس در سراسر آتن پيچيد، خشم به حق مردم يونان
راهگشاي مخالفت جمعي و عمل توده اي شد. در هفتم دسامبر دانش آموزان به
خيابان آمدند تا در مقابل دست درازيهاي پليس و حکومت تظاهرات کنند. قتل
الکسيس نقطه اي بود که در آن کاسه صبر هزاران هزار دانش آموزي که قبلا
از فساد حکومت، از بي عدالتي در مورد بودجه دانشگاهها و کمپين خصوصي
کردن تحصيلات عالي بخشم آمده بودند لبريز شد. اعتراضات توده اي در
مقابل هرگونه سرکوب جديد و قديم با ترس و خشونت از جانب حکومت يونان
مواجه ميشود. حکومتي که براي سرکوب هر مخالفتي سريعا وارد عملي ميشود.
نيروهاي پليس از طريق تحريک کردن و بکارگيري نيروهاي افراطي
تظاهرکنندگان را مورد تعقيب و حمله قرار داده و باعث ايجاد درگيري و
خشونت در خيابانهاي آتن مي شوند.
مردم يونان با آمدنشان به خيابانها در سراسر کشور اتحاد خود را با دانش
آموزان در آتن نشان دادند. در شهرهاي Patras، Naupolio، Thessaloniki،
و چندين شهر ديگر، دانش آموزان و کارگران به تظاهرات حمايتي در مقابل
حکومتي پرداختند که بخاطر بي لياقتي و خودخواهي خود منزوي شده بود.
چنين ابراز حمايتي فقط به يونان محدود نميشد بلکه شهروندان به حمايت از
مردم يونان در خيابانهاي آلمان، ايتاليا، شوروي، اسپانيا، دانمارک و
هلند به خيابان آمدند. حتي مردم ترکيه ،که حکومتشان تاريخا با حکومت
يونان اختلاف دارد، به حمايت از مردم يونان در مبارزه اشان عليه بي
عدالتي اقدام به تظاهرات کردند.
مدياي سرمايه داري در پوشش خبري خود و در انتخاب اخبار از وقايع يونان
بسيار يکجانبه عمل کرده است. تلويزيونهاي اصلي خوشحال در نشان دادن
ساختمان و ماشينهايي که در حال سوختن هستند؛ اما به ندرت ردپاي پليسي
را نشان مي دهند که با رفتارش منجر به چنين وقايعي ميشود. حتي در روز
يادبود الکسيس، پليس به اذيت و آزار سوگواراني که بطور مسالمت آميز در
مراسم عزاي او حرکت ميکردند پرداخت. از اين گذشته، شواهد عکسبرداري
نشان ميدهد که ماموران پليس، بعضي هايشان مجهز به باتون، در ميان
تظاهرات نفوذ کرده و وانمود کردند که دانش آموز هستند و درنتيجه ديگران
را به ناآرامي و خشونت تحريک کردند. بدين طريق اين فرصت را در اختيار
حکومت قرار دادند که تظاهرکنندگان را به عنوان افرادي بي ملاحظه و
متمرد جلوه دهد.
داستان واقعي که در خيابانها و دانشگاههاي يونان در جريان هست توسط
مدياي مترقي و مستقل و هم چنين از طريق فورم ها و شبکه هاي اينترنتي
نقل شده است. متاسفانه اين درست است که از زمان به قتل رسيدن الکسيس
خشونت در خيابانهاي يونان رخ داده است. ولي هر موقع که مردم براي به
مصاف کشيدن سرکوبگران خود به پا خواسته اند، به ندرت اوضاع آرام باقي
مانده است. همان طوريکه بارها به درستي گفته شده است "انقلاب مهماني
شبانه نيست".
برخلاف آرزوهاي مقامات دولتي، تظاهرات در آتن و سراسر يونان فروکش
نکرده است و با وجود سرکوب پليس و کمپين حمايت شده از طرف دولت بر عليه
دانش آموزان، در دهم دسامبر يک اعتصاب سراسري بر عليه تخلفات پليس و
دولت فراخوان داده شد تا براي کارگران سراسر يونان فرصتي فراهم آورد كه
اتحاد خود را با دانش آموزان و بر عليه دولت به گل نشسته يونان نشان
دهند. اتحاديه هاي دانش آموزي به عنوان پيشتازان اين کار وارد صحنه شده
و زحمت نقشه کشيدن و سازمان دادن اعتصاب را به عهده گرفتند. معلمان دو
روز و مدرسين دانشگاهها سه روز اعتصاب کردند. حتي اتحاديه کارمندان
دفتري در کمسيون رقابت (بنگاهي از وزارتخانه مالي)، در نهم دسامبر
اقدام به يک اعتصاب سه ساعته کردند. از تاريخ ۱۸ دسامبر تظاهرات با
اشتياق شديدي در سراسر يونان، از قلعه تاريخي Acroplis تا دروازه هاي
پارلمان يونان ادامه دارد.
در طول قرن گذشته، مردم يونان سرکوب و وحشيگري را در شديدترين شکل ممکن
تحمل کرده اند و هر بار با روحيه و اراده اي مصمم پيروز شده اند. از
سالهاي ددمنشانه دوران ديکتاتوري متاکس تا تجاوز و اشغال توسط فاشيستها
در زمان جنگ جهاني دوم تا قوانين بي رحمانه Military Junta مردم يونان
تحت رهبري کارگران و دانش آموزان، در مقابل ظلم ايستادگي کرده و زور را
با زور جواب داده اند و هر بار به مقابله با بي عدالتي و استثمار
پرداخته اند. اوضاع و احوال حاضر که ريشه در آتن داشته و همچون شعله
آتشي در سراسر يونان گسترش يافته، يک فصل جديدي در مبارزه مستمر مردم
يونان است.
۲٢ دسامبر ۲۰۰۸ |