9 اوت و تشکيلات سياه سرمايه داران
ياشار سهندي از ايران
"آقا، خانه کارگر چکاره بوده که نگذارد تشکيلات ديگري شکل بگيرد"
کسي که اين چنين با عصبانيت سخن گفته "خواهر سرکار خانم سهيلا
جلودارزاده" است، از سردمداران تشکيلات ضد کارگري "خانه کارگر" که در
مصاحبه با روزنامه اعتماد پنج شنبه 18 مرداد بيان داشته است. و در جايي
ديگر که خبرنگار ميپرسد که خانه کارگر متهم شده بود که به اعضاي سنديکا
حمله کرده ايا اين اتهام درست بوده يا خير؟ اينگونه جواب ميدهد :"براي
اينکه براي ما حفظ حقوق قانوني مان ممکن بوده است. در تظاهراتي که به
مناسبت روز کارگر داشتيم تعهد کرده بوديم که در يک چهارچوب مشخص حرکت
کنيم لذا آقاياني که قصد حرکات تندتر را دارند بهتر است در تجمعات
خودشان تندروي کنند."(!!)
سابقه "خانه کارگر" بعد از خرداد 60 که با کشتار و فراري دادن
فعالين کارگري چپ به دست دارودسته حزب الله افتاد اظهر من الشمس است.
يکي از اصلي ترين وظايف اصلي اش، همين جلوگيري از شکل گيري "تشکيلات
کارگري ديگر" بوده. اين تشکيلات حتي از نوع تشکيلات موسم به " تشکيلات
زرد" هم نبوده بلکه ارگان سرکوب و جاسوسي کارگران بوده، يک تشکيلات
سياه سرمايه داري در جهت خاموش کردن کارگران براي کار ارزان است. آخرين
دستاوردشان حمله به رهبران سنديکا و بريدن زبان اسانلو بود. و سهيلا
جلودارزاده در عين در رفتن از جواب يک سوال مستقيم به حقيقتي اشاره
ميکند و ميگويد:" براي اينکه حفظ حقوق قانوني ما ممکن بوده است." حفظ
حقوق اين تشکيلات همانا حمله به فعالين کارگري است و نمونه آخرين شان
را هم مثل هميشه در پناه "ماموران قانون" انجام دادند. سهيلا
جلودارزاده تعريفي که از نماينده کارگر ميدهد جالب توجه است و بيان
حقيقتي ديگر است که اين گونه تشکيلاتها براي چي هستند و چه ميکنند
ايشان مي گويد: نماينده کارگر بايد سوپاپ اطمينان باشد. و ما ( خانه
کارگر) اين نقش را ايفا ميکنيم ولي کسي توجه نميکند ، او حتي اذعان
ميکند: از مرحله سوت زدن هم گذشته است. و هر لحظه ممکن است ديگ بترکد!
سرکار خانم جلودارزاده همه اين مشخصات را ميدهد تا دولت احمدي نژاد را
متوجه اين نكته کند كه اين گونه که نسبت به اين تشکيلات (يعني خانه
كارگر) بي توجهي نشان ميدهد خطر عظيم تر را متوجه همه نظام ميکند. اما
چرا دولت احمدي نژاد نسبت به اين تشکيلات " بي مهري" ميکند تا آنجا که
حتي سهم آنها را از دستمزد کارگر را که بن هاي خواربار بوده از دست شان
گرفته ( و اين يکي از گله هاي اصلي خانم جلودارزاده است) و به سوت خطر
شان توجه نشان نميدهد؟
واقعيت اين است اين تشکيلات دست به هر جنايتي زد که جلو آنچيزي را
بگيرد که هم اکنون اتفاق افتاده. حتي بنا به گفته سهيلا جلودارزاده به
سنديکا کمک کرده اند که "بخشي از مطالبات آنها" تحقق يابد و آنها نيز
به گفته ايشان "خيلي همکاري" کردند، اما چه وقتي به دفتر سنديکا حمله
کردند؟ وقتي كه در خفا، حالا نگوييم معامله، گفتگو کردند باز هم
نتواستند جلو حرکت جنبش کارگري را بگيرند. سرکار خانم جلودارزاده در
همين مصاحبه معترف است که کارگران به آنها اعتماد ندارند، تشکيلاتي که
قرار بود به قول امام راحلشان جلو وقوع "انفجار در ميان کارگران" را
بگيرد به بن بست خورده، کارايي خود را از دست داده و به ضد خود تبديل
شده است. در هر کارخانه اي که اين ارگان سرکوب و جاسوسي دولت تشکيلاتي
دارد،اولين خواسته کارگران انحلال و برچيده شدن اين تشکيلات است. و اين
خواسته عملا يعني اينكه دست دولت بايد از سر کارخانه ها و كارگران
کوتاه شود. اين ارگان خاصيتش را از دست داده چون کارگران در ايران نه
تنها دولت بلكه حتي (ILO) را كه خود ارگاني در خدمت دولتهاي سرمايه
داري است دور زدند و مستقيما با سازمانهاي جهاني کارگري تماس ميگيرند و
روزهاي مثل 15 فوريه و 9 اوت را مي آفرييند. اين ارگان ناتوان و
درمانده شده است، مراسم ميگذارد که روز کارگر را لجن مالي کند کارگران
از فرصت استفاده کرده و مراسم آنها را به يک متينگ اعتراضي تبديل
ميکنند و شعارهاي مطرح ميکنند که عملا بيان خواست جامعه سوسياليستي
است.
اين تشکيلات در طول تمام اين سالها که بدست حزب الله افتاده تمام توان
ظرفيت ضد کارگري خود را به نمايش گذاشته است اما متاسفانه هنوز مشاهده
ميشود که کساني هنوز از اين تشکيلات به نام تشکل کارگري نام ميبرند. در
همين مصاحبه خبرنگار روزنامه از ايشان ميپرسد:" تلاشي هم براي آزادي
اعضاي بازداشت شده ( سنديکاي شرکت واحد) اين تشکل کرده ايد؟" جواب
سرکار خانم:" جديدا نه، البته آنها هم قدري تندروي ميکنند و گاهي از
چهارچوب قوانين خارج ميشوند. حتي اگر از حق قانوني محروم شوند باز بايد
پيگيري آن از طريق قانون باشد." تمام هم و غم ايشان بردن کارگران و
بويژه فعالين آنها به مسلخ قوانين اسلامي است. اينها خود بارها به
عنوان مجري همين قوانين به تشکلات و فعالين کارگري حمله کرده اند.
به همين دليل به عنوان يک خواست برحق کارگران بايد اين مطالبه کارگران
بيشتر از گذشته برجسته شود که اين تشکيلات ضد کارگري بايد سريعا منحل
شود و بساط شان از کارخانه ها برچيده شود. اين ارگان بخشي از دستگاه
جهنمي سرکوب جمهوري اسلامي است. اين روزها که ارگان خبرگزاري اش تعطيل
شده مرثيه سرايي ميکند که ديگر هيچ کس مدافع کارگر نيست و خبري به گوش
کسي نخواهد رسيد. ظاهرا امر بر خودشان هم مشبته شده كه اگر اينها اخبار
اعتراضات و اعتصابات كارگري را دست و پاشكسته و تحريف شده ندهند، اخبار
اعتراضات كارگري منعكس نميشود. به ايشان بايد گفت ان دوره سالهاست
گذشته است. خبرها بردوش امواج بسياري بلافاصله از سد سانسور ميگذرد و
به گوش همگان ميرسد. خيال ايشان راحت باشد! مشكلشان البته اينست كه چرا
احمدي نژاد نميفهمد كه اگر ايلنا را ببندد رسانه هاي غير دولتي و چپ و
راديكال به مرجع خبر اعتراضات تبديل ميشوند. في الواقع هم شده اند. با
وجود دستگاه هاي عريض و طويل سانسور و سرکوب شديد، واقعه 9 اوت نشان
داد کارگران ايران نه مدافعاني از جنس خانه کارگريها مي خواهند نه
ارگان خبري مثل "ايلنا". با وجود اين فشارها و ايجاد جو رعب وحشت در
ماه گذشته بوسيله اعدامهاي در ملاعام و سنگسار و بگير وببند دانشجويان
و کارگران و صادر کردن حکمهاي قرون وسطايي براي کارگران " اتحاديه
سراسري کارگران اخراجي و بيکار"، کارگران ايران توانستند همبستگي جهاني
کارگران دنيا را جلب کنند از آن بالاتر جنبش همبستگي جهاني را به حرکت
وادارند. همزمان با 9 اوت مصاحبه سرکار خانم منتشر شد که البته حتما از
سر تصادف بوده است! و اصلا و ابدا ربطي به هم نداشته، اصلا مگر روزنامه
هاي رسمي يک کلام نوشتند که روز 9 اوت چه خبر است و ايلنا هم که بسته
است پس هيچ تصادفي در کار نبوده! اما حرکت 9 اوت نشان اين بود که
کارگران به تشکيلات جاسوسي و سرکوب احتياج ندارند بلکه خود با قدرت
اجتماعي جهاني خود امر خود را پيش خواهند برد.9 اوت يکبار ديگر فرياد
کارگران را منعکس نمود که تشکيلات ضد کارگري بايد منحل گردند.
|