پنجشنبه٬ ٢٥ مهر١٣٨٧ - ١٦ اکتبر ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩٤

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

چه كسي واقعا مقصر اصلي مرگ كارگران شازند است

در حاشيه مرگ ٣ كارگر در فاضلاب هاي بجنورد و عليرضا بابائي

ناصر اصغري

روز ٨ مهرماه خبري در باره مرگ ٣ كارگر در پي ريزش كانال فاضلاب در بجنورد مخابره شد كه بر اثر اين ريزش ٣ كارگر به اسامي ابراهيم فرهادي، محمد قبادي و روح الله مرادي جان خود را از دست دادند؛ و ٣ كارگر ديگر مجروح و براي مداوا به مراكز امدادي انتقال يافتند. همچنين بنابه خبري كه "اتحاديه آزاد كارگران ايران" منتشر كرده است، غروب روز ٣ مهرماه عليرضا بابائي كارگر شركت پيمانكاري رنگ و عايق از شركتهاي زير مجموعه شركت رامشير در پالايشگاه فازهاي ٩ و ١٠ عسلويه در خوابگاه هنگامي كه تازه از سر كار برگشته بود، به علت برق گرفتگي جان خود را از دست داد. همكاران عليرضا گفته اند كه برق گرفتگي بخاطر فرسوده بودن دستگاه كولر اتاق بوده است. مرگ اين ٤ كارگر بار ديگر مسئله ناامني محيط كار را براي هزارمين و چندين هزارمين بار برجسته مي كند.
در اواخر ماه اوت امسال اخباري مبني بر آمار حوادث محيط كار در ايران از تعدادي از رسانه هاي داخل و خارج از ايران منتشر شد. در همان زمان خبري در "ايلنا" نيز درج شد مبني بر اينكه "اوكراين مقصر اصلي مرگ ٣۵ كارگر شازند است". در اين خبر، از قول قرباني، معاون سياسي امنيتي استانداري استان مركزي، نقل شده بود كه ايراد از مخازن گاز بوده و اين مخازن از اوكراين خريداري شده بودند. در ادامه مي گويد كه غرامت‌ها هنوز به خانواده اين جانباختگان پرداخت نشده است. واقعا اين چه رژيمي است كه بعد از ماه‌‌ها مرگ اين عزيزان و بجاي اينكه غرامت‌ها را بپردازد تا باري از روي دوش خانواده آنها كم كند، چنين پرت و پلاهائي تحويل شهروندان اين جامعه مي دهد. اگر چنين است، چرا به دولت اوكراين نمي گويند كه به خانواده اين جانباختگان غرامت بپردازد؟ جوابش ساده است؛ چرا كه خودشان هم مي دانند دارند دروغ مي گويند. اگر اين طوري باشد بايد هر كسي كه ماشين اش تصادف مي كند به كارخانه ماشين سازي مربوطه در آن گوشه دنيا اعتراض كند كه مثلا ماشين را طوري درست كرده اند كه فرضا چپ شده است. يا اينكه به كارخانه لاستيك سازي اعتراض كند كه تركيدن لاستيك ماشين باعث تصادف شده و غيره. استدلال اين جناب قرباني در مورد مرگ كارگران شازند نيز به همين مضحكي است.

درباره مرگ كارگران شازند در نشريه "كارگر كمونيست" شماره ٨٨ مفصل به اين موضوع پرداختيم. خواننده كنجكاو را به آن نوشته رجوع مي دهم؛ اما اينجا چند نكته را براي تأكيد چندين باره يادآوري مي كنم:

آنجا گفتيم كه جمهوري اسلامي مقصر اصلي مرگ كارگران شازند و هزاران كارگر ديگري است كه سالانه بر اثر سوانح محيط كار جان خود را از دست مي دهند. بخش اعظم اين سوانح قابل پيشگيري اند. بقيه اين سوانح هم بر اثر فرسودگي ماشين آلاتي است كه جمهوري اسلامي و سرانش به جاي تعمير و تعويض آنها با دستگاههاي مدرن و امروزي، كه جلوي تلف شدن جان كارگران را بگيرد، ثروت اين جامعه را چپاول كرده و در كشورهاي مختلف براي روز مبادا و خرج تروريست‌هاي اسلامي سرمايه گذاري كرده است. بخش عظيمي از ثروت اين جامعه بجاي سرمايه گذاري در اين كشور، خرج زندان و سركوب در اين مملكت مي شود. لفت و ليس، دزدي و چپاولي را كه اينها راه انداخته اند حد و حسابي ندارد. اما مهمتر از همه، اگر كارگران بر ايمني محيط كار خود نظارتي نداشته باشند، براي صاحبان وسائل توليد، ايمني محيط كار و جان كارگر پشيزي اهميت ندارد. اگر ادعاي معاون سياسي امنيتي استانداري استان مركزي درست باشد و ايراد از مخازن گاز بوده است و كارگران اجازه داشتند كه قبل از استفاده از اين مخازن آنها را مورد بررسي ايمني قرار دهند، شاهد چنين فاجعه اي نمي بوديم. باز اگر ادعاهاي قرباني را قبول كنيم و بجاي خريدن مخازن ايراددار و ارزان قيمت، مخازن و دستگاههاي مدرن و مطمئن خريداري مي شد، شاهد چنين فاجعه اي نمي بوديم. اما هيچ انسان عاقلي به ترهات مأموران امنيتي رژيم باور ندارد. دروغ مي گويند. جنگي تمام عيار بر عليه كارگران راه انداخته اند و دارند جنايت آشكار خود را با دروغ‌هاي شاخدار ماستمالي مي كنند.

در ايران زير سيطره جمهوري اسلامي، كارگران حق ندارند تشكل خود، كه كميته نظارت بر ايمني محيط كار كه جزئي از هر تشكل كارگري است را ايجاد كنند. هر گونه تلاش براي تشكل يابي كارگران با سركوب مواجه مي شود. اين دليل اصلي فاجعه شازند، مرگ عليرضا بابائي و كانال فاضلاب در بجنورد و كشتارهاي هرروزه كارگران در محيطهاي خطرناك كار در گوشه و كنار اين كشور است. كارگران بايد بر مسئله تشكل و نظارت تشكل واقعي خود بر محيط كار تأكيد كنند. اين كليد حل معما است.