پنجشنبه، ١٨ بهمن ١٣٨٦- ٧  فوريه ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٧٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

کدام انتخاب

مرتضي فاتح

با تصفيه بخش اعظم كانديداهاي جناح دوم خردادي كه خودشان ميگويند فقط از ٢٠٠ كرسي مجلس فقط براي رقابت در ٢٣ كرسي قدرت مانور دارند، سرنوشت و نتيجه اين نمايش حكومت روشن است. جمهوري اسلامي و ولي فقيهش تصميمشان را گرفته اند كه اجازه ندهند جناح شكست خورده قبلي دوباره در درون حكومت سر بلند كند. هرچند كه ميدانند كه با وضعيت بحراني اي كه جمهوري اسلامي دارد به آنها نياز دارند. تا آنجا كه به كارگران و مردم بر ميگردد، مدتهاست که آنها نسبت به بازي "انتخابات" و ساير نمايشهاي سياسي حکومت که ربطي به آنها ندارد بي تفاوت هستنند و اميدي به بهبودي در زندگيشان، که ناشي از نتايج چنين نمايشهائي باشد ندارند. اين را ميتوان از ميزان مشارکت جامعه در چنين نمايشهائي در طي سالهاي اخير به روشني مشاهده کرد. اگر هم کساني در خارج از حاکميت، پس از افتضاح انتخابات رياست جمهوري و مجلس گذشته ، هنوز هم توهمي در اين موضوع دارند، اين را يا بايد به حساب ناداني و يا فرصت طلبي ذاتي آنها گذاشت.

از جمله در طي چند ماه اخير تعدادي از فعالين صنفي مختلف با تا سي به جناح دوم خردادي منهزم شده خود را براي شرکت در انتخابات مجلس اسلامي ، آماده نموده و اعلام کانديداتوري نمودند. اين افراد بدون توجه به فضاي اعتراضي جامعه از يکسو و عليرغم موضع گيري و بي تفاوتي افکار عمومي پيرامون کمدي انتخابات، و فقط در همسوئي با جريان کروبي – رفسنجاني، و وعده و وعيدهائي که به آنان داده شد ، دست به چنين اقدامي زدند. چنين حرکتي حتي در تشکل هاي که اين افراد در آنها عضويت داشتند نيز با موجي از مخالفت و انتقاد و انزوا روبرو گرديد.
اما به هر حال حاکميت اسلامي حتي چنين افرادي را هم به بازي انتخابات راه نداد، چه رسد به شرکت در ارگانهاي قدرت حکومتي.
اين اتفاق از چند جنبه ميتواند براي کارگران و فعالين اجتماعي درس هائي را به همراه داشته باشد.
اولا اين جريان کانديداتوري و رد صلاحيت شدن، برخي فعالين شناخته شده ، نشان داد که قدرت هر فعال اجتماعي در توده اجتماعي است که در پشت سر او قرار دارد، نه ناشي از خصوصيات شخصي. هيچ جناحي از حاکميت آن فعال صنفي را که بر خلاف خواسته همکارانش دست به بازي هاي سياسي ميزند ،جدي نميگيرد. قدرت فعالين اجتماعي هنگامي از سوي حکومت يا ساير ارگانهاي قدرت جدي گرفته ميشود که نيروي راديکال جامعه مربوط به خود را در پشت سر داشته باشد. براي چنين مانورهاي شخصي، معروفيت کفايت نميکند، بايد يک نيروي وسيع و جدي را همراه خود داشت. به هر حال ميان فعالين صنفي و اجتماعي و هنرپيشگان يا هنرمندان منفرد تفاوت جدي وجود دارد. منشا قدرت فعالين اجتماعي صرفا توانائيهاي فردي نيست.

اين موضوع بار ديگر نشان داد که ساختار سياسي ، اقتصادي حاکم بر جامعه را فقط با اتکا به قدرت اجتماعي ميتوان مورد خطاب قرار داد. فعال اجتماعي فقط هنگامي ميتواند با حاکميت سخن بگويد که توده اجتماعي را در پشت سر خود داشته باشد. هيچ حاکميتي فعالين بدونه پشتوانه اجتماعي را در بازيهاي سياسي دخالت نمي دهد.

يک جنبه مهم ديگر اين وقايع براي کارگران وساير مزد بگيران اين است كه با چشم خويش مشاهده ميكنند كه تاكتيك ها و روشهاي سازشكارانه و مماشاتگرانه در يك مبارزه معين ريشه سياسي دارد. يعني از سياست و خطي عميقا راست و مماشات جويانه ناشي ميشود. براي نمونه آن دسته از سخنگويان و فعالين اجتماعي که حتي در طول ملتهب ترين شرائط مبارزه و زماني که حرکات اعتراضي در قدرتمند ترين موقعيت است به راست تمايل دارند و قوي ترين اعتراضات را به سمت آرامش و زدوبند از بالاي سر جمعيت معترض ميخواهند به نتيجه برسانند، در چنين موقعيتهائي است که ماهيت روش ها و سياستهايشان را به نمايش ميگذارند. عموما راست ترين بخش از فعالين شناخته شده در مقاطعي که خطر راديکال شدن اعتراضات اجتماعي وجود دارد خود را در آغوش حاکميت رها ميکنند. چنين گرايشي همواره به دنبال مفري در قدرت است تا سروته قضايا را هم آورده و از عميق و اجتماعي شدن اعتراضات صنفي جلوگيري نمايد. اين جريان در مبارزه اجتماعي تمامي مزد بگيران خصوصا در تشکلهاي صرفا صنفي از تاريخي طولاني برخوردار است.

با همين روشها است که اتحاديه ها وساير تشکلهاي صنفي مزد بگيران سالهاست تبديل به کيسه راي سياست مداران سرمايه شده اند. اين فعالين صنفي که فقط از چشم راست به منافع اجتماعي ،حتي صنف خود، مينگرند نشان دادند که نمي توانند نماينده پيگير منافع مزدبگيران در هر موقعيتي باشند.
در شرائط حاضر و با توجه به نوع و خصوصيات حکومت اسلامي سرمايه داران ، شرکت در هر سطح از ارگانهاي حکومت، به معني ضربه زدن به مبارزه كارگران و مردم و سهيم شدن در جناياتي است که اين حکومت روزانه بر جامعه اعمال ميکند. و اين امر بي ترديد باعث بي اعتباري هرچه بيشتر کساني ميشود که به دنبال حل و فصل امور از بالاي سر مردم هستند .

اگر نمايشات انتخاباتي و بازيهاي سياسي حكومت خاصيتي براي كارگران داشته باشد اينست كه از فضاي ايجاد شده براي گسترش و فعال تر كردن مبارزاتمان استفاده كنيم. نياز حاکميت به نمايش انتخاباتي و کاريکاتوري از رقابت انتخاباتي ميان نامزدهاي دست چين شده، معمولا باعث ايجاد فضائي ميشود که در اين فضا ميتوان به اعتراضات گسترده تر و عمومي تر دست زد.
با توجه به گستردگي اعتراضات و اعتصابات کارگري و فضاي عمومي اعتراضي جامعه در روزهاي اخير فعالين عرصه هاي مختلف ميتوانند با استفاده از اين فضا به اين تحرکات دامن زده و فضاي عمومي جامعه را بر عليه انتخابات و کل وضعيت موجود به حرکت درآورند. بايد اعتراضات کارگري را به خيابانها کشاند، در چنين روزهائي حکومت براي حفظ ظاهر،درسرکوب حرکات اجتماعي درضعيفترين حالت قرار دارد. بايد از چنين شرائطي بيشترين استفاده را کرد و دامنه اعتراضات را به خيابانها کشاند.