پنجشنبه٬ ١٩ دي ١٣٨٧ - ٨ ژانويه ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩٨

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm


"جراحي اقتصادي": تلاش مرگ و زندگي توسط حكومت اسلامي

بخش اول

کاظم نيکخواه


حكومت اسلامي طرح "جراحي اقتصادي" اش را با تصويب شدن در مجلس اسلامي رسميت داد. اين طرح روز ١٠ دي با ١٢٧ راي موافق به تصويب رسيد. با يك بررسي ساده اقتصادي و به اصطلاح "كارشناسانه" ميتوان نشان داد كه اقتصاد كنوني ايران تاب تحمل اين شوك اقتصادي را ندارد. اين اقتصاد دچار بحران ركود و تورم همزمان است. و اين طرح يك شوك تورمي شديد را بر اقتصاد وارد ميكند. اما جمهوري اسلامي تمام تلاشش را بر اين گذاشته است كه با اين شوك ركود اقتصادي مزمن در ايران را از طريق صاف كردن راه براي سرمايه داران و با هدف فعال شدن سرمايه گذاريهاي گسترده بشكند و از اين طريق بر مشكل و معضلي كه گريبان حكومت را از ابتداي روي كار آمدنش گرفته فائق آيد. آنچه اينجا ميخواهم به آن بپردازم اينست كه چرا عليرغم اينكه تمام "كارشناسان اقتصادي" ايران در مورد اثرات ويران كننده اين طرح هشدارهاي جدي ميدهند، و حتي مهره هاي مهمي از حكومت از جمله لاريجاني رئيس مجلس و احمد توكلي رئيس مركز پژوهش هاي مجلس و غلامرضا مصباحي مقدم رئيس كميسيون ويژه طرح تحول و كميسيون اقتصادي مجلس و شماري ديگر از اين قبيل بشدت با اين طرح مخالفت ميكنند، و از "بحران اجتماعي" و "تكانهاي شديد اجتماعي" در اثر اين سياست هشدار ميدهند، جمهوري اسلامي مصمم شده است كه اين طرح را به اجرا بگذارد؟

در واقع حكومت اسلامي با اين طرح دارد به جنگ و مرگ و زندگي اش دست ميزند. جمهوري اسلامي ميداند كه براي سرپا ماندن بايد به فضاي مزمن و طولاني جنگ با كارگران و مردم پايان دهد. بايد نشان دهد كه مردم اين حكومت را پذيرفته اند و به آن تمكين كرده اند. بايد به فلج و بحران اقتصادي مزمن پايان دهد. جمهوري اسلامي با اين طرح قرار است يا در نظر دارد تا دير نشده گام اساسي را در اين جهت بردارد. اين طرح قرار است اقتصاد را تماما ليبراليزه كند و دست دولت را از اقتصاد كوتاه كند و تمام فعل و انفعالات اقتصادي را به عهده بازار و به همت سرمايه دارن بگذارد. و از اين طريق فضاي امن و پرسودي را براي سرمايه داران فراهم آورد كه با فراغ بال به سوي بازارهاي اقتصادي ايران روي آورند. اين يعني تلاشي و تقلايي جدي براي به سرانجام رساندن جنگي كه طي سي سال روي كار بودن حكومت با كارگران و مردم جريان داشته است و به سرانجام نرسيده است. اين يعني تلاش و تقلايي براي اينكه اين حكومت كارگران و مردم را به پذيرش و تمكين به حكومت و شرايط سياسي و اقتصادي موجود مجبور كند. اين جنگ قرار است با اين طرح تمام شود.

اين حكومت پس از يك انقلاب سر كار آمد و از همان ابتدا سرمايه ها و شركتها و كارخانه هاي بسياري را كه مصادره شده بود در دست گرفت. ناچار شد زير فشار فضاي انقلاب و توقعات كارگران و مردم تعهداتي را بپذيرد و با سوبسيد يك سري كالاها و خدمات با تورم چند صد در صدي مقابله كند. در دوره رفسنجاني و در فضاي سركوب و كشتارهاي بعد از پايان جنگ با عراق، طرح خصوصي سازي ها به اجرا گذاشته شد و بخش اعظم اين كارخانجات و مراكز اقتصادي تحت عنوان خصوصي سازيها به ابواب جنبي حكومت و "آقازاده ها" و سرمايه داران خصوصي واگذار شد. در دوره خاتمي نيز كمابيش همين روند ادامه يافت. حتي كل بازار كار و استخدامها و رابطه با كارگران در اختيار شركتهاي خصوصي و پيمانكاران واگذار شد و دولت تعهدي حداقل را هم در قبال كارگران بعهده نگرفته است. در نتيجه اين سياست در چند سال اخير تاكنون چندين ميليون نفر از كارگران بيكار شدند. طبقه كارگر ايران تكه تكه شده در برابر سرمايه داران قرار گرفت و ضربه سنگيني را متحمل شد كه تازه دارد از زير آن كمر راست ميكند. طرح "جراحي اقتصادي" ادامه همان سياست و در واقع گام آخر همان سياست خصوصي سازيها و ايجاد يك اقتصاد تماما غير دولتي با نرخ استثمار بسيار بالاست. هدف ايجاد بهشتي امن و پرسود براي سرمايه داران است. در واقع ميتوان گفت اين طرح موبمو سياست بانك جهاني و صندوق بين المللي پول است كه دارد به اجرا گذاشته ميشود تا سرمايه داران و قطبهاي سرمايه داري جهاني را به كشيدن دست مرحمت بر سر اين حكومت بكشاند.

طرحي با يك پاي شكسته
سياست يا طرح جراحي اقتصادي جمهوري اسلامي سال گذشته بطور مشخص مطرح شد. اما عمر اين طرح بيش از اينهاست. در واقع روي كار آمدن باند احمدي نژاد و اژه اي و پورمحمدي و شركا در سال ٨٤، با هدف مشخص اين طرح انجام گرفت. شايد خيلي ها بياد داشته باشند كه احمدي نژاد قبل از رسيدن به حكومت و بلافاصله بعد از آن بارها از لزوم "جراحي اقتصادي" و تحول اقتصادي و بردن پول نفت به سر سفره مردم و "شفاف سازي صنعت نفت و گاز" و "مبارزه با مافياي اقتصادي" و امثال اينها سخن گفت. او در واقع همين طرح را از همان ابتدا در جيب داشت. جمهوري اسلامي ميدانست و ميداند كه چنين شوكي كه بقول لاريجاني در همان قدم اول هزينه هر فرد را "تا چهارصد هزار تومان در ماه" افزايش ميدهد، و بقول يك كارشناس اقتصادي حكومت باعث تعطيل بسياري از مراكز توليدي كوچك و گسترش بيكارسازيها خواهد شد، آن هم در ادامه فضاي في الحال فلاكت بار كنوني، به سركوب خونين و حكومت نظامي و فضاي رعب و سكون نياز دارد. باند احمدي نژاد بعنوان تنها نيروي درون حكومت كه اين ظرفيت را بيش از همه دارد و كارنامه روشني در اين زمينه داشت از ته ليست جلو كشيده شد. يك مشت جنايتكار حرفه اي و تير خلاص زن و كشتار گر و شكنجه گر و به مفهوم دقيق كلمه جلاد به همراه سپاه پاسداران و اوباش و اراذل به سر كار كشيده شدند تا يك حكومت نوع پينوشه و سوهارتو و صدام در ايران را پياده كنند. اين ها آمدند و از "احياي خط امام" و "ارزشهاي امام" و سياست امام سخن گفتند و منظورشان دقيقا همين بود كه ميخواستند سال ٦٠ و ٦٧ يعني سياه ترين دوره توحش حكومت اسلامي را در ايران دوباره احيا كنند. اما هنوز بسر كار نيامده شكست خوردند. شورشهاي شهري در همان آستانه سركار آمدن اين حكومت به جريان افتاد كه نمونه شاخصش شورش چندين روزه مردم مهاباد در اعتراض به قتل يك جوان در زندان بود. بيشترين اعتصابات كارگري براي گرفته حقوقهاي معوقه و مقابله با اخراجها در اين دوره به جريان افتاد. اعتراضات دانشجويي مهم و گسترده اي در همين دوره به جريان افتاد و جناب سرجلاد يعني احمدي نژاد را مجبور به غلط كردم كرد. دوره سه چهار ساله حكومت احمدي نژاد را ميتوان دوره زير پا گذاشتن آشكار قوانين و مرزهاي جمهوري اسلامي توسط مردم ناميد. در اين حكومت اعتصاب ممنوع است اما هرروز بعضا چندين اعتصاب كارگري صورت گرفته است. در اين حكومت تشكل ممنوع است اما كارگران و بخشهاي مختلف مردم آشكارا دارند متشكل به ميدان مي آيند. ابراز عقيده ممنوع است اما مردم حرفشان را با صداي رسا اعلام ميكنند و به سرتاپاي حكومت اعتراض ميكنند. دانشگاهها در جوشش و التهابند. كار بجايي رسيده كه حكومت رسما مجبور شد "مانور ناجا" راه بيندازد تا خودرا براي مقابله با "بحرانهاي اجتماعي" و چالشهاي اجتماعي" آماده كند. شعارهاي دانشجويان در ١٦ آذر امسال كه فاشيست بروگمشو و "سيد علي پينوشه ايران شيلي نميشه" به بهترين وجهي شكست سياست بازگشت به سال ٦٠ و ٦٧ را بيان كرد.
آنچه ميخواهم بگويم اينست كه طرح يا استراتژي "جراحي اقتصادي" في الحال يك پايه مهم خود را كه ايجاد فضاي رعب و حكومت نظامي است از دست داده است. بحث بر سر اين نيست كه اين حكومت ديگر قدرت سركوب ندارد. يا دست به تهاجمات ديگري نخواهد زد. در واقع جنگي در جامعه جريان دارد كه عليرغم تعرض بيشتر حكومت، در همين دوره وزنه اش به سود مردم چرخيده است. صداي اعتراض در جامعه بلند است. اعتراض به گراني و فقر بويژه ميليوني است. پاي اصلي اين اعتراضات را هم اعتراضات كارگران تشكيل ميدهد. خود اين اعتراضات فضا را براي مقابله مردم با سياستهاي سركوبگرانه حكومت عليه زنان و دانشجويان و بخشهاي مختلف مردم مهيا تر كرده است. اكنون حكومت در آستانه انتخابات رياست جمهوريش قرار دارد و جناحهاي مختلف حكومت به دليل همين ناكاميهاي حكومت باند احمدي نژاد و سپاه پاسداران، از كنار زدن آن سخن ميگويند. اما خامنه اي آشكارا به حمايت از آن برخاسته و تلويحا اعلام كرده است كه در دور آتي هم همين باند را سر كار نگه خواهد داشت. اين به معناي اينست كه او ميخواهد دور آتي حيات جمهوري اسلامي را به جنگ و گريز با مردم براي اجراي طرح "جراحي اقتصادي" تبديل كند. سوال اينست كه آيا در فضاي پر التهاب كنوني در جامعه آيا جمهوري اسلامي متيواند كوچكترين چشم اندازي براي پيروزي و موفقيت اين طرح را در برابر خويش ببيند؟ و آيا حتي شرايط اقتصادي و بحران جهاني اقتصادي جنبه اقتصادي آنرا هم با موانع جدي تري نسبت به قبل مواجه نكرده است؟ ..در اين زمينه و استراتژي مقابله با حكومت در اين مورد در شماره بعدي سخن خواهيم گفت. ..ادامه دارد