اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني كار و اول ماه مه
گفتگو با محمد آسنگران در تلويزيون انترناسيونال
پياده کننده : ناصر احمدي
رضا مرادي: ــ اخيرا چند اتحاديه کارگري، فدراسيون اتحاديه کارگري
بخش حمل و نقل و همچنين سازمان عفو بين الملل از جمهوري اسلامي به
سازمان جهاني کار (آي ال او: شکايت کرده اند و آي ال او هم دارد به اين
شکايت رسيدگي ميکند، لطفا توضيح بدهيد که اين شکايت چرا صورت گرفته
است.
محمد آسنگران: ــ در پي احضارها و بازداشتهاي متعددي که در يکي دو
سال گذشته صورت گرفته و تعداد قابل توجهي از فعالين کارگري به زندانها
افتاده اند، و بطور برجسته چندين کمپين بين المللي به فراخوان اتحاديه
هاي کارگري که براي آزادي فعالين کارگري از جمله محمود صالحي و منصور
اسانلو و تعداد ديگري از بازداشت شدگان پيش برده شده اند، و بنا به
فراخواني که اين اتحاديه ها و عفو بين الملل براي خواست آزادي کارگران
در سطح بين المللي مطرح کرده اند و شکايتي را براي بررسي نقض حقوق
کارگري در ايران به سازمان جهاني کار برده اند اين خواست مطرح شده است.
در آن شکايت هم از جمهوري اسلامي بعنوان مسئول اعمال خشونت عليه
کارگران نام برده اند لذا نتيجه چنين شکايتي اکنون اين شده است که
اخيرا يکي از مسئولين سازمان آي. ال. او. گفته است که در ماه مه سازمان
مربوطه اين شکايت را بررسي خواهد کرد.
رضا مرادي: ــ خب، بنظر شما اگر اين شکايت را بررسي کنند يا نکنند
چه تاثيري بر وضعيت کارگران ايران خواهد داشت.
محمد آسنگران: ــ اولين مسئله اي که مطرح ميشود اينست که آي. ال. او.
يک سازمان وابسته به سازمان ملل است و از کشورهاي مختلف نمايندگاني از
دولتها و از کارفرمايان و از سازمانهاي کارگري در اجلاسهاي اين سازمان
شرکت ميکنند. اما از طرف ايران و جمهوري اسلامي تنها نماينده دولت در
اين اجلاس شرکت ميکند. زيرا کساني که به اين سازمان فرستاده ميشوند از
طرف خود حکومت تعيين ميگردند. دولت کساني را تحت عنوان نماينده کارگر و
نماينده کارفرما و نماينده دولت هر ساله به اين اجلاس ميفرستد. بنابر
اين تا آنجا كه به ايران مربوط ميشود تنها ارگاني که حق انتخاب افراد
براي شرکت در اين اجلاس را دارد حكومت است.
بهرحال اين سازمان يک مجمع جهاني است که قرار است پرونده دولت
جمهوري اسلامي را بررسي کند. اما اين شکايت و اين رخداد اخير به سادگي
بدست نيامده است. چندين سال است که فعالين کارگري و تشکلهاي کارگري در
ايران و در سطح بين المللي و احزاب چپ و کمونيست اپوزيسيون ايراني چه
در ايران و چه در سطح جهاني خواستار اعمال فشار اين سازمان به جمهوري
اسلامي بوده اند. زيرا اعمال خشونت جمهوري اسلامي عليه جنبش کارگري و
فعالين کارگري به امري روزمره تبديل شده است و اکنون ميبينيم کار به
اينجا کشيده است.
حزب کمونيست کارگري از چند سال پيش تا الان خواهان اخراج جمهوري
اسلامي از مجامع بين المللي و از جمله از سازمان جهاني کار بوده است.
بنابر اين علاوه بر حضور فعال حزب در ميدان مبارزه عليه رژيم اسلامي
حضور پرتحرک خود فعالين کارگري براي افشاي جمهوري اسلامي و اخراج آن از
اين نهادهاي بين المللي نيز چشمگير بوده است. بطور ويژه اخراج جمهوري
اسلامي از سازمان جهاني کار از سالهاي قبل مطرح بوده است. نتايج اين
مجموعه کمپينهاي سالهاي گذشته و ماه هاي گذشته در دفاع از حقوق کارگران
بقدري تاثير فزاينده داشته است که سرانجامش ميبينيم به اينجا کشيده شده
است که سازمان آي. ال. او. ناچار شده که اين حرف را بزند.
رضا مرادي: ــ بله ببينيد، بالاخره در سازمان جهاني کار نمايندگان
کارگري نيز از طرف جمهوري اسلامي به آنجا فرستاده ميشده، آيا اينها
کارگران ايران را نمايندگي نميکردند و نميکنند؟ آيا احتياجي بود که
اساسا شکايتي صورت گيرد؟ پس اين نمايندگان کارگري که جمهوري اسلامي به
آنجا مي فرستاده چه ميکرده اند؟
محمد آسنگران: ــ تاکنون که دولتها نمايندگان خودشان را فرستاده
اند، و طبعا کارفرمايان نيز نمايندگان خودشان را فرستاده اند، و در
رابطه با نمايندگان کارگران هم در کشورهايي که امکان تشکلهاي کارگري
بوده است آنها هم نمايندگان خودشان را فرستاده اند. منتها همانطور كه
اشاره كردم در جمهوري اسللامي اين موضوع بطور معکوس انجام ميگيرد. يعني
تمامي نمايندگان فقط و فقط از طرف دولت تعيين ميشوند و کساني از خانه
کارگر و شوراهاي اسلامي تحت عنوان نماينده کارگران انتخاب ميشوند و به
آنجا فرستاده ميشوند نماينده دولت هستند نه نماينده کارگر.
منتها الان ديگر هم در سطح ايران و هم در سطح بين الملل همه ميدانند که
نه خانه کارگر و نه شوراهاي اسلامي نماينده کارگر نيستند. بلکه اينها
نيز دارند دولت اسلامي را نمايندگي ميکنند. چرا که اينها هم تشکلهاي
دولتي هستند و براي مهار کردن مبارزات حق طلبانه کارگران دولت آنها را
سازمان داده است. بهمين معني اخراج جمهوري اسلامي از آي. ال. او اخراج
نمايندگان خانه کارگر و شوراهاي اسلامي هم هست و اين از اهميت بسيار
بالايي برخوردار است. و بويژه ما روي اين تاكيد داريم. يعني هر مجمعي
كه ميخواهد بداند كارگران ايران چه ميگويند بايد حرفشان را از زبان
نمايندگان خود كارگران بشنود. در اين مقطع مشخص بنظرم با نزديک شدن اول
ماه مه لازم است که کارگران و تشکلهاي کارگري و فعالين کارگري در ايران
در مراسمهاي خودشان به اين اقدام عمق و وسعت بيشتري ببخشند و قاطعانه
خواهان اخراج نمايندگان جمهوري اسلامي از آي ال او شوند و خواهان
انتخاب آزاد نمايندگان کارگري خودشان گردند تا اين نمايندگان در مجمع
سازمان جهاني کار سخنگو و زبان گوياي جنبش کارگري و طبقه کارگر ايران
باشند.
رضا مرادي: چطور چنين چيزي ممکن است؟ اگر قرار باشد نمايندگان خانه
کار و شوراهاي اسلامي از آي ال او اخراج شوند و جمهوري اسلامي را هم از
آنجا اخراج کنند پس آنوقت اين کارگران با چه اسمي در آي ال او شرکت
کنند؟ حتي شما فرض کنيد که نماينده واقعي کارگران در مجامع عمومي و در
تشکلهاي مستقلشان انتخاب شده اند خب چطور ميتوانند به چنين مجمع بين
المللي راه پيدا کنند؟
محمد آسنگران: ــ مثل هر کشور ديگري تشکلهاي کارگري و سازمانهاي
کارگري نمايندگان خودشان را انتخاب ميکنند و اين نمايندگان را بطور
مستقيم به آنجا ميفرستند، همانطوري که ميدانيد هم اکنون سنديکاي شرکت
واحد بعنوان عضو اتحاديه حمل و نقل جهاني پذيرفته شده است و الان صرفا
اين جمهوري اسلامي است که مانع شرکت نمايندگانش در اجلاسهاي بين المللي
ميشود. لذا در ابعاد سراسري هم کارگران ميتوانند نمايندگان انتخابي خود
را به اين مراجع بفرستند. کارگران ميتواند نمايندگان خود را مستقيما به
اي ال او بفرستد. در عين حال اگر بخشهاي مختلف جنبش کارگري و فعالين
کارگري و طبقه کارگر بتوانند اين امکان را به جمهوري اسلامي تحميل کنند
و نمايندگان واقعي خودشان را انتخاب کنند طبعا ميتوانند بطور مستقيم
نمايندگانشان را به سازمان جهاني کار بفرستند و پرونده شان بررسي
ميشود. تنها مانعي که سر راه اين اقدام کارگران هست همين جمهوري اسلامي
است كه اين را هم با مبارزه و فشار جنبش كارگري در ايران و در سطح بين
المللي امكانش هست كه به آن تحميل كنيم. از لحاظ قانوني و قوانين بين
المللي هيچ موانع ديگري نيست که کارگران نتوانند مستقيما نمايندگان خود
را بفرستند.
رضا مرادي: ــ ما داريم به اول ماه مه و روز جهاني کارگر که البته
امسال در ايران مصادف شده است با روز ١٢ ارديبهشت نزديک ميشويم، آيا
فکر ميکنيد شکايتي که بجريان افتاده تاثيري هم در فضاي اول ماه مه در
ايران خواهد داشت؟
محمد آسنگران: ــ طبعا اتفاقاتي که افتاده تاثيراتي خواهد داشت. اولين
اتفاق مهمي که در آستانه اول ماه مه در ايران افتاده آزادي محمود صالحي
از زندان بود که جمهوري اسلامي ناچار شد او را آزاد کند، و به دنبال آن
همين شکايت از طرف سازمان جهاني کار که يک مجمع جهاني است مورد بررسي
قرار ميگيرد و اينهم البته تنها نتيجه اقدامات امروز نيست. بلکه
همانطوري که گفتم مجموعه فعاليتهاي که در چند سال گذشته از طرف فعالين
کارگري و تشکلهاي کارگري و حزب کمونيست کارگري در داخل ايران و در سطح
جهان صورت گرفته بود در سطح بين المللي نيز چنين اتفاقي را خلق کرده
است. همه اين اتفاقات الان بمرحله اي رسيده اند که بتوانند نتايج
چشمگيري ببار آورند و طبعا خود همين اوضاع يک فضاي تازه اي را ايجاد
ميکند و فعالين کارگري و تشکلهاي کارگري در ايران هم از اين فضا
ميتوانند بهترين استفاده را بکنند.
کارگران ايران نبايد اين مسئله را فراموش کنند که نه تنها در ابعاد
بين المللي خواستهاي خودشان را مطرح کنند بلکه تحت اين عنوان بايد
بتوانند تشکلهايشان را سازمان دهند.الان بايد دست بکار شد تا با توجه
به فضاي پيش آمده و با توجه به اينکه همين الان حساسيت زيادي در سطح
جهاني روي جنبش کارگري ايران است و با توجه به اينکه اعمال جمهوري
اسلامي در سطح جهاني زير ذره بين قرار دارد بنابر همه اين عوامل فضاي
ويژه و موقعيت حساسي ايجاد كرده که فعالين کارگري ميتوانند از آن
استفاده کنند تا همانطوري که گفتم هم در جهت سازمان دادن خودشان و هم
فشار آوردن بر سازمان جهاني کار که جمهوري اسلامي را اخراج کند.
در واقع در نتيجه اين اقدامات و ادامه فشار به آي.ال.او دو موضوع
مشخص بايد اتفاق بيافتد: يکي اينکه کارگران بتوانند تشکلهاي خودشان را
سازمان دهند و يکي هم اينکه بتوانند با فرستادن نمايندگان خودشان به
سازمان جهاني کار، فضاي بين المللي را براي جمهوري اسلامي تنگتر کنند.
جمهوري اسلامي تنها با دستگيري و زنداني کردن و سرکوب توانسته مانع
حضور گسترده کارگران شده است. لذا اين اتفاقاتي که مورد بحث ماست نه
تنها فضايي بنفع جنبش کارگري را ايجاد ميکند بلکه فشاري بر جمهوري
اسلامي مياورد. بطور کلي نيروي تمامي جنبشهاي آزاديخواهانه و برابري
طلبانه را قوي تر و چند برابر ميکند. هيچ جنبشي در دنيا به اندازه
جنبشهاي آزاديخواهانه و بويژه جنبش کارگري در ايران مورد توجه جهانيان
نيست. در عرض همين يکسال ما شاهد سه مورد اعتراض جهاني بسيار قابل
توجهي بوديم که در سطح جهاني سازمانهاي جهاني، سازمان عفو بين الملل و
سازمانهاي کارگري وارد ميدان شده اند و لذا اکنون وقتش هم رسيده است که
از اين فضاي ايجاد شده بنحو احسن استفاده شود و در مجامع کارگري و روز
اول ماه مه کارگران بتوانند تشکلها و مراسم بزرگي را برپا کنند.
|