پنجشنبه، ٦ تير ١٣٨٧- ٢٦ ژوئن ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٨٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

چپاولگران را راحت نگذاريم

حسن صالحي

به نظر مي رسد که افشاگري هاي افراد منتسب به جناحهاي مختلف حکومت اسلامي از دزديهاي و بخور و بچاپهاي کلان و افسانه اي يکديگر ادامه دارد۔ بعد از افشاگريهاي عباس پاليزدار که پول به جيب زدنهاي افسانه اي نزديك به ۵۰ تن از آيت الله ها و سران رژيم را برملا کرد٬ معلوم شد که خودش هم جزو دزدان بوده است و از طرف جناح هاي ديگر به سواستفاده مالي متهم گرديد كه يك قلم ان ٦٠ ميليارد تومان بوده است۔ بعد از آن هم نوبت عبدالله شهبازي يکي ديگر از مدافعين احمدي نژاد رسيد که شماري از سرمداران بالاي رژيم در استان فارس را بعنوان "اعضاي فعال مافياي زمين ‌خوار شيراز " معرفي کرده بود۔ عوامل و آخوندهاي حکومتي که تملک بخشي زيادي از زمين هاي شيراز را با دوز و کلک در اختيار خود قرار داده اند! و اخيرا هم روزنامه "تهران امروز" که به لحاظ سياسي به قاليباف نزديک است به خود احمدي نژاد گير داد که گويا وي در زمان تصدي پست شهردار تهران از نظر مالي عملکردش زير سئوا ل است و غيره۔ آنچه که تا کنون در مورد دزديها و ثروت اندوزيهاي سران رژيم گفته شده است تنها بخش کوچکي از کارنامه مافياي اقتصادي حکومت اسلامي است ولي بعنوان مشتي از خروار گوياي عملکرد حکومت اسلامي سرمايه داران است که در واقع ماشين دولتي را به ابزار ملاخوري کل منابع و ثروتها و کار و دسترنج يک جامعه هفتاد ميليوني تبديل کرده است.

بطور قطع ماجراي رو شدن دزديها و چپاول ثروت و دارايي هاي کشورتوسط باندهاي محتلف حکومت ادامه پيدا خواهد کرد۔ چرا که اين حکومت زمين زير پايش بدليل يک بحران همه جانبه و عميق اقتصادي٬ سياسي و اجتماعي سست شده است۔ چرا که ارابه اين حکومت در چنان سربالايي ايي قرار گرفته است که اسب ها و جناحهاي مختلف حکومت حسابي همديگر را گاز مي گيرند۔ اينها صفوفشان چنان درمانده و آشفته است که بر خلاف دوره هاي گذشته٬ به "بالهاي" شکسته يکديگر تير مي زنند و مي خواهند درمقابل خشم و نفرت بي حد و حصر کارگران و مردم آن ديگري را گناهکار و تقصير کار و خود را مبرا جلوه دهند! اين افشاگريها آدم را به درجات زيادي ياد دوران آخر حکومت سلطنت پهلوي مي اندازد که با فوران کردن اعتراضات مردم٬ عوامل حکومتش به جان هم افتادند و به افشاگري از هم پرداختند۔ اين اتفاقات اخير اگر بخواهد چيزي را تاکيد کند اين است که : آغاز پايان کار حکومت ظالمان٬ استثمارگران و مفتخوران فرارسيده است! و اين البته دليل دارد۔ چرا که همان مردمي که به قيمت سيه روزي و بيچارگي آنها جيب هاي آيت الله ها و سران رژيم پرتر شده است٬ مي خواهند- و اين را با مبارزه هر روزه شان نشان داده اند- که اين رژيم را بياندازند و نقطه پاياني بر مصيبتهاي خود بگذارند۔ همان مردمي که در اين سالها شاهد لاغر و تکيده تر شدن کودکانشان و ثروت اندوزي آيت الله ها بوده اند٬ به ميدان آمده اند که به اين مناسبات ظالمانه و نابرابر پايان دهند و خود را از چهار ميخ بردگي خلاص کنند۔ کارگران و مردم تهيدست از به يغما رفتن حاصل دسترنج و زندگي شان توسط مشتي مفتخور به تنگ آمده اند و مي خواهند اين مناسبات ظالمانه را زير و رو کنند۔ اين را در حرفهاي مردم٬ در اعتراضات روزمره شان و در شعارهايشان که فرياد مي زنند " منزلت و معيشت حق مسلم ماست" مي توان ديد۔ اين اعتراض اجتماعي را مي توان در مبارزات قهرمانانه کارگران نيشکر هفت تپه٬ کارگران شرکت واحد و کيان تاير و در اعتراضات دانشجوياني که پرچم "سوسياليسم يا بربريت" را بدست گرفته اند٬ مشاهده کرد۔ ودر اساس٬همين اعتراضات گسترده و جنبش اجتماعي کارگران و مردم است که جمهوري اسلامي را به درماندگي کشانده است۔ حکومتيان که از عواقب خشم و نفرت مردم بخوبي آگاهي دارند از همين الان زانوهايشان سست شده است و داستان "کي بود كي بود٬ من نبودم" را سرگرفته اند۔ هراس و وحشت از اين نيرو سراپاي صفوف رژيم را
فر اگرفته و در دالانهاي حکومتي پيچيده است۔ نه تشديد سرکوب و نه پوزبند زدن به دهان "افشاگران" نمي تواند اين وحشت را خاموش کند۔

براي ما کارگران٬ براي ما مردم به ستوه آمده از گراني ٬ فقر و فلاکت نفس افشاي اين دزديها٬ نفس افشاي اين بخور بچاپها و کلاهبرداري ها چيزه تازه اي بهمراه نداشته است۔ چرا که همه مي دانند که جمهوري اسلامي حکومت رسمي جانيان٬ مفتخوران و دزدان حرفه اي است۔ همه مي دانند که تمام بخشهاي حکومت از بالا تا پايين در اين خوان يغما شريک هستند و دست در دست هم دارند۔ همه مي دانند که دراين وسط فرقي بين احمدي نژاد و يزدي و امامي کاشاني نيست! اينها همه سر و ته يک کرباسند! اين افشاگريها "اعترافات" يک متهم و يا جاني عليه شرکاي ديگر خودش است۔ منتها آنچه که اينجا حائز اهميت است اين مسئله است که اين افشاگريها از راس حکومت آغاز شده است۔ اين ديگر نيروهاي اپوزيسيون نيستند که دارند تبليغات "ضد انقلابي" مي کنند۔ بخشي از پيکره خود رژيم از سر درماندگي دارد با عدد و رقم مي گويد که چگونه امامي کاشاني ها٬ رفسنجاني ها٬ مصباح يزدي ها و واعظ طبسي ها ثروتهاي افسانه اي به جيب زده اند۔ و همين مسئله است که باعث مي شود زبان ما در مبارزه با اين زالو صفتان درازتر باشد و حق شان را کف دستشان بگذاريم۔ ما هزار بار محقيم که بخواهيم کساني که لقمه را از دهان بچه هاي ما گرفته اند و به ثروت خود افزوده اند٬ معرفي و محاکمه شوند۔ ما در برابر اين چپاولگران بعنوان شاكي خصوصي بايد ظاهر شويم و علني كردن كل پرونده آنها، و محاكمه آنها را خواستار شويم. ما هزار بار محقيم که در هر اعتراض و مبارزه اي خواستار بازداشت و محاکمه متهمين و کل سران رژيم يعني کساني شويم که مستقيما مسئول بدبختي و تنگدستي ما بوده اند۔ اگر در يکي از کشورهاي غربي يک قلم از اين دزديها و سوء استفاده هاي کلان اتفاق مي افتاد بطور فطع کميسيونهاي تحقيق براه مي افتاد و دستکم اين مسئله به سقوط دولت حاکم منجر مي شد۔ از اين نظر ما هزار بار محق هستيم که بخواهيم کساني که امروز بر صندلي وزارت٬ قضاوت و صندلي هاي دولتي نشسته اند مي بايست در جايگاه محكومين بنشينند. با افشاگريهاي مقامات بلند پايه رژيم٬ يکبار ديگر نشان داده مي شود که جمهوري اسلامي ذره اي مشروعيت براي ماندن ندارد و بايد گورش را گم کند و برود! اين افشاگريها صد بار کيفر خواست ما بر عليه جمهوري اسلامي و وضعيت اسف بار موجود را قوي تر مي کند۔

از سوي ديگر وقتي که از زبان خودشان نيز معلوم مي شود که چگونه ثروت جامعه در روز روشن ملاخور مي شود و به جيب اين و يا آن آيت الله که در طول عمرش دست به سياه و سفيد نزده سرازير مي شود٬ آنگاه ديگر شکر زيادي مي خورند که به کارگر بگويند پول نداريم و در مورد نپرداختن دستمزد کارگر عذر و بهانه بياورند۔ وقتي که هزينه دو روز هندوانه اسبهاي دختر رفسنجاني معادل حداقل دستمزد ماهانه يك كارگر است٬ ما بايد با صداي هر چه بلندتر بگوئيم که با دستمزد پايه ۲۲۰ هزا توماني راضي نيستيم و با حق بجانبي بيشتري خواست افزايش دستمزدها را مطرح کنيم! وقتي که حضرات مشغول غارت و چپاول منابع و ثروتهاي مردم و جامعه هستند بايد تف به صورتشان بياندازيم زماني که مي گويند بودجه نداريم٬ پول نداريم که صرف بهداشت و درمان و مسکن و رفاه مردم بکنيم! وقتي که تنها در يک قلم٬ داماد يک آيت الله حاضر مي شود با پرداخت مبلغ ۷۰۰ ميليارد تومان سبيل دستگاه قضايي را چرب کند تا به تجارت پر سود شکر ادامه دهد٬ بايد به اينها گفت شرمتان باد که کارگر را فقط به خاطر اينکه حقش را مطالبه کرده است به زندان و ضربه شلاق محکوم مي کنيد۔ وقتي که جنگلهاي شمال و معادن و کارخانه هاي کشور با دست و دلبازي به آيت آلله ها و اقازاده ها واگذار مي شود تا به شغل ناشريف مفتخوري نائل آيند٬ بايد بعنوان خالقان اصلي ثروت اين جامعه که از آن بي بهره مانده ايد در اجتماعات و اعتراضات خود حکم صادر کنيد که اجازه نخواهيد داد منابع و امکانات اقتصادي کشور جز براي تامين غذا٬ مسکن٬ بهداشت و آموزش و همچنين جارو کردن بساط فقر و نداري بکارگرفته شود۔
برملا شدن بخور و بچاپ هاي سران رژيم به کارگر فرصتي مي دهد که بسيار حق بحانب تر و پر مدعاتر مطالبات خود را پيگيري کند۔ ما همه کارگران را به تشديد مبارزه براي دسترسي به مطالبات و حقوق پايمال شده خود فرامي خوانيم۔ بايد از بروز کوچکترين نشانه ضعف و شکنندگي در صفوف دشمنان براي تعرض و به کرسي نشاندن خواستهاي کارگران سود جست۔ دستمزد کارگران بايد بموقع پرداخت شود۔ دستمزد و دريافتي کارگران بايد فورا افزايش يابد۔ بيمه بيکاري به همه بيکاران و افراد آماده بکار بايد پرداخت شود۔ مايحتاج عمومي مردم به قيمت ارزان بايد فورا تامين گردد۔ ساعات کار بايد کاهش يابد۔ مسکن مناسب براي مردم فراهم شود و آموزش و طب رايگان در اختيار مردم گذاشته شود۔ بايد اين شعارهاي سراسري را محور اتحاد و همبستگي صفوف طبقه کارگر قرار داد و در مقابل مفتخوري هاي حاکمان صداي مبارزه جويي و اعتراض کارگري را هر چه رساتر کنيم۔ شرايط مشقت باري که اکنون بر زندگي توده هاي مردم حاکم است تنها با نيرو و قدرت خود کارگران و مردم زحمتکش به نفع آنان و کسب آزادي و رفاه دگرگون خواهد شد۔ و اين مبارزه جز با سرنگوني رژيم فاسد و سرکوبگر جمهوري اسلامي و استقرار حکومت کارگري و حاکم شدن واقعي مردم زحمتکش بر شرايط زندگي اجتماعي شان سرانجام پيروزمندي نخواهد يافت۔ در اين راه شما را به مبارزه کسترده براي سرنگون ساختن جمهوري اسلامي فرا مي خوانيم۔