به حمايت از كارگر هفت تپه بشتابيد!
كاظم نيكخواه
ميخواهم اينجا در چارچوب اين نكته چند جمله بنويسم كه مبارزه
كارگران هفت تپه سنگري از مبارزه همه كارگران و مردم ايران است كه بايد
آنرا بطور سراسري تقويت و مستحكم كرد.
اعتصاب و مبارزه كارگران نيشكر هفت تپه چهلمين روز خودرا پشت
سرگذاشت. طي اين مدت بارها به كارگران اعتصابي توسط نيروهاي مزدور و
مسلح حكومت حمله شد. با اسپري و باتون به كارگران و خانواده هاي آنها
حمله بردند. شماري از كارگران را دستگير كردند و زير فشار و توهين و
اذيت و آزاد قرار دادند. اما كارگران ناچارند كه بجنگند. و دارند
متحدانه و هوشيارانه در اين نبرد نابرابر مقاومت و ايستادگي ميكنند و
بر خواستهاي خود پافشاري ميكنند. اين جنگي براي زندگي است. كارفرما و
حكومت و نيروهاي سركوبش نيز تمام تلاششان اينست كه كارگر هفت تپه را
فرسوده كنند و شكست خورده به خانه برگردانند. چرا كه ميدانند پيروزي
اين كارگران در سراسر ايران انعكاس و تاثير تقويت كننده خواهد گذاشت.
مبارزه كارگران نيشكر هفت تپه تاكنون مورد حمايت بخشهاي متعددي از
كارگران قرار گرفته است. بخشهايي از كارگران لوله سازي اهواز، كشت و
صنعت كارون، ايران خودرو شركت واحد و متروي تهران، پلي اتيلين
كرمانشاه، شاهوي سنندج، نساجي سنندج، پرريس سنندج، پستهاي ٢٣٠ كيلووات
آبيك قزوين، پالايشگاه نفت پارس در تهران، كارگران فني و عمران و
سازهاي تهران، ايران خودرو، نبروگاه برق تهران، مركز كنترل متروي
تهران، معدن فسفات و ميگون تهران و شماري از تشكلها و شخصيتهاي مختلف
تا اينجا از اين مبارزه اعلام حمايت كرده اند. اين حد از حمايت بسيار
اميدبخش است و يك پيشروي جدي و يك جهتگيري بسيار تعيين كننده ود اساسي
را در جنبش كارگري نشان ميدهد.
اما اگر اين مبارزه را بعنوان بخشي از مبارزه سراسري مردم ايران
براي مقابله با تهاجم مفت خوران سرمايه دار و حكومت آنها بحساب آوريم
كه چيزي جز اين نيست، آنگاه متوجه ميشويم كه اين حد از حمايت كافي
نبوده و نيست. متوجه ميشويم كه صداي كارگران هفت تپه ميبايست قدرتمندتر
در سطح جامعه طنين مي انداخت. متوجه ميشويم كه مردمي كه فغانشان از
گراني و گرسنگي و فقر در همه جا بلند شده است، يك راه ساده تقويت خودرا
كه حمايت از اين نوع مبارزات و كانونهاي مقاومت و اعتراض است بخوبي
نميشناسند. كارگر هفت تپه دارد براي گرفتن دستمزدش مبارزه ميكند. كارگر
هفت تپه دارد براي به دست آوردن حق بديهي اش يعني تشكل مبارزه ميكند.
كارگر هفت تپه دارد براي حق مبارزه و اعتراض كردنش مبارزه ميكند. اينها
خواستهاي همه كارگران و مردم در ايران است. اگر كسي عليه گراني و فقر و
دستمزدهاي پايين اعتراض دارد، قطعا و طبعا بايد اين مبارزه را جزئي از
مبارزه خود ببيند و با چنگ و دندان از آن دفاع كند. اين را در سطحي كه
قابل انتظار است و بايد باشد هنوز شاهد نيستيم.
جامعه ايران در شرايطي بسيار ويژه و اضطراري بسر ميبرد. همه كس
سياسي است. همه كس به فردايي ديگر و متفاوت مي انديشد. بدون ذره اي
اغراق اكثريت عظيم مردم براي خلاصي از شر حكومت روزشماري ميكنند. بي
اغراق حتي كودكان ما هم فكر و ذكرشان اينست كه كي و چگونه ميشود از شر
حكومت اسلامي خلاص شد. در سطح جهان اين شرايطي استثنايي است. اين
شرايطي اضطراري است. همه مردم به دنبال راه حلي براي پيروزي در اين جنگ
مرگ و زندگي هستند. يك راه بديهي پيروزي اينست كه كانونهاي مبارزه را
به هرشكل ممكن تقويت كنيم. يك راه ساده و بديهي اينست كه فكر و ذكرمان
اين باشد كه اين بخش از مبارزه مان در شوش و هفت تپه به پيروزي برسد.
اگر اينگونه ميديديم قطعا اعتراض به سركوب كارگران هفت تپه را در همه
جا به اشكال بسيار متقاوت و متعدد شاهد بوديم. كسي كه مخالف گراني و
فقر و گرسنگي است و دارد پشت هرتريبوني كه بدستش ميرسد فرياد ميزند،
دارد در صف گوشت و قند و برنج فرياد ميزند و به سرتاپاي حكومت فحش
ميدهد، بايد به طور اتوماتيك در تهران و شيراز و اصفهان و مشهد هم يقه
هرمزدور حكومت را در خيابان و هرجا كه امكانش پيدا ميشود بگيرد و بگويد
چرا در شوش كارگر نيشكر را سركوب ميكنيد. مگر اين كارگران چه كرده اند؟
مگر حقوقشان نبايد به موقع پرداخت شود؟ ميبايست شاهد اين بوديم كه به
اين كارگران و خانواده هايشان سيل كمكهاي مالي مردم سرازير ميشد كه زير
فشار فقر كمر مبارزه شان را نشكنند. بايد شعار "ما از كارگران هفت تپه
حمايت ميكنيم" بر درو ديوار تمام شهرها نوشته ميشد. ميدانم كه حس حمايت
و سمپاتي بسيار وسيع است. اما حرف من اين است كه اين حس كافي نيست بايد
بيان شود. بايد ابراز شود. بايد شنيده شود. ما كارگران و مردم بايد ياد
بگيريم و راهايش را پيدا كنيم كه از مبارزات هم سرنوشتان و هم طبقه اي
هايمان در هرگوشه اي كه بيرون ميزند فعالانه تر و موثرتر و وسيعتر
حمايت كنيم و آنها را تقويت كنيم.
بدون شك قدم بعدي پيشروي مبارزه كارگران و مردم عليه يكه تازي مفت
خوران سرمايه دار و حكومت همين است كه هرجا جنگي درگير ميشود به كمك هم
طبقه اي هاي خود بشتابند. بسيار وسيع تر و سريع تر بشتابند. و حكومت را
متوجه كنند كه با يك بخش از كارگران يا مردم طرف نيست.
كارگران هفت تپه بسيار حساب شده و هوشيارانه عمل كرده اند. توانسته
اند زير سركوب و لشكركشي حكومت يك نيروي چندين هزار نفري را متحد نگه
دارند و با دست خالي تا اينجا به مبارزه خود ادامه دهند. اين مبارزه تا
اينجا يك شكست براي جمهوري اسلامي بوده است. زيرا نتوانسته است عليرغم
تمام دستگاه سركوب و سانسور و قوانين خفقان آورش، مانع اين شود كه صداي
كارگران حق طلب بطور قدرتمندي شنيده شود. اين صدا به يمن وجود حزب كمونيست كارگري و
كمپين گسترده اش در حمايت از كارگران هفت تپه، اكنون در تمام ايران و
گوشه و كنار جهان بگوش ميرسد. حتي برخي مقامات حكومتي به دست و پآ
افتاده اند و به دولت انتقاد ميكنند كه چرا مشكل اين كارگران را حل
نميكنيد كه اينهمه تلويزيونهاي اپوزيسيون هرروز آنرا در بوق و كرنا
نكنند و كمپين برايشان راه نيندازند.
تلاش ما بعنوان حزب كمونيست كارگري اينست كه همين جنب و جوش و
مبارزه سراسري را فعال كنيم. دست همه كارگران و مردم محروم را در دست
هم قرار دهيم. وجود اين حزب با تلويزيون و امكانات و كادرها و قدرت
سياسي عظيمش نيز يك استثنا در شرايط سياسي ايران است كه بايد آنرا ديد
و آنرا ارج گذاشت و آنرا تقويت كرد و به همه معرفي كرد. امروز اين حزب
با رسانه هايش به خانه ميليونها كارگران و مردم وارد شده است. اميد
بسياري را در ميان مردم دامن زده است. و روزي كه اين كارگران و مردم و
بويژه رهبران و فعالينشان وسيعا به اين نتيجه برسند كه براي پيشروي
بايد حزبشان را تقويت كنند و به آن بپيوندند و مبارزه شان براي زندگي
انساني را از طريق و به كمك و تحت رهبري اين حزب به پيش ببرند، هيچ
ترديدي در پيروزي قريب الوقوع مبارزه و جنگي كه كارگران و مردم در آن
درگيرند نبايد داشت. بهررو تا آنجا كه به كارگران هفت تپه و مبارزه
آنها مربوط ميشود تلاش ما اينست كه اين مبارزه را به مبارزه همه مردم
تبديل كنيم و تعلق به اين مبارزه را در ميان همه بخشهاي كارگران و مردم
دامن بزنيم و راه حمايت كردن و تقويت كردن آنرا به همه نشان دهيم. دست
همه كارگران هفت تپه را ميفشاريم و عزم جزمشان را ارج ميگذاريم.
|