كارگران عليه جنگ و فضاي جنگي
كاظم نيكخواه
اين روزها يك موضوع داغ در سطح بين المللي در همه جا مساله كشاكش
حكومت آمريكا با جمهوري اسلامي است. اين بحث بطور جدي مطرح است كه آيا
حمله نظامي بزودي شروع ميشود يا نه. بسياري از مفسرين و جريانات مختلف
به اين سوال جواب مثبت ميدهند. شاخ وشانه كشيدنهاي دوطرف، اعلام بالا
رفتن ظرفيت غني سازي اورانيوم توسط جمهوري اسلامي، اظهارات سران حكومت
دست راستي آمريكا، شدت يافتن تحريمها عليه ايران، آماده باش نظامي، آمد
و رفتهاي فعال ديپلماتيك در منطقه و در سطح جهان، همه ظاهرا حكايت از
اين دارد كه ما داريم به مرحله اي، به نقطه اي كه حمله نظامي شروع شود
نزديك ميشويم.
اينكه حمله نظامي از جانب نيروهاي نيروهاي نظامي آمريكا يا اسرائيل
نزديك باشد قطعي نيست و ميتوان موانع آنرا برشمرد. اما اين مهمترين
جنبه مساله نيست. واقعيت اينست كه اين كشاكش راه بازگشتي به نقطه صفر
را باقي نميگذارد. راهي براي بازگشت به عقب و پاك كردن كل صورت مساله
كشاكش خطرناك ميان آمريكا و غرب با جمهوري اسلامي وجود ندارد. هردوسوي
اين كشاكش يعني هم طرفهاي غربي و نظم نويني و هم جمهوري اسلامي و كل
ارتجاع اسلام سياسي مصالح و معضلاتي دارند كه با اين كشاكش و با وارد
شدن به اين كشاكش بسيار مهم و بسيار خطرناك ميخواهند پاسخ دهند.
هيچكدام نميتواند بدون اينكه شكست بخورد عقب بنشيند. در عين حال شكست
يك طرف، روشن است كه پيروزي طرف ديگر است. و پيروزي هركدام از آنها
براي مردم ايران و حتي مردم جهان يك فاجعه است. اين واقعيت مهمتري است
كه پشت اين كشاكش قرار دارد. ممكن است حمله نظامي از جانب ارتش آمريكا
و متحدينش امروز و فردا شروع نشود و به احتمال زياد نخواهد شد. اما اين
كشاكش آنچنان لاينحل است و طرفين درگير در آن نشان داده اند كه آنچنان
نيروهاي مرتجع، ضد انساني، و بي ربط به مصالح مردمند كه ميتوانند در يك
بزنگاه كار را به گريزناپذيري درگيري نظامي بكشانند. روال و روند اين
كشاكش دارد به اين سمت ميرود. يك واقعيت ديگر اينست كه تا آنجا كه به
مردم مربوط ميشود هم اكنون جنگ به درجاتي شروع شده است. فضاي جنگي دارد
مردم را مچاله ميكند. ناامني شرايط زندگي مردم و تهديد شعله ورشدن يك
كشاكش نظامي يك واقعيت هرروزه است. تحريم ها كه هرروز از روز
پيش بيشتر ميشود دارد بر زندگي فقيرانه و فلاكت بار مردم ايران فشاري
سنگين وارد ميكند. قيمتها هرروز به بهانه جنگ دارد بالا ميرود. گراني
اكنون در ايران سرسام آورتر از هميشه است. سران منفور حكومت اسلامي از
خامنه اي گرفته تا چهره هاي منفورتر و شناخت شده اي امثال وزيركشور
حكومت اسلامي پورمحمدي كمپين "مصرف گرايي را كنار بگذاريد" را عليه
مردمي كه چيزي ندارند كه مصرف كنند را آغاز كرده اند. جريانات و
سازمانهاي بورژوايي و دست راستي مستقيما دارند از تحريم اقتصادي كه
مستقيما عليه مردم است دفاع ميكنند. جنگي غير رسمي عليه مردم از جانب
حكومت آمريكا و حكومت اسلامي و متحدين و دنبالچه هايشان شروع شده است.
اين آن واقعيت ملموس و زنده اي است كه نميتوان از كنار آن گذشت. اين آن
واقعيتي است كه جنگ را براي مردم ايران حتي اگر حمله نظامي اي شروع
نشود به يك واقعيت و يك كابوس موجود تبديل كرده است.
كارگران اولين قربانيان و قدرتمندترين دشمنان جنگ
در اين ميان مستقيم ترين قرباني اين فضاي جنگي كارگرانند. كارگران
در ايران زير شديدترين تهاجم سرمايه داران قرار دارند. طبقه سرمايه دار
ايران كه بخش اصلي آنرا سران و آقازاده ها و ابواب جمعي حكومت تشكيل
ميدهند، كارگران را به شرايطي ميان مرگ و زندگي قرار داده اند.
دستمزدها بسيار پايين است و با گراني فزاينده پائين تر ميرود. با
دستمزدهاي موجود زندگي كردن و زنده ماندن هم غير ممكن است چه رسد به
رفاه و زندگي انساني. كارگر بايد علاوه بر كار طاقت فرساي طولاني در
اين و آن كارخانه و شركت، ممر در آمد ديگري هم بيابد كه بتواند كرايه
هاي سنگين خانه ها و آلونكهاي حقيرانه را بدهد. بايد شغل دوم و سومي
دست و پيدا كند كه بتواند ابتدايي ترين مايحتاج زندگيش را تامين كند.
اما سرمايه داران مفت خور بهمراه خيل دلالان سرمايه در ايران و با
حمايت نيروهاي سركوب حكومتي به بهانه ورشكستگي اقتصادي طي سالهاي اخير
همان دستمزد زير خط فقر را هم از جيب چند ميليون كارگر بالا كشيده اند
و يك سال و دو سال و چند ماه دستمزد كارگر را نمي پردازند. گرفتن همان
دستمزدها نيز كابوسي براي كارگران است و بايد با چنگ و دندان بجنگند تا
آنرا نقد كنند. در كنار اين اين حكومت كارگران را از حق اعتصاب و حق
مبارزه كردن و حق متشكل شدن رسما محروم كرده است و سياستش اينست كه
كارگران كتف بسته زير دست و پاي صاحبان سرمايه مچاله شوند. كارگران در
شرايطي قرار گرفته اند كه براي زنده ماندن نيز بايد بجنگند و دارند
ميجنگند. اين را همه كارگران ميدانند و همگان از آن خبر دارند.
آنچه اينجا ميخواهيم تاكيد كنيم اينست كه با بالاگرفتن فضاي جنگي
بيش از همه اين زندگي كارگران و مبارزه آنها براي حفظ حداقلي از سطح
زندگي است كه زير تهديد قرار دارد. كارگران بدون داشتن يك موضع روشن در
قبال اين كشاكش نميتوانند خودرا در سطح همين زندگي حقيرانه و فقيرانه
فعلي نيز نگه دارند.
سران حكومت اسلامي از هم اكنون دارند با چماق جنگ به سراغ خواستهاي
رفاهي و مبارزات حق طلبانه كارگران ميروند. اين ابزاري شناخته شده است.
بايد براي خنثي كردن اين تلاش و سياست جمهوري اسلامي آمادگي و هوشياري
كامل داشت و فورا دست بكار شد.
اولين مساله اينست كه نبايد به جمهوري اسلامي اجازه داد كه تلاش كند
"احساسات ملي" و ناسيوناليستي را باد بزند. اين حكومت موجد اين فضاي
جنگي است و سران و مقامات و پادوهايش اجازه ندارند به بهانه مقابله با
"بيگانگان" ما را به سكوت فرا بخوانند. ما بايد صريح و روشن اعلام كنيم
كه نميخواهيم و حاضر نيستيم يك تك روز از زندگي مان را هم فداي اين
كشاكش كنيم. بايد اعلام كنيم و اين را با صداي بلند ابراز كنيم كه جنگ
طلبان يعني هردوسوي اين كشاكش دارند عليه مردم و بويژه كارگران جنايت
ميكنند. و ما نه فقط بدهكاري اي به دليل فضاي جنگي به آنها نداريم بلكه
به دليل اين فضاي جنگي و عوارض آن، آنها را محكوم ميكنيم. جمهوري
اسلامي به دليل اين جنگ بايد زير تعرض كارگران قرار گيرد نه اينكه
اجازه يابد وقيحانه موعظه كوتاه آمدن و "مصرف گرايي را كنار بگذاريد"
را طرح كند. جرياناتي كه به هر بهانه اي و با هر زباني از يكي از دوسوي
اين كشاكش دفاع ميكنند بايد منزوي و طرد شوند.
مبارزه فعال عليه جنگ و فضاي جنگي
اينجا يك نكته مهم مطرح ميشود و آن مبارزه فعال عليه جنگ و فضاي
جنگي است. ما بايد به دليل اين فضاي ناامني و بمب و تحريم اقتصادي اي
كه بالاي سرما قرار گرفته است دو طرف اين كشاكش را محكوم كنيم. اگر
صداي اعتراض به جنگ و سياست ساختن بمب اتمي و همه عوارض اين كشاكش
منحوس از جانب كارگران شنيده نشود، اين جمهوري اسلامي است كه به ما
تعرض خواهد كرد. ما كارگران بايد اعلام كنيم كه ما با كسي سرجنگ
نداريم. بايد اعلام كنيم كه ما عليه بمب اتمي هستيم. بايد اعلام كنيم
كه عليه نظم نوين آمريكايي هستيم. بايد بگوييم اين جنگ و كشاكش مال ما
نيست. پيروزي هيچ طرف آن پيروزي ما نيست.
اين مهم است كه صف متحد و ميليوني كارگران عليه جنگ باشد. اما فقط
محكوم كردن جنگ كافي نيست. جمهوري اسلامي ميتواند در سوراخ محكوميت جنگ
نيز خودرا جا دهد و همه چيز را به قلدري حكومت آمريكا مربوط كند. طرف
مقابل هم عكس آنرا تبليغ ميكند. همانگونه كه اشاره شد و همه ميدانيم
اين جنگ و كشاكش در ظاهر دوطرف دارد. اما ما كارگران و مردم ميتوانيم و
بايد به عنوان جبهه سوم به عنوان طرفي كه اين كشاكش تماما بر سر سرنوشت
و زندگي امروز و آينده اوست فعالانه وارد اين كارزار شويم. ميتوانيم
عليه هردوسوي اين كشاكش وارد شويم و پايمان را وسط در بگذاريم و بگوييم
ما قربانيان ساكت و بي دفاع كشاكش شما نخواهيم شد. هردوسوي اين كشاكش
از نظر كارگران محكومند. هردوسوي اين جنگ بايد به شكست كشانده شوند.
هردو سوي اين كشاكش بايد از صحنه سياست بين المللي به زير كشيده شوند.
اما روشن است كه ما نميتوانيم حكومت و طبقه حاكم آمريكا را به زير
بكشيم. اما كليد شكست سياست جنگ طلبي هردو طرف در ايران را در دست
داريم. و اين مهم است كه اين جنبه از مساله را بدانيم و باور داشته
باشيم و در جهت آن عمل كنيم. ما ميتوانيم جمهوري اسلامي را كه دشمن
مستقيم و رودرروي ماست به زانو در آوريم. جنبش فعال و گسترده و راديكال
سرنگوني طلبي اي كه در ايران عليه جمهوري اسلامي وجود دارد، در عين حال
جنبشي عليه سياست نظم نويني آمريكا و متحدينش است. اين جنبش ميتواند با
گسترش خود نيرويي صدها ميليوني را در سطح جهان عليه هردوسوي اين كشاكش
و در حمايت از خواستهاي حق طلبانه و انساني ما بسيج كند. ميتواند تمام
بهانه هاي نظم نويني را خنثي كند. اين كليد شكست هردوسوي اين كشاكش
است. اين عاملي است كه ميتواند ما كارگران و كل جامعه را نه فقط در
شرايط امروز و فضاي قبل از جنگ بلكه حتي در صورت وقوع حمله نظامي در
برابر طرفين ارتجاع سرمايه داري از قرباني شدن مصون دارد. اين را بايد
باور داشت. با داشتن اين تصوير است كه كارگران ميتوانند و في الواقع
قادرند كاري كنند كه ماشين جنگي نظم نويني را زمين گير كنند و در عين
حال حكومت اسلامي را تا سرحد مرگ عقب برانند. با حركت گسترده سرنگوني
طلبي و آزاديخواهي است كه ميتوان اين كلاف سردرگم را باز كرد و در عين
حال هيچكدام از دوطرف ارتجاعي پيروز بيرون نيايند. اين تنها راه حل
بحران و كشاكش موجود است. با حركت در اين جهت و با داشتن اين تصوير است
كه كارگران ميتوانند تلاش جمهوري اسلامي براي عقب راندن مبارزاتشان را
به شكست بكشانند و حتي دست به تعرضي گسترده تر عليه حكومت و كارفرمايان
بزنند. با داشتن اين تصوير است كه كارگران ميتوانند مانع اين شوند كه
يك بار ديگر زندگي و مبارزه و آينده شان قرباني مصالح دشمنان طبقاتي
شان شود. اينكه امروز در اين كارخانه و در آن شركت و در اين مبارزه و
آن اعتراض چگونه با چماق جنگي جمهوري اسلامي و كارفرمايان مقابله
ميكنيم بستگي به كل توازن قوا ميان ما و كارفرمايان و دولت اسلامي دارد
و هر فعال كارگري اي بخوبي ميداند چه بگويد و حرفش را چگونه به كرسي
بنشاند و كارگران را چگونه به حركت در آورد. به همين دليل اين بسيار
مهم است كه فعالين و رهبران كارگري كل تصوير را داشته باشند و تلاش
كنند فعالانه اين تصوير را به توده كارگران بدهند و خطرات را نشان
دهند.
در يك كلام مستقل از اينكه حمله نظامي كي و چگونه شروع شود، جنگي عليه
كارگران و مردم ايران شروع شده است و كارگران بايد در راس مردم ايران
پا به ميدان بگذارند و به عنوان طرف سوم به مبارزه خود براي سرنگوني
جمهوري اسلامي و براي به كرسي نشاندن حقوق پايه اي و ابتدايي خود شدت
بخشند. اين مبارزه اي است كه در عين حال مستقيما عليه سياست نظم نويني
آمريكا و متحدينش نيز هست. بايد بطور جدي تلاش كرد و توده كارگران را
آماده كرد كه يك ذره در برابر تبليغات جنگي سران حكومت كه ميخواهند
جنبش و اعتراض كارگري را عقب برانند و كارگران را ساكت كنند كوتاه
نيايند. واقعيت اينست كه گسترش اعتراضات كارگران مهترين عاملي است كه
ميتواند كل فضاي جامعه را به فضايي راديكال عليه جمهوري اسلامي و كل
طبقه حاكم تبديل كند. كارگران بايد با صداي رسا اعلام كنند كه عليه
دوطرف اين كشاكش هستند. بايد اعلام كنند كه به دليل گسترش فضاي جنگي نه
فقط به جمهوري اسلامي و صاحبان سرمايه بدهي اي ندارند بلكه آنها را
عامل مستقيم اين وضعيتي ميدانند كه قرار است زندگي آنها را به جهنمي
غيرقابل تحمل تر تبديل كند. از هيچ حقي، از هيچ مطالبه اي، از هيچ
خواستي نبايد كوتاه آمد. برعكس بايد بيش از پيش تعرض كرد.
يك نكته مهم ديگر اينست كه صداي اعتراض به طرفين اين كشاكش بايد
مستقيما از جانب كارگران بلند شود. بايد در هر مبارزه و اعتراضي يك حرف
ما اين باشد كه به اين كشاكش خاتمه دهيد. بايد اعلام كنيم كه ما عليه
سياست توليد بمب اتمي هستيم. بايد اعلام كنيم كه ما عليه سياست جنگ
طلبي و بحران سازي جمهوري اسلامي كه كابوس جنگ را بالاي سر ما قرار
داده هستيم. بايد اعلام كنيم كه ما عليه سياست نظامي گري آمريكا و
متحدينش هستيم. اين صدا بايد بطور رسا بگوش برسد. اين مهم است كه
كارگران رسما و علنا به عنوان دشمنان جنگ و بمب اتمي و لشكركشي نظامي و
تحريمهاي اقتصادي قد علم كنند و كل جامعه را در اين جهت به حركت در
آورند. مبارزه براي سرنگوني جمهوري اسلامي و براي دست يابي به جامعه اي
آزاد و مرفه و انساني، مستقيما مبارزه اي عليه جنگ و نظم نوين آمريكا و
هر نيروي مرتجع و سركوبگر ديگري است. مردمي كه با اين چشم انداز پا به
ميدان گذارده اند قدرتمندترين زرادخانه ها را نيز زمين گير خواهند كرد.
در اين زمينه بيشتر سخن خواهيم گفت.
|