استراتژي انفعال وشکست
نگاهي به تصميمات نشست اخير "شوراي مرکزي کانونهاي صنفي معلمان"
بهمن ذاکر نژاد
نشست شوراي مرکزي کانونهاي صنفي معلمان در روزهاي ٢٣ و ٢٤ خرداد ماه
١٣٨٧ با شرکت تعدادي از نمايندگان کانونهاي صنفي برگزار شد. رفع
اختلافات موجود در کانون تهران واتخاذ استراتژي کانونهاي صنفي براي دور
آتي دو محور اين نشست بود. اين نشست در شرايطي برگزار شد که افزايش
تورم وگراني شرايط معيشتي مشقت باري را در ابعاد بي سابقه اي به اکثر
مردم و از جمله معلمان تحميل کرده است. هيچ يک از خواسته هاي معلمان
متحقق نشده و تعداد زيادي از فعالين پس از اعتراضات گسترده معلمان
درسال ٨٥ و ٨٦ به کسر حقوق، اخراج ، تبعيد، زندان وغيره محکوم شده اند
و احضار و سرکوب آنان همچنان ادامه دارد. فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي
معلمان کردستان، به اعدام محکوم شده است که اين حکم تا کنون با اعتراض
معلمان کردستان، کانونهاي صنفي تهران و کردستان، احزاب وجريانات سياسي
و آموزش بين الملل وعفو بين الملل روبرو شده است.
علي رغم اظهار اميدواريهاي اوليه شرکت کنندگان در اين نشست نسبت به
نتايج آن، با گزارشي که شوراي مرکزي از اين نشست ارائه داد، معلوم شد
که نه تنها خواست و اراده معلمان براي پيگيري خواسته هايشان در اين
نشست نمايندگي نشده بلکه استراتژي اتخاذ شده در اين نشست اگر به جهت
گيري و استراتژي کل اعتراضات معلمان تبديل شود، نسخه انفعال و شکست آن
خواهد بود. استراتژي اعلام شده شوراي مرکزي ملغمه اي از نظرات دوطف
درکانون تهران است که در ادامه به نکات برجستهً آن خواهم پرداخت.
امابراي اينکه تصوير روشني از زمينه هاي اصلي جهت گيري شوراي مرکزي
داشته باشيم لازم است ابتدا نگاه کوتاهي به گرايشات موجود در کانون
تهران و اختلافات آنها ، که به لحاظ اتوريته و سياست گذاري موثرترين
تشکل در مجموعه کانونهاي صنفي است، بکنيم.
انتخابات مجلس اسلامي وکانديد شدن تعدادي از مسئولان کانون معلمان
تهران و فراخوان آنها به معلمان براي شرکت در انتخابات، عاملي بود که
اختلافات کانون رابه نقطه جوش رساند .اين طيف که در اسفند سال گذشته
باعنوان شوراي صنفي مدني معلمان ايران اعلام موجوديت کرد اميدوار بود
با کشاندن معلمان به انتخابات مجلس ازطرفي به تقويت جناح اصلاح طلب
رژيم کمک کند واز طرف ديگر برخي از افراد خود را وارد مجلس کند. سياست
اين بخش از اعضاي کانون با مخالفت بخشي که خود را گرايش صنفي کانون
تهران مي نامد واکثريت تشکلها و معلمان، قرار گرفت. در نهايت صلاحيت
اين عده از طرف شوراي نگهبان رژيم براي شرکت در انتخابات رد شد و
فراخوان آنها براي شرکت درانتخابات با بي توجهي کامل معلمان روبرو شد.
وجود اختلاف نظر در کانونها پديده جديدي نيست. کانونها اساسا توسط
گرايشهاي متفاوتي ايجاد شده اند. اختلافاتي که در اين دوره در کانون
تهران وجود دارد شکل حاد شده اختلافات اين گرايشات است.هرچند چهره ها
وشخصيتهاي اين گرايشات در هر دوره تغيراتي کرده است اماتفاوتهاي سياسي
و نظري خود را همچنان حفظ کرده اند. عاملي که در اين دوره اختلافات را
حاد کرده است وجود اين گرايش سازشكار و دوم خردادي و مخالفت گسترده اي
است كه در ميان معلمان نسبت به اين سياستها وجود دارد. اين اختلافات با
گسترش اعتراضات معلمان و شرکت اکثريت آنان در اعتراضات سالهاي اخير
تحرك تازه اي يافت. سياستهاي گرايش راست در کانون تهران هم قبل از
اينکه در خو د کانون مورد مخالفت قرار گيرد، در جريان اعتراضات و
تجمعات سال ٨٥ و ٨٦ از طرف اکثرمعلمان مورد اعتراض قرار گرفت.
مهمترين هدف گرايش راست کانون نشان دادن قابليت خود به رژيم اسلامي در
مهار اعتراضات و جلوگيري از گسترش راديکاليسم درميان معلمان است. اين
گرايش خود را بخشي از حکومت ميداند و به اشکال مختلف تلاش ميکند حکومت
هم اين نقش آنها را به رسميت بشناسد و بقول آقاي باغاني بپذيرد که آنها
هم " موثر" هستند. نقش بازدارنده بهشتي و باغاني درادامه اعتراضات در
جريان تجمعسي هزار نفره معلمان در برابر مجلس وشرکت وفراخوان شرکت در
انتخابات مجلس نمونه هاي اين تلاشها هستند.
گرايش "صنفي " کانون تهران بخش مياني جنبش معلمان است. ازسويي تحت
تاثير راديکاليسم موجود در اعتراضات معلمان است وخواهان تحقق خواسته
هاي برحق معلمان است، و ازسويي ،به لحاظ نظري و تشکيلاتي، تحت تاثير
گرايش راست است. به همين دليل در مواردي، مانند برخورد به احکام صادره
عليه معلمان، برآوردي که از قدرت سرکوب و راهکارهاي مقابله با آن دارد،
تفاوت چنداني با گرايش راست ندارد . در مخالفت با گرايش راست بر "صنفي"
بودن اعتراضات معلمان تاكيد ميگذارد و وجه "صنفي" بودن اهداف خود
وکانون را مبناي اختلاف با "سياسي" بودن گرايش راست ميداند. به اين
ترتيب اين بخش هم ناخواسته همان سياستي را دنبال مي کند که گرايش راست،
آگاهانه، براي محدود کردن اعتراضات معلمان دنبال مي کنند. باوجود
تلاشهاي صادقانه اي که در جهت خواسته هاي معلمان ميکند يعني دور كردن
معلمان از مبارزه و حركت راديكال. اين گرايش تبيين درستي از توازن قواي
نيروهاي سياسي اجتماعي در جامعه، امکانات و تواناييهاي خود وبرنامه اي
روشن ندارد. به همين خاطر از سطح خواسته ها و اعتراضات راديکال معلمان
بسيارعقب است و درنتيجه، نه در عرصه اعتراضات معلمان ونه در مقابله با
گرايش راست نميتواند راديکاليسم موجود در اعتراضات معلمان را نمايندگي
کند. وجود گرايش راست که نمي خواهد و گرايش "صنفي " که نميتواند خواسته
هاي معلمان را نمايندگي کند، باعث شده از سال گذشته شاهد فاصله گرفتن
معلمان در تهران وبرخي کانونها در شهرهاي مختلف از کانون تهران باشيم.
استراتژي شوراي مرکزي
طي سالهاي اخير شاهد گسترش اعتراضات معلمان بوده ايم. بخشهاي وسيعي
از معلمان که در دوره هاي پيش در اعتراضات دخالت نمي کردند،طي اين
سالها فعالانه درتجمعات واعتصابات شرکت کردند. اعتراضات گسترده سالهاي
اخيرمعلمان، به خود آنها وبه کل جامعه پتانسيل بالا و راديکاليسم
اعتراضات آنها را نشان داد. معلمان در روند مبارزه خود، اين واقعيت را
تجربه کردند که براي رسيدن به خواسته هايشان راهي بجز مبارزه قاطع
وگسترده ندارند و وعده هايي که مسئولان رژيم به آنها ميدهند براي
جلوگيري از اعتراضاتشان است. گرچه امسال برخلاف سالهاي ٨٥ و ٨٦ شاهد
اعتراضات وتجمعات گسترده و چندين هزار نفره نبوديم. اما معلمان همچنان
از روحيه اعتراضي بالايي برخوردارند. اينها واقعيات اين دوره جنبش
معلمان هستند که با اندک شناختي از اين جنبش قابل مشاهده اند. استراتژي
شوراي مرکزي هم از نظر محتوا وهم از نظر شيوه برخورد با بدنه اجتماعي
کانون وکل معلمان، با فضاي حاکم در حرکت معلمان خوانايي ندارد وبراي
مهار کردن پتانسيل اعتراضي موجود درميان آنها تنظيم شده است.
مهمترين بندهاي گزارش "شوراي مرکزي" که بعنوان توافقات و استراتژي
کانونها اعلام شده اند ودرواقع جهت گيري شوراي مرکزي را نشان ميدهد
شامل موارد زير است.
• با توجه به شرايط موجود حرکت هايي پيشنهاد مي شود که کاهنده ي
هزينه هاي فرهنگيان باشد.
• تاکيد و اصرار بر روش تعامل با مسئولان و نه تقابل.
• پافشاري بر اصل تعامل و گفتگو با مسئولان بلند پايه ي منطقه اي و
کشوري.
• پرهيز از حرکت هاي تشنج زا و تعيين محدوده ي خط قرمز فعاليت هاي
صنفي.
همانگونه كه روشن است از نظر محتوا، اين بندها نشان دهنده غالب بودن
گرايش راست در نشست شوراي مرکزي است ودر چارچوب سياستهاي اين بخش از
کانون چيزجديدي ندارد. تنها نکته جديد والبته مهم، اين است که با
استراتژي مورد توافق شوراي مرکزي از اين پس، " تعامل با مسئولان بلند
پايه ي منطقه اي و کشوري" که همان بند وبست و مماشات با بخشهايي از
رژيم است، جزء رسمي سياست کانونها خواهد بود و گرايش راست که تا کنون
مجبوربود سياستهاي سازشکارانه اش را با توسل به وجود سرکوب وحشيانه
اعتراضات توجيه کند، محدوديتي براي پيشبرد سياستهايش در کانون نخواهد
داشت. با توجه به روند اعتراضات معلمان وکل اعتراضات موجود در جامعه،
استدلال زيادي لازم نيست تا نشان داد اين استراتژي هم راست است هم عقب
است و هيچ ربطي به مبارزات برحق معلمان و خواستهاي معلمان ندارد.
اينکه اعتراض به وضع موجود هزينه هايي دارد و از طرف رژيم با سرکوب
مواجه ميشود براي معلمان هم مثل همه مردم پيش فرض ورود به عرصه مبارزه
با شرايط ناعادلانه موجود است. بدون شک يافتن راههاي پايين آوردن فشار
سرکوب وکم کردن هزينه هاي فعالين جزء ضروريات پيشبرد هر اعتراضي است.
اما " حرکت هايي که کاهنده ي هزينه هاي فرهنگيان باشد" را بايد در کنار
" تاکيد و اصرار بر روش تعامل با مسئولان و نه تقابل" قرار داد تا معني
واقعي آن را در استراتژي شوراي مرکزي فهميد. معني واقعي اين حرکتها "
پرهيز از حرکت هاي تشنج زا" است. يعني اعتراضات معلمان رابه چنان جهتي
سوق دهند که " مسئولان بلند پايه ي منطقه اي و کشوري" حاضر به "تعامل"
با آنها باشند، و در ميان معلمان کيست که نداند اين استراتژي يعني
ادامه انفعال يکساله اخير که نتيجه اي بجز سردرگمي معلمان و تشديد
سرکوب فعلين ندارد.
تشکل وجرياني که استراتژي خود را بر مبناي بند و بست و معامله با
رژيم قرار ميدهد، تشکل و نماينده معلماني نيست که ازسال ٨٥ علنا در
اعتراضات خود اعلام کرده اند هيچ اعتمادي به مسئولان رژيم براي تحقق
خواسته هايشان ندارند. چنين استراتژي اي از فضاي جامعه كلا پرت است.
اين استراتژي برخلاف تصور مبتکرينش حتي در ميان بسياري ازکانونهاي صنفي
معلمان نيز نميتواند توجه کسي را جلب کند. از قبل روشن است كه اين
استراتژي محكوم به شكست است و هيچ دستاورد مثبتي براي معلمان ندارد.
نشست شوراي مرکزي بار ديگرنشان داد تنها يک جريان راديکال
وسوسياليستي قادر است اعتراضات معلمان را به نتيجه برساند. "كانونهاي
صنفي" اگر خواهان حرکت در جهت خواسته هاي معلمان و عملي شدن خواستهاي
آنها هستند نبايد تسليم سياستهاي مماشات جويانه گرايش راست شوند.
معلمان براي رسيدن به خواسته ها وحقوق پايمال شده شان چاره اي جز ادامه
اعتراضات خود ندارند، در اين ميان سکوت وبي برنامگي کانونها باعث فاصله
گرفتن معلمان از آنها ميشود. بايد با فراخوان مجمع عمومي راهکار
وبرنامه عمل خود را برمبناي خواسته هاي معلمان تنظيم واعلام کنند.
فعالين راديکال بايد معلمان را حول خواسته هايي مانند: پرداخت فوري
حقوق و مزايا، افزايش حقوقها، استخدام معلمان حق التدريس، جدايي مذهب
از آموزش وپرورش، آزادي بيان وتشکل، لغو فوري وبدون قيد و شرط تمامي
احکام صادره عليه معلمان و آزادي زندانيان سياسي وغيره متحد ومتشکل
کنند وبر مبناي اين خواسته ها اعتراضات را سازمان دهند. اعتراضات متحد
وگسترده معلمان تنها ابزارموثر براي تحقق خواسته هايشان و مقابله با
سرکوب است. فعالين بايد با تماس با تشکلهاي کارگري و دانشجويي و شرکت
دراعتراضات آنها اعتراضات معلمان را عملا با اعتراضات کارگران
ودانشجويان همبسته کنند. وجود حزب کمونيست کارگري ميتواند عامل موثري
در پيشبرد وجلب حمايتهاي داخلي و بين المللي از اعتراضات معلمان باشد.
تجربه کمپينهاي مختلف حمايت از مبارزات کارگران ودانشجويان اين را به
خوبي نشان ميدهد. بايد به هر شکل ممکن با حزب تماس گرفت و از رهنمود ها
و امکانات حزب براي پيشبرد اعتراضات معلمان استفاده کرد.
26 جون 2008 |