پنجشنبه٬ ٢٨  آذر ١٣٨٧ - ١٨ دسامبر ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

مقاومت در برابر حمله به كارگران براي نجات سرمايه داري
 

ناصر اصغري

بحران اخير سرمايه داري بحراني گسترده و عميق و بي سابقه است كه تازه شروع شده است و عوارض و عواقب بسيار وسيع و غيرقابل پيش بيني اي خواهد داشت. اين بحران را با "ركود بزرگ" دهه ٣٠ مقايسه ميكنند. اما دامنه و ابعاد آن از آن هم بسيار بيشتر است. راه معمول حل بحران توسط سرمايه دارن و دولتهايشان قرار دادن بار بحران بر دوش كارگران است. طبقه سرمايه دار قرار است همانند ديگر بحرانهاي اين سيستم، با بيكارسازي و پائين آوردن هر چه بيشتر سطح معيشت كارگران خود را نجات دهد و دور ديگري از رشد و سودآوري را شروع كند. در اين گير و دار البته كارگران بدون مقاومت به اين درمان درد بورژوازي گردن نمي نهند. در يكي دو هفته گذشته چندين اعتراض ميليتانت را شاهد بوديم كه شروع فضاي ديگري در مبارزات كارگران و مردم است. ٣ اعتراض بطور مشخص صفحات زيادي از رسانه هاي خبري را به خود اختصاص دادند. اشغال كارخانه اي در آمريكا، شورش كارگران در چين و نبرد خياباني در يونان. در ميان اين اعتراضات، شايد اعتراض توده اي در يونان برجسته ترين اعتراضات باشد كه تا زمان انتشار اين شماره كارگر كمونيست همچنان ادامه دارد و جداگانه در مورد آن گزارشي در اين شماره آمده است. اينجا گزاشهايي از دو نمونه ديگر يعني اشغال كارخانه در شيكاگو و شورش كارگران يك كارخانه اسباب بازي در چين را ملاحظه ميكنيد:

اشغال كارخانه در شیكاگو

خبر اشغال كارخانه "در و پنجره سازي ريپابليك" (Republic Windows and Doors) در شهر شيكاگو آمريكا در ۵ دسامبر توسط حدود ٢٠٠ كارگر بيكار شده اين كارخانه؛ و در اعتراض به عدم دريافت حقوق ايام مرخصي خود و بسته شدن ناگهاني اين كارخانه، شادي و در عين حال تحسين نزديك به ٢ ميليون كارگر بيكار شده در سال ٢٠٠٨ و صدها ميليون كارگر و انسان شريف ديگري را در اين كشور برانگيخت كه انتظار دارند طبقه كارگر بار ديگر به ميدان بيايد و به اجحافات سرمايه داري "نه" بگويد.
جريان از اين قرار بود كه كارخانه مذبور كه "بانك آمريكا" سرمايه گذار اصلي آن است و كنترل مالي آن را در دست دارد، روز ٣ دسامبر به كارگران خود خبر داد كه اين كارخانه از روز جمعه ۵ دسامبر بسته خواهد شد. يعني به اين كارگران فقط ٣ روز قبل از تعطيلي و بيكارسازي ها اين خبر را اعلام كرد؛ در حاليكه طبق قرارداد بين تشكل اين كارگران و مديريت، هر گونه بيكارسازي اي بايد حداقل ٦٠ روز زودتر كتبا به اطلاع كارگران و تشكلشان برسد. همان روز حدود ١٠٠ تن از كارگران همراه با خانواده هايشان و ديگر حمايت كنندگان خود، در خياباني كه دفتر مركزي اين كارخانه در آن قرار دارد دست به اعتراض زده، پيكت كردند و بعد از دقايقي آن را مسدود كردند. يكي از فعالين كارگري كه اين اعتصاب را سازماندهي و رهبري مي كرد گفته است كه بانك آمريكا به مديريت اين كارخانه گفته بود حقوق كارگران را نپردازد. كارگران پلاكاردهائي را با شعارهاي "شما كمك مالي تان را گرفتيد، به ما هم خيانت شد" و "ميلياردها دلار كمك به بانك آمريكا، هيچي به كارگران" با خود حمل مي كردند. لازم به يادآوري است كه بانك آمريكا در ماههاي اخير دريافت كننده ٢۵ ميليارد دلار كمك مالي تحت عنوان billout بود كه از كيسه ماليات همين كارگران بيكار شده عايدش شده بود.

روز ۵ دسامبر، روز موعد تعطيلي كارخانه، كارگران حاضر به ترك كارخانه نمي شوند و آن را به اشغال خود در مي آورند. اين كارخانه تا روز ٩ دسامبر و تنها زماني كه بانك آمريكا حاضر شد به اين كارخانه براي رسيدگي به مطالبات كارگران، اعتبار بدهد، ادامه داشت. خبر اين اعتراض كارگران سريعا و وسيعا پوشش خبري گرفت. حتي CNN خبر اين اعتراض را اعلام كرد. گرچه بحران اخير نزديك به ٢ ميليون نفر را فقط در آمريكا بيكار ساخته است، اما اين اعتراض كه از لحاظ تعداد كارگران دخيل و حتي بخشي كه در آن اعتصاب شده بود جايگاه مهمي را ندارد، اما اهميت سياسي آن بسيار بيشتر از كارخانه مذبور، شيكاگو و استان ايلنويز آمريكا فراتر مي رود. بالاخره كارگران ثابت كردند كه مي شود متحدانه جلوي يكه تازي سرمايه را گرفت. كارگران شيوه ميليتانت مبارزه را بار ديگر بكار بردند و در برابر چشمان ناباور رسانه هاي جيره خوار حمايت ميليوني از اين اعتصاب را به ميدان آوردند. يكي از فعالين كارگري مي گويد كه "كارهائي را مي كنيم كه از دهه ١٩٣٠ تا بحال نكرده بوديم." سايت اينترنتي CNN در مطلبي كه به اين موضوع اختصاص داده بود، مي گويد: "اين شيوه اعتراض با حال و هواي مردم آمريكا خوانائي كامل دارد." گرچه اين اعتراض فعلا خاتمه يافته است، اما اثر آن بر كارگران و افكار عمومي، و بر هيأت حاكمه و رسانه هاي دست به سينه اش غيرقابل انكار است.

كار ارزان و كارگر معترض
بحران اخيري كه جهان را در خود فرو برده است، تأثير غيرقابل انكاري بر زندگي و معيشت كارگران چين هم گذاشته است. انتظار هم نمي رفت بغير از افرادي كه شيوه زندگي رابينسون كروز را انتخاب كرده اند، كس ديگري از تأثير اين بحران در امان بماند.
يكي از خبرهاي مهم اعتراضات كارگري در سطح جهان در هفته گذشته، شورش كارگران بيكار شده در يكي از كارخانجات توليد كننده اسباب بازي در منطقه صنعتي چين در شهر دانگوان (Dongguan) واقع در جنوب چين بود. روز ٢۵ نوامبر امسال حدود ۵٠٠ تن از كارگران كارخانه اي در شهر دانگوان در اعتراض به پائين بودن حق بازخريد كه به ۵٩٦ كارگر بيكار شده در اين ماه داده بودند دست به يك شورش زدند. جريان از قول منابع دولتي در چين از اين قرار بوده كه ٨٠ تن از كارگران مهاجري كه در اين كارخانه مشغول بكار بودند و هنگامي كه براي دريافت حق بازخريد به مديريت مراجعه مي كنند، به رقمي رقت انگيز برخورد مي كنند و با سازمان دادن بقيه بيكار شدگان به كارخانه حمله مي كنند. دولت محلي گفته است كه در اين اعتراض حدود ٢٠٠٠ نفر شركت داشتند كه از اين تعداد حدود ۵٠٠ نفر اين اعتراض را تبديل به شورش كردند. در اين اعتراض كارگران در كارخانه را شكستند و وارد دفتر كارخانه شده و وسائل و دفتر و دستك موجود در اين دفتر را درهم شكسته و نابود كردند. همچنين كارگران يك دستگاه ماشين پليس و چندين موتورسيكلت پليس را نيز درهم شكستند.

در بخشي از اين خبر آمده است كه حدود ٧٠٠٠ كارخانه از ديگر شهرهاي چين به اين منطقه بخاطر شرايط راحتي كه دولت آن براي سرمايه داران و سرمايه گذاران فراهم مي كند، كوچ كرده اند. بنابر همين خبر حداقل ٦٧ هزار كارخانه امسال در چين بر اثر بحران جاري سرمايه داري بسته شده اند. اين بيكارسازي ها همچنين به اعتراضات گسترده اي نيز دامن زده است كه چين براي سال‌هاي متمادي از آن در امان بود؛ و يا حداقل اخبار آن به بيرون درز نمي كرد. در ماه اكتبر نيز ٧٠٠٠ كارگر يكي از كارخانه هائي كه اسباب بازي براي شركت‌هاي آمريكائي توليد مي كند دست به اعتراض زده و در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهايشان به مدت ٣ ماه، كارخانه را به اشغال خود در آوردند. اين كارگران همچنين راههاي دور و بر اين كارخانه را نيز مسدود كردند.
اعتراضات اين چنيني در چين از اين جهت اهميت دارند كه كارگران مهاجري كه توليد عظيمي در چين و براي بخش عظيمي از جهان را بعهده دارند، ديگر وضعيت غيرانساني سرمايه داري لجام گسيخته در چين را قبول ندارند و اخبار به چالش كشيدن آن هر روزه شده اند. يك مشخصه اصلي طبقه كارگر چين، حداقل تا اين اواخر، كار ارزان و كارگر خاموش بوده است. به نظر مي رسد كه اين معادله دارد برهم خورده است و كارگر چيني ديگر به وضعيت رقت بار بيش از اين تن نخواهد كرد.
١١ دسامبر ٢٠٠٨