"در بازار رقابت آزاد كار دائم براي كارگران بي معناست"
يادداشت سر دبير
در اخبار بين المللي اين شماره كارگر كمونيست ميخوانيد كه كارخانه
نوكيا در شهر بوخوم آلمان قرار است تعطيل شود و به روماني منتقل شود.
در نتيجه اين اقدام هزاران نفر از كارگران در آلمان بيكار ميشوند. دليل
آن را مديريت اين شركت اينطور اعلام كرده است "هيچ چيز نميتواند تصميم
ما را عوض كند، خيلي مشكل است كه بتوان تصور كرد كه شركت در جائي كه
هزينهاش براي هر كارگر ١٠ برابر كارخانه ديگر است، به كارش ادامه
دهد." وي همچنين گفته است:"در بازار رقابتي آزاد كار دائم براي كارگر
اصلا بيمعناست."
اين داستاني آشنا در اين دوره فعلي است. كارخانه ها را در كشورهاي
غربي تعطيل ميكنند و به كشورهايي انتقال ميدهند كه نيروي كار ارزان
است. در نتيجه آن هرروز هزاران نفر در اين يا آن كشور بيكار ميشوند.
طبعا در آن سوي مرزها هم هزاران نفر به كار گرفته ميشوند. روشن است كه
اين بيانگر رقابتي پنهان و آشكار ميان كارگران است. امروز در دوره
"گلوباليزاسيون" اين روند به معضلي براي كارگران در كشورهاي صنعتي
پيشرفته تر تبديل شده است. هرروز دولتها دارند به اين دليل از بخشي از
مزايا و دستاوردهاي تاريخي كارگران در اين كشورها ميزنند. بيمه بيكاري،
بيمه درماني و كلا تامينات اجتماعي هرروز دارد فقير تر ميشود. كارگران
هم مبارزه ميكنند اما همانگونه كه در اين خبر هم مشاهده ميكنيم بطور
بلاواسطه راه حلي جلوي كارگران در كشورهاي صنعتي قرار ندارد. آيا بايد
كارگر انگليسي و آلماني و فرانسوي به كارگر رومانيايي و مجار و
بنگلادشي لعنت بفرستد؟ آيا بايد به اين تهاجم آشكار تن دهد و دم بر
نياورند؟ آيا بايد كارگران خواهان بستن مرزها شوند و از محبوس كردن
سرمايه ها در چارچوب خاك و مرز و بوم خود دفاع كنند؟ متاسفانه همه
اينها را اينجا و آنجا شاهديم. يكي از خصلتهاي "جنبش ضد گلوباليزاسيون"
كه بعضا به صورت تظاهراتهاي چند صد هزارنفره خود را نشان ميدهد همين
اسير شدن در چنگال ناسيوناليسم است. جنبش ماشين شكني در قرنهاي ١٨ و ١٩
امروز به صورت جنبشي براي محبوس كردن سرمايه ها در چارچوبه هاي ملي
خودرا نشان ميدهد. آن اولي گرچه كارگري بود اما اين كارگري بودن چيزي
از ارتجاعي بودن و رو به عقب بودن آن نميكاست. اين جنبه از جنبش ضد
گلوباليزاسيون هم كاملا ارتجاعي است. كارگر را عليه كارگر بسيج ميكند.
رقابت ميان كارگران را مبنا قرار ميدهد و از زندگي كارگر خودي در برابر
كارگر خارجي و آن طرف مرز دفاع ميكند.
بطور واقعي امروز طبقه كارگر در برابر يك سوال جدي قرار گرفته است
كه بايد بدان پاسخ گويد. و آن اينست كه راه مقابله با اين تهاجم بسيار
گسترده سرمايه داري به زندگي كارگران چيست. چيزي كه در مبارزات كارگري
به راحتي قابل مشاهده است اينست كه اتحاديه ها كه زماني ظرفي براي
مبارزه كارگر بودند امروز بهيچوجه پاسخگوي اين معضل و بسياري از معضلات
كارگران كه از آن ناشي ميشود نيستند. اين يكي از مسائلي است كه كارگران
را در برابر تهاجم سرمايه خلع سلاح كرده است. ميشود به اين نتيجه رسيد
كه اين يك روند عيني است و كاري نميتوان كرد. بايد صبر كرد تا سرمايه
در كشورهاي كم تر پيشرفته يا "جهان سومي" به اندازه كافي رشد كند تا
زماني كه كارگران در آنجا هم بتوانند سطح زندگي خودرا به سطح زندگي
كارگران در كشورهاي تاريخا پيشرفته تر برسانند و آن وقت مساله حل خواهد
شد. اين راه حل نيست. اين به قهقرا فرستادن كارگران و كل جامعه در
دنياي پيشرفته كنوني است. اين تئوريها و نظريات اينجا و آنجا وجود
دارد. آنچه اينجا من ميخواهم بطور خيلي خلاصه تاكيد كنم اينست كه روندي
كه از آن صحبت ميكنيم به خودي خود به طور عيني به بهبودي در زندگي
كارگران در هيچ كجا منجر نخواهد شد. امروز شكاف ميان فقر و ثروت از
تمام دوره هاي تاريخ بشري بيشتر است. مرگ از گرسنگي از هميشه بيشتر
است. فجايع سرمايه در جوامع بشري از تمام تاريخ بشر بيشتر است و الي
آخر. راهي كه جلوي كارگران قرار دارد دفاع از فعال و رزمنده و متشكل از
سطح زندگي خويش است. اما پيشبرد اين امر امروز بدون يك رويكرد
انترناسيوناليستي بدون بريدن از ناسيوناليسم، بدون جهاني ديدن طبقه خود
غير ممكن است. مخالفت با حركت سرمايه، جلوگيري از بسته شدن و انتقال
كارخانه ها و امثال اينها پوچ و بي نتيجه است. كارگران ناچارند دست به
مبارزه اي سوسياليستي و طبقاتي در سطح بين المللي بزنند. نمونه هايي از
اين را اينجا و آنجا شاهديم. اما هنوز تا رسيدن به جايي كه كارگران نيز
مثل سرمايه داران منافع و مصالح طبقاتي خودرا بدرستي تشخيص دهند فاصله
داريم. و تا پركردن اين فاصله فشار را برگرده خويش در همه جا احساس
خواهيم كرد. كارگر ناچار است در برابر گلوباليزاسيون سرمايه دارانه،
گلوباليزاسيون سوسياليستي را قرار دهد. در اين رابطه توصيه ميكنم به
بحثي تحت عنوان "گلوباليزاسيون و طبقه كارگر" كه در شماره هاي ٢٣ و ٢٤
و ٢٦ كارگر كمونيست داشتيم مراجعه كنيد. بازهم در اين باره سخن خواهيم
گفت. ٧ فوريه ٢٠٠٨
|