پنجشنبه، ١٩ مهر١٣٨٦- ١١ اکتبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٦٩

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

از زبان كارگران هفت تپه

دو گزارش كوتاه كه به حزب رسيده است

ما يك دنياي شاد و مرفه ميخواهيم

ما سه ماه است حقوق نگرفته ايم. حال اگر کارخانه ما مثل کارخانه قند دزفول تعطيل شود چه کنيم. کارگري که ٢٠ تا ٢٥ سال کار کرده تکليفش چه ميشود. با اين دستمزدهاي کم٬ وقتي که دستمزد کارگر را ماهها نميپردازند زندگي کارگر و خانواده وفرزندانش تباه ميشود. کارگر به دزدي و اعتياد و فساد کشيده ميشود. بنابراين درد ما درد آينده است. درد ما تضمين آينده فرزندانمان است. من در قبال فرزندم مسولم چون فرزند من است. اگر فردا دزد شد٬ معتاد شد چه کنم. آنوقت چگونه سرم را بالا بگيرم. براي اينست که ما مبارزه ميکنيم. براي اينست که ما کارگران اعتراض ميکنيم. آيا جامعه بشري اين را قبول ميکند. قبول ميکند که بچه هاي ما به جاي تحصيل به دزدي و اعتياد و فساد بيفتد. حتي فکر اين ها زجر آور است. آنوقت اينها ميگويند بياييد يکماه حقوق معوقه خود را بگيريد. اينها حتي طب هاي ما را نميدهند. آيا راهي جز مبازره مقابل ما مي ماند؟ اين حرفها نه تنها درد دل من کارگر نيشکر هفت تپه بلکه درد دل همه است. همه جامعه است. ما آينده را دوست داريم که همه خوشحال باشند. خوشحالي همه کارگران و همه مردم خوشحالي من هم هست. فقر آنچنان است که الان دوستان ما براي لقمه اي نان مانده اند. ما چگونه ميتوانيم حتي ناني که با بدبختي بدست مي آوريم را به راحتي بخوريم. براي اين است که ما مبازره ميکنيم. ما يک دنياي شاد و مرفه ميخواهيم.

براي همين است كه كوتاه نمي آييم

شرکت طرح نیشکر هفت تپه در ١٥ کيلومتري شوش در شمال خوزستان در منطقه هفت تپه واقع شده است. کارگران آن عمدتا از مناطق شوش٬ شوشتر٬ دزفول٬ انديمشک و اهواز هستند. اين کارگران حدود ٤٨ سال پیش توسط شرکتهایی امریکایی ساخته شده و اولین تولید کننده شکر از نیشکر در ایران است. در اين شرکت ٤٠٠٠ کارگر به کار اشتغال دارند که با احتساب ميانگين اينکه هر کارگر سه فرزند داشته باشد و با احتساب احتمالا اگر کسي مادر يا پدرش نيز با آنها زندگي کند. حداقل جمعيتي حدود ١٥٠٠٠ نفر را در بر ميگيرد. همچنين ٤ شرکت خوراک دام- کاغذ پارس-حریر پارس- طرح نیشکر از زير مجموعه هاي آن هستند که آنها نيز هر کدام دو تا سه هزار کارگران دارند.
در نيشکر هفت تپه در کل ٣٠١ پرسنل کارمند٬ ١٩٦٩ کارگر رسمي٬ ١٠٠٠ کارگر قراردادي و ١٠٠٠ کارگر پيمانکاري کار ميکنند. ساعت کار اين شرکت سه شيفت است. شيفت صبح از ساعت ٧ تا ٣ عصر٬ شيفت عصر ٣ تا ١١ شب و شيفت شب ساعت ١١ تا ٦ صبح است. البته علاوه بر اين ساعات کاري در روز دو ساعت صرف اياب و ذهاب ميشود و کارگران با سرويس هاي مخصوص به کارخانه مي آيند. روزهاي پنجشنبه کارخانه نيمه وقت است. اما بعد از ظهر پنجشنبه و روز جمعه اضافه کاريست. به اين معني که کارگران در روزهاي جمعه در فصل بهره برداري تمام روز جمعه و در فصول ديگر از ٧ صبح تا ١١ صبح اضافه کاري ميکنند و روزهاي پنجشنبه نيز باقي روز را نيز اضافه کاري دارند. کارگر در يک تناقض قرار دارد. از يکطرف آرزو دارد روز پنجشنبه و جمعه را کنار خانواده و فرزندانش باشد٬ از سوي مرتبا به فکر اينست که تعطيلاتي در ميان باشد که به جاي تعطيلي اضافه کاري کيند و کسري درآمد خود را جبران کنند. قيمت ها هم هر روز بيشتر ميشود و با وجود اينهمه اضافه کاري و فشار کار باز زندگيمان نمي چرخد و با قرض و بدبختي سر ميکنيم.
ميزان دستمزد کارگران بسيار پايين است. بطور مثال کارگران رسمي و با تخصص بالا رقمي بين ٣٠٠ تا ٤٥٠ هزار تومان در ماه دريافت ميکنند. اما کارگران قراردادي بين ٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار در ماه.
در سالهای اخیر به دلیل خصوصی سازی ها و واردات بی رویه شکر موقعیت شرکت در منطقه و اقتصاد آن بحالت ورشکستگي در آمده است و من کارگر نه تنها دستمزدم را بايد مدام با اعتراض و مبارزه نقد کنم٬ بلکه دائم در کابوس ورشکستگي کارخانه و از دست دادن کارم بسر ميبرم. آنهم در شرايطي که نه بيمه بيکاري و نه تاميني هست که بتوانم به آن اتکا داشته باشم. کلا در شهر شوش بخش اعظم مردم کارگران شرکتهايي هستند که در وضعيتي مشابه نيشکر هفت تپه بسر ميبرند. مرتبا مشکل دستمزد پرداخت نشده دارند و ورشکستگي و بيکاري تهديدشان ميکند. همين اخيرا بود که بدليل ورشکسته شدن چقندرکاران منطقه٬ شرکت قند دزفول به دليل ورشکستي تعطيل شده و کارگران آن بيکار شدند. باور کنيد وقتي در شهر مي چرخي خيلي از مردم دارند از دستمزدهاي پرداخت نشده و معضلات زندگي شان درد دل ميکنند. اينست که اعتصاب ما٬ به نوعي به همه مردم مربوط است و همه آنرا با علاقه مندي دنبال ميکنند. الان خواست دستمزدهاي پرداخت نشده خواست خيلي از کارگران در منطقه ماست. و همه به اعتراض يکديگر مثل يک نيروي کمکي نگاه ميکنند. اين وضعيت در عين اينکه ناشي از درد مشترک ماست. اما به ما نيرو ميدهد و ميدانيم که ميتوانيم با نيروي بزرگتري مبارزه کنيم. براي همين است که کوتاه نمي آييم. مبارزات ما ادامه دارد.