مبارزه کارگران و شکست طلبان
ياشار سهندي
کارگران نيشکر هفت تپه مبارزه جانانه اي را در مقابل جمهوري اسلامي
براه انداختند. هر چند خواستهاي اين مبارزه صنفي و اقتصادي است. و خود
همين هم بسيار مهم است، اما اين خواسته هاي صنفي را بايد دولت جوابگو
باشد و اين دولت هر چه دستگاه امنيتي و سرکوبگر دارد بسيج کرده تا اين
کارگران را وادار به سکوت کند. پرداخت نکردن و يا دير پرداخت کردن
حقوق، قانون رسمي جمهوري اسلامي شده و تقريبا در نود درصد کارخانجات
دولتي و غير دولتي اجرا ميشود. مبارزه کارگران نيشکر هفت تپه به اين
دليل مثل بخش اعظم مبارزات كارگران مبارزه اي است سياسي چون دقيقا بر
عليه همين قانون نانوشته دولت سرمايه است و ميتوان گفت به نمايندگي از
سوي همه کارگران ايران به پيش برده ميشود.
اين مبارزات از سوي ديگر اهميت بسزايي دارد. چرا که بعد از چند ماه
کشتار زندانيان بي دفاع بوسيله اعدام در ملا عام و يورش وحشيانه دولت
اسلام به زنان و جوانان و دستگيري و زنداني کردن فعالين کارگري و
دانشجويي اين مبارزات پاسخ دندان شکني به اين موج سرکوب است. و همينطور
پاسخي است قاطع به همه کساني و جرياناتي که دم از شکست مردم زدند و
ميزنند. يکي از اين جريانات حزب "حکمتيست" يا به بيان روشنتر "حزب گارد
آزادي" است. اين حزب که يک نفس دم گرفته است که: جمهوري اسلامي دست
بالا پيدا کرده و امريکا و انگليس را تحقير ميکند، قدرت منطقه اي شده
است، ديگر از مبارزه مردم اثري نيست، هر مبارزه اي از اين دست که به
وقوع ميپوندد را بيهوده ميشمارد.
در برنامه تلويزيوني "پرتو" جمعه ١٣ آبان محمد فتاحي در گفتگو با اسد
گلچيني به اعتصاب شکوهمند کارگران نيشکر هفت تپه پرداخت. ماحصل گفتگوي
اين دو چيزي نبود جز اينکه اين مبارزات راه به جايي نميبرد چون
کارگران" محافظه کارند"، البته به زعم ايشان کارگران بخشهاي ديگر نمي
خواهند به حمايت از کارگران هفت تپه برخيزند. البته از حق نبايد گذشت
اسد گلچيني نمي توانست در مقابل اين مبارزه جانانه کارگران هفت تپه
تحسين خود را بيان نکند، اما فتاحي طوري سوالات را مطرح ميکرد که نشان
دهد اين کار بي ثمري است. او (فتاحي) تاسف(؟) ميخورد که چرا کارگران
مثل نيروهاي سرکوبگر رژيم، که از هر گوشه ايران خودشان را به خوزستان
رسانده اند تا کارگران هفت تپه سرکوب کنند، کاري نميکنند؛ و مدعي بود
که کارگران کم کاري ميکنند که مثل سرکوبگرانشان فعالانه برخورد نميکنند
و خودشان را به هفت تپه نميرسانند!؟ اسد گلچيني نتوانست در مقابل اين
پرت و پلاي گويي محمد فتاحي ساکت بنشيند و گفت چون کارگران تشکيلات
ندارند اما محمد فتاحي معتقد بود که کارگران نمي خواهند و اسد گلچيني
نيز تاييد ميکرد که از محافظه کاري ايشان است. اين مبارزات از ديد هر
دوشان بي ثمر بود چون بنا به گفته اسد گلچيني بيست سال اين اعتراضات در
هفت تپه جريان دارد و من شنونده بايد دستم مي آمد که اين هم تمام ميشود
و به جايي نخواهد رسيد.
اين گفتگو تمام شد و من کارگر که پاي اين برنامه نشسته بودم و بيننده
آن بودم ظاهرا بايد تهيييج ميشدم و " خجالت ميکشيدم" و يک کاري ميکردم.
اما اين گفتگو من را کاملا خلع سلاح کرد. وقتي يک حزب معين که نام خودش
را کمونيست گذاشته وصفت "حکمتيست" را يدک ميکشد من طرف تبليغ او را
ميخواهد قانع سازد که اين گونه مبارزات كه مثل بمب در ميان مردم صدا
كرده، "تدافعي" است پس بي فايده است، بيست سال است جريان دارد و به
جايي نرسيده؛ به گفته ايشان وقتي خانواده خود کارگران ساکتند وقتي
کارگران به ILO نامه ميدهند و متوجه نيستند که اين سازمان دولتهاي
سرمايه داري است و خواستار تشکيل سنديکا ميشوند شايسته حمايت نيستند!
وقتي بخشهاي مهمي مثل کارگران نفت و ذوب آهن و برق دست روي دست
ميگذارند ومثل سرکوبگران خودشان را به هفت تپه نميرسانند من ديگر چه
بايد بکنم جز شرمندگي؟! و اينکه انتظار داشته باشم امام زمان ظهور کند
و عدلش را بگستراند کاري ديگري براي من باقي نمي ماند!
اين حزب بارها ما کارگران را متهم کرده که دست به کلا ه خود داريم که
باد نبرد! اما خود در زماني که بايد حمايت همه جانبه اي را از اين
مبارزات مشخص سازمان دهد به شماتت و تحقير همين مبارزات برميخيزد. براي
حزبي که شکست مبارزات مردم را از قبل اعلام داشته وظيفه اي جز اين
نميماند که مبارزات به اين وسعت را کوچک جلوه دهد. که بعد از مدتي ساکت
خواهد شد. گيرم که اينطور شود وظيفه يک حزبي که نام کمونيسم کارگري را
بر خود گذاشته اين است که مبارزات جاري را تحقير کند؟ کوچک جلودهد و
بگويد بيست سال است جريان داشته اين هم مثل بيست سال گذشته!
براستي كسي كه سياستش را اين گذاشته كه ثابت كند رژيم سرنگون نميشود
و راست دست بالا را پيدا كرده، چقدر وضع نزاري پيدا ميكند! مجبور ميشود
مبارزه زنده و حي و حاضر ٤٠٠٠ كارگر و حمايتي را كه به اشكال مختلف از
آن ميشود و نقطه قوتهاي آنرا نفي كند تا سياستش را ثابت كند. تا اينجا
كارگران نيشكر هفت تپه پيروز شده اند. و اين يك پيروزي براي همه ما
كارگران و همه مردم است. حتما در مبارزه هزار كمبود هم هست. ممكن است
ما كارگران در جايي هم شكست بخوريم. اما كسي كه نقشه اي و پراتيكي براي
پيروزي كارگران ندارد، فقط دارد نشان ميدهد كه به كارگر و به مبارزه و
به پيروزي بي ربط است. در همين گفتگو، فتاحي و گلچيني نشان دادند چقدر
هنرمند هستند تا تصوير غيرواقعي از شرايط کارگران بدست دهند تا شکست
خودشان را پاي مردم و مشخصا کارگران بياندازند. ايشان پاک خودشان را به
آن راه زدند وقتي که گسيل کردن نيروهاي سرکوبگر يک دولت که همه امکانات
جامعه را در اختيار دارد و به فوريت و به آساني ميتواند اينکار را بکند
و حتي شهر را در محاصره بگيرد و شرايط نظامي و امنيتي برقرار کند را
مقايسه ميکنند با کارگراني که از هر گونه امکاني محرومند و اگر نبود
اينترنت و ماهواره حتي ممکن بود ماهها بعد خبرش به گوش کسي برسد و
اينرا به حساب "محافظه کاري" کارگران ميگذراند. خود ميبرند و ميدوزند و
بعد در کمال بي شرمي ما کارگراني که دستمان از همه جا کوتاه است به
کوتاهي در امر مبارزه و حمايت محکوم ميکنند.
بي تشکلي کارگر به خاطر نخواستن نيست، نمي گذارند. همين دولت به
وحشيانه ترين شکلي هر گونه تشکلي کارگري را سرکوب ميکند. همه جا و
هميشه صحبت از ديکتاتوري خشن سرمايه در ايران ميشود براي کسب فوق سود
اما به تشکل کارگري که ميرسد ناگاه انسانهاي که خود را کمونيست
ميخوانند و ظاهرا بايد بخش پيشرو همين طبقه کارگر باشند کارگر را به
ندانم کاري و محافظه کاري متهم ميکنند و بالاتر از آن انتظار دارند مثل
يک دولت که همه جور امکانات دارند عمل کنند. يکي نيست به ايشان بگويد
که شما مثلا " آگاه" هستيد و خود را کمونيست ميدانيد لطف کنيد فقط
حمايت خود را اعلام کنيد نمي خواهد ما را بيشتر شرمنده کنيد.
اتحاد بيش از ٤٠٠٠ كارگر نيشكر هفت تپه و پافشاري برخواستهاي خود در
برابر كارفرما و كل نيروهاي سركوبگر يك نقطه قوت مهم ما كارگران و كل
جامعه است. کمونيستي که اهميت سياسي اين مبارزه معين در اين شرايط
زماني را درک نميکند کمونيست نيست. "حزب گارد آزادي" روز بروز دارد
فاصله خودش را ازکمونيسم کارگري بيشتر ميکند. آنها بدنبال "بحرانسازي"
هستند تا بعد به کمک اسلحه بحران ايجاد شده را "مديريت" کنند. آنها
بدنبال " آينده سازان" در جاي ديگري هستند که هيچ ربطي به کارگر و
سوسياليسم ندارد. بايد هم مبارزه جانانه و به قولي "نابرابر" کارگران
هفت تپه را تحقير کنند، همانطور که قبلا فرمان انحلال تشکيلات کارگري
را دادند. وقتي کارگران خود امر خود را پيش ميبرند ديگر جايي براي سوپر
من ها و مردان عنکبوتي قلابي نيست. وقتي کارگر به يمن اتحادش دولت
سرمايه و نيروهاي سرکوبگرش را به عقب براند جا براي جرياني نمي ماند که
تصميم گرفته به نيابت از جانب مردم نيروهاي سرکوبگر را " تنبيه"کند.
حال بماند چه تنبيهي!
بله، اگر ما کارگران ميتوانيستيم همزمان مثلا در تهران اعتصاب حمايتي
کنيم که ديگر کار تمام بود. ولي آنقدر ذليل نشده ايم که مردان عنکبوتي
به دادمان برسند. ديروز نساجي هاي کردستان (البته ايشان معتقدند وقتي
صنعت نساجي دارد از بين ميرود ديگر چه مبارزه اي و همين نظر را هم در
رابطه با صنايع نيشکر هم دارند) و شرکت واحد، امروز کارگران هفت تپه،
فردا جاي ديگر،اگر اينها به هم پيوند بخورد نيروي عظيمي به جريان خواهد
افتاد که دنيا را تکان خواهد داد. کوشش ما کارگران اين است. ما در پي
پيروزي هستيم نه در پي شکست. و شکست را مايه افتخار خود نميدانيم. و
اجازه نميدهيم کساني که شکست را پذيرفته اند، شکست خودشان را به حساب
ما بگذارند.
|