پنجشنبه، ١٩ مهر١٣٨٦- ١١ اکتبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٦٩

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

مراسم دولتي را پنهاني برگزار کنيد!

سيروس بابايي از ايران

. کارگران نيشکر هفته تپه در ادامه اعتصابات پي در پي خود از چند روز پيش در حالي که بيش از نيمي از ماه رمضان سپري شده بود باز هم اعتصاب کردند. در حاليکه چند روز از اعتصاب در محل کارخانه گذشته بود ولي از جانب کارفرما جواب روشني که نشان از برآورده کردن مطالباتشان باشد نگرفتند . اين اتفاق همزمان با روز اسلامي " قدر" و مراسم سوگواري بود که دسته هاي عزاداري طبق معمول و با حمايت ارگانهاي دولتي در مراکز مختلف شهرها به راه مي افتند. مسئولين دولتي شهر شوش هم با دعوت از مردم به شرکت در عزاداري روز ١٠ مهر خود را آماده برگزاري مراسمي به گفته خودشان روحاني کرده بودند و با ديدن جمع زياد کارگران پارچه سياه به دست نيشکر ذوق زده شدند و از اينکه مي ديدند کارگران تحت ستم به احترام اين روز تمام مشکلات خود را فراموش کرده و به ياد مظلوميت امامان افتاده اند بيش از حد به وجد آمده بودند. اما غافل از انگيزه واقعي کارگران مبارز نيشکر هفت تپه! غافل از آنکه آنها به منظور غافلگير کردن نيروهاي سرکوبگر آمده بودند صداي اعتراضشان را به گوش همه برسانند و بخواهند حقوق عقب افتاده ماهها پيش را بدهند. به اين ترتيب كارگران فضاي عزاداري را به فضاي اعتراض خود تبديل كردند. کارگران مبارز هفت تپه اين بار مسئولان دولت را چنان از خوشخيالي به خود آورد که احتمالا از اين به بعد از ديدن هر جمعي حتي در مراسمهاي خودشان تحت شديدترين تدابير امنيتي بوحشت بيافتند. چه کار بايد بکنند؟ حالا مراسم مذهبي و دولتي را هم براحتي نميتوانند برگزار كنند. نمونه اش را قبلا به نحو جالب تري در مراسم خانه كارگريها در اول مه ديده بودند. اما در روز مذهبي فكرش را هم نميكردند.

ساليان دور و درازي مي خواستند جامعه را با ابزار مذهب و خرافات سرکوب و آرام کنند و هر اعتراضي را با آن خفه و با کشاندن اوباش مذهبي به خيابان از معترضان زهر چشم بگيرند. در اين زمينه تا حدي هم موفق بودند. اين رژيم اميد زيادي به قدرت منکوبگر و توهم افزاي کابووس مذهب بسته بود. طي ساليان گذشته با به راه انداختن کارناولهاي مسخره تلاش کرده جامعه را به تماشاچياني تبديل کند که فقط حق تماشا و تحسين دلقكها را داشته باشند. هر گونه حرکت حق طلبانه و اعتراض به پايمال شدن حقوق اجتماعي و طبقاتي را با زنجير پوسيده مذهب پاي بند مي زد. تلاشهاي زيادي کرد تا گوشه گوشه محل کار و زندگي انسانهاي کارگر و زحمتکش را تبديل به مسجد کند و آنها را با زور و ارعاب پشت سر روضه خوانان در کنار متملق گويان و چاپلوسان شوراهاي اسلامي و خانه کارگريها به کرنش بر آستان نظام متعفن سرمايه داري وادارشان کنند. پرچم سياه نمادي از سکوت بود و کارگر بايد به احترام نماد مرگ و نيستي چشم خود را بر نيازهاي ملموس و هرروزه زندگيش، بر لختي فرزند، بر سفره بي رونق خانه اش و بر همه بلاهائي که زندگيش را سياه کرده بود ببندد. در غير آنصورت مرتکب ارتداد و مستوجب سزا بود. ولي تا کي انسانهاي زحمتکش بايد اين رمالگري و حقه بازيها را تحمل مي کردند؟ تا كي ميتوانستند بيش از اين دندان روي جگر بگذارند؟ طبقه کارگر مدتهاست که به همه اين ها قاطعانه پاسخ نه داده اند و کارگران نيشکر هفت تپه يك بار ديگر آن پاسخ را تاكيد كردند.

مراسم دولتي را بايد بهم زد!
تلاش ما كارگران بايد اين باشد كه كاري كنيم كه پادوهاي جمهوري اسلامي جرات تجمع نداشته باشند. بايد مراسمشان را حتي المقدور بهم زد. کارگران ايران از سالها پيش ترفندهاي دولت را به منظور مهار اعتراضات و به انحراف کشاندن مبارزات کارگري بي اثر کرده و نه تنها باندها و ارگانهاي مأمور سرکوب و اشاعه خرافات در ميان کارگران را طرد و منزوي کرده اند بلکه بارها طرح و نقشه هاي ضد کارگري در قالب "مراسم کارگري" را بر هم زده و تريبونها را گرفته و فضا را به نفع خود تغيير داده و عملا عواملشان که از شوراهاي اسلامي و خانه کارگر بوده اند را وادار كرده اند كه شاهد خاموش محكوميت رژيمشان توسط كارگران راديكال باشند.

ايجاد محدوديتهاي شديد در برگزاري جشنها و مراسمهاي مستقل کارگري و فشار بر کارگران براي شرکت در مراسهاي دولتي "خانه کارگر" شيوه اي بود که دولت به آن اميد و دلبستگي زيادي داشت که بتواند مبارزات کارگري را مهار کند. ولي فکر فراتر از آن را نکرده بودند که ممکن است تدارک اين گونه مراسمها از طريق خانه کارگريهاي منفور و به هزينه دولت نه تنها به نفعشان تمام نشود بلکه دردسر ساز هم شود! اميد مهره هاي رژيم به آن بود که با قرار دادن اجباري توده هاي کارگر به پشت سر عوامل خانه کارگر و مجبور کردنشان به شنيدن چرنديات محجوب و صادقي از طرفي گرد توهم بر اذهان کارگران بپاشند و از طرف ديگر دستمايه اي براي تبليغات عوامفريبانه در سطح بين المللي داشته باشند تا از سوي نظامهاي سرمايه داري متعارف در معاملات بازار جهاني پذيرفته شوند. قرار دادن هرچه بيشتر کارگران پشت سر خانه کارگر علاوه بر امکان به بي راهه کشاندن کارگران و کند کردن لبه تيغ اعتراضاتشان نسبت به کل نظام، در سطح بين المللي نيز امکان آن را ميسر مي کرد که خود را هم تراز و همسان با دولتهاي سرمايه داري ديگر که زير فشار نيروي متحد مبارزه طبقه کارگر در کشورهايشان به پذيرش برخي از مطالبات کارگري گردن نهاده اند بنمايانند. اما برخلاف انتظار مدافعان منافع سرمايه داري ايران کارگران با تيزبيني و درايت آنچه را که دستگاه سرکوب بدان اميد بسته بود به پديده اي بر ضدش تبديل کرد که ديگر حتي کنترلش هم آسان نيست و هر بار عليرغم تمهيدات وسيع پليسي چنان نقشه هايش به هم ريخته مي شود که تا مدتها برخود مي پيچند و از شدت ناراحتي يکديگر را گاز مي گيرند. از چند سال قبل هر سال هفته ها قبل از روز جهاني کارگر عوامل خانه کارگر به کمک رسانه ها و ارگانهاي ديگر سرکوب جلو مي افتند و از برگزاري مراسم اين روز با مرکز قرار دادن خودشان خبر مي دهند. تبليغات راه مي اندازند و از کارگران دعوت مي کنند تا به فکر برگزاري مراسم خودشان نيافتند و در نمايش خانه کارگر شرکت کنند. گرچه بخشهائي از کارگران به اين فراخوانها اعتنائي نکرده اند و هر ساله مراسم خود را به شيوه هاي متفاوت و ممکن از مراسم داخل سالن گرفته تا مراسمهاي خياباني را برپا کرده اند ولي کساني هم که رفته اند از فرصت استفاده کرده و فضاي مراسم را به کلي تغيير داده اند. نمايش چاپلوسانه عوامل خانه کارگر را به مراسمي سراپا اعتراضي و کارگري تبديل کرده اند و کساني مثل محجوب بناچار دمشان را روي کولشان گذاشته و گريخته و بقيه سرسپردگانشان هم سراسيمه فرصت نيافته اند دم ودستگاه روده درازي کسي مانند محجوب را جمع کنند در نتيجه تجهيزاتشان زير پا خرد شدند. آخرين نمونه به هم خوردن نمايش خانه کارگر روز جهاني کارگر امسال بود که محجوب از دست کارگران در ورزشگاه شيرودي گريخت. آن همه تشريفات چيده بودند و پليس جمع کرده بودند که محجوب از قانون کارشان دفاع کند و بگويد با اصلاحاتي در بعضي بندها منافع کارگران تأمين مي شود و در نهايت بخواهد که از آن حمايت کنند. ولي شاهد بوديم که چگونه جمعيت هزاران نفره کارگران خشمگين با دادن شعارهاي سوسياليستي تابوت نمادين قانون کار را تشيع و به گور سپردند. ديديم که چگونه سرکوبگران با حسرت و نفرت و واهمه به جمعيت مي نگريستند و جرأت هيچ عکس العملي نداشتند. حالا رژيم مطمئن شده که رياکاريهاي خانه کارگر هم در تلاش براي مهار جنبش اعتراضي طبقه کارگر حاصلي ندارد. مي داند هر حيله اي که بخواهد به کار ببرد کارگران به ضد خودش تبديل خواهند کرد. کارگران ايران به هيچ روشي قابل کنترل نيستند. کاملا معترض و آماده هستند. در مقابل سرکوبهاي عريان و رودررو مقاومت مي کنند. در نمايشات دولتي هم فضا و تريبونها را به دست خود مي گيرند. اين شرايط جديد و ويژگي مبارزاتي کارگران بيش از پيش دولت و کارفرمايان را دچار سردرگمي کرده است. به هر روشي که روي مي آورند با مقاومت و مبارزه کارگران مواجه مي شوند ؟ راهي كه پيش پايشان باقي خواهيم گذاشت اينست كه بروند مراسم دولتي را مخفيانه برگزار كنند!