كارگران لاستيك البرز و طرح شراكت در مديريت
کاظم نيکخواه
يكي از مسائل مهمي كه رو درروي بخشهاي وسيعي از كارگران در ايران
قرار گرفته مساله كارخانجات ورشكسته، چشم انداز تعطيل اين نوع
كارخانجات و نپرداختن دستمزدهاي كارگران و همچنين اخراجهاي وسيع
كارگران در اين نوع كارخانه هاست. تاكنون عكس العمل كارگران در برابر
اين وضعيت اعتصابات و مبارزات مداوم براي نقد كردن دستمزدهايشان و
مقابله با اخراج ها بوده است. مبارزاتي كه در اين زمينه ها صورت گرفته
فصل مهمي از جنش كارگري را تشكيل ميدهد كه تاثيرات جدي اي بر شرايط
سياسي در ايران داشته است. از نمونه هاي زنده و مهم اين مبارزات براي
از جمله ميتوان از اعتصابات و مبارزات طولاني كارگران نساجيهاي
كردستان، كارگران نيشكر هفت تپه، و كارگران لاستيك البرز نام برد كه
همگي همچنان به اشكال مختلف ادامه دارد. اين مبارزات كارگري در اعتراض
به نپرداختن دستمزدها و اخراجها تجربيات با ارزشي را براي طبقه كارگر
بهمراه داشته كه در مورد آنها بسيار سخن گفته ايم و بايد بيشتر آنها را
تجزيه و تحليل كرد. در يك جمله ميتوان گفت طبقه كارگر ايران در خلال
اين مبارزات گامها جلو آمده است و اين مهترين دستاورد اين مبارزات بوده
است. آنچه اينجا ميخواهم مختصرا بدان اشاره كنم مساله سرنوشت كارخانجات
ورشكسته و مساله دخالت كارگران در مديريت اين كارخانه هاست. نمونه جالب
توجهي كه اين روزها صورت گرفته اينست كه در كارخانه لاستيك البرز با
ادامه اعتراضات كارگران، حكومت با بركناري مدير اين كارخانه موافقت
كرده و طرحي را مطرح كرده كه كارگران در مديريت كارخانه شركت داده
شوند. اجازه دهيد گزارش "اتحاديه آزاد كارگران ايران" از اين جريان را
بازگو كنيم و بعد نكاتي را بطور خلاصه تاكيد نماييم در قسمتي از اين
گزارش اينطور آمده است: ".. مسئولين وزارت کار در تجمع ديروز (١٥ مهر)
کارگران لاستيک البرز به آنان اعلام کرده بودند طرح وزارت صنايع براي
واگذاري مديريت به بخش دولتي را قبول ندارند و به کارگران پيشنهاد داده
بودند يک هيئت اجرايي از بين کارگران و کارشناسان شرکت انتخاب شود تا
اين هيئت مسئوليت دريافت يک ميليارد وام براي پرداخت دستمزد کارگران و
راه اندازي شرکت را بعهده بگيرد. در اين پيشنهاد پيش بيني شده بود يک
نفر از وزارت کار نيز عضو اين هيئت بشود.
نماينده هاي کارگران لاستيک البرز امروز در مجمع خود ضمن رد اين
پيشنهاد، چگونگي تداوم اعتراضات خود براي دريافت دستمزدهايشان و راه
اندازي کارخانه را مورد بررسي قرار داده و مصوب کردند چنانچه اعتراض
ديروز آنان در مقابل وزارت کار نتيجه اي ندهد و تا اوايل هفته آينده به
خواست هاي آنان رسيدگي نشود هفته آينده همراه با خانواده هاي خود در
مقابل مجلس شوراي اسلامي دست به تجمع بزنند. در اين مجمع کارگران اعلام
کردند مسئله مديريت شرکت، مسئوليت و کار ما نيست و ما خواهان دريافت
دستمزدهايمان و راه اندازي کارخانه هستيم."
در واقع بنا به اين گزارش و گزارشهاي ديگري كه بدست ما رسيده حكومت
تصميم گرفته است كارگران را به درجه اي در مديريت كارخانه البرز سهيم
كند. يعني كارگران خود در اداره اين كارخانه و راه اندازي توليد و
چگونگي حل مساله دستمزدهاي معوقه كارگران و اخراجها و بدهي هاي كارخانه
و امثال اينها دخيل شوند. روشن است كه منظور از "كارشناسان شركت" بخشي
از همان مديريت سابق منهاي شخص مدير است. و احتمالا قرار است آن "يك
نفر از وزارت كار" نيز جاي خالي مدير را پر كند. نكته ديگري كه در اين
جريان كاملا بچشم ميخورد اختلاف و رقابت وزارت كار و وزارت صنايع
جمهوري اسلامي با يكديگر است.
سناريو كاملا روشن است. كارگر را از مبارزه و اعتصاب و تجمع به
دنبال خريد و فروش و راست و ريست كردن بدهي ها و خرجها و دخلها
ميفرستند، اعتصاب و مبارزه براي حقوق و دستمزد و بيمه ها و غيره تعطيل
ميشود و حد اكثر چند درصدي از حقوق همان كارگران را هم بعنوان وام به
كارخانه ميدهند. تصور كنيد كه چه اتفاقي مي افتد. كارگران بايد بدنبال
بازاريابي بروند، مواد خام تهيه كنند، بازار فروش پيدا كنند و الي آخر.
بعد از مدتي اين كارگران خسته و شكست خورده متفرق و پراكنده ميشوند و
بعد كه همه چيز تمام شد و كارگران متفرق و پراكنده شدند، قطعا كارخانه
هنوز ورشكسته است و با رضايت همان كارگران تعطيلش ميكنند و .الي آخر.
اگر هم احيانا و بفرض محال كارخانه بدتر از قبل ورشكسته و تعطيل نشد،
كنترل و مهارش در دست همان به اصطلاح "كارشناسان" و نماينده وزارت كار
قرار خواهد داشت و دمار از روزگار كارگران در خواهند آورد. هيچ چيز
مثبتي در اين ميان نصيب كارگران نميشود جز اينكه بخود بگويند ديگر
نبايد بدام اين فريبكاريها و توطئه ها بيفتيم. حتي اگر آن به اصطلاح
"كارشناسان" و نماينده وزارت كار هم در اين طرح كنار گذاشته شوند، باز
كارگران نبايد به قيمت دست كشيدن از مبارزه و خواستهاي خود به اين چنين
طرحي رضايت دهند.
طرح شركت كارگران لاستيك البرز در مديريت كارخانه دو چيز را بروشني
نشان ميدهد. يكي اينكه مبارزات كارگران براي حكومت اسلامي به يك معضل
جدي تبديل شده است. اگر ميتوانستند بروش هميشگي خود اعتراض كارگران را
سركوب و خفه ميكردند. اگر ميتوانستند كارخانه را تعطيل ميكردند و
كارگران را هم بيرون مي انداختند و ساكتشان ميكردند. چون هيچكدام از
اين راه ها را نتوانسته اند عملي كنند به اين راهها متوسل شده اند.
ثانيا هر درجه شركت كارگران در مديريت كارخانجات در حالتي كه حكومت و
جامعه و كل نظام و سيستم اقتصادي و سياسي در دست سرمايه داران قرار
دارد، به زيان كارگران است و كارگران را به سياهي لشكر سرمايه داران
تبديل ميكند.
پاسخ مجمع عمومي كارگران به اين طرح بسيار هوشيارانه و اميدوار
كننده است و اميدواريم كه رهبران و فعالين كارگري همه كارگران را روي
همين خط و سياست و تاكيد بر اينكه حقوق حقه آنها بايد بي كم و كاست
پرداخت شود و تمامي كارگران اخراجي به سر كار بازگردند بتوانند متحد
نگه دارند. كارگران بايد محكم و متحد روي همان حرف مجمع عمومي بايستند
كه ما دستمزدهايمان را ميخواهيم. تمام كارگران بايد به سر كار برگردند.
و مديريت كارخانه امر ما نيست و ما حقوقمان را از دولت و كارفرمايان با
مبارزه خواهيم گرفت.
و بالاخره اينكه نفس همين طرح از جانب جمهوري اسلامي و پاسخ كارگران
قاعدتا بايد آن محافلي را كه به نحو كودكانه اي به كارگران صنايع
ورشكسته موعظه ميكنند كه اعتصاب شما تاثيري بر حكومت و سرمايه داران
ندارد و راه شما "كنترل كارگري" بر كارخانجات ورشكسته است، به خود
آورد. در واقع "كنترل كارگري" در شرايطي كه كل سيستم و نظام و حكومت در
دست سرمايه داران قرار دارد، يك طرح و موعظه راست و سازشكارانه است كه
كارگران را از اهرم اصلي قدرت خويش كه اعتصاب و مبارزه و اتحاد براي
گرفتن حقوق خود از سرمايه داران است باز ميدارد. در شرايطي كه همچنان
سرمايه داري و طبقه سرمايه دار و قوانينش حكومت ميكنند شركت كارگران در
مديريت كارخانجات، تنها معني و نتيجه اش تبديل بخشهايي از كارگران به
پادو و سياهي لشكر سرمايه داران خواهد بود. تجربه دخالت كارگران در
تمام كشورها نشان داده است كه "كنترل كارگري" تنها بعنوان يك تاكتيك در
پروسه خلع يد از كل طبقه سرمايه دار ميتواند در خدمت طبقه كارگر قرار
گيرد و در غير اينصورت مانع پيشروي كارگران خواهد شد و در بهترين حالت
توهم زا خواهد بود. جالب اينست كه برخي از اين محافل آنچنان از قافله
پرتند كه در پاسخ به اين تناقضات تاكيد ميكنند كه آنها "كنترل كارگري"
را در شرايطي كه شوراهاي كارگري تشكيل شده مطرح ميكنند و اين شوراها
پشتوانه شركت كارگران در مديريت كارخانه خواهند بود! معلوم نيست اگر
كارگران در مبارزات خود بجايي رسيده اند كه شوراهايشان را تشكيل داده
اند چرا نبايد بتوانند حقوق كارگران را از حلقوم سرمايه داران و
دولتشان بيرون بكشند؟ چرا نميتوانند اين را به كرسي بنشانند كه كارگر
حق دارد يا كار داشته باشد يا بيمه بيكاري مكفي؟ چرا نميتوانند بگويند
مديريت حق اخراج كارگران را ندارد؟ چرا نميتوانند دستمزدهاي تصويب شده
و تعيين شده كارگران را از كارفرمايان و دولت بگيرند؟ و بسياري چراهاي
ديگر. در اين زمينه جداگانه در شماره هاي آينده سخن خواهيم گفت.
يك بار ديگر براي كارگران شركت لاستيك البرز آرزوي موفقيت داريم و
اميدواريم كه بتوانند اتحاد خود را براي گرفتن حقوق خود بطور يكپارچه
نگه دارند. اين رمز موفقيت كارگران لاستيك البرز و همه كارگران است.
|