پنجشنبه، ١٥ آذر ١٣٨٦- ٦ دسامبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٧٣

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm


روشها و نتايج
تجربياتي كه براي حركت معلمان نيز آموزنده است

مرتضي فاتح از ايران

در هفته اي که گذشت علاوه بر برگزاري مراسم 16 آذر توسط دانشجويان سوسياليست در تهران و چند دانشگاه ديگر که بار ديگر نشان از حضور قدرتمند و گسترده نيروهاي سوسياليست داشت، چند رويداد ديگر نيز نشان داد که تنها با اعتراضي يکپارچه و راديکال ميتوان به خواستهاي مطرح شده در اعتراضات اجتماعي ، حتي در زمينه صنفي دست يافت. در اين مورد خاص ميتوان به اعتصاب کارگران نيرورخش و شاهو اشاره کرد.

در همين روزها پس از چندين روز فراخوان از تشکلهاي معلمين توسط کانون صنفي، براي ديدار با نمايندگان مجلس اسلامي بالاخره چند تشکل از کانون هاي صنفي با چند نماينده ديدار کردند. از جهتي اين وقايع جالب توجه است. با نگاهي به نتايج و مضمون اين وقايع ميتوان به اين نتيجه رسيد که کدام روش مثمر ثمر و اثر بخش درزندگي روزمره جامعه و محيط هاي کار و زندگي انسانهائي است که در اين اعتراضات شرکت ميکنند.
کارگران شاهو و نيرو رخش با يک اعتراض متحد و راديکال کارفرما و نمايندگان حکومتي آنان را مجبور به پذيرش خواسته هايشان و بازگرداندن همکارانشان به کار، کردند. اما نمايندگان کانون ها نه فقط از اين ديدارها نتيجه اي نگرفتند، بلکه بار ديگر نشان دادند که به امامزاده اي دخيل بسته اند که از آن انتظارهيچ معجزتي نمي رود.
در اين ديدار واقعيت را بايد از زبان يکي از اين نمايندگان شنيد که گفته است ديگر از اين روشها (روش حركت در چارچوب قوانين و دسته بنديهاي حکومتي) راه به جائي نميبريم .حتي يکي از نمايندگان مجلس هم به صدا در آمده و ميگويد به اين مجلس نميتوان اميدي داشت.
کارگران شاهو و نيرو رخش به تمام آنچه که مطرح ميکنند با اعتراض متحد، راديکال و چند روزه دست ميابند. اما پس از گذشت چندين ماه از صدور احکام ضد بشري عليه معلمان، در سايه مطالبات محدود به قوانين توسط کانون ها، هنوز هيچ حکمي لغو نگرديده است.

همين چند وقت پيش بود که کارگران هفت تپه نشان دادند تنها با اعتراض پيگير و مستقل از حکومت و قوانينش ميتوان از دستگيري و بازداشت نمايندگان و فعالين اجتماعي جلوگيري کرد. امروز هم کارگران نيرو رخش نشان دادند که تنها با اين روش ميتوان کارفرما را وادار به لغو حکم اخراج کرد در ديدار نمايندگان کانون هاي صنفي با نمايندگان مجلس، تنها تعدادي از تشکل ها و فعالين اين عرصه حضور داشتند و از آن سو هم تنها چند نماينده مجلس بي بو و خاصيت اسلامي، که خودشان هم از اين ديدار انتظار چنداني نداشتند. اين اتفاق بار ديگر نشان داد تشکلها و فعالين عرصه هاي مختلف، تا زماني که نيروي راديکال اکثريت همکاران خود را در صحنه نداشته باشند، حکومت و ارگانهاي مختلف آن به آنها اهميتي نخواهد داد.

اعتراضات اقشار مختلف هر چه طلبکارانه تر و پايه اي تر باشد گوش هاي شنواي بيشتري پيدا خواهد کرد. اکنون ديگر مد تها است که جنبش کارگري خود را از بند توهمات جناحي و حکومتي و روش هاي محافظه کارانه بر سر خواستهاي طبقاتي خود، رها کرده است. اما در زمينه هاي اعتراضي معلمان، متاسفانه گردانندگان کانون هاي صنفي هنوز هم سرنوشت خود را به جناح ها و کانال هاي قانوني و حکومتي گره زده اند .
اين واقعيت تنها ناشي از تفاوت در روش ها و امکانات نيست. چرا که مثلا در جريان اعتراضات سال گذشته معلمان با وجود نيروي عظيم و سراسري که به خيابان آمده بودند، ميشد بسياري کارها انجام داد. اين روش هدايت اعتراضات ناشي از ديدگاه و تفکري است که خواهان ايجاد تغييرات عميق در بنيادهاي ناعادلانه وضعيت موجود نيست. اين تفکر تنها در تلاش است تا با استفاده از توده معترض ، امتيازاتي محدود از حاکمان و بوجود آورندگان اين شرائط غير انساني، در چارچوب وضعيت موجود کسب نمايد. اين تفکر و سياست در نهايت نه تنها خواهان تغييري اساسي در وضعيت موجود نيست بلکه نيروهاي درگير در اين اعتراضات را در روندي طولاني فرسوده کرده و به حاشيه ميراند و نهايتا با زدوبند با جناح هاي حکومتي به حفظ وضع موجود کمک خواهد کرد.متاسفانه گردانندگان اصلي و سياستگزاران کانون با اين روشها خواسته يا ناخواسته آب به آسياب کساني ميريزند،که احکام اخراج و تبعيد معلمان را صادر نموده اند. کارگران که در همه جا ي ايران درگير در مبارزه اي مستمر با کارفرمايان و ارگان هاي سرکوبشان يعني حکومت اسلامي هستند نسبت به اعتراضات معلمان بسيار کمتر تلفات داده اند واين نشان دهنده اين واقعيت است که، هرچه مماشات و محافظه کاري کمتري در جريان اعتراضات اجتماعي، بر فعالين اين عرصه ها حاکم باشد ،امنيت شرکت کنندگان در اين اعتراضات بالاتر خواهد رفت.

اعتراضات گروههاي مختلف اجتماعي به شکلي روزانه در جريان است، از سوي ديگر حکومت با دستگيري و تهديد فعالين اجتماعي سعي در سرکوب اين اعتراضات دارد. به عنوان نمونه حکومت هنوز هم با تکيه بر قوانين و دستگاه هاي امنيتي خود با صدور احکام جديد براي فعالين و اعضاي کانون سعي در سرکوب حرکتهاي اعتراضي معلمان دارد. در چنين شرائطي آن دسته از فعالين و تشکلهاي جنبش اعتراضي معلمان که از تجربيات و دست آوردهاي اعتراضات طبقه کارگر درس هاي عملي نگرفته اند و آينده خود را به بازيهاي انتخاباتي و جناحهاي شکست خورده حکومتي گره زده اند و به وعده وعيدهاي آنان پس از پيروزي در انتخابات دل خوش کرده اند ، راه به جائي نميبرند و از عرصه مبارزه جدي و حداکثري در جامعه کنار گذاشته خواهند شد. تجربه کارگران در سالهاي اخير نشان داده است تا گروههاي معترض اجتماعي با خواست هاي روشن و مستقل و سراسري وارد عرصه نشوند، نه تنها در ايجاد تغيير در زندگي روزانه دچار ناکامي خواهند شد، بلکه با به حاشيه راندن انسانهاي معترض شرکت کننده در اين اعتراضات، از ايجاد تغييرات اساسي در جامعه موجود نيز جلوگيري خواهند کرد.