پنجشنبه، ١٥ فروردين ١٣٨٧- ٣ آپريل ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٨١

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

جدال بر سر اول مه

کاظم نيکخواه

به اول مه روز جهاني كارگر زمان زيادي باقي نمانده است. اول مه در ايران به موضوع يك جدال جدي و حياتي كارگران با حكومت اسلامي سرمايه دارن تبديل شده است. اين جدال بويژه در يك سال اخير با دستگيريها و شلاق زدن كارگران به جرم شركت در مراسم اول مه و زنداني كردن محمود صالحي به جرم برپايي اول مه و مبارزه گسترده كارگران براي آزادي او، شكل حادتري به خود گرفته است. اما از ابتداي روي كار آمدن حكومت جنگ و كشاكش بر سر اول مه در جريان بوده است. خميني از همان ابتدا در برابر كارگراني كه بر حق بديهي خود براي برپايي اين روز پافشاري ميكردند گفت "همه روزها روز كارگر است" و به اين ترتيب هم وحشت خودرا از قدرت كارگران ابراز كرد و هم تاكيد كرد كه روز مشخصي بنام روز كارگر را برسميت نميشناسد. اما كارگران اين حكومت و رهبرش را وادار به غلط كردم كردند و ناچارش كردند روز اول مه را (تحت عنوان ١١ ارديبهشت) در قانون كارش وارد كند و برسميت بشناسد. اين يك شكست آشكار براي حكومت بود و در تمام سالهاي گذشته تلاش كرد با ممنوع كردن تجمعات مستقل كارگري و برپايي تجمعات دولتي خانه كارگريها و شوراهاي اسلاميش شكست خودرا كمرنگ كند. اين تلاش هم تا حد زيادي شكست خورد. كارگران هرسال در تجمعات بزرگ و كوچك اول مه را گرامي داشتند و فضاي اول مه را به حكومت اسلامي تحميل كردند. روشن است كه برپايي اول مه توسط كارگران به سادگي پيش نرفت. جنگ و گريزي بر سر آن جريان يافت. كارگران بارها تجمعات دولتي را نيز به صحنه قدرت نمايي خود عليه حكومت تبديل كردند. و از آن طرف حكومت هم قادر شد با بگير و ببند و تهديد و لشكر كشي، از تجمعات بزرگ كارگري در اول مه جلوگيري كند. از يكي دو سال گذشته اما حكومت احمدي نژاد تلاش كرده است كه آنچه را خميني در انجامش ناتوان ماند به سرانجام برساند. برپايي اول مه مستقل كارگري، توسط اين حكومت به يك جرم تبديل شده است. از سه سال پيش شماري از فعالين كارگري بخاطر شركت در اول مه سقز زير محاكمه و دستگيري و پيگرد قرار گرفتند. سال گذشته درست در آستانه اول مه محمود صالحي و شماري از كارگران را دستگير كردند. و اكنون بيش از يك سال است كه محمود صالحي در شرايط بسيار نامناسب جسمي در زندان نگه داشته شده است. شماري از كارگران را به جرم شركت در اول مه شلاق زدند. اين يك تهاجم گستاخانه حكومت به طبقه كارگر است كه از جانب كارگران در ايران و در سطح جهان پاسخ گرفته است. از نظر سياسي اكنون همه كس در سطح جهان ميداند كه كارگران در يك جدال هرروزه با حكومت توحش سرمايه داران بسر ميبرند. محمود صالحي اكنون به يك چهره شناخته شده در سطح جهان تبديل شده است.

بطور خلاصه سرنوشت اين كشاكش و جنگي كه ميان كارگران و جمهوري اسلامي بر سر اول مه در جريان است بسيار مهم و حياتي است و بايد تلاش كنيم پوزه حكومت را در اين زمينه به خاك بماليم. پيروزي ما كارگران ميتواند بر كل اعتراضات ما بر سر دستمزد و اخراج و بيمه بيكاري و همه چيز تاثير بسيار مثبتي بگذارد. و نه فقط اين. پيروزي ما كارگران در اين جنگ طبقاتي بر كل فضاي اعتراضي در جامعه تاثير مستقيم خواهد داشت. و برعكس اگر بفرض حكومت موفق شود در اين جدال كارگران را به شكست بكشاند و جنبش اول مه را خفه كند، سنگر مهمي را در برابر مبارزات كل كارگران و مردم فتح كرده است. مساله مهم اينست كه ما اكنون صف متحد و واحدي را در برابر حكومت شكل داده ايم. اتحاد بين المللي كارگران در همبستگي با كارگران ايران عملا يك شكست سياسي را به حكومت اسلامي تحميل كرده است و به انزواي بين المللي اين حكومت در سطح جهان منجر شده است. توجه همه كارگران و مردم در ايران به اول مه بسيار وسيع است. مبارزات و اعتصابات كارگري در مقابله با نپرداختن دستمزدها و اخراجها و غيره، جايگاه غير قابل انكاري به جنبش كارگري در فضاي سياسي جامعه داده است. و كلا اول مه يك سنت محكم و ريشه دار و برسميت شناخته شده كارگري است كه عقب راندن آن و خاموش كردن آن براي هيچ حكومتي ساده نيست. همه اينها را بايد ديد و با اتكا به آنها با اعتماد بنفس به سوي برپايي هرچه با شكوهتر اول مه گام گذارد.

در اين جدال نيز طبعا نقش رهبران و فعالين كارگري بسيار مهم است. بايد تلاش كنيم كه بخشهاي هرچه وسيعتري از توده كارگران را به اهميت اول مه واقف كنيم. بايد تلاش كنيم كه توجه كل جامعه را به سوي اول مه جلب كنيم. اولين و مهمترين كار تلاش جدي براي آزادي محمود صالحي است. جمهوري اسلامي بايد ناچار شود محمود صالحي را كه به سمبلي براي اول مه تبديل شده است آزاد كند. اين حكومت عليرغم اينكه زير فشار وسيعي براي آزادي محمود صالحي قرار دارد، از اينكه او را قبل از اول مه آزاد كند وحشت دارد و تلاش ميكند حداقل تا قبل از اول مه اورا در بند نگه دارد. ما بايد كاري كنيم كه جمهوري اسلامي بفهمد كه براي هرروز نگه داشتن محمود صالحي در زندان بايد تاوان سنگين تري بپردازد. بايد وسيعا نام محمود صالحي را به ميان كارگران ببريم و بخشهاي هرچه وسيعتري از كارگران را به تلاش براي آزادي او فعال كنيم. يك تلاش جدي از هم اكنون اينست كه در فضاي انزواي بين المللي جمهوري اسلامي با نامه ها و تومارهاي متعدد، خطاب به كارگران جهان خواهان اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني كار شويم. كمپين براي اخراج جمهوري اسلامي از "آي ال او" را هم اكنون حزب كمونيست كارگري در سطح بين المللي آغاز كرده است. دخالت كارگران در ايران براي اخراج جمهوري اسلامي بخاطر شلاق زدن كارگران بخاطر اول مه و زنداني كردن محمود صالحي و منصور اسانلو ميتواند بخشهاي هرچه وسيعتري از تشكلها و اتحاديه هاي كارگري را پشت اين كمپين بكشاند. سازمان جهاني كار عليرغم اينكه اتحاديه هاي عضو اين سازمان اكثرا بر عليه جمهوري اسلامي قطعنامه و نامه داده اند و به پايمال كردن حقوق كارگران اعتراض كرده اند، همچنان پادوهاي خانه كارگري حكومت را بعنوان نمايندگان كارگران برسميت ميشناسد. بايد اين سازمان را نيز وادار به كنار كشيدن خود از پشت سر جمهوري اسلامي كرد. اين كار كاملا امكان پذير است و نقش كارگران در ايران در اين زمينه نيز غيرقابل انكار است. در كنار اين نفس برپايي اول مه مهم است. هرچه تعداد تجمعات اول مه بيشتر باشد ضربه محكمتري به حكومت وارد شده است. هر جمع كوچك و بزرگي از كارگران در واحدهاي بزرگ و كوچك، در شهر و روستا بايد در تدارك برپايي تجمعي براي اول مه باشند. نه فقط كارگران، بلكه بايد كاري كنيم كه هر انسان منزجر از حكومتي به اهميت اول مه و برپايي مراسم اول مه واقف و آگاه شود و خودرا در آن دخيل و سهيم كند. بايد جنب و جوش وسيعي را حول اول مه به جريان اندازيم.

و يك تاكيد عمومي تر هم اينجا لازم است. اول مه روز اعلام كيفرخواست كارگران عليه نظام سرمايه داري است و ما هم در ايران بايد با شعارهاي راديكال و سوسياليستي و تاكيد بر حقوق انساني خود اين كيفرخواست را اعلام كنيم. مراسم اول مه بايد رنگ و بوي چپ و راديكال و اعتراضي داشته باشد. بايد به دستمزدهاي زير خط فقر وسيعا اعتراض كرد. بايد به اخراجها و نپرداختن دستمزدها اعتراض كرد. بايد بر آزادي همه زندانيان سياسي تاكيد گذاشت. بايد لغو قراردادهاي موقت را فرياد زد و بايد بر منزلت و معيشت و رفاه براي همه كارگران و مردم تاكيد گذاشت. و بالاخره اينكه نبايد اجازه داد خانه كارگريهاي حكومت و شوراهاي اسلامي مراسم دولتي را بنام روز جهاني كارگر برپا كنند. تجربياتي كه كارگران تاكنون در اين زمينه داشته اند بسيار آموزنده است و قطعا كارگران آنها را امسال هم وسيعا به كار خواهند گرفت. يعني يا گرفتن ميكروفون از مزدوران حكومت يا برهم زدن اجتماعات به هر شكل ممكن.

برپايي اول مه روز جهاني كارگر يك حق بديهي و برسميت شناخته شده كارگران است و با فضاي اعتراضي گسترده كارگري اي كه در ايران وجود دارد و با توجه به وجود يك حزب كمونيست و راديكال و مصمم كارگري و كل وضعيت سياسي جامعه، ميتوان گفت كه شكست جمهوري اسلامي در اين تقابل قطعي است. بايد كاري كنيم كه اين شكست هرچه سريعتر و قطعي تر و محكم تر به جمهوري اسلامي سرمايه داران تحميل شود.